اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
دویست و ششم
وَعَلَى
الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأرْضُ بِمَا
رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ
اللَّهِ إِلا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ
التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١١٨)
يَا
أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
(١١٩)
مَا
كَانَ لأهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ
بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلا نَصَبٌ وَلا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ
اللَّهِ وَلا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلا يَنَالُونَ مِنْ
عَدُوٍّ نَيْلا إِلا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ
أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (١٢٠)
وَلا
يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً وَلا يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلا
كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
(١٢١)
وَمَا
كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ
مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا
رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (١٢٢)
118. (He turned In Mercy also) to the three who were left behind;
(They felt guilty) to such a degree that the earth seemed constrained to them,
for all its spaciousness, and their (very) souls seemed straitened to them,- and
They perceived that there is no fleeing from Allah (and no refuge) but to
Himself. then He turned to them, that They might repent: for Allah is
Oft-Returning, Most Merciful.
119. O
ye who believe! fear Allah and be with those who are true (in word and
deed).
120. it
was not fitting for the people of Medina and the Bedouin Arabs of the
neighbourhood, to refuse to follow Allah.s Messenger, nor to prefer their own
lives to his: because nothing could They suffer or do, but was reckoned to their
credit As a deed of righteousness,- whether They suffered thirst, or fatigue, or
hunger, In the cause of Allah, or trod paths to raise the ire of the
Unbelievers, or received any injury whatever from an enemy: for Allah suffereth
not the reward to be lost of those who do good;-
121.
nor could They spend anything (for the Cause) - small or great- nor cut across a
valley, but the deed is inscribed to their credit: that Allah may requite their
deed with the best (possible reward).
122.
nor should the believers all go forth together: if a contingent from every
expedition remained behind, They could devote themselves to studies In religion,
and admonish the people when They return to them,- that Thus They (may learn) to
guard themselves (against evil).
118* و
نیز بر آن سه تن که " با عذرتراشی خود ، از کارزار" وا پس نهاده شدند –
و مردم با قهر و نفرت از آنها بریدند –
تا آنگاه که زمین با همه فراخی اش برآنها تنگ شد و دلهاشان به تنگ آمد و دانستند که
از خدا هیچ پناهی نیست مگر به خود او، آنگاه " به بخشایش خود " بر آنان بازگشت تا
توبه کنند ، که خدا توبه پذیر و مهربان است .
119*
ای کسانی که ایمان آورده اید ، از خدای پروا کنید و با راستگویان
باشید.
120*
مردم
مدینه و بادیه نشینان پیرامونشان را نسزد که از " همراهی با " پیامبر خدا واپس
مانند و نه اینکه به " حفظ " جانهای خویش رغبت نمایند و از جان وی روگردان شوند
–
یعنی جانهای خویش از جان او عزیز تر شمارند - . این از آن روست که در راه خدا هیچ
تشنگی و رنج و گرسنگی بدیشان نرسد و هیچ گامی در جایی که کافران را به خشم آرد
ننهند و به هیچ کامی از دشمن دست نیابند –
از کشتن و زخمی کردن و اسیر گرفتن و غنیمت بردن –
مگر اینکه به پاداش آن برای ایشان کاری نیک و شایسته نویسند ، که خدا مزد نیکوکاران
را تباه نمی کند .
121*
و
هیچ هزینه ای کوچک یا بزرگ نکنند، و هیچ وادیی –
دره یا زمینی –
نپیمایند مگر آنکه برایشان " کار شایسته " نوشته شود ، تا خدای به نیکو ترین آنچه
می کردند پاداششان دهد .
122*
و
همه مومنان رانشاید که " برای جهاد " بیرون روند، پس چرا از هر گروهی از ایشان تنی
چند بیرون نروند تا دانش بیاموزند –
معارف و احکام اسلام را فرا گیرند- و تا مردم خویش را چون به سوی آنان باز گردند
بیم دهند شاید بترسند و بپرهیزند.
118. et [il accueillit le repentir] des trois qui étaient restés
à l'arrière Si bien que, toute vaste qu'elle fût, la terre leur paraissait
exiguë; ils se sentaient à l'étroit, dans leur propre personne et ils pensaient
qu'il n'y avait d'autre refuge d'Allah qu'auprès de Lui. puis il agréa leur
repentir pour qu'ils reviennent [à Lui], car Allah est l'Accueillant Au
repentir, le Miséricordieux.
119.
vous qui croyez! craignez Allah et soyez avec les
véridiques.
120. il
n'appartient pas aux habitants de Médine, ni aux Bédouins qui sont autour d'eux,
de traîner loin derrière le Messager d'Allah, ni de préférer leur propre vie à
la sienne. car ils n'éprouveront ni soif, ni fatigue, ni faim dans le sentier
d'Allah, ils ne fouleront aucune terre en provoquant la colère des infidèles, et
n'obtiendront aucun avantage sur un ennemi, sans qu'il ne leur soit écrit pour
cela une bonne action. en vérité Allah ne laisse pas perdre la récompense des
bienfaiteurs.
121.
ils ne supporteront aucune dépense, minime ou importante, ne traverseront aucune
vallée, sans que (cela) ne soit inscrit à leur actif, en sorte qu'Allah les
récompense pour le meilleur de ce qu'ils faisaient.
122.
les croyants n'ont pas à quitter tous leurs foyers. pourquoi de chaque clan
quelques hommes ne viendraient-il pas s'instruire dans la religion, pour pouvoir
à leur retour, avertir leur peuple afin qu'ils soient sur leur
garde.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ دویست و
پنجم
التَّائِبُونَ
الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ
وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (١١٢)
مَا
كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ
كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ
الْجَحِيمِ (١١٣)
وَمَا
كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ إِلا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ
إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ (١١٤)
وَمَا
كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ
مَا يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (١١٥)
إِنَّ
اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ
دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١١٦)
لَقَدْ
تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ الَّذِينَ
اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ
فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ
(١١٧)
112.
those that turn (to Allah. In repentance; that serve him, and Praise him; that
wander In devotion to the cause of Allah,: that bow down and prostrate
themselves In prayer; that enjoin good and forbid evil; and observe the limit
set by Allah.- (These do rejoice). so proclaim the glad tidings to the
believers.
113. it
is not fitting, for the prophet and those who believe, that They should pray for
forgiveness for Pagans, Even though They be of kin, after it is Clear to them
that They are companions of the Fire.
114.
and Abraham prayed for His father's forgiveness only because of a promise He had
made to Him. but when it became Clear to Him that He was an enemy to Allah, He
dissociated Himself from him: for Abraham was Most tender-hearted,
Forbearing.
115.
and Allah will not mislead a people after He hath guided them, In order that He
may make Clear to them what to fear (and avoid)- for Allah hath knowledge of all
things.
116.
unto Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth. He giveth life
and He taketh it. except for Him ye have no Protector nor
helper.
117.
Allah turned with favour to the Prophet, the Muhajirs, and the Ansar,- who
followed Him In a time of distress, after that the hearts of a part of them had
nearly swerved (from duty); but He turned to them (also): for He is unto them
Most Kind, Most Merciful.
112*
همان توبه کنندگان و پرستندگان و ستایندگان سپاسدار و گردش کنندگان " در راه خدا "
–
یار روزه داران- و رکوع کنندگان و سجود کنندگان و فرمایندگان به کار نیک و
بازدارندگان از کار زشت و نگهداران مرزهای –
حدود احکام –
خدای ، و مومنان را مژده ده.
113*
پیامبر و کسانی را که ایمان آورده اند نسزد که برای مشرکان ، هر چند خویشاوندان
باشند ، آمرزش بخواهند پس از آنکه برایشان روشن شد که آنها
دوزخیانند.
114*
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش –
عموی مشرکش که به جای پدر سرپرست او بود- نبود مگر از برای وعده ای که به او داده
بود ، پس چون برای اوروشن شد که وی دشمن خداست از او بیزار شد ، همانا ابراهیم
بسیار آه کننده –
از ترس خدا –
و بردبار بود.
115*
و خدا برآن نیست که مردمی را پس از آنکه راهشان نمود گمراه کند تا برایشان آنچه را
که باید " از آن بپرهیزند بیان کند، که خدا به هر چیزی داناست
.
116*
همانا خدای راست پادشانی آسمانها و زمین، زنده کند و بیمراند ، و شما را بجز خدا
هیچ سرپرست ویاوری نیست .
117*
هرآینه خدا " به بخشایش خویش و قبول توبه " بر پیامبر و مهاجران وانصار که در هنگام
سختی و دشواری –رفتن
به جنگ تبوک –
از او پیروی کردند بازگشت پس از آنکه دلهای گروهی از آنان در آستانه لغزش و کجروی
بود –
که چرا باید با کمبود وسایل و غذا در شدت گرما راه دراز تبوک را در پیش گیریم
–
و باز " به بخشایش خود " بدیشان روی کرد و توبه شان را پذیرفت ، که او به آنان رووف
و مهربان است.
112. ils sont ceux qui se repentent, qui
adorent, qui louent, qui parcourent la terre (ou qui jeûnent), qui s'inclinent,
qui se prosternent, qui commandent le convenable et interdisent le blâmable et
qui observent les lois d'Allah... et fais bonne Annonce aux
croyants.
113. il
n'appartient pas Au prophète et aux croyants d'implorer le pardon en faveur des
Associateurs, fussent-ils des parents alors qu'il leur est apparu clairement que
ce sont les gens de l'Enfer.
114.
Abraham ne demanda pardon en faveur de son père qu'à cause d'une promesse qu'il
Lui avait faite. Mais, dès qu'il Lui apparut clairement qu'il était un ennemi
d'Allah, il le désavoua. Abraham était certes plein de sollicitude et
indulgent.
115.
Allah n'est point tel à égarer un peuple après qu'il les a guidés, jusqu'à ce
qu'il leur ait montré clairement ce qu'ils doivent éviter. Certes, Allah est
Omniscient.
116. a
Allah appartient la royauté des cieux et de la terre. il donne la vie et il
donne la mort. et il n'y a pour vous, en dehors d'Allah, ni allié ni
protecteur.
117.
Allah a accueilli le repentir du Prophète, celui des Emigrés et des Auxiliaires
qui l'ont suivi à un moment difficile, après que les coeurs d'un groupe d'entre
eux étaient sur le point de dévier. puis il accueillit leur repentir car il est
Compatissant et Miséricordieux à leur égard.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
دويست و چهارم
وَالَّذِينَ
اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ
وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ
أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ
لَكَاذِبُونَ
(١٠٧)
لا
تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ
أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ
يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ (١٠٨)
أَفَمَنْ
أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ
أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ
وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٠٩)
لا
يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلا أَنْ
تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١١٠)
إِنَّ
اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ
الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا
عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى
بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ
وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١١١)
107. and as for those who put up a
mosque by Way of harming and disbelief, and to disunite the believers, and as an
outpost for those who warred against Allâh and his Messenger (Muhammad)
aforetime, they will indeed swear that their intention is nothing but good.
Allâh bears witness that they are certainly liars.
108. never stand You therein.
Verily, the mosque whose foundation was laid from the first Day on piety is more
Worthy that You stand therein (to pray). In it are men who love to clean and to
purify themselves. and Allâh loves those who make themselves clean and pure
(i.e. who clean their private parts with dust [i.e. to be considered as soap)
and water from urine and stools, after answering the call of
nature].
109. is it Then he, who laid the
foundation of his building on piety to Allâh and his good pleasure, better, or
He who laid the foundation of his building on an undetermined brink of a
precipice ready to crumble down, so that it crumbled to pieces with Him into the
Fire of Hell. and Allâh guides not the people who are the Zâlimûn (cruel,
violent, proud, polytheist and wrong-doer).
110. the building which they built
will never cease to be a Cause of hypocrisy and doubt In their hearts, unless
their hearts are cut to pieces. (i.e. till they die). and Allâh is All-Knowing,
All-Wise.
111. Verily, Allâh has purchased of
the believers their lives and their properties; for the price that Theirs shall
be the
107*
و گروهى ديگر از منافقان كسانى هستند كه مسجدى براى ضربه
زدن
به اسلام و براى ترويج كفر و تفرقه افكنى ميان مؤ منان و كمينگاهى براى
مساعدت
به
دشمنان ديرينه ى خدا و پيامبرش ساختند و همواره سوگند مى خورند كه جز
خير،
قصدى
نداريم! ولى خداوند گواهى مى دهد كه آنان دروغگويانند.
108*
در آن (مسجد ضرار،) هرگز براى نماز نايست، همانا مسجدى كه
از
روز نخست بر اساس تقوا بنا شده، سزاوارتر است كه در آن نماز برپادارى.
زيرا
در
آن مسجد، مردانى هستند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خداوند پاكان را
دوست
مى
دارد.
109*
آيا كسى كه بنيان كار خود را بر پايه ى تقوا و رضاى الهى
قرار
داده بهتر است، يا كسى كه بنياد كار خويش را بر لبه ى پرتگاهى سست و
فروريختنى
نهاده كه او را درآتشِ دوزخ مى اندازد؟ خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى
كند.
110*
بنيانى را كه منافقان بنا نهادند، همواره موجب تحيّر و سردرگمى
در
دلهاى آنان است. آنها راه نجاتى ندارند، مگر آنكه دلهايشان از نفاق جدا
شود
يا با مرگ، متلاشى شود و خداوند دانا و حكيم است
.
111* همانا خداوند از مؤ منان، جانها و
اموالشان را به بهاى بهشت
خريده
است. آنان در راه خدا مى جنگند تا بكشند يا كشته شوند. وفاى به اين
وعده
ى
حقّ كه در تورات و انجيل و قرآن آمده بر عهده خداست و چه كسى از خدا به
عهدش
وفادارتر
است؟ پس مژده باد شما را بر اين معامله اى كه به وسيله ى آن با خدا
بيعت
كرديد و اين همان رستگارى بزرگ است
.
107. ceux qui ont édifié une
Mosquée pour en faire [un mobile] de rivalité, d'impiété et de division entre
les croyants, qui la préparent pour celui qui auparavant avait combattu Allah et
son envoyé et jurent en disant: ‹Nous ne voulions que le bien!› [Ceux-là], Allah
atteste qu'ils mentent.
108. ne Te tient jamais dans (cette
mosquée). car une Mosquée fondée dès le premier jour, sur la piété, est plus
digne que Tu t'y tiennes debout. [pour y prier] on y trouve des gens qui aiment
bien se purifier, et Allah aime ceux qui se purifient.
109. lequel est plus méritant?
Est-ce celui qui a fondé son édifice sur la piété et l'agrément d'Allah, ou bien
celui qui a placé les assises de Sa construction sur le bord d'une falaise
croulante et qui croula avec Lui dans le feu de l'Enfer? et Allah ne guide pas
les gens injustes.
110. la construction qu'ils ont
édifiée sera toujours une source de doute dans leurs coeurs, jusqu'à ce que
leurs coeurs se déchirent. et Allah est Omniscient et
Sage.
111. Certes, Allah a acheté des
croyants, leurs personnes et leurs biens en échange du Paradis. ils combattent
dans le sentier d'Allah: ils tuent, et ils se font tuer. C'est une promesse
authentique qu'il a prise sur lui-même dans la Thora, l'Evangile et le Coran. et
qui est plus fidèle qu'Allah à son engagement? Réjouissez-vous donc de l'échange
que vous avez fait: et C'est là le Très grand succès.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
دويست و سوم
وَالسَّابِقُونَ
الأوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ
بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ
تَجْرِي تَحْتَهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ
الْعَظِيمُ (١٠٠)
وَمِمَّنْ
حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا
عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ
ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ
(١٠١)
وَآخَرُونَ
اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى
اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
(١٠٢)
خُذْ
مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ
عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(١٠٣)
أَلَمْ
يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ
الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٠٤)
وَقُلِ
اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ
وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا
كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٠٥)
وَآخَرُونَ
مُرْجَوْنَ لأمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ
وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٠٦)
100. and the first to embrace Islâm
of the Muhâjirûn (those who migrated from Makkah to Al-Madinah) and the Ansâr
(the citizens of Al-Madinah who helped and gave aid to the Muhâjirûn) and also
those who followed them exactly (in Faith). Allâh is well-pleased with them as
they are well-pleased with Him. He has prepared for them Gardens under which
rivers flow (
101. and among the bedouins round
about you, some are hypocrites, and so are some among the people of Al-Madinah,
they exaggerate and persist In hypocrisy, You (O Muhammad ) know them not, we
know them. we shall Punish them twice, and thereafter they shall be brought back
to a great (horrible) torment.
102. and (there are) others who
have acknowledged their sins, they have mixed a deed that was righteous with
another that was evil. Perhaps Allâh will turn unto them In Forgiveness. surely,
Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful .
103. take Sadaqah (alms) from their
wealth In order to purify them and sanctify them with it, and invoke Allâh for
them. Verily! Your invocations are a source of security for them, and Allâh is
All-Hearer, All-Knower.
104. know they not that Allâh
accepts repentance from his slaves and takes the Sadaqât (alms, charities) and
that All&achrc;h alone is the one who forgives and accepts repentance, Most
Merciful?
105. and Say (O Muhammad ) "Do
deeds! Allâh will see Your deeds, and (so will) his Messenger and the believers.
and You will be brought back to the All-Knower of the unseen and the seen. Then
He will Inform You of what You used to do."
106. and others Await Allâh's
Decree, whether He will Punish them or will forgive them. and Allâh is
All-Knowing, All-Wise.
100*
ونخستين پيشگامانِ از مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارى آنان
را پيروى كردند، خداوند از آنها راضى است و آنان نيز از خدا راضى و خدا براى
آنان باغهايى فراهم ساخته كه نهرها از پاى درختان آن جارى است، هميشه
در آن
جاودانه اند. اين است رستگارى و كاميابى بزرگ .
101*
و از ميان باديه نشينانِ پيرامونِ شما، گروهى منافقند و از اهل مدينه
نيز عدّه اى برنفاق خو گرفته اند، تو آنان را نمى شناسى، ولى ما آنها
را مى
شناسيم! بزودى آنان را دوبار عذاب خواهيم كرد، سپس به سوى عذابى
سهمگين، بازگردانده
مى شوند.
102*
و از اعراب ديگرانى هستند كه به گناهان خويش اعتراف كرده اند،
كار خوب و بد را به هم آميخته اند. اميد است خداوند توبه ى آنان را بپذيرد
و لطف
خويش را به آنان بازگرداند. همانا خداوند، آمرزنده و مهربان است .
103*
از اموالشان صدقه (زكات ) بگير تا بدين وسيله آنان را از بخل و
دنياپرستى پاك سازى و رشدشان دهى و بر آنان درود فرست و دعا كن. زيرا
دعاى تو،مايه
ى آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست .
104*
آيا ندانستند كه تنها خداوند از بندگانش توبه را مى پذيرد و صدقات
را مى گيرد و اينكه خداوند، بسيار توبه پذير و مهربان است .
105*
وبگو: هر گونه كه مى خواهيد و مى توانيد عمل كنيد، كه بزودى خداوند
و پيامبرش و مؤ منان كار شما را مى نگرند و بزودى به سوى داناى غيب و
آشكار بازگردانده
مى شويد، پس شما را به آنچه انجام مى داديد، آگاه خواهد كرد.
106*
و گروه ديگرى هستند كه كارشان به خواست الهى واگذار شده است يا عذابشان
مى كند و يا به خاطر توبه و پشيمانى، به آنان لطف مى كند وخداوند دانا
و حكيم
است .
100. les Tout premiers [croyants]
Parmi les Emigrés et les Auxiliaires et ceux qui les ont suivis dans un beau
comportement, Allah les agrée, et ils l'agréent. il a préparé pour eux des
jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, et ils y demeureront éternellement.
voilà l'énorme succès !
101. et Parmi les Bédouins qui vous
entourent, il y a des hypocrites, Tout comme une partie des habitants de Médine.
ils s'obstinent dans l'hypocrisie. Tu ne les connais pas mais nous les
connaissons. nous les châtierons deux fois puis ils seront ramenés vers un
énorme châtiment.
102. d'autres ont reconnu leurs
péchés, ils ont mêlé de bonnes actions à d'autres mauvaises. il se peut qu'Allah
accueille leur repentir. car Allah est Pardonneur et
Miséricordieux.
103. Prélève de leurs biens une
Sadaqa par laquelle Tu les purifies et les bénis, et Prie pour eux. Ta prière
est une quiétude pour eux. et Allah est Audient et
Omniscient.
104. ne savent-ils pas que C'est
Allah qui accueille le repentir de ses serviteurs, et qui reçoit les Sadaqat, et
qu'Allah est l'Accueillant Au repentir et le
Miséricordieux.
105. et Dis: ‹Oeuvrez, car Allah va
voir votre oeuvre, de même que son Messager et les croyants, et vous serez
ramenés vers celui qui connaît bien l'invisible et le visible. alors il vous
informera de ce que vous faisiez›.
106. et d'autres sont laissés dans
l'attente de la décision d'Allah, soit qu'il les punisse, soit qu'il leur
pardonne. et Allah est Omniscient et Sage.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ دويست و دوم
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٩٤)
سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٩٥)
يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (٩٦)
الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٩٧)
وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٩٨)
وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩٩)
94. they (the hypocrites) will present their excuses to You (Muslims), when You return to them. Say (O Muhammad ) "Present no excuses, we shall not believe you. Allâh has already informed us of the news concerning you. Allâh and his Messenger will observe Your deeds. In the end You will be brought back to the All-Knower of the unseen and the seen, Then He (Allâh) will Inform You of what You used to do." [Tafsir At-Tabari]
95. they will swear by Allâh to You (Muslims) when You return to them, that You may turn away from them. so turn away from them. surely, they are Rijsun [i.e. Najasun (impure) because of their evil deeds], and Hell is their dwelling place, - a Recompense for that which they used to earn.
96. they (the hypocrites) swear to You (Muslims) that You may be pleased with them, but if You are pleased with them, certainly Allâh is not pleased with the people who are Al-Fâsiqûn (rebellious, disobedient to Allâh).
97. the bedouins are the worst In disbelief and hypocrisy, and more likely to be In ignorance of the limits (Allâh's Commandments and his legal laws, etc.) which Allâh has revealed to his Messenger. and Allâh is All-Knower, All-Wise.
98. and of the bedouins there are some who look upon what they spend (in Allâh's Cause) as a fine and watch for calamities for you, on them be the calamity of evil. and Allâh is All-Hearer, All-Knower.
99. and of the bedouins there are some who believe In Allâh and the Last day, and look upon what they spend In Allâh's Cause as approaches to Allâh, and a Cause of receiving the Messenger's invocations. indeed These (spendings In Allâh's Cause) are an approach for them. Allâh will admit them to his Mercy. certainly Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.
94* هنگامى كه از جهاد برگشتيد، منافقانِ متخلّف از جنگ تبوك، براى شما عذر مى آوردند. بگو: عذرتراشى نكنيد، ما هرگز حرف شما را باور نمى كنيم، خداوند ما را از اخبار و احوال شما آگاه كرده است. خداوند و پيامبرش عملكرد شما را مى بينند، آنگاه نزد خدايى كه داناى پنهان و آشكار است بازگردانده مى شويد و او شما را به آنچه مى كرديد، آگاه خواهد كرد.
95* هنگامى كه از جهاد نزد منافقان بازگشتيد، براى شما به خدا سوگند مى خورند تا از گناه و سرزنشِ آنان چشم بپوشيد. پس، از آنان اعراض و دورى كنيد كه آنان پليدند و به خاطر آنچه بدست خود كسب مى كرده اند، جايگاهشان دوزخ خواهد بود.
96* براى شما سوگند مى خورند تا شما از آنان راضى شويد. بدانيد كه شما هم اگر از آنان راضى شويد، قطعاً خداوند از گروه فاسق، خشنود نخواهد شد.
97* باديه نشينانِ عرب به خاطر دورى از تعليم وتربيت وسخنان پيامبر، در كفر ونفاق شديدترند وبه اينكه حدود آنچه را خدا بر پيامبرش نازل كرده ندانند سزاوارتر و خداوند دانا و حكيم است.
98* بعضى از باديه نشينان، كسانى هستند كه آنچه را انفاق مى كنند، به خاطر نفاق يا ضعف ايمان، ضرر حساب مى كنند وبراى شما پيش آمدهاى بد راانتظار مى كشند. بر خود آنان پيش آمد بد باد! و خداوند شنوا و داناست .
99* امّا برخى از عربهاى باديه نشين، كسانى هستند كه به خداوند و روز قيامت ايمان دارند و آنچه را انفاق مى كنند، وسيله ى قرب به خدا و جلب دعا و صلوات رسول مى دانند. آگاه باشيد كه همين انفاق ها، براى آنان موجب قرب است. بزودى خداوند آنان را در رحمت خويش وارد مى كند. همانا خداوندآمرزنده و مهربان است .
94. il vous présentent des excuses quand vous Revenez à eux. Dis : ‹Ne présentez pas d'excuses: nous ne vous croyons pas. Allah nous a déjà informés de vos nouvelles. et Allah verra votre oeuvre, Ainsi que son messager. puis vous serez ramenés vers celui qui connaît bien l'invisible et le visible, et Alors, il vous informera de ce que vous faisiez.
95. ils vous feront des serments par Allah, quand vous êtes de retour vers eux, afin que vous passiez (sur leur tort). Détournez-vous d'eux. ils sont une souillure et leur refuge est l'Enfer, en rétribution de ce qu'ils acquéraient.
96. ils vous font des serments pour se faire agréer de vous, même Si vous les agréez, Allah n'agrée pas les gens pervers.
97. les Bédouins sont plus endurcis dans leur impiété et dans leur hypocrisie, et les plus enclins à méconnaître les préceptes qu'Allah a révélés à son messager. et Allah est Omniscient et Sage.
98. Parmi les Bédouins, certains prennent leur dépense (en aumٍne ou à la guerre) comme une charge onéreuse, et attendent pour vous un revers de fortune. que le Malheur retombe sur eux! Allah est Audient et Omniscient.
99. (Tel autre,) Parmi les Bédouins, croit en Allah et Au Jour dernier et prend ce qu'il dépense comme moyen de se rapprocher d'Allah et afin de bénéficier des invocations du messager. C'est vraiment pour eux (un moyen) de se rapprocher (d'Allah) et Allah les admettra en Sa Miséricorde. car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
دويست و يكم
رَضُوا
بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا
يَفْقَهُونَ (٨٧)
لَكِنِ
الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ
وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
(٨٨)
أَعَدَّ
اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا
ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
(٨٩)
وَجَاءَ
الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا
اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ
أَلِيمٌ
(٩٠)
لَيْسَ
عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضَى وَلا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ مَا
يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ
مِنْ سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
(٩١)
وَلا
عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ مَا
أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا
أَلا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ (٩٢)
إِنَّمَا
السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ
يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا
يَعْلَمُونَ
(٩٣)
87. they are content to be with
those (the women) who sit behind (at home). their hearts are sealed up (from All
kinds of goodness and Right Guidance), so they understand
not.
88. but the Messenger (Muhammad)
and those who believed with Him (in Islâmic Monotheism) strove hard and fought
with their wealth and their lives (in Allâh's Cause). such are they for whom are
the good things, and it is they who will be successful.
89. for them Allâh has got ready
Gardens (
90. and those who made excuses from
the bedouins came (to you, O Prophet ) asking Your permission to exempt them
(from the battle), and those who had lied to Allâh and his Messenger sat at home
(without asking the permission for it); a painful torment will seize those of
them who disbelieve.
91. there is no blame on those who
are weak or ill or who find no resources to spend [in Holy fighting (Jihâd)], if
they are sincere and true (in duty) to Allâh and his Messenger. no ground (of
complaint) can there be against the Muhsinûn (good-doers - see the footnote of
V.9:120). and Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.
92. nor (is there blame) on those
who came to You to be provided with mounts, and when You said: "I can find no
mounts for you," they turned back, while their eyes overflowing with tears of
grief that they could not find anything to spend (for
Jihâd).
93. the ground (of complaint) is
Only against those who are rich, and yet ask exemption . they are content to be
with (the women) who sit behind (at home) and Allâh has sealed up their hearts
(from All kinds of goodness and Right guidance) so that they know not (What they
are losing).
87*
آنان راضى شدند كه با متخلّفان و خانه نشينان باشند و بر دلهاى آنان
مُهرزده شده است، از اين رو نمى فهمند.
88*
ولى در مقابلِ منافقانِ رفاه طلب وگريزان از جنگ، پيامبر و مؤ
منانِ همراه او، با اموال و جانهايشان جهاد كردند واينانند كه همه ى خيرات
ونيكى ها
براى آنان است و همانانند رستگاران .
89*
خداوند براى آنان باغهايى در بهشت آماده ساخته كه نهرها از پاى
درختان آنها جارى است و در آنجا جاودانند. اين همان رستگارى بزرگ است .
90*
باديه نشينانى كه از شركت در جنگ معذور بودند، نزد تو آمدند
تا به آنان اذن داده شود كه در جنگ شركت نكنند، ولى كسانى كه به خدا و پيامبرش
دروغ گفتند و عذرى نداشتند، از جنگ باز نشستند. بزودى به كسانى از آنان كه
كفر ورزيدند، عذابى دردناك خواهد رسيد.
91*
بر ناتوانان وبيماران كه نمى توانند در جهاد شركت كنند و تهيدستانى
كه چيزى براى خرج كردن در راه جهاد نمى يابند، ايرادى نيست، به شرط آن كه
خيرخواه خدا و پيامبرش باشند و از آنچه در توان دارند مضايقه نكنند زيرا بر
نيكوكاران راه سرزنش و مؤ اخذه اى نيست و خداوند بخشنده ى مهربان است .
92*
ونيز اشكالى نيست بر آنان كه چون نزد تو آمدند تا آنان را براى
شركت در جبهه بر مركبى سوار كنى، گفتى: چيزى نمى يابم كه شما را بر آن
سوار كنم
و آنان از نزد تو برگشتند، در حالى كه چشمانشان از اندوه، اشكبار بود كه
چرا چيزى
ندارند كه خرج جهاد كنند. آرى، بر اين گونه فقيرانِ عاشق جهاد، براى
نرفتن به
جبهه گناهى نيست .
93*
راه ايراد ومؤ اخذه، تنها بر كسانى است كه در عينِ توانگرى و
ثروتمندى، از تو اذن مى خواهند كه به جبهه نروند و راضى شده اند كه با متخلّفان
باشند.خداوند بر دلهايشان مُهر زده است، از اين رو نمى دانند.
87. il leur plaît, (après le départ
des combattants) de demeurer avec celles qui sont restées à l'arrière. leurs
coeurs ont été scellés et ils ne comprennent rien.
88. mais le Messager et ceux qui
ont cru avec Lui ont lutté avec leurs biens et leurs personnes. Ceux-là auront
les bonnes choses et ce sont eux qui réussiront.
89. Allah a préparé pour eux des
jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour qu'ils y demeurent
éternellement. voilà l'énorme succès!
90. et Parmi les Bédouins, certains
sont venus demander d'être dispensés (du combat). et ceux qui ont menti à Allah
et à son Messager sont restés chez eux. un châtiment douloureux affligera les
mécréants d'entre eux.
91. Nul grief sur les faibles, ni
sur les malades, ni sur ceux qui ne trouvent pas de quoi dépenser (pour la cause
d'Allah), s'ils sont sincères envers Allah et son messager. pas de reproche
contre les bienfaiteurs. Allah est Pardonneur et
Miséricordieux.
92. (Pas de reproche) non plus à
ceux qui vinrent Te trouver pour que Tu leur fournisses une monture et à qui Tu
Dis: ‹Je ne trouve pas de monture pour vous.› ils retournèrent les yeux
débordant de larmes, tristes de ne pas trouver de quoi
dépenser.
93. il n'y a de voie (de reproche
à), vraiment, que contre ceux qui demandent d'être dispensés, alors qu'ils sont
riches. il leur plaît de demeurer avec celles qui sont restées à l'arrière. et
Allah a scellé leurs coeurs et ils ne savent pas.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
به نام خداوند توبه پذير و بخشنده
خلاصه داستان های جزء دهم قرآن مجید
روایت جنگ بدر : خداوند مومنان را با فوج هایی از فرشتگان یاری نمود پـيـامـبر(ص ) قبلا صحنه اى از نبرد را در خواب ديد كه تعداد كمى ازو دشمنان در مقابل مـسلمانان حاضر شده اند, اين خواب را براى مسلمانان نقل كردو موجب تقويت روحيه و اراده آنها در پيشروى به سوى ميدان بدر گرديد. در ايـن مـرحـلـه مـسـلـمانان در پرتو بيانات گرم پيامبر(ص ) و توجه به وعده هاى الهى , و مـشـاهده حوادثى از قبيل باران به موقع ,براى رفع تشنگى , و سفت شدن شنهاى روان در ميدان نـبـرد, روحـيـه تـازه اى پيداكردند آن چنان كه انبوه لشكر دشمن در نظر آنها كم جلوه كرد, لذا مـى گـويـد: ((و در آن هـنگام خداوند آنها را به هنگام آغاز نبرد در نظر شما كم جلوه داد)) ولـى دشـمـن چون از روحيه و اين موقعيت مسلمانان آگاه نبود به همين دليل به ظاهر جمعيت نـگاه مى كرد و ناچيز در نظرش جلوه مى نمود, حتى كمتر از آنچه بودند لذا مى گويد: ((و شما را در نظر آنها كم جلوه مى داد)) و ايـن دو مـوضـوع اثـر عـمـيـقى در پيروزى مسلمانان داشت . جمعى از مفسران معتقدند كه شيطان به شكل انسانى مجسم شد و در برابرآنها آشكار گرديد, در روايـتـى مـى خوانيم : قريش به هنگامى كه تصميم راسخ براى حركت به سوى ميدان بدر گرفت ابـلـيس در چهره ((سراقة بن مالك )) كه ازسرشناسهاى قبيله بنى كنانه بود به سراغشان آمد و به آنـهـا اطـمينان داد كه با شماموافق و هماهنگم و كسى بر شما غالب نخواهد شد و در ميدان بدر شركت كرد.
نـخـسـت مـى گـويد: ((و در آن روز شيطان اعمال آنها را در برابرشان آرايش وزينت داد)) تا به كرده هاى خود خوشبين و دلگرم و اميدوار باشند . ((و بـه آنها چنين مى فهماند كه (با داشتن اين همه نفرات و ساز و برگ جنگى )هيچ كس از مردم امروز بر شما غالب نخواهد شد)) و شما ارتشى شكست ناپذيريد بـه عـلاوه ((من نيز همسايه شما و در كنار شما هستم )) و همچون يك همسايه وفادار و دلسوز به موقع لزوم از هيچ گونه حمايتى دريغ ندارم ((امـا بـه هـنـگـامى كه دو لشكر با هم درآويختند (و فرشتگان به حمايت لشكرتوحيد برخاستند نـيـروى ايـمـان و پـايمردى مسلمانان را مشاهده كرد) به عقب بازگشت و صدا زد من از شما [مشركان ] بيزارم )) و بـراى اين عقبگرد وحشتناك خويش دو دليل آورد: نخست اين كه : ((گفت :من چيزى مى بينم كه شما نمى بينيد)) مـن بـه خـوبى آثار پيروزى را در چهره هاى مسلمانان با ايمان مى نگرم , و آثارحمايت الهى و يارى فرشتگان را در آنها مشاهده مى كنم .
ديـگـر ايـن كـه : ((مـن از مـجازات دردناك پروردگار در اين صحنه مى ترسم )) و آن را به خوبى نزديك مى بينم )) ((در آن هنگام منافقان و آنهايى كه در دل آنها بيمارى بود مى گفتند: اين مـسـلـمانان را دينشان مغرور ساخته است )) ولـى آنـهـا بر اثر عدم ايمان و عدم آگاهى از الطاف پروردگار و امدادهاى غيبى او از اين حقيقت آگاهى ندارند كه : ((هر كس بر خدا توكل كند (و پس از بسيج تمام نيروهايش خود را به او بسپارد خـداونـد او را يـارى خـواهـد كرد, چه اين كه خداوندقادرى است كه هيچ كس در مقابل او ياراى مقاومت ندارد, و حكيمى است كه ممكن نيست دوستان و مجاهدان راهش را تنها بگذارد) چرا كه خداوند قدرتمند وحكيم است )) ((مـنـافـقـان )) و ((بيمار دلان )) اشاره به گروه منافقان مدينه است , يا منافقانى كه درمدينه به صـفوف مسلمانان پيوسته بودند و يا آنها كه در مكه ظاهرا ايمان آورده اند,ولى از هجرت به مدينه سـرباز زدند و در ميدان بدر به صفوف مشركان پيوسته , و به هنگامى كه كمى نفرات مسلمانان را در بـرابـر لشكر كفر ديدند و گفتند اين جمعيت مسلمانان فريب دين و آيين خود را خوردند و به اين ميدان گام گذاردند.
- داستان های ابتدای راه پیامبر گرامی اسلام (ص):
در مـحـيـط دعـوت اسـلام گروههاى مختلفى وجود داشتند گروهى باپيامبر(ص ) هيچ گونه پيمانى نداشتند, و پيامبر(ص ) در مقابل آنها نيز هيچ گونه تعهدى نداشت .
گـروههاى ديگرى در ((حديبيه )) و مانند آن پيمان ترك مخاصمه با رسول خدا(ص ) بسته بودند در اين ميان بعضى از طوائفى كه با پيامبر(ص ) پيمان بسته بودند, يك جانبه و بدون هيچ مجوزى پـيمانشان را به خاطر همكارى آشكار بادشمنان اسلام شكستند, و يا در صدد از ميان بردن رسول خدا(ص ) برآمدند.
اين آيه به تمام مشركان ـبت پرستان ـ اعلام مى كند كه : هرگونه پيمانى بامسلمانان داشته اند, لغو خـواهد شد, مى گويد: ((اين اعلام برائت و بيزارى خداوندو پيامبرش از مشركانى كه به آنها عهد بسته ايد, مى باشد)) از روايـات اسلامى استفاده مى شود كه على (ع ) مامور شد در آن روز چهارموضوع را به مردم ابلاغ كند:
1ـ الغاى پيمان مشركان .
2ـ عدم حق شركت آنها در مراسم حج در سال آينده .
3ـ ممنوع بودن طواف افراد عريان و برهنه كه تا آن زمان در ميان مشركان رائج بود.
4ـ ممنوع بودن ورود مشركان در خانه خدا.
سپس براى آنها يك مهلت چهار ماهه قائل مى شود, كه در اين مدت بيانديشند, و وضع خود را روشـن سـازند, و پس از انقضاى چهار ماه يا بايددست از آيين بت پرستى بكشند و يا آماده پيكار گردند, ولـى بـعد از چهار ماه وضع دگرگون خواهد شد ((اما بدانيد كه شما نمى توانيدخداوند را ناتوان سازيد, و از قلمرو قدرت او بيرون رويد)) و نيز بدانيد كه : ((خداوند كافران مشرك و بت پرست را سرانجام خوار و رسواخواهد ساخت )) ) قرآن بار ديگر موضوع الغاى پيمانهاى مشركان را با تاكيد بيشترى عنوان كرده و حتى تاريخ اعلام آن را تعيين مى كند و مى گويد: ((اين اعلامى است از طرف خدا و پيامبرش به عموم مردم در روز حـج اكـبـر (روز عيد قربان ) كه خداوند وفرستاده او از مشركان بيزارند)) در حـقـيـقـت خـداوند مى خواهد با اين اعلام عمومى در سرزمين مكه و آن هم در آن روز بزرگ راههاى بهانه جويى دشمن را ببندد و زبان بدگويان را قطع كند تانگويند ما را غافلگير ساختند و ناجوانمردانه به ما حمله كردند.
سـپـس روى سـخن را به خود مشركان كرده و از طريق تشويق و تهديد براى هدايت آنها كوشش مـى كند, نخست مى گويد: ((اگر توبه كنيد (و به سوى خدا بازگرديد ودست ازآيين بت پرستى برداريد) به نفع شماست )) بـعـد بـه مـخـالـفان متعصب و لجوج هشدار مى دهد كه : ((اگر (از اين فرمان كه ضامن سعادت خـودتان است ) سرپيچى كنيد بدانيد هرگز نمى توانيد خداوند راناتوان سازيد)) و از قلمرو قدرت او بيرون رويد و در پـايـان آيـه بـه كـسـانـى كه با سرسختى مقاومت مى كنند اعلام خطرمى نمايد و مى گويد: ((كافران بت پرست را به عذاب دردناك بشارت ده )) اين الغاى يك جانبه پيمانهاى مشركان , مخصوص كسانى بود كه نشانه هايى بر آمادگى براى پـيـمان شكنى از آنها ظاهر شده بود, لذا در اين آيه يك گروه را استثنا كرده , مى گويد: ((مگر آن دسته از مشركين كه با آنها پيمان بسته ايد وهيچ گاه بر خلاف شرايط پيمان گام برنداشتند و كم و كـسـرى در آن ايـجـاد نكردند, ونه احدى را بر ضد شما تقويت نمودند)) ((در مـورد ايـن گـروه تا پايان مدت به عهد و پيمانشان وفادار باشيد)) ((زيرا خداوند پرهيزكاران (و آنها را كه از هرگونه پيمان شكنى و تجاوز اجتناب مى كنند) دوست مى دارد)) در ايـنـجـا وظـيـفه مسلمانان پس از پايان مدت مهلت مشركان , يعنى چهار ماه بيان شده است و شـديـدتـريـن دسـتـور را در باره آنها صادر كرده , مى گويد: ((هنگامى كه ماههاى حرام (مهلت چـهـارماهه ) پايان گيرد, بت پرستان را هر كجا يافتيد به قتل برسانيد)) سپس مى گويد: ((آنها را بگيريد و اسير كنيد)) ((و آنها را در حلقه محاصره قرار دهيد)) ((و در كمين آنها در هر نقطه اى بنشينيد و راهها را بر آنها ببنديد)) ايـن شـدت عـمل به خاطر آن است كه برنامه اسلام ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده , زيرا بت پرستى مذهب و آيين نيست كه محترم شمرده شود.
ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنهابسته شده باشد, بلكه در هـر جا و در هر لحظه بخواهند مى توانند جهت خود راتغيير دهند, لذا بلافاصله اضافه مى كند: ((اگـر آنها توبه كنند و به سوى حق بازگردند ونماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند, آنها را رها سازيد)) و مزاحمشان نشويد ((زيـرا خـداوند آمرزنده و مهربان است )) ((اگر يكى ازبت پرستان از تو درخواست پناهندگى كند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود)) و سـرانـجـام عـلت اين دستور سازنده را چنين بيان مى كند: ((اين به خاطر آن است كه آنها قومى بى اطلاع و ناآگاهند)) بـعد قرآن اضافه مى كند كه هيچ گاه فريب سخنان دلنشين و الفاظ به ظاهرزيباى آنها را نخوريد زيـرا: ((آنـهـا مـى خـواهـند شما را با دهانها (و سخنتان ) خود راضى كنند, ولى دلهاى آنها از اين موضوع ابا دارد)) ((و بيشتر آنهافاسق و نافرمانبردارند)) . بقیه داستانهای زیبای این جزء را در فایل مفاهیم جزء دهم ملاحظه بفرمایید ...........

خلاصه مطالب اجتماعی جزء دهم قرآن کریم
مـى گويد: ((او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر تمام اديـان پيروز و غالب گرداند, هرچند مشركان را خوشايند نباشد)) (هو الذى ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون ). خبر از جهانى شدن اسلام و عالمگير گشتن اين آيين مى دهد. زيـرا مـفهوم آن پيروزى همه جانبه اسلام بر همه اديان جهان است و معنى اين سخن آن است كه سرانجام اسلام همه كره زمين را فرا خواهد گرفت و بر همه جهان پيروز خواهد گشت .
از امام صادق (ع ) چنين نقل شده : ((به خدا سوگند هنوز محتواى اين آيه تحقق نيافته است و تنها زمانى تحقق مى پذيرد كه ((قائم )) خروج كندو به هنگامى كه او قيام كند كسى كه خدا را انكار نمايد در تمام جهان باقى نخواهدماند)) و نـيـز از امـام بـاقـر(ع ) چنين نقل شده : ((وعده اى كه در اين آيه است به هنگام ظهور مهدى از آل محمد(ص ) صورت مى پذيرد, در آن روز هيچ كس در روى زمين نخواهد بود مگر اين كه اقرار به حقانيت محمد(ص ) مى كند)).
مى فرمايد: ((و بدانيد هرگونه غنيمتى نصيب شما مى شود يك پنجم آن , از آن خدا و پـيامبر و ذى القربى (امامان اهل بيت ) و يتيمان و مسكينان وواماندگان در راه (از خاندان پيامبر) مى باشد)) ومى گويد: هر درآمدى از هر موردى عايد شما شود كه يكى از آنها غنايم جنگى است، خمس آن را بپردازيد.
ذكـر سـهـمى براى خدا به عنوان ((للّه )) به خاطر اهميت بيشتر روى اصل مساله خمس و تاكيد و تثبيت ولايت و حاكميت پيامبر و رهبر حكومت اسلامى است ,يعنى همان گونه كه خداوند سهمى بـراى خـويـش قـرار داده و خـود را سـزاوارتـر به تصرف در آن دانسته است پيامبر و امام را نيز به همان گونه , حق ولايت و سرپرستى و تصرف داده و گرنه سهم خدا در اختيار پيامبر قرار خواهد داشـت و در مـصـارفـى كه پيامبر يا امام صلاح مى داند صرف مى گردد و خداوند نياز به سهمى ندارد.
مصارف زكات و ريزه كاريهاى آن!.
بـدون شك يكى از ابتدايى و ضرورى ترين مساله , به هنگام تشكيل حكومت , تشكيل ((بيت المال )) است كه به وسيله آن نيازهاى اقتصادى حكومت برآورده شود. به روشنى مصارف واقعى زكات را بيان شده و آن را در هشت مصرف خلاصه كرده:
1ـ ((فقرا)) نخست مى گويد: ((صدقات و زكات براى فقيران است.
2ـ ((مساكين )).
3ـ ((عاملان و جمع آورى كنندگان زكات )).
4ـ ((و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى شود)).
5ـ ((در راه آزاد ساختن بردگان )).
6ـ ((ادا ديـن بـدهـكاران )) و آنها كه بدون جرم و تقصير زير بار بدهكارى مانده و از اداى آن عاجز شده اند.
7ـ ((و در راه خدا)).
8ـ ((واماندگان در راه )).
در پـايـان به عنوان تاكيد روى مصارف گذشته , مى فرمايد: ((اين فريضه الهى است )) .
فرق ميان ((فقير)) و ((مسكين ))!.
بـه نـظر مى رسد كه ((فقير)) به معنى كسى است كه در زندگى خود كمبود مالى دارد, هر چند مـشـغـول كسب و كارى باشد و هرگز از كسى سؤال نكند, اما ((مسكين ))كسى است كه نيازش شديدتر است و دستش از كار كوتاه است و به همين جهت ازاين و آن سؤال مى كند.
تقسيم زكات به هشت قسمت مساوى!.
اكـثـريـت قاطع فقها بر اينند كه اصناف هشتگانه فوق مواردى است كه صرف زكات در آنها مجاز است و تقسيم كردن در آن واجب نيست . امـا چـگـونگى مصرف آن در اين مصارف هشتگانه بستگى به ضرورتهاى اجتماعى از يكسو و نظر حكومت اسلامى از سوى ديگر دارد.
عمران مسجد در صلاحيت همه كس نيست :.
در اين جا شرايط آباد كنندگان مساجد وكانونهاى پرستش و عبادت را ذكـر مى كند و براى آنها پنج شرط مهم بيان مى دارد ومى گويد:
((تنها كسانى مساجد خدا را آباد مى سازند كه ايمان به خدا و روز رستاخيزدارند)).
بـعـد بـه شرطهاى سوم و چهارم اشاره كرده , مى گويد: ((و نماز را برپا دارند وزكات را بدهند)).
سرانجام به آخرين شرط اشاره كرده و مى گويد ((و جز از خدا نترسند)). قـلـبـشـان مملو از عشق به خداست و تنها احساس مسؤوليت در برابر فرمان اومى كنند بندگان ضعيف را كوچكتر از آن مى شمرند كه بتوانند در سرنوشت مسلمانان و در آبادى كانون عبادت آنان تاثيرى داشته باشند.
در باره اهميت بناى مسجد احاديث فراوانى از طرق اهل بيت (ع ) و اهل سنت رسيده است . از جـمـله , از پيامبر(ص ) چنين نقل شده كه فرمود: ((كسى كه مسجدى بنا كندهر چند به اندازه لانه مرغى بوده باشد, خداوند خانه اى در بهشت براى او بناخواهد ساخت )) ولـى امـروز آنـچـه بيشتر اهميت دارد, عمران و آبادى معنوى مساجد است وبايد مسجد, مركزى براى جوانان با ايمان گردد, نه اين كه تنها مركز بازنشستگان و ازكارافتادگان شود. مـسـجـد بـايـد كـانـونـى بـراى فعالترين قشرهاى اجتماع باشد, نه مركز افراد بيكاره و بى حال و خواب آلوده ها!.
اهميت به كيفيت كار است نه كميت!.
ايـن حـقيقت به خوبى از آيات قرآن به دست مى آيد كه اسلام در هيچ موردى روى ((كثرت مقدار عمل)) تكيه نكرده , بلكه همه جا اهميت به ((كيفيت عمل )) داده است . مـهم اين است كه هيچ كس از مقدار توانايى خود دريغ ندارد, سخن از بسيار وكم نيست , سخن از احساس مسؤوليت واخلاص است . از ايـن مـوضـوع ايـن حـقـيـقت نيز روشن مى شود كه در يك جامعه سالم اسلامى به هنگام بروز مـشـكلات , همه بايد احساس مسؤوليت كنند, نبايد چشمها تنها به متمكنان دوخته شود, چرا كه اسلام متعلق به همه است و همه بايد در حفظ آن ازجان و دل بكوشند.
مى فرمايد: ((كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند, و در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند, اينها درپيشگاه خداوند مقامى برتر و بزرگتر دارند)) ((و اينها به افتخار بزرگى نائل شده اند)). خداوند سه موهبت بزرگ در برابر اين سه كارمهم (ايمان , هجرت و جهاد) به آنها مى بخشد:
1ـ پـروردگـارشان ((آنها را به رحمت گسترده خود بشارت مى دهد)) و از آن بهره مند مى سازد.
2ـ ((آنها را از رضايت و خشنودى خويش بهره مند مى كند)).
3ـ ((و بـاغـهـايـى از بـهـشـت در اختيار آنها مى گذارد كه نعمتهايش دائمى وهميشگى است)).
همه چيز فداى هدف و براى خدا !.
مفهوم، بريدن پيوندهاى دوستى و محبت باخويشاوندان و ناديده گـرفـتن سرمايه هاى اقتصادى و سوق دادن به ترك عواطف انسانى نيست , بلكه منظور اين است كه بر سر دو راهيها نبايد عشق زن و فرزند ومال و مقام و خانه و خانواده مانع از اجراى حكم خدا و گرايش به جهاد گردد وانسان را از هدف مقدسش باز دارد. لذا اگر انسان بر سر دو راهى نباشد رعايت هر دو بر او لازم است . اين نكات بـه عـنـوان يـك شـعار, بايد به تمام فرزندان و جوانان مسلمانان تعليم گردد تا روح فـداكـارى و سلحشورى و ايمان در آنها زنده شود, و بتوانند دين خدا و ميراثهاى خود را پاسدارى كنند.
نـخـست مى گويد: ((با كسانى كه ايمان به خدا و روز قيامت ندارند, پيكاركنيد)).
سپس به دومين صفت آنها اشاره مى كند كه آنها در برابر محرمات الهى تسليم نيستند ((و آنچه را كه خدا و پيامبرش تحريم كرده , حرام نمى شمرند)) آلودگى به شـراب , ربـا, خوردن گوشت خوك و ارتكاب بسيارى از بى بندو باريهاى جنسى در ميان آنها رواج دارد.
بـالاخـره به سومين صفت آنها اشاره كرده , مى گويد: ((آنها بطوركلى آيين حق را قبول ندارند)).
ممكن است روح نفاق به اشكال مختلف ظـاهـر شـود, مـخصوصا خودنمايى , روح نفاق در يك ((مرد))با يك ((زن)) ممكن است متفاوت باشد, اما نبايد فريب تغيير چهره هاى نفاق را درميان منافقان خورد لـذا مى گويد: ((مردان منافق و زنان منافق همه از يك قماشند))). سپس به ذكر پنج صفت از اوصاف آنان مى پردازد:
1 و 2 : ((آنـهـا مردم را به منكرات تشويق , و از نيكيها باز مى دارند. يـعـنـى درسـت بـرعـكس برنامه مؤمنان راستين كه دائما از طريق ((امر به معروف )) و ((نهى از مـنـكـر.
3- : آنها ((دستهايشان را مى بندند)) نه در راه خدا انفاق مى كنند, نه به كمك محرومان مى شتابند, و نه خويشاوند و آشنا را كمك مالى آنهابهره مى گيرند.
4- : تـمام اعمال و گفتار و رفتارشان نشان مى دهد كه ((آنها خدا رافراموش كرده اند (و نيز وضـع زنـدگـى آنها نشان مى دهد كه ) خدا هم آنها را از بركات وتوفيقات و مواهب خود فراموش نموده )).
5- : ايـن كـه ((مـنـافـقـان فاسقند و بيرون از دايره اطاعت فرمان خدا)).
آنچه در باره صفات مشترك منافقان گفته شد در هر عصر و زمانى ديده مى شود. مجازات شديد و دردناك آنها, بيان شده است ,مى فرمايد: ((خداوند مردان و زنان مـنـافـق و هـمه كفار و افراد بى ايمان را وعده آتش جهنم داده )).
در آيه جا مورد بحث علائم و نشانه هاى مردان و زنان با ايمان بيان شده است كه آن هم در پنج قسمت خلاصه مى شود. پس از بيان اين اصل كلى به شرح جزئيات صفات مؤمنان مى پرازد:.
1ـ نخست مى گويد: ((آنها مردم را به نيكى ها دعوت مى كند)).
2ـ ((مردم را از زشتيها و بديها و منكرات باز مى دارند)).
3ـ آنـهـا بـه عـكـس مـنافقان كه خدا را فراموش كرده بودند ((نماز را برپامى دارند)) و به ياد خدا هستند و با ياد و ذكر او, دل را روشن و عقل را بيدار و آگاه مى دارند.
4ـ آنها بر خلاف منافقان كه افرادى ممسك و بخيل هستند بخشى از اموال خويش را در راه خدا, و حـمايت خلق خدا, و براى بازسازى جامعه , انفاق مى نمايند ((و زكات اموال خويش را مى پردازد)).
5ـ منافقان فاسقند و سركش , و خارج از تحت فرمان حق , اما مؤمنان ((اطاعت فرمان خدا و پيامبر او مى كنند)).
در پايان اشاره به نخستين امتياز مؤمنان از نظر نتيجه و پاداش كرده ,مى گويد: ((خداوند آنها را به زودى مشمول رحمت خويش مى گرداند)).
فيض رحمت خدا بيكران و عمومى و همگانى است ولى به تناسب شايستگيها و لـياقتها به مردم مى رسد چنانچه نعمتهاى الهى را وسيله اى براى تكامل خويش ساختند و شكر آن را كـه هـمان استفاده صحيح است به جاآوردند, نعمتش را پايدار بلكه افزون مى سازد اما هنگامى كـه اين مواهب وسيله اى براى طغيان و ظلم و ناسپاسى و آلودگى گردد در اين هنگام نعمتها را مـى گـيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مى كند, بنابراين دگرگونيها همواره از ناحيه ماست وگرنه مواهب الهى زوال ناپذير است .
((جزيه )) يك نوع ماليات سرانه اسلامى است كه به افراد تعلق مى گيرد, نه براموال واراضى و به تعبير ديگر ((ماليات سرانه سالانه )) است . فلسفه اصلى اين ماليات اين است كه دفاع از موجوديت و استقلال و امنيت يك كشور وظيفه همه افراد آن كشوراست , بنابراين هرگاه جمعى عملا براى انجام اين وظيفه قيام كنند و عده اى ديگر بـه خـاطر اشتغال به كسب و كار نتوانند در صف سربازان قرار گيرند وظيفه گروه دوم اين است كه هزينه جنگجويان و حافظان امنيت را به صورت يك ماليات سرانه در سال بپردازند. بـنـابـرايـن جـزيـه تـنـها يك نوع كمك مالى است , كه از طرف اهل كتاب در برابرمسؤوليتى كه مسلمانان به منظور تامين امنيت جان و مال آنها به عهده مى گيرند,پرداخت مى گردد.
شش دستور ديگر در زمينه جهاد !.
شش دستور مهم به مسلمانان داده شده است :
1ـ نـخست مى گويد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هنگامى كه گروهى ازدشمنان را در برابر خـود در ميدان نبرد ببينيد ثابت قدم باشيد))
2ـ ((خدا را فراوان ياد كنيد تا رستگار و پيروز شويد)).
4ـ ((و از پراكندگى و نزاع بپرهيزيد تا سست نشويد)).
5ـ سـپـس دسـتـور بـه اسـتـقـامت در برابر دشمنان و در مقابل حوادث سخت داده , مى گويد: ((استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.
6- : مى فرمايد: ((و مانند كسانى نباشيد كه ازسرزمين خود از روى غرور و هوى پرستى و خودنمايى در بـرابـر مـردم (بـسـوى ميدان بدر) خارج شدند)).


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ دویستم
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (٨٠)
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ (٨١)
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٨٢)
فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلَى طَائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَنْ تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ (٨٣)
وَلا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ (٨٤)
وَلا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ (٨٥)
وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ (٨٦)
80. whether Thou ask for their forgiveness, or not, (Their sin is unforgivable): if Thou ask seventy times for their forgiveness, Allah will not forgive them: because They have rejected Allah and His Messenger. and Allah guideth not those who are perversely rebellious.
81. those who were left behind (in the Tabuk expedition) rejoiced In their inaction behind the back of the Messenger of Allah. They hated to strive and fight, with their goods and their persons, In the cause of Allah. They said, "Go not forth In the heat." say, "The Fire of Hell is fiercer In heat." if only They could understand!
82. let them laugh a little: much will They weep: a recompense for the (evil) that They do.
83. if, then, Allah bring Thee back to any of them, and They ask Thy permission to come out (with thee), say: "Never shall ye come out with me, nor Fight an enemy with Me: for ye preferred to sit inactive on the first occasion: then sit ye (now) with those who lag behind."
84. nor do Thou ever pray for any of them that dies, nor stand at His grave; for They rejected Allah and His Messenger, and died In a state of perverse rebellion.
85. nor let their wealth nor their (following in) sons dazzle thee: Allah.s plan is to punish them with these things In This world, and that their souls may perish In their (very) denial of Allah.
86. when a Sura comes down, enjoining them to believe In Allah and to strive and Fight along with His Messenger, those with wealth and influence among them ask Thee for exemption, and say: "Leave us (behind): we would be with those who sit (at home)."
81* واپس گذاشتگان ، به نشستن خود " از کارزار"برخلاف " فرمان " رسول خدا شاد گشتند و خوش نداشتند که با مالها و جانهای خویش در راه خدا جهاد کنند و گفتند : در گرما " برای جنگ " بیرون مروید . بگو : آتش دوزخ گرمتر و سخت تر است ، اگر درمی یافتند.
82* پس باید اندک بخندند و بسیار بگریند به سزای آنچه می کردند.
83* پس اگر خدای تو را به گروهی از آنان بازگردانید – پس از جنگ تبوک – آنگاه برای بیرون شدن اجازه خواستند ، بگو : هرگز با من بیرون نخواهید شد و هرگز همراه من با هیچ دشمنی کارزار نخواهید کرد ، زیرا شما نخستین بار نشستن " از جنگ " را پسندیدید ، پس با واپس ماندگان بنشینید.
84* و هیچگاه بر هیچ یک از آنها که بمیرد نماز مکن و بر گورش مَایست ، زیرا که آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند و در حالی مردند که بدکاران نافرمان بودند.
85* و مالها و فرزندانشان تو را به شگفت نیارد ، همانا خدا می خواهد که بدان وسیله آنان را در این جهان عذاب کند و در حالی که کافرند جانشان در آید .
86* و چون سوره ای فرو فرستاده شود که به خدای ایمان آورید و همراه پیامبر او کارزار کنید ، توانگرانشان از تو رخصت خواهند و گویند : ما را بگذار تا با نشستگاه – خانه نشینان – باشیم.
80. que Tu demandes pardon pour eux, ou que Tu ne le demandes pas - et Si Tu demandes pardon pour eux soixante dix fois - Allah ne leur pardonnera point. et ce parce qu'ils n'ont pas cru en Allah et en son Messager et Allah ne guide pas les gens pervers.
81. ceux qui ont été laissés à l'arrière se sont réjouis de pouvoir rester chez eux à l'arrière du Messager d'Allah, ils ont répugné à lutter par leurs biens et leurs personnes dans le sentier d'Allah, et ont dit: ‹Ne partez pas Au combat pendant cette chaleur!› Dis: ‹Le feu de l'Enfer est plus intense en chaleur.› - s'ils comprenaient ! -
82. qu'ils rient un Peu et qu'ils pleurent beaucoup en récompense de ce qu'ils se sont acquis.
83. Si Allah Te ramène vers un groupe de ces (gens-là), et qu'ils Te demandent permission de partir Au combat, alors Dis: ‹Vous ne sortirez plus jamais en ma compagnie, et vous ne combattrez plus jamais d'ennemis avec Moi. vous avez été plus contents de rester chez vous la première fois; demeurez donc chez vous en compagnie de ceux qui se tiennent à l'arrière›.
84. et ne fais jamais la Salat sur l'un d'entre eux qui meurt, et ne Te tiens pas debout auprès de Sa tombe, parce qu'ils n'ont pas cru en Allah et en son Messager, et ils sont morts Tout en étant pervers.
85. et que ni leurs biens ni leurs enfants ne t'émerveillent! Allah ne veut par là, que les châtier ici-bas, et qu'ils rendent péniblement l'âme en mécréants.
86. et lorsqu'une sourate est révélée: ‹Croyez en Allah et Luttez en compagnie de son Messager›, les gens qui ont tous les moyens (de combattre) Parmi eux Te demandent de les dispenser (du combat), et disent: ‹Laisse-nous avec ceux qui restent›.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و نود و
نهم
يَا
أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ
وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (٧٣)
يَحْلِفُونَ
بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ
إِسْلامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلا أَنْ أَغْنَاهُمُ
اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ
يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ
وَمَا لَهُمْ فِي الأرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (٧٤)
وَمِنْهُمْ
مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ
مِنَ الصَّالِحِينَ (٧٥)
فَلَمَّا
آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ
(٧٦)
فَأَعْقَبَهُمْ
نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا
وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (٧٧)
أَلَمْ
يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلامُ
الْغُيُوبِ (٧٨)
الَّذِينَ
يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لا
يَجِدُونَ إِلا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ
وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٧٩)
73. O
Prophet! strive hard against the unbelievers and the Hypocrites, and be firm
against them. their abode is Hell,- an evil refuge indeed.
74.
They swear by Allah that They said nothing (evil), but indeed They uttered
blasphemy, and They did it after accepting Islam; and They Meditated a plot
which They were unable to carry out: This revenge of theirs was (their) only
return for the bounty with which Allah and His Messenger had enriched them! if
They repent, it will be best for them; but if They turn back (to their evil
ways), Allah will punish them with a grievous penalty In This life and In the
Hereafter: They shall have none on earth to protect or help
them.
75.
amongst them are men who made a Covenant with Allah, that if He bestowed on them
of His bounty, They would give (largely) In charity, and be truly amongst those
who are Righteous.
76. but
when He did bestow of His bounty, They became covetous, and turned back (from
their covenant), averse (from its fulfilment).
77. so
He hath put As a consequence hypocrisy into their hearts, (to last) till the
Day, whereon They shall meet him: because They broke their Covenant with Allah,
and because They lied (again and again).
78.
know They not that Allah doth know their secret (thoughts) and their secret
counsels, and that Allah knoweth well all things unseen?
79.
those who slander such of the believers As give themselves freely to (deeds of)
charity, As well As such As can find nothing to give except the Fruits of their
labour,- and throw ridicule on them,- Allah will throw back their ridicule on
them: and They shall have a grievous penalty.
73* ای پیامبر ، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر و درشتی نما ،
و جای آنها دوزخ است و بد بازگشتگاهی است.
74*
به خدا سوگند می خورند که " ناسزا" نگفته اند و هر آینه سخن کفر را گفته اند و پس
از اسلام آوردنشان کافر شدند ، و آهنگ چیزی کردند که بدان نرسیدند –
کشتن رسول خدا (ص) در عقبه –
و " از پیامبر و مومنان " کینه نداشتند مگر از آن رو که خدای و پیامبرش آنان را از
فزون بخشی خود بی نیاز و توانگر ساختند . پس اگر توبه کنند برایشان بهتر است و اگر
روی بگردانند و پشت کنند خدای آنها را در این جهان و آن جهان عذاب خواهد کرد عذابی
دردناک، و آنان را در زمین هیچ سرپرست و یاوری نباشد .
75*
و از آنان هستند که با خدای پیان بستند که اگر ما را از فزونی و بخشش خود بدهد هر
آینه صدقه –
زکات –
دهیم و از نیکان و شایستگاه باشیم.
76*
پس چون از فزون بخشی خویش بدیشان داد به آن بخل ورزیدند ، و " به پیمان " پشت کرده
روی بگردانیدند .
77*
پس در دلهای آنان تا روزی که به دیدار او رسند –
مرگ یا رستاخیز –
دورویی از پی در آورد از آن رو که با خدای در آنچه پیمان بسته بودند خلاف کردند و
بدان سبب که دروغ می گفتند .
78*
آیا ندانستند که خدا پنهانشان و راز گفتنشان را می داند و خداوند دانای همه نهانها
و ناپیداهاست ؟!
79*
کسانی که درباره صدقه ها بخشندگان بدلخواه از مومنان را عیب و خرده می گیرند و
کسانی را که جز به اندازه توان و تلاش خویش بیشتر نیابند " که ببخشند " مسخره می
کنند خداوند هم آنان را مسخره خواهد کرد –
تمسخرشان را کیفر می دهد –
و آنان را عذابی است دردناک.
73. Prophète, lutte contre les mécréants et
les hypocrites, et sois rude avec eux; l'Enfer sera leur refuge, et quelle
mauvaise destination!
74. ils
jurent par Allah qu'ils n'ont pas dit (ce qu'ils ont proféré), alors qu'en
vérité ils ont dit la parole de la mécréance et ils ont rejeté la foi après
avoir été musulmans. ils ont projeté ce qu'ils n'ont pu accomplir. mais ils
n'ont pas de reproche à faire Si ce n'est qu'Allah - Ainsi que son Messager -
les a enrichis par Sa grâce. s'ils se repentaient, ce serait mieux pour eux. et
s'ils tournent le dos, Allah les châtiera
d'un douloureux châtiment, ici-bas et dans l'au-delà; et ils n'auront sur terre
ni allié ni secoureur.
75. et
Parmi eux il en est qui avaient pris l'engagement envers Allah: ‹S'Il nous donne
de Sa grâce, nous payerons, Certes, la Zakat, et serons du nombre des gens de
bien›.
76.
Mais, Lorsqu'Il leur donna de Sa grâce, ils s'en montrèrent avares et tournèrent
le dos en faisant volte-face.
77. il
a donc suscité l'hypocrisie dans leurs coeurs, et cela jusqu'au Jour où ils le
rencontreront, pour avoir violé ce qu'ils avaient promis à Allah et pour avoir
menti.
78. ne
savent-ils pas qu'Allah connaît leur secret et leurs conversations
confidentielles et qu'Allah connaît parfaitement les (choses)
inconnaissables.
79.
Ceux-là qui dirigent leurs calomnies contre les croyants qui font des aumٍnes
volontaires et contre ceux qui ne trouvent que leurs faibles moyens (à offrir),
et ils se moquent alors d'eux. qu'Allah les raille. et ils auront un châtiment
douloureux.





