تبليغاتX
گلبرگی از باغ زیبای قرآن

گلبرگی از باغ زیبای قرآن

روزی یک صفحه با معنی از کاتالوگ انسان
مفاهيم جز، بيست و يكم

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
 
 

يا ستار العيوب و يا غفار الذنوب

 
 

خلاصه اي مطالب اجتماعي جز، هجدهم

 

 

عاقبت بدكاران !.

 

از آنجا كه تعبير به ((اجل مسمى )) بيانگر اين حقيقت است كه به هرحال زندگى اين جهان دوام و بقايى ندارد و اين هشدارى است به همه دنياپرستان , مى فرمايد: ((آيا در زمين گردش نـكردند تا بنگرند عاقبت كسانى كه قبل از آنهابودند)) به كجا كشيده شد.

((آنها نيرومندتر از اينان بودند و زمين را (براى زراعت و آبادى ) بيش از اينان دگرگون ساختند و آباد كردند)) ((و پـيامبرانشان با دلايل آشكار به سراغشان آمدند)) اما آنها خيره سرى كردند, و در برابر حق تسليم نشدند و كيفر خود راديدند. ((خـداونـد هـرگـز به آنان ستم نكرد, آنها به خودشان ستم مى كردند))!.

در اين جا آخرين مرحله كفر آنها را بيان كرده , مى گويد: ((سپس سرانجام كسانى كه اعمال بـد انـجـام دادنـد به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند, و (از آن بدتر) به استهزا و مسخره كردن آن برخاستند)).

آرى ! گـناه و آلودگى همچون بيمارى خوره به جان انسان مى افتد, و روح ايمان را مى خورد و از بـين مى برد, و كار به جايى مى رسد كه سر از تكذيب آيات الهى در مى آورد و به مرحله اى مى رسد كـه ديـگـر هـيـچ وعـظ و اندرز و انذارى مؤثرنيست و جز تازيانه عذاب دردناك الهى راهى باقى نمى ماند!.

 

 

 

سرنوشت مجرمان در قيامت !.

 

نـخـسـت مـى فـرمـايد: ((خداوند آفرينش را آغاز نموده سپس اعاده مى كند, وبعد به سوى او باز گردانده مى شويد)).

در اينجا يـك اسـتـدلال كـوتـاه و پرمعنى براى مساله معاد بيان شده كه در آيات ديگر قرآن نيز به عبارات ديگرى آمده است , و آن اين كه : ((همان كسى كه قدرت برآفرينش نخستين داشت قدرت بـر معاد هم دارد, و قانون عدالت و همچنين حكمت خداوند ايجاب مى كند كه اين آفرينش مجدد تحقق يابد)).
وضع مجرمان را چنين مجسم مى شود: ((آن روز كه قيامت برپا مى شود مجرمان در نوميدى و غم و اندوه فرو مى روند)).

چـرا كـه نه ايمان و عمل صالحى با خود به عرصه محشر آورده اند, نه يار وياورى دارند و نه امكان بازگشت به دنيا و جبران گذشته وجود دارد.

مى افزايد: ((آنها شفيعانى از معبودانشان ندارند)) بـه همين جهت ((نسبت به معبودهايى كه آنها را شريك خدا قرار داده بودندكافر مى شوند)) و از آنها تنفر و بيزارى مى جويند.

سپس به گروههاى مختلف مردم در آن روز اشاره كرده , مى گويد:((روزى كه قيامت بر پا مى شود مردم از هم جدا مى گردند)). ((پـس گـروهى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنهادر باغى از بهشت متنعم و شـاد و مـسرور خواهند بود, آن چنان كه آثار شادى درچهره هايشان هويدا مى گردد)). ((و امـا آنان كه به آيات ما و لقاى آخرت كافر شدند, در عذاب الهى احضار مى شوند)).

 

 

 

سرچشمه فساد, اعمال خود مردم است !.

 

مى دانيم ريشه اصلى تمام مفاسد فراموش كردن اصـلـى تـوحـيـد و روى آوردن به شرك است , لذا در اينجا سخن از ظهور فساد در زمين به خاطر اعـمال مردم به ميان آورده , مى گويد: ((فساد درخشكى و دريا به خاطر كارهايى كه مردم انجام داده انـد آشـكـار شـده است )) هر جا فسادى ظاهر شود بازتاب اعمال مردم است چرا كه هر كار نادرست عكس العمل نامطلوبى دارد.

سـپس مى فرمايد: ((خدا مى خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند, شايد به سوى حق بازگردند))!.

در اين جا براى اين كه مردم شواهد زنده اى را در مساله ظهورفساد در زمين به خاطر گناه انسانها با چشم خود ببينند, دستور ((سير در ارض )) رامى دهد و به پيامبر(ص ) مى فرمايد: ((بگو: شما در روى زمين به گردش بپردازيد(حال امتهاى پيشين را جستجو كنيد, و اعمال و سرنوشت آنـها را مورد بررسى قراردهيد) ببينيد عاقبت كسانى كه قبل از شما بودند به كجا رسيد))؟!.

قـصـرهـا و كـاخـهـاى ويـران شده آنها را بنگريد, خزائن به تاراج رفته آنها را تماشاكنيد, جمعيت نـيـرومـنـد پـراكنده شده آنها را مشاهده نماييد, و سرانجام قبرهاى درهم شكسته و استخوانهاى پوسيده آنها را بنگريد.

 

 

براى بحث بهترين روش را برگزينيد!.

 

در اينجا سخن ازمجادله با ((اهل كتاب )) است كه بايد به صورت ملايمتر باشد.

نـخست مى فرمايد: ((با اهل كتاب جز به روشى كه از همه بهتر است مجادله نكنيد)).

مـنظور در اينجا بحث و گفتگوهاى منطقى است , يعنى الفاظ شما مؤدبانه ,لحن سخن دوستانه , مـحـتواى آن مستدل , آهنگ صدا خالى از فرياد و جنجال وهرگونه خشونت و هتك احترام , همه بايد در همين شيوه و روش انجام گيرد.

الـبـته همين اصل كلى در بحث و مجادله اسلامى در مواردى ممكن است حمل بر ضعف و زبونى شـود, و يـا طـرف مـقـابـل آنـچـنان مست و مغرور باشد كه اين طرز برخورد انسانى , بر جرات و جسارتش بيفزايد لذا در دنباله به صورت يك استثنا مى فرمايد: ((مگر كسانى از آنها كه مرتكب ظلم و ستم شدند)).

 

 

 

غنا يكى از دامهاى بزرگ شياطين !.

 

در اينجا سخن از گروهى است كه درست در مقابل گروه ((محسنين )) و ((مؤمنين )) قرار دارند. سـخـن از جـمـعـيتى است كه سرمايه هاى خود را براى بيهودگى و گمراه ساختن مردم به كار مى گيرد, و بدبختى دنيا و آخرت را براى خود مى خرد!.

نخست مى فرمايد: ((و بعضى از مردم , سخنان باطل و بيهوده را خريدارى مى كنند تا (خلق خدا را) از روى جـهل و نادانى , از راه خدا گمراه سازند)). ((و آيات خدا را به استهزا و سخريه گيرند)).

و در پـايـان اضـافـه مـى كند: ((عذاب خواركننده از آن اين گروه است )).

((لهو الحديث )) مفهوم وسيع و گسترده اى دارد كه هرگونه سخنان يا آهنگهاى سرگرم كننده و غـفـلت زا كه انسان را به بيهودگى يا گمراهى مى كشاند در بر مى گيرد,خواه از قبيل ((غنا)) و الـحـان و آهـنـگهاى شهوت انگيز و هوس آلود باشد, و خواه سخنانى كه نه از طريق آهنگ , بلكه از طريق محتوا انسان را به بيهودگى و فساد,سوق مى دهد.

 

 

 

تحريم غنا!.

 

بدون شك غنا بطور اجمال از نظر مشهور علما حرام است و شهرتى در حداجماع و اتفاق دارد . از مـجـموع كلمات فقهاى اسلام استفاده مى شود كه : ((غنا)) آهنگهايى است كه متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد مى باشد, و قواى شهوانى را درانسان تحريك مى نمايد.

ايـن نـكـتـه نـيـز قابل توجه است كه گاه يك ((آهنگ )) هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم مـحتواى آن , به اين ترتيب كه اشعار عشقى و فسادانگيز را با آهنگهاى مطرب بخوانند, و گاه تنها آهنگ , غناست ; به اين ترتيب كه اشعار پرمحتوا يا آيات قرآن و دعا و مناجات را به آهنگى بخوانند كه مناسب مجالس عياشان و فاسدان است , و در هر دو صورت حرام مى باشد.

 

 

 

ندامت و تقاضاى بازگشت !.

 

قـرآن در اينجا بحث گويائى را درباره ((معاد)) آغاز مى كند, سپس حال ((مجرمان )) را در جهان ديـگـر بازگو مى كند. نـخست مى گويد: ((آنها گفتند: آيا هنگامى كه ما (مرديم و خاك شديم و) درزمين گم شديم , آفرينش تازه اى خواهيم يافت ))؟!.

تـعـبير به ((گم شدن در زمين )) اشاره به اين است كه انسان پس از مردن خاك مى شود, همانند سـايـر خـاكها, و هر ذره اى از آن بر اثر عوامل طبيعى و غيرطبيعى به گوشه اى پرتاب مى شود, و ديگر چيزى از او باقى به نظر نمى رسد تا آن را در قيامت دوباره بازگردانند.

ولى آنها در حقيقت منكر قدرت خداوند بر اين كار نيستند ((بلكه آنان لقاى پروردگارشان را انكار مـى كـنـنـد)) و مى خواهند با انكار معاد, آزادانه به هوسرانى خويش ادامه دهند.

 آنها از نظر استدلال لنگ نيستند, بلكه شهوات آنها حجابى بر قلبشان افكنده , و نيات سوئشان مانع قبول مساله معاد است .

سـپـس وضـع هـمين مجرمان كافر و منكران معاد را كه در قيامت بامشاهده صحنه هاى مختلف آن از گذشته خود سخت نادم و پشيمان مى شوندچنين مجسم كرده , مى گويد: ((و اگر بـبينى مجرمان را هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان سر به زير افكنده مى گويند: پروردگارا! آنـچـه وعـده كـرده بودى ديديم وشنيديم (ما پشيمانيم ) ما را بازگردان تا كار شايسته اى انجام دهـيـم , مـا بـه (قـيامت )يقين داريم )) در تعجب فرو خواهى رفت. به راستى تعجب مى كنى كه آيا اين افراد سر به زير و نادم همان مغروران سركش و چموش هستند كه در دنيا در برابر هيچ حقيقتى سر فرود نمى آوردند.

مى گويد: ما به اين دوزخيان خواهيم گفت : ((بچشيد(عذاب جهنم را) بـه خـاطـر ايـن كه ديدار امروزتان را فراموش كرديد, ما نيز شما رافراموش كرديم ))! ((و بـچشيد عذاب جاودان را به خاطر اعمالى كه انجام مى داديد)).

فراموش كردن دادگاه عدل قيامت سرچشمه اصلى بـدبـخـتـيـهـاى آدمى است ,و در اين صورت است كه خود را در برابرقانون شكنيها و مظالم آزاد مـى بيند, و نيز از اين آيه به خوبى روشن مى شود كه مجازات ابدى در برابر اعمالى است كه انسان انجام مى دهد و نه چيز ديگر.

 

 

 

در گرداب بلا!.

 

بعد از بيان نعمت حركت كشتيها در درياها كه هم در گذشته و هم امروز,بزرگترين و مفيدترين وسـيله حمل و نقل انسانها و كالاها بوده است , اشاره به يكى ازچهره هاى ديگر همين مساله شده, مـى گـويد: ((و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد) خدا را بااخلاص مى خوانند)).

يـعنى امواج عظيم دريا آن چنان بر مى خيزد, و اطراف آنها را احاطه مى كندكه گويى ابرى بر سر آنان سايه افكنده است , سايه اى وحشتناك و هول انگيز. ايـنجاست كه انسان با تمام قدرتهاى ظاهرى كه براى خويش جلب و جذب كرده , خود را ضعيف و ناچيز و ناتوان مى بيند و اينجاست كه توحيد خالص همه قلب او را احاطه مى كند, و دين و آئين وپرستش را مخصوص او مى داند.

سـپـس اضـافه مى كند: ((اما وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد, بعضى راه اعتدال را پيش مـى گـيرند )) و به ايمان خود وفادار مى مانند, در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر را پيش مى گيرند.

و در پـايـان به گروه دوم اشاره كرده , مى فرمايد: ((ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان شكنان ناسپاس انكار نمى كنند)) .

در اين قسمت به صورت يك جمع بندى از مواعظ و اندرزهاى گذشته , و دلائل توحيد و معاد, هـمـه انـسـانها را به خدا و روز قيامت توجه مى دهد,سپس از غرور ناشى از دنيا و شيطان برحذر مى دارد, بعد به وسعت دامنه علم خداوند و شمول آن نسبت به همه چيز مى پردازد.

مى فرمايد: ((اى مردم ! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر(اعمال ) فرزندش را تحمل مى كند و نه فرزند چيزى از كيفر (اعمال ) پدرش را)).

 

 

 

 

احترام پدر و مادر!.

 

نـخـسـت مـى فـرمـايـد: ((و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم )). آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره كرده , مى گويد: ((مادرش او را باناتوانى روى ناتوانى حمل كـرد)) و بـه هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه اى رامتحمل مى شد.

سـپـس مـى گويد: توصيه كردم كه : ((براى من و براى پدر و مادرت شكر به جاآور)). شـكـر مرا به جا آور كه خالق و منعم اصلى توام و چنين پدر و مادر مهربانى به تو داده ام و هم شكر پدر و مادرت را كه واسطه اين فيض و عهده دار انتقال نعمتهاى من به تو مى باشند.

و در پايان با لحنى كه خالى از تهديد و عتاب نيست مى فرمايد: ((بازگشت (همه شما) به سوى من است )).

آرى ! اگـر در ايـنـجا كوتاهى كنيد در آنجا تمام اين حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسى قرار مى گيرد و مو به مو حساب مى شود.

و از آنجا كه توصيه به نيكى در مورد پدر و مادر, ممكن است اين توهم را براى بعضى ايجاد كـنـد كـه حـتى در مساله عقائد و كفر و ايمان , بايد با آنهامماشات كرد, در اين جا مى افزايد: ((و هـرگاه آن دو, تلاش كنند كه تو چيزى راهمتاى من قرار دهى كه از آن (حداقل ) آگاهى ندارى (بلكه مى دانى باطل است ) ازايشان اطاعت مكن )).

هـرگـز نـبايد رابطه انسان با پدر و مادرش , مقدم بر رابطه او با خدا باشد, وهرگز نبايد عواطف خويشاوندى حاكم بر اعتقاد مكتبى او گردد.

باز از آنجا كه ممكن است , اين فرمان , اين توهم را به وجود آورد كه در برابرپدر و مادر مشرك , بايد شـدت عمل و بى حرمتى به خرج داد, بلافاصله اضافه مى كند كه عدم اطاعت آنها در مساله كفر و شـرك , دلـيـل بـر قـطـع رابطه مطلق با آنهانيست بلكه در عين حال ((با آن دو, در دنيا به طرز شايسته اى رفتار كن )).

 

 

 

پاداشهاى عظيمى كه هيچ كس از آن آگاه نيست !.

 

در اينجا به صفات برجسته مؤمنان راستين مى پردازد, و اصول عقيدتى و برنامه هاى عملى آنها را بيان مى دارد.

چند قسمت از صفات آنها بيان شده :

اول: به محض شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند.

دوم و سوم:  نشانه دوم و سوم آنها ((تسبيح )) و ((حمد)) پروردگار است , از يك سوخدا را از نقائص پاك و منزه مى شمرند, و از سوى ديگر او را به خاطر صفات كمال وجمالش , حمد و ستايش مى نمايند.

چهارم: وصف ديگر آنها تواضع و فروتنى و ترك هرگونه استكبار است .

پنجم: مى گويد: ((پهلوهايشان ازبسترها در دل شب دور مى شود)) و به پا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند. آرى ! آنـهـا به هنگامى كه چشم غافلان در خواب است و آرامش و خاموشى همه جا را فراگرفته و خـطـر آلـودگـى عـبادت و ريا كمتر وجود دارد و بهترين شرايطحضور قلب فراهم است , با تمام وجودشان رو به درگاه معبود مى آورند و آنچه دردل دارند با او در ميان مى گذارند.

شـشـم و هـفتم: مى افزايد: ((آنها پروردگار خود را با بيم و اميدمى خوانند)). نـه از غـضـب و عذاب او ايمن مى شوند, و نه از رحمتش مايوس مى گردند,چرا كه غلبه خوف بر اميد, انسان را به ياس و سستى مى كشاند و غلبه رجا و طمع انسان را به غرور و غفلت وا مى دارد, و اين هر دو دشمن حركت تكاملى انسان درسير او به سوى خداست .

هشتم : ((و از آنچه به آنها روزى داده ايم انفاق مى كنند)) . نـه تـنـهـا از اموال خويش به نيازمندان مى بخشند كه از علم و دانش , نيرو وقدرت , راى صائب و تجربه و اندوخته هاى فكرى خود, از نيازمندان مضايقه ندارند.

در اينجا به پاداش عظيم و مهم مؤمنان راستين پرداخته , با تعبير جالبى كه حكايت ازاهميت فوق العاده پاداش آنان مى كند, مى فرمايد: ((هيچ كس نمى داند چه پاداشهاى مهمى كه مايه روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده ))!.  ((اين پاداش كارهايى است كه انجام مى دادند)).

 

 

 

 

مجازاتهاى تربيتى !.

 

بـه دنـبال بحثى كه پيرامون گنهكاران و مجازات دردناك آنها, در اينجا به يكى از الطاف خفى الهى در مورد آنان كه همان مجازاتهاى خفيف دنيوى و بيداركننده است اشاره مى كند, تا معلوم شود خدا هرگزنمى خواهد بنده اى گرفتار عذاب جاويدان شود, به همين دليل از تمام وسائل بيداركننده براى نجات آنها استفاده مى كند.

مـى فـرمايد: ((به آنان از عذاب نزديك (عذاب اين دنيا) پيش از عذاب بزرگ (آخرت ) مى چشانيم , شايد باز گردند)) . مسلما ((عذاب ادنى )) معنى گسترده اى دارد كه احتمالاتى را دربر مى گيرد.

از جمله اين كه منظور مصائب و درد و رنجهاست  يـا قـحـطـى و خشكسالى شديد هفت ساله اى كه مشركان در مكه به آن گرفتارشدند, تا آنجا كه مجبور گشتند از لاشه مردارها تغذيه كنند! يا ضربه شديدى است كه بر پيكر آنها در جنگ ((بدر)) وارد شد.

و اما ((عذاب اكبر)) به معنى عذاب روز قيامت است كه از هر مجازاتى بزرگترو دردناكتر است .

و از آنجا كه هرگاه هيچ يك از وسائل بيداركننده , حتى مجازات الهى سود ندهد راهى جز انتقام پروردگار از اين گروه كه ظالمترين افرادند وجودندارد در اين آيه مى فرمايد: ((چه كسى سـتـمـكـارتـر اسـت از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شده و او از آن روى گردانده است )) ((مسلما ما از اين مجرمان بى ايمان انتقام خواهيم گرفت )).

ايـنـهـا در حـقيقت كسانى هستند كه نه مواهب و نعمتهاى الهى در آنها مؤثرافتاده , و نه عذاب و بـلاى هـشدار دهنده او, بنابراين ظالمتر از اينها كسى نيست , واگر از آنها انتقام گرفته نشود از چه كسى انتقام گرفته شود؟!.

 

 

 

وسعت علم خداوند!.

 

در اينجا سخن از عـلومى به ميان مى آورد كه مخصوص پروردگار است مى گويد: ((آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست )).

((و اوست كه باران را نازل مى كند)) و از تمام جزئيات نزول آن آگاه است و نيز ((آنچه را كه در رحمها (ى مادران ) است مى داند)) ((و هيچ كس نمى داند فردا چه به دست مى آورد)) ((و هيچ كس نمى داند در چه سرزمينى مى ميرد))؟ ((خداوند عالم و آگاه است )).

گـويـى اين پاسخ به سؤالى است كه در زمينه قيامت مطرح مى شود همان سؤالى كه بـارهـا مـشـركـان قـريش از پيامبر(ص ) كردند و گفتند: ((روز قيامت كى خواهد بود)) (اسرا/51).

 

 

 

مراحل شگفت انگيز آفرينش انسان !.

 

نخست مى فرمايد: خداوند ((آغاز آفرينش انسان را از گل قرار داد)) تـا هم عظمت و قدرت خود را نشان دهد و هم به اين انسان هشدار دهد كه تو از كجا آمده اى و به كجا خواهى رفت . مـى گويد: ((سپس نسل او را از عصاره اى از آب ناچيز وبى قدر آفريد)).

اين قسمت اشاره اى است به مراحل پيچيده تكام انسان در عالم رحم , و همچنين مراحلى كه آدم بـه هـنـگـام آفرينش از خاك طى نمود, مى فرمايد:((سپس (اندام ) او را موزون ساخته )).
((و از روح خويش در وى دميد))! ((و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد)) ((اما كمتر شكر (نعمتهاى ) او را به جا مى آوريد)).

در آغاز كه نطفه منعقد مى شود تنها داراى يك نوع ((حيات نباتى )) است ,يعنى فقط تغذيه و رشد و نـمـو دارد, ولـى از حس و حركت كه نشانه ((حيات حيوانى ))است و همچنين قوه ادراكات كه نشانه ((حيات انسانى )) است در آن خبرى نيست . امـا تـكـامـل نطفه در رحم به مرحله اى مى رسد كه شروع به حركت مى كند وتدريجا قواى ديگر انسانى در آن زنده مى شود, و اين همان مرحله اى است كه قرآن از آن تعبير به نفخ روح مى كند.

اضـافـه ((روح )) بـه ((خـدا)) بـه اصـطـلاح ((اضـافه تشريفى )) است , يعنى يك روح گرانقدر و پرشرافت كه سزاوار است روح خدا ناميده شود در انسان دميده شد.

 

 

 

تسبيح و حمد در همه حال براى خداست !.

 

مى فرمايد: ((منزه است خداوندبه هنگامى كه شام مى كنيد و هنگامى كه صبح مى كنيد)). ((و حمد و ستايش مخصوص ذات پاك اوست در آسمان و زمين (منزه است ) به هنگام عصر, و هنگامى كه وارد ظهر مى شويد)).

به اين ترتيب چهار وقت براى ((تسبيح )) پروردگار بيان شده :آغاز شب ; طلوع صبح ; عصرگاهان ; و به هنگام زوال ظهر.

سپس باز به مساله معاد باز مى گردد, و از طريق ديگرى به استبعاد منكران چنين پاسخ مـى گـويـد: ((زنـده را از مرده , و مرده را از زنده , خارج مى كند و زمين را پس از مردنش حيات مـى بـخـشـد, و بـه همين گونه روز قيامت (ازگورها) بيرون آورده مى شويد)).

يـعـنـى ((صـحـنـه معاد)) و ((صحنه پايان دنيا)) كه يكى خروج ((زنده از مرده )) است و ديگرى ((مرده از زنده )) مرتبا در برابر چشم شما تكرار مى شود, بنابراين چه جاى تعجب كه در پايان جهان همه موجودات زنده بميرند و در رستاخيز همه انسانها به زندگى جديدى باز گردند؟!.

امـا ((خـروج حـى از مـيت )) در مورد زمينهاى مرده براى همه روشن است كه درفصل زمستان زمـيـن بـه صـورت مرده در مى آيد, اما در فصل بهار با تعادل هوا و فروريختن قطرات حياتبخش باران جنبشى در زمين پيدا مى شود, و اين صحنه معاداست كه در اين جهان مى بينيم .

 

 

 

آيات خدا در آفاق و انفس !.

 

نـخـسـت به سراغ آفرينش انسان كه اولين و مهمترين موهبت الهى بر اوست مى رود و مى گويد: ((يـكـى از نشانه هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد, سپس شما انسانهايى شديد كه در روى زمين منتشر گشتيد)).

در ايـن جا به دو نشانه عظمت الهى اشاره شده : يكى آفرينش انسان از خاك كه ممكن است اشاره به آفرينش نخستين انسان يعنى آدم بوده باشد, يا آفرينش همه انسانها از خاك چرا كه مواد غذايى تشكيل دهنده وجود انسان , همه مستقيما يابطور غيرمستقيم از خاك گرفته مى شود.

دوم : تكثير نسل انسان و انتشار فرزندان آدم در سراسر روى زمين است .

مى فرمايد: ((و از نشانه هاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد)) و از آنـجـا كه ادامه اين پيوند درميان همسران , نياز به يك جاذبه و كشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مى كند: ((و در ميان شما مودت و رحمت قرار داد)).

و در پـايـان بـراى تـاكـيد بيشتر مى فرمايد: ((در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكر مى كنند)).

و از اينجا مى توان نتيجه گرفت آنها كه پشت پا به اين سنت الهى مى زنندوجود ناقصى دارند, چرا كـه يك مرحله تكاملى آنها متوقف شده مگر آن كه به راستى شرايط خاص و ضرورتى ايجاب تجرد كند.



 

باز هم نشانه هاى عظمت او در برون و درون !.

 

نخست پديده ((خواب )) را به عنوان يك پديده مهم آفرينش و نمودارى ازنظام حكيمانه آفريننده آن مـورد تـوجه قرار داده , مى گويد: ((و از نشانه هاى او خواب شما در شب و روز است , و تلاش و كـوشـش شـمـا بـراى بـهره گيرى از فضل پروردگار))و تامين معاش.

و در پايان مى افزايد: ((در اين امور نشانه هايى است براى آنها كه گوش شنوادارند)).

ايـن مـوهـبت بزرگ الهى سبب مى شود كه جسم و روح انسان به اصطلاح سرويس شود, و با بروز حالت خواب كه يك نوع وقفه و تعطيل كار بدن است آرامش و رفع خستگى حاصل گردد, و انسان حيات و نشاط و نيروى تازه اى پيداكند. مسلما اگر خواب نبود روح و جسم انسان بسيار زود پژمرده و فرسوده مى شد, و بسيار زود پيرى و شكستگى به سراغ او مى آمد.

باز به سراغ آيات آفاقى مـى رود, و مساله باران و رعد و برق و حيات زمين را پس ازمرگ مورد توجه قرار داده , مى گويد: ((و از نـشـانـه هـاى خـدا ايـن اسـت كه برق را كه هم مايه ترس است هم مايه اميد, به شما نشان مى دهد)). ((ترس )) از خطرات ناشى از برق كه گاه به صورت ((صاعقه )) در مى آيد و ((اميد))از نظر نزول باران كه غالبا بعد از رعد و برق به صورت رگبار فرو مى ريزد.

سـپـس مـى افـزايد: ((و از آسمان آبى نازل مى كند كه زمين را بعد از مرگش حيات مى بخشد)) .

در پايان به عنوان تاكيد مى افزايد: ((در اين امور آيات و نشانه هايى است براى جمعيتى كه تعقل و انديشه مى كنند)). آنـها هستند كه مى فهمند در اين برنامه حساب شده دست قدرتى در كار است و هرگز نمى تواند معلول تصادفها و ضرورتهاى كور و كر باشد.

 

 

توحيد مالكيت خداوند!.

 

مى فرمايد: ((تمام كسانى كه در آسمانهاو زمين هستند از آن او مى باشند)) و چون همه از آن اويند ((همگى در برابر او خاضع و مطيعند)).

يـعنى از نظر قوانين آفرينش زمام امر همه در دست اوست و همه خواه ناخواه تسليم قوانين او در جهان تكوينند.

دليل اين ((مالكيت )) همان خالقيت و ربوبيت اوست : كسى كه در آغازموجودات را آفريده و تدبير آنها را بر عهده دارد, مسلما مالك اصلى نيز بايد اوباشد, نه غير او.

 

داسنان ها و مجموع مفاهيم اين جز در فايل آماده براي دانلود 

 
 
اللهم عجل لوليك الفرج اللهم عجل لوليك الفرج
صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت6:36| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 23 تا 30 سوره مباركه احزاب

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و بيست و يكم

 

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلا (٢٣)

 

لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِنْ شَاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا (٢٤)

 

وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (٢٥)

 

وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا (٢٦)

 

وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا (٢٧)

 

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا (٢٨)

 

وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا (٢٩)

 

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (٣٠)

 

23. among the believers are men who have been true to their Covenant with Allah. of them some have completed their vow (to the extreme), and some (still) wait: but They have never changed (Their determination) In the least:

24. that Allah may reward the men of truth for their truth, and punish the Hypocrites if that be His will, or turn to them In mercy: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful.

25. and Allah turned back the unbelievers for (all) their fury: no advantage did They gain; and Enough is Allah for the believers In their fight. and Allah is full of strength, able to enforce His will.

26. and those of the people of the Book who aided them - Allah did take them down from their strongholds and cast terror into their hearts. (so that) some ye slew, and some ye made prisoners.

27. and He made you heirs of their lands, their houses, and their goods, and of a land which ye had not frequented (before). and Allah has power over all things.

28. O Prophet! say to Thy Consorts: "If it be that ye desire the life of This world, and its glitter,- then come! I will provide for your enjoyment and set you free In a handsome manner.

29. but if ye seek Allah and His Messenger, and the home of the Hereafter, Verily Allah has prepared for the well-doers amongst you a great reward.

30. O Consorts of the Prophet! if any of you were guilty of evident unseemly conduct, the punishment would be doubled to her, and that is easy for Allah.

 

23* از ميان مؤمنان مرداني هستند كه آنچه را با خداوند پيمان بسته بودند صادقانه وفا كردند و خود را آماده جهاد نمودند، برخي از آنان پيمانشان را عمل كردند و به شهادت رسيدند و بعضي ديگر در انتظار شهادت هستند و هرگز عقيده و پيمان خود را تغيير ندادند.

 

24* تا خداوند صادقان را به خاطر صداقتشان پاداش دهد و منافقان را اگر بخواهد عذاب كند يا اگر توبه كنند لطف خود را بر آنان باز گرداند زيرا كه خداوند آمرزنده مهربان است.

 

25* و خداوند كساني را كه كفر ورزيدند با دلي پر از خشم برگرداند، بدون آن كه هيچ خيري (پيروزي و غنيمتي) به دست آورند و خداوند مؤمنان را از جنگ بي نياز ساخت و آنان را پيروز كرد و خداوند، تواناي شكست ناپذير است.

 

26* و خداوند كساني از اهل كتاب (يهوديان) را كه از مشركان عرب پشتيباني مي كردند، از برج و قلعه هاي مرتفعشان پايين كشيد و در دل هاي آنان ترس و وحشت افكند، كه در نتيجه شما مسلمانان گروهي از آنان را كشتيد و گروهي را اسير كرديد.

 

27* و سرزمين آنان و خانه ها و اموالشان و نيز زميني را كه در آن گام ننهاده بوديد در اختيار شما گذاشت و خداوند بر هر كاري تواناست.

 

28* اي پيامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگي دنيا و زينت و رزق و برق آن را مي خواهيد، بياييد تا شما را با پرداخت مَهرتان بهره مند سازم و به وجهي نيكو بدون قهر و خشونت رهايتان كنم.

 

29* و اگر خدا و رسولش و سراي آخرت را مي خواهيد، پس بدانيد كه قطعاً خداوند براي نيكوكاران از شما پاداش بزرگي را آماده كرده است.

 

30* اي همسران پيامبر! هركس از شما كر زشت و گناهي مرتكب شود، عذابش دو چندان خواهد بود و اين كار براي خدا آسان است.

 

23. il est, Parmi les croyants, des hommes qui ont été sincères dans leur engagement envers Allah. certain d'entre eux ont atteint leur fin, et d'autres attendent encore; et ils n'ont varié aucunement (dans leur engagement);

24. afin qu'Allah récompense les véridiques pour leur sincérité, et châtie, s'il veut, les hypocrites, ou accepte leur repentir. car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

25. et Allah a renvoyé, avec leur rage, les infidèles sans qu'ils n'aient obtenu aucun bien, et Allah a épargné aux croyants le combat. Allah est fort et Puissant.

26. et il a fait descendre de leurs forteresses ceux des gens du Livre qui les avaient soutenus [les coalisés], et il a jeté l'effroi dans leurs coeurs; un groupe d'entre eux vous tuiez, et un groupe vous faisiez prisonniers.

27. et il vous a fait hériter leur terre, leurs demeures, leurs biens, et aussi une terre que vous n'aviez point foulée. et Allah est Omnipotent.

28. Prophète! Dis à Tes épouses: ‹Si C'est la vie présente que vous désirez et Sa parure, alors venez! Je vous demanderai [les moyens] d'en jouir et vous libérerai [par un divorce] sans préjudice.

29. mais Si C'est Allah que vous voulez et son Messager Ainsi que la demeure dernière, Allah a préparé pour les bienfaisantes Parmi vous une énorme récompense.

30. turpitude prouvée, le châtiment Lui sera doublé par deux fois! et ceci est facile pour Allah.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت6:27| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 16 تا 22 سوره مباركه احزاب

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و بيستم

 

قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لا تُمَتَّعُونَ إِلا قَلِيلا (١٦)

 

قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا (١٧)

 

قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَالْقَائِلِينَ لإخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلا قَلِيلا (١٨)

 

أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (١٩)

 

يَحْسَبُونَ الأحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الأحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الأعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلا قَلِيلا (٢٠)

 

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (٢١)

 

وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الأحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (٢٢)

 

16. say: "Running away will not profit you if ye are running away from death or slaughter; and Even if (ye do escape), no more than a brief (respite) will ye be allowed to enjoy!"

17. say: "Who is it that can screen you from Allah if it be His wish to give you punishment or to give you Mercy?" nor will They find for themselves, besides Allah, any Protector or helper.

18. Verily Allah knows those among you who keep back (men) and those who say to their brethren, "Come along to us", but come not to the Fight except for just a Little while.

19. Covetous over you. then when fear comes, Thou wilt see them looking to thee, their eyes revolving, like (Those of) one over whom hovers death: but when the fear is past, They will smite you with sharp tongues, Covetous of goods. such men have no Faith, and so Allah has made their deeds of none effect: and that is easy for Allah.

20. They think that the Confederates have not withdrawn; and if the Confederates should come (again), They would wish They were In the deserts (wandering) among the Bedouins, and seeking news about you (from a safe distance); and if They were In your midst, They would Fight but little.

21. ye have indeed In the Messenger of Allah a beautiful pattern (of conduct) for any one whose hope is In Allah and the final Day, and who engages much In the Praise of Allah.

22. when the believers saw the Confederate forces, They said: "This is what Allah and His Messenger had promised us, and Allah and His Messenger told us what was true." and it only added to their Faith and their zeal In obedience.

 

16* بگو: اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد، اين فرار هرگز براي شما سودي ندارد و بر فرض كه سودتان دهد در آن صورت جز بهره اندكي نخواهيد برد.

 

17* بگو: اگر خداوند براي شما رنجي يا رحمتي اراده كند، كيست كه شما را در برابر اراده خداوند مصون بدارد؟ در حالي كه آنان غير از خداوند براي خود نه كارسازي مي يابند و نه ياري دهنده اي.

 

18* بدون شك خداوند كساني از شما كه مردم را از جبهه و جهاد بازمي داشتند و كساني كه به برادران خود مي گفتند: به سوي ما بياييد و خود را به كشتن ندهيد به خوبي مي شناسد؛ آنان ضعيف و ترسو هستند و جز اندكي به جبهه نمي روند.

 

19* در حالي آنان بر ياري شما بخيل هستند، كه هرگاه لحظات بيم و جنگ پيش آيد، آنان را مي بيني چنان به تو مي نگرند كه چشمانشان در حدقه مي چرخد، هم چون كسي كه مرگ او را فرا گرفته، پس همين كه ترس از ميان رفت، زبان هاي تند و خشن خود را بر شما مي گشايند، در حالي كه نسبت به خير (مال و غنيمت) بخيل هستند، آنان ايمان واقعي ندارند و خداوند اعمالشان را محو نموده؛ و اين كار بر خداوند آسان است.

 

20* آنها به قدر وحشت زده شده اند كه مي پندارند احزاب (مشرك و يهود مهاجم) هنوز پراكنده نشده اند و اگر بار ديگر دسته هاي دشمن به سراغ مسلمانان آيد، دوست دارند كاش ميان اعراب باديه نشين بودند و درگير جنگ نمي شدند و تنها از اخبار مربوط به شما جويا مي شدند و اين افراد اگر در ميان شما بودند جز اندكي نمي جنگيدند.

 

21* همانا براي شما در سيره رسول خدا(ص) الگو و سرمشقي نيكوست، البته براي كساني كه به خدا و روز قيامت اميد دارند و خدا را بسيار ياد مي كنند.

 

22* و همين كه مؤمنان دسته هاي لشكر دشمن را ديدند، گفتند: اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفتند و ديدن لشكر مهاجم جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود.

 

16. Dis: ‹Jamais la fuite ne vous sera utile Si C'est la mort (sans combat) ou le meurtre (dans le combat) que vous fuyez; dans ce cas, vous ne jouirez (de la vie) que Peu (de temps)›.

17. Dis: ‹Quel est celui qui peut vous protéger d'Allah, s'il vous veut du mal ou s'il veut vous accorder une miséricorde?› et ils ne trouveront pour eux- mêmes en dehors d'Allah, ni allié ni secoureur.

18. Certes, Allah connaît ceux d'entre vous qui suscitent des obstacles, Ainsi que ceux qui disent à leurs frères: ‹Venez à nous›, tandis qu'ils ne déploient que Peu d'ardeur Au combat,

19. avares à votre égard. puis, quand leur vient la peur, Tu les vois Te regarder avec des yeux révulsés, comme ceux de quelqu'un qui s'est évanoui par peur de la mort. une fois la peur passée, ils vous lacèrent avec des langues affilées, alors qu'ils sont chiches à faire le bien. Ceux-là n'ont jamais cru. Allah donc, rend vaines leurs actions. et cela est facile à Allah.

20. ils pensent que les coalisés ne sont pas partis. Or Si les coalisés revenaient, [ces gens-là] souhaiteraient être des nomades Parmi les Bédouins, et [se contenteraient] de demander de vos nouvelles. s'ils étaient Parmi vous, ils n'auraient combattu que Très peu.

21. en effet, vous avez dans le Messager d'Allah un excellent modèle [à suivre], pour quiconque espère en Allah et Au Jour dernier et Invoque Allah fréquemment.

22. et quand les croyants virent les coalisés, ils dirent: ‹Voilà ce qu'Allah et son Messager nous avaient promis; et Allah et son Messager disaient la vérité›. et cela ne fit que croître leur foi et leur soumission.

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت6:25| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 7 تا 15 سوره مباركه احزاب

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و نوزدهم

 

وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا (٧)

 

لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا (٨)

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا (٩)

 

إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الأبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا (١٠)

 

هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالا شَدِيدًا (١١)

 

وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلا غُرُورًا (١٢)

 

وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلا فِرَارًا (١٣)

 

وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلا يَسِيرًا (١٤)

 

7. and remember we took from the prophets their covenant: As (We did) from thee: from Noah, Abraham, Moses, and Jesus the son of Mary: we took from them a solemn covenant:

8. that ((Allah)) may question the (custodians) of truth concerning the truth They (were charged with): and He has prepared for the unbelievers a grievous penalty.

9. O ye who believe! remember the Grace of Allah, (bestowed) on you, when there came down on you hosts (to overwhelm you): but we sent against them a hurricane and forces that ye saw not: but Allah sees (clearly) all that ye do.

10. Behold! They came on you from above you and from below you, and Behold, the eyes became dim and the hearts gaped up to the throats, and ye imagined various (vain) thoughts about Allah.

11. In that situation were the believers tried: They were shaken As by a tremendous shaking.

12. and Behold! the Hypocrites and those In whose hearts is a disease (Even) say: "(Allah) and His Messenger promised us nothing but delusion!"

13. Behold! a party among them said: "Ye men of Yathrib! ye cannot stand (the attack)! Therefore go back!" and a band of them ask for leave of the Prophet, saying, "Truly Our houses are bare and exposed," though They were not exposed They intended nothing but to run away.

14. and if an entry had been effected to them from the sides of the (city), and They had been incited to sedition, They would certainly have brought it to pass, with none but a brief delay!

15. and yet They had already covenanted with Allah not to turn their backs, and a Covenant with Allah must (surely) be answered for.

 

7* و به ياد آور هنگامي كه ما از پيامبران پيمان گرفتيم و هم چنين از تو و از نوح و ابراهيم و موسي و عيسي فرزند مريم و از همه آنان پيماني استوار گرفتيم (كه در اداي مسئوليت و دعوت كوتاهي نكنند).

 

8* خداوند از پيامبران پيمان محكم گرفت تا راستگويان را از صداقتشان در ايمان و عمل صالح، باز خواست كند؛ و براي كافران عذابي دردناك آماده كرده است.

 

9* اي كساني كه ايمان آورده ايد! نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد، آنگاه كه دشمنان شما در قالب لشكرياني به سراغتان آمدند، ولي ما براي دفاع از شما تند بادي سخت و لشكرياني كه آنها را نمي ديديد بر آنان فرستاديم، (و بدين وسيله دشمنان را قلع و قمع كرديم) و خداوند به آنچه انجام مي دهيد بيناست.

 

10* آن گاه كه دشمنان از بالا و پايين (شهر) شما به سراغتان آمدند (و مدينه را محاصره كردند) و آنگاه كه چشم ها از ترس خيره شده بود و جان ها به حنجره ها رسيده بود و به خداوند گمان هاي بدي مي برديد.

 

11* آن جا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و به لرزه سختي دچار شدند.

 

12* و آن گاه كه منافقان و كساني كه در روحشان بيماري شك و ترديد بود، گفتند: خدا و پيامبرش جز وعده هاي فريبنده به ما ندادند.

 

13* و آن گاه كه گروهي از آنان گفتند: اي مردم مدينه! در صحنه جنگ براي شما جاي ماندن نيست، پس برگرديد و گروهي از آنان از پيامبر اجازه بازگشت خواستند و مي گفتند: همانا خانه هاي ما بي حفاظ است. در حالي كه بي حفاظ نبود و آنان جز فرار از جنگ قصد ديگري نداشتند.

 

14* و (آن منافقان و بيمار دلان چنان بودند كه) اگر دشمنان از اطراف مدينه بر آنان وارد مي شدند و از آنان تقاضاي فتنه گري مي كردند، به سرعت مي پذيرفتند و جز مدت كمي درنگ نمي كردند.

 

15* در حالي كه آنان پيش از اين با خداوند پيمان بسته بودند كه به دشمن پشت نكنند و پيمان الهي بازخواست شدني است.

 

7. Lorsque nous prîmes des prophètes leur engagement, de même que de toi, de Noé, d'Abraham, de Moïse, et de Jésus fils de Marie: et nous avons pris d'eux un engagement solennel,

8. afin [qu'Allah] interroge les véridiques sur leur sincérité. et il a préparé aux infidèles un châtiment douloureux.

9. vous qui croyez! rappelez-vous le bienfait d'Allah sur vous, quand des troupes vous sont venues et que nous avons envoyé contre elles un vent et des troupes que vous n'avez pas vues. Allah demeure Clairvoyant sur ce que vous faites.

10. quand ils vous vinrent d'en Haut et d'en bas [de toutes parts], et que les regards étaient troublés, et les coeurs remontaient aux gorges, et vous faisiez sur Allah toutes sortes de suppositions...

11. les croyants furent alors éprouvés et secoués d'une dure secousse.

12. et quand les hypocrites et ceux qui ont la maladie [le doute] Au coeur disaient: ‹Allah et son Messager ne nous ont promis que tromperie›.

13. de même, un groupe d'entre eux dit: ‹Gens de Yatrib ! ne demeurez pas ici. retournez [chez vous]›. un groupe d'entre eux demande Au prophète la permission de partir en disant: ‹Nos demeures sont sans protection›, alors qu'elle ne l'étaient pas: ils ne voulaient que s'enfuir.

14. et Si une percée avait été faite sur eux par les flancs de la ville et qu'ensuite on leur avait demandé de renier leur foi, ils auraient accepté Certes, et n'auraient guère tardé,

15. tandis qu'auparavant ils avaient pris l'engagement envers Allah qu'ils ne tourneraient pas le dos. et il sera demandé compte de Tout engagement vis-à-vis d'Allah.

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت6:2| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات يك تا 6 سوره مباركه احزاب

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هجدهم

 

۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞

 

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (١)

 

وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (٢)

 

وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلا (٣)

 

مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ (٤)

 

ادْعُوهُمْ لآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (٥)

 

النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الأرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا (٦)

 

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

1. O Prophet! fear Allah, and hearken not to the unbelievers and the Hypocrites: Verily Allah is full of knowledge and wisdom.

2. but follow that which comes to Thee by inspiration from Thy Lord: for Allah is well acquainted with (all) that ye do.

3. and put Thy trust In Allah, and Enough is Allah As a disposer of affairs.

4. Allah has not made for any man two hearts In His (one) body: nor has He made your wives whom ye divorce by Zihar your mothers: nor has He made your adopted sons your sons. such is (only) your (manner of) speech by your mouths. but Allah tells (you) the truth, and He shows the (right) way.

5. call them by (the names of) their fathers: that is juster In the sight of Allah. but if ye know not their father's (names, call them) your brothers In Faith, or your maulas. but there is no blame on you if ye make a mistake therein: (what counts is) the intention of your hearts: and Allah is Oft-Returning, Most Merciful.

6. the prophet is closer to the believers than their own selves, and His wives are their mothers. Blood-relations among Each other have closer personal ties, In the Decree of Allah. than (the brotherhood of) believers and Muhajirs: nevertheless do ye what is just to your closest friends: such is the writing In the Decree (of Allah..

 

* به نام خداوند بخشنده مهربان *

 

1* اي پيامبر! از خداوند پروا كن و از كافران و منافقان اطاعت مكن كه خداوند دانا و حكيم است.

 

2* و از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي مي شود پيروي كن كه خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است.

 

3* و بر خداوند توكل كن و همين بس كه خداوند وكيل و نگهبان تو است.

 

4* خداوند براي هيچ مردي در درونش دو دل قرار نداده است؛ و هرگز همسراني را كه مورد «ظِهار» قرار مي دهيد مادران شما قرار نداده؛ و نيز فرزند خوانده هاي شما را پسر واقعي شما قرار نداده است. اين (قرار دادن همسر به منزله مادر و فرزند خوانده به منزله فرزند) سخني است كه شما به زبان مي گوييد و خداوند حق مي گويد و اوست كه به راه راست هدايت مي كند.

 

5* آنان (پسرخواندگان) را با نام پدرانشان بخوانيد، كه اين نزد خداوند عادلانه تر است، پس اگر پدرانشان را نمي شناسيد، آنان برادران ديني و موالي شما هستند؛ و در آنچه پيش از اين خطا كرديد (و پسر خواندگان را فرزند خود دانستيد) گناهي بر شما نيست، ولي در آنچه دل هايتان قصد و عمد داشته مسئوليد و خداوند آمرزنده مهربان است.

 

6* پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او (در حرمت نكاح مانند) مادران مؤمنان محسوب مي شوند و در كتاب خداوند، خويشاوندان نسبي بعضي نسبت به بعضي از مؤمنان و مهاجران (كه قبلاً براساس ايمان و هجرت ارث مي بردند، در ارث بردن) اولويت دارند، مگر آن كه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكي كنيد (و سهمي از اموال خود را در قالب وصيت به آنان بدهيد)؛ اين حكم در كتاب الهي نوشته شده است.

 

1. Prophète! crains Allah et n'obéis pas aux infidèles et aux hypocrites, car Allah demeure Omniscient et Sage.

2. et suis ce qui t'est révélé émanant de Ton Seigneur. car Allah est parfaitement Connaisseur de ce que vous faites.

3. et place Ta confiance en Allah. Allah Te suffit comme protecteur.

4. Allah n'a pas placé à l'homme deux coeurs dans Sa poitrine. il n'a point assimilé à vos mères vos épouses [à qui vous dites en les répudiant]: ‹Tu es [aussi illicite] pour Moi que le dos de ma mère›. il n'a point fait de vos enfants adoptifs vos propres enfants. ce sont des propos [qui sortent] de votre bouche. mais Allah dit la vérité et C'est Lui qui met [l'homme] dans la bonne direction.

5. Appelez-les du nom de leurs pères: c' est plus équitable devant Allah. mais Si vous ne connaissez pas leurs pères, alors considérez-les comme vos frères en religion ou vos alliés. Nul blâme sur vous pour ce que vous faites par erreur, mais (Vous serez blâmés pour) ce que vos coeurs font délibérément. Allah, Cependant, est Pardonneur et Miséricordieux.

6. le prophète a plus de droit sur les croyants qu'ils n'en ont sur eux- mêmes; et ses épouses sont leurs mères. les liens de consanguinité ont [dans les successions] la priorité [sur les liens] unissant les croyants [de Médine] et les émigrés [de la Mecque] selon le Livre d'Allah, à moins que vous ne fassiez un testament convenable en faveur de vos frères en religion. et cela est inscrit dans le Livre.

 التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت5:49| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 21 تا 30 سوره مباركه سجده

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هفدهم

 

وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٢١)

 

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ (٢٢)

 

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ (٢٣)

 

وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ (٢٤)

 

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (٢٥)

 

أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ أَفَلا يَسْمَعُونَ (٢٦)

 

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الأرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنْفُسُهُمْ أَفَلا يُبْصِرُونَ (٢٧)

 

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٢٨)

 

قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ (٢٩)

 

فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ (٣٠)

 

21. and indeed we will make them taste of the penalty of This (life) prior to the Supreme penalty, In order that They may (repent and) return.

22. and who does more wrong than one to whom are recited the Signs of His Lord, and who then turns away therefrom? Verily from those who transgress we shall exact (due) Retribution.

23. we did indeed aforetime give the Book to Moses: be not then In doubt of its reaching (thee): and we made it a guide to the Children of Israel.

24. and we appointed, from among them, leaders, giving guidance under Our command, so long As They persevered with patience and continued to have Faith In Our signs.

25. Verily Thy Lord will judge between them on the Day of Judgment, In the matters wherein They differ (among themselves)

26. does it not teach them a lesson, How many generations we destroyed before them, In whose dwellings They (now) go to and fro? Verily In that are Signs: do They not then listen?

27. and do They not see that we do drive rain to parched soil (bare of herbage), and produce therewith crops, providing food for their cattle and themselves? have They not the vision?

28. They say: "When will This decision be, if ye are telling the truth?"

29. say: "On the Day of decision, no profit will it be to unbelievers if They (then) believe! nor will They be granted a respite."

30. so turn away from them, and wait: They too are waiting.

 

21* و البته ما غير از آن عذاب بزرگ تر در قيامت از عذاب نزديك در اين دنيا به آنان مي چشانيم، تا شايد به سوي خدا بازگردند.

 

22* و كيست ستمكارتر از كسي كه به آيات پروردگارش تذكر داده شود ولي از آنها اعراض نمايد؟ البته ما از تبهكاران انتقام مي گيريم.

 

23* و همانا به موسي كتاب آسماني تورات داديم، پس در لقاي او با خدا و دريافت آيات الهي شك نداشته باش، ما آن كتاب را براي بني اسرائيل مايه هدايت قرار داديم.

 

24* و از ميان بني اسرائيل پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت كنند؛ چون آنان، هم صبر كردند و هم به آيات ما يقين داشتند.

 

25* همانا پروردگار تو ميان مردم در قيامت در آنچه اختلاف داشتيد داوري خواهد كرد.

 

26* آيا برايشان روشن نشده كه ما قبيله هاي بسياري را قبل از ايشان هلاك كرديم؟ با اين كه اين ها در خانه هاي آن هلاك شدگان رفت و آمد دارند؛ البته در اين هلاكت ها و جايگزين شدن ها، عبرت ها و نشانه هايي است، آيا نمي شنويد؟

 

27* آيا نديدند كه ما آب را به سوي زمين بي گياه مي رانيم، پس به وسيله آن گياهان را مي رويانيم تا چهارپايانشان و خودشان از آن بخورند؟ پس آيا نمي بينند؟

 

28* و كفار مي پرسند: اگر راست مي گوييد، اين پيروزي شما چه زماني است؟

 

29* بگو: بدانيد كه در روز پيروزي، ايمان آوردن كساني كه كفر ورزيدند به حالشان سودي نخواهد داشت و به آنان مهلت داده نخواهد شد.

 

30* پس، از آنان دوري كن و منتظر باش، كه آنان نيز منتظرند.

 

21. nous leur ferons certainement goûter Au châtiment ici-bas, avant le grand châtiment afin qu'ils retournent (vers le chemin droit)!

22. qui est plus injuste que celui à qui les versets d'Allah sont rappelés et qui ensuite s'en détourne? nous nous vengerons certes des criminels.

23. nous avons effectivement donné à Moïse le Livre - ne sois donc pas en doute sur Ta rencontre avec Lui -, et l'avons assigné comme guide aux enfants d'Israël.

24. et nous avons désigné Parmi eux des dirigeants qui guidaient (les gens) par Notre ordre aussi longtemps qu'ils enduraient et croyaient fermement en nos versets.

25. Ton Seigneur, C'est Lui qui décidera entre eux, Au Jour de la Résurrection, de ce sur quoi ils divergeaient.

26. N'est-ce pas pour eux une indication le fait qu'avant eux, nous ayons fait périr tant de générations dans les maisons desquelles ils marchent? il y a en cela des preuves! N'écouteront-ils donc pas?

27. N'ont-ils pas vu que nous poussons l'eau vers un sol aride, qu'ensuite nous en faisons sortir une culture que consomment leurs bestiaux et eux-mêmes? ne voient-ils donc pas?

28. et ils disent: ‹A quand cette victoire, Si vous êtes véridiques›?

29. Dis: ‹Le Jour de la Victoire,, il sera inutile aux infidèles de croire! et aucun délai ne leur sera donné›.

30. Eloigne-toi d'eux et attends. eux aussi demeurent dans l'attente.

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت5:44| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 12 تا 20 سوره مباركه سجده

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و شانزدهم

 

وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ (١٢)

 

وَلَوْ شِئْنَا لآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لأمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (١٣)

 

فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٤)

 

إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (١٥)

 

تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (١٦)

 

فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٧)

 

أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لا يَسْتَوُونَ (١٨)

 

أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٩)

 

وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (٢٠)

 

12. if only Thou couldst see when the guilty ones will bend low their heads before their Lord, (saying:) "Our Lord! we have seen and we have heard: Now then send us back (to the world): we will work righteousness: for we do indeed (now) believe."

13. if we had so willed, we could certainly have brought every soul its true guidance: but the word from me will come True, "I will fill Hell with Jinns and men all together."

14. "Taste ye then - for ye forgot the meeting of This Day of yours, and we too will forget you - taste ye the penalty of Eternity for your (evil) deeds!"

15. only those believe In Our Signs, who, when They are recited to them, fall down In adoration, and celebrate the praises of their Lord, nor are They (ever) puffed up with pride.

16. their limbs do forsake their beds of sleep, the while They call on their Lord, In fear and hope: and They spend (in charity) out of the sustenance which we have bestowed on them.

17. Now no person knows what delights of the eye are kept hidden (in reserve) for them - As a reward for their (good) deeds.

18. is then the man who believes no better than the man who is rebellious and wicked? not equal are they.

19. for those who believe and do righteous deeds are Gardens As hospitable homes, for their (good) deeds.

20. As to those who are rebellious and wicked, their abode will be the Fire: every time They wish to get away therefrom, They will be forced thereinto, and it will be said to them: "Taste ye the penalty of the fire, the which ye were wont to reject As false."

 

12* و چه صحنه دلخراشي است اگر ببيني مجرمان را هنگامي كه نزد پروردگارشان سرهاي خود را به زير افكنده مي گويند: پروردگارا! ديديم و شنيديم آنچه را وعده كرده بودي، پس ما را به دنيا بازگردان تا كار نيكو انجام دهيم، همانا ما به يقين رسيديم.

 

13* و اگر مي خواستيم هركس را (به اجبار) به هدايت مي رسانديم ولي (مي خواهيم هركس خود راه خود را انتخاب كند) كافران بدانند كه اراده قطعي من چنين است كه دوزخ را از افراد بي ايمان و گنهكار از جن و انس پر خواهم كرد.

 

14* پس به خاطر آن كه ملاقات چنين روزي را فراموش كرديد عذاب را بچشيد، ما نيز شما را به دست فراموشي سپرديم و عذاب دائمي را بچشيد، به خاطر آنچه انجام داديد.

 

15* تنها كساني به آيات ما ايمان دارند كه هرگاه اين آيات به آنان يادآوري شود به شكل سجده رُخ بر خاك نهند و با ستايش پروردگارشان تسبيح گويند و آنان تكبر نمي ورزند.

 

16* مؤمنان، به هنگام شب، پهلوهايشان از بستر دور مي ماند و پروردگارشان را از روي بيم و اميد مي خوانند و از آنچه به آنان روزي داده ايم انفاق مي كنند.

 

17* هيچ كس نمي داند چه پاداش مهمي كه مايه روشني چشم هاست براي آنان نهفته است، اين پاداش كارهايي است كه انجام مي دادند.

 

18* پس آيا كسي كه مؤمن است مثل كسي است كه فاسق است؟ هرگز چنين نيست، اين دو گروه مساوي نيستند.

 

19* اما كساني كه ايمان آورده و كارهاي نيكو انجام داده اند، پس براي پذيرايي از آنها جايگاهي از باغ هاي بهشت فراهم است، به خاطر آنچه انجام مي دادند.

 

20* و اما كساني كه از مدار ايمان خارج و فاسق شدند، پس جايگاهشان آتش است، هرگاه اراده كنند كه از آن بيرون آيند، در آن بازگردانده مي شوند و به آنان گفته مي شود: بچشيد عذاب آتشي را كه همواره تكذيبش مي كرديد.

 

12. Si Tu voyais alors les criminels [comparaître], têtes basses devant leur Seigneur! ‹Notre Seigneur, nous avons vu et entendu, renvoie-nous donc afin que nous puissions faire du bien; nous croyons (maintenant) avec certitude›.

13. ‹Si nous voulions, nous apporterions à chaque âme Sa guidée. mais la parole venant de Moi doit être réalisée: ‹J'emplirai l'Enfer de djinns et d'hommes réunis›.

14. ‹Goûtez donc! pour avoir oublié la rencontre de votre Jour que voici. nous aussi nous vous avons oubliés. goûtez Au châtiment éternel pour ce que vous faisiez›.

15. seuls croient en nos versets ceux qui, lorsqu'on les leur rappelle, tombent prosternés et, par des louanges à leur Seigneur, célèbrent Sa Gloire et ne s'enflent pas d'orgueil.

16. ils s'arrachent de leurs lits pour invoquer leur Seigneur, par crainte et espoir; et ils font largesse de ce que nous leur attribuons.

17. aucun être ne sait ce qu'on a réservé pour eux comme réjouissance pour les yeux, en récompense de ce qu'ils oeuvraient!

18. celui qui est croyant est-il comparable Au pervers? (Non), ils ne sont point égaux.

19. ceux qui croient et accomplissent les bonnes oeuvres, auront leur résidence dans les jardins du refuge, en récompense de ce qu'ils oeuvraient.

20. et quant à ceux qui auront été pervers, leur refuge sera le Feu: toutes les fois qu'ils voudront en sortir, ils y seront ramenés, et on leur dira: ‹Goûtez Au châtiment du feu auquel vous refusiez de croire›.

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت5:41| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید