اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
* به نام آفریننده زیبایی ها *
در اينجا اين سؤال براى مشركان مطرح مى شد كه اين قيامت كه مى گويى كى خواهد آمد؟!.
قـرآن نـخـسـت در پاسخ اين سؤال مى گويد: ((علم به قيامت (و لحظه وقوع آن )تنها به خدا باز مى گردد)) هيچ پيامبر مرسل و فرشته مقربى نيز از آن آگاه نيست .
سـپـس مى افزايد: نه تنها آگاهى بر زمان قيام قيامت مخصوص خداست , علم به اسرار اين عالم و مـوجـودات پـنهان و آشكارش نيز از آن اوست ((هيچ ميوه اى ازغلاف خود خارج نمى شود, و هيچ زنـى باردار نمى گردد, و وضع حمل نمى كندمگر به علم او)).
نه در عالم گياهان و نه در عالم حيوان و انسان نطفه اى منعقد نمى شود وبارور نمى گردد و تولد نمى يابد مگر به فرمان خداوند بزرگ و به مقتضاى علم وحكمت او.
در ايـنجا سـخن از بهانه جويى افراد لجوج به ميان آورده و پاسخ يكى ازبهانه هاى عجيب را مـطـرح مى كند و آن اين كه آنها مى گفتند: چرا قرآن به زبان عجم نازل نشده است تا ما براى آن اهميت بيشترى قائل باشيم و غيرعرب نيز از آن بهره گيرند.
ايـنـجـاسـت كـه قـرآن در پاسخ آنها مى گويد: ((هرگاه آن را قرآنى عجمى قرارمى داديم حتما مى گفتند: چرا آياتش روشن نيست ))؟ چرا پيچيده است ؟ و ما از آن سر در نمى آوريم !.
سپس اضافه مى كردند: راستى عجيب است ((قرآنى عجمى از پيغمبرى عربى ))؟ يا مى گفتند: ((كتابى است عجمى براى امتى عربى ))؟.
خلاصه آنها بيماردلانى هستند كه هر طرحى ريخته شود و هر برنامه اى پياده گردد به آن ايرادى مى كنند, و بهانه اى مى تراشند.
سـپـس قـرآن خـطاب به پيامبر(ص ) مى افزايد: ((بگو: اين (كتاب آسمانى )براى كسانى كه ايمان آورده اند (مايه ) هدايت و درمان است )) ((اما كسانى كه ايمان نمى آورند در گوشهايشان سنگينى است )) و آن را درك نمى كنند.((و گويى نابينا هستند و آن را نمى بينند)) ((آنـهـا (هـمـچون كسانى هستند كه گويى ) از راه دور صدا زده مى شوند))! و معلوم است چنين كسانى نه مى شنوند و نه مى بينند!.
اينجا ترسيمى از حال انسانهاى ضعيف و بى ايمان شده . نخست مى فرمايد: ((انسان هرگز از تقاضاى نيكى (و نعمت ) خسته نمى شود)).
هرگز تنور حرص او از گرمى نمى افتد, هر چه بيشتر پيدا مى كند باز بيشترمى خواهد, و هرچه به او بدهند باز سير نمى شود. ((امـا (اگـر دنـيا به او پشت كند, نعمتهاى او زائل گردد, و) شر و بدى به او رسدبسيار مايوس و نوميد مى شود)).
منظور از ((انسان )) در اينجا ((انسان تربيت نايافته ))اى است كه قلبش به نورمعرفت الهى و ايمان پروردگار, و احساس مسؤوليت در روز جزا روشن نشده .
در اين جا به يكى ديگر از حالات نامطلوب انسانهاى دور مانده ازعلم و ايمان يعنى حالت غرور و از خود راضى بودن اشاره كرده , مى فرمايد: ((وهرگاه او را (انسان ) رحمتى از سوى خود, بـعـد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم ,مى گويد: اين به خاطر شايستگى و استحقاق من بوده است )).
اين بينواى مغرور فراموش مى كند كه اگر لطف خدا نبود به جاى اين نعمت بايد گرفتار بلا شود.
نشانه هاى حق در جهان بزرگ و كوچك !.
مـى فـرمايد: ((ما به زودى آيات و نشانه هاى خود را در آفاق و اطراف جهان , وهمچنين در درون جـان خـود آنـها, به آنان , نشان مى دهيم , تا براى آنها روشن شود كه خداوند حق است )).
((آيات آفاقى )) همچون آفرينش خورشيد و ماه و ستارگان با نظام دقيقى كه برآنها حاكم است , و آفـريـنـش انـواع جـانـداران و گـيـاهـان و كوهها و درياها با عجائب و شگفتيهاى بى شمارش , و مـوجـودات گوناگون اسرارآميزش , كه هر زمان اسرار تازه اى از خلقت آنها كشف مى شود هريك آيه و نشانه اى است بر حقانيت ذات پاك او!.
و ((آيـات انـفـسـى )) همچون آفرينش دستگاههاى مختلف جسم انسان و نظامى كه بر ساختمان حيرت انگيز مغز و حركات منظم قلب و عروق و بافتها و استخوانها,و انعقاد نطفه و پرورش جنين در رحـم مادران , و از آن بالاتر اسرار و شگفتيهاى روح انسان مى باشد كه هرگوشه اى از آن كتابى است از معرفت پروردگار و خالق جهان !.
و در پايان اين بيان لطيف و جالب را با جمله زيبا و پرمعناى ديگرى تكميل كرده , مى افزايد: ((آيـا كـافـى نيست كه پروردگارت بر هر چيز شاهد و گواه است )).
در ايـن قسمت با يك تشبيه زيبا, مردم جهان را در برابر روزيهاى پروردگار وچگونگى استفاده از آن , بـه كـشـاورزانـى تـشبيه مى كند كه گروهى براى آخرت كشت مى كنند, و گروهى براى دنيا, و نتيجه هر يك از اين دو زراعت را مشخص مى كند.
مـى فـرمـايـد: ((كـسـى كـه زراعـت آخـرت را طـالب باشد به او بركت مى دهيم و برمحصولش مى افزاييم )) ((و آنها كه فقط براى دنيا كشت كنند (و تلاش و كوششان براى بهره گيرى ازاين متاع زودگذر و فـانـى بـاشد) تنها كمى از آنچه را مى طلبند به آنها مى دهيم اما درآخرت هيچ نصيب و بهره اى نخواهند داشت )).
بـه ايـن تـرتـيـب نـه دنـياپرستان به آنچه مى خواهند مى رسند و نه طالبان آخرت از دنيا محروم مـى شـونـد, امـا با اين تفاوت كه گروه اول با دست خالى به سراى آخرت مى روند و گروه دوم با دستهاى پر!.
تـشـبـيـه جـالـب و كـنايه زيبايى است : انسانها همگى زارعند و اين جهان مزرعه ماست اعمال ما بـذرهـاى آن و امكانات الهى بارانى است كه بر آن مى بارد اما اين بذرها بسيار متفاوت است بعضى مـحـصـولـش نـامـحـدود, جـاودانى و درختانش هميشه خرم و سرسبز و پرميوه , اما بعضى ديگر محصولاتش بسيار كم , عمرش كوتاه و زودگذر و ميوه هايى تلخ و ناگوار دارد.
مودت اهل بيت (ع ) پاداش رسالت است !.
در اين جا, براى بيان عظمت پاداش بزرگ مـى افزايد: ((اين همان چيزى است كه خداوند بندگانش راكه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نويد مى دهد)).
بشارت مى دهد تا رنجهاى طاعت و بندگى و مبارزه با هواى نفس و جهاد دربرابر دشمنان بر آنها سخت نيايد.
و از آنجا كه ابلاغ اين رسالت از سوى پيامبر بزرگوار اسلام (ص ) گاه اين توهم را ايجاد مى كرد كه او چـه اجـر و پـاداشـى در برابر رسالت خود از مردم مى طلبد به دنبال اين سخن به پيامبر دستور مى دهد: ((بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزديكانم [اهل بيتم ])).
دوسـتـى ذوى الـقـربـى بـازگشت به مساله ولايت و قبول رهبرى ائمه معصومين (ع ) از دودمان پيامبر(ص ) مى كند كه در حقيقت تداوم خط رهبرى پيامبر(ص ) وادامه مساله ولايت الهيه است و پرواضح است كه قبول اين ولايت ورهبرى همانند نبوت پيامبر(ص ) سبب سعادت خود انسانهاست و نتيجه اش به خود آنها بازگشت مى كند.
در گذشته قبل آمده بود كه خداوند درخواست مؤمنان را اجابت مى كند, و به دنبال آن اين سؤال پيش مى آيد كه پس چرا در ميان آنها گروهى فقيرند, و هرچه درخواست مى كنند به جائى نمى رسد؟.
مى فرمايد: ((هرگاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد در زمين طغيان و سركشى و ستم مى كنند)) ((و لـذا بـه مقدارى كه مى خواهد (و مصلحت مى بيند) روزى را نازل مى كند)).
و بـه ايـن تـرتيب مساله تقسيم روزى براساس حساب دقيقى است كه پروردگار درباره بندگان دارد ((چرا كه او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست )) او پيمانه و ظرفيت وجـودى هـركـس را مى داند و طبق مصلحت اوبه او روزى مى دهد نه چندان مى دهد كه طغيان كنند و نه چندان كه از فقر فريادشان بلند شود.
درست است كه خداوند روزى را با حساب نازل مى كند تا بندگان طغيان نكنند اما چنان نـيست كه آنها را محروم و ممنوع سازد, لذا در اين آيه مى افزايد: ((و او كسى است كه باران نافع را بـعـد از آن كـه مـردم مايوس شدند نازل مى كند و دامنه رحمت خويش را مى گسترداند)) و بايد هم چنين باشد ((چرا كه او ولى و سرپرستى است شايسته ستايش )).
وزش بادهاى منظم و حركت كشتيها از آيات اوست! .
در ايـنـجـا بـه سراغ مطلبى مى رود كه انسانها در زندگى مادى خود با آن بسيارسر و كار دارند, مـخـصـوصـا ساحل نشينان و مسافران درياها, مى گويد: ((از آيات ونشانه هاى خداوند كشتيهايى است همچون كوهها كه بر صفحه درياها به حركت درمى آيد)).
سپس براى تاكيد بيشتر مى افزايد: ((اگر خداوند اراده كند باد راساكن مى سازد تا كشتيها بر پشت دريا ساكن و متوقف شوند))!.
و در پـايان براى نتيجه گيرى اضافه مى كند: ((در اين نشانه هايى است براى هركس كه داراى مقام صبر و شكر است )).
آرى ! در اين حركت بادها, و جريان كشتيها, و آفرينش درياها, و نظام وهماهنگى مخصوصى كه بر اين امور حكمفرماست نشانه هاى گوناگونى براى ذات پاك اوست .
تـكـيـه بـر دو وصف ((صبار)) و ((شكور)) مجموعا ترسيم گويايى از حقيقت ايمان است , چرا كه مؤمن در مشكلات و گرفتاريها صبور و در نعمتها شكور است .
لذا در حديثى از پيامبر(ص ) مى خوانيم : ((ايمان دو نيمه است , نيمى از آن صبر, و نيمى از آن شكر است )).
در گـذشـتـه سـخن از ظالمان و بيدادگران و متجاوزان بود در اينجا به سرانجام كار اين گروه و گوشه هايى از مجازاتهاى آنان اشاره مى كند.
نـخـست آنها را از گمراهانى مى شمرد كه هيچ ولى و سرپرستى ندارند,مى فرمايد: ((كسى را كه خدا گمراه كند ولى و ياورى بعد از او نخواهد داشت )).
نه هدايت جنبه اجبارى دارد, نه ضلالت , بلكه نتيجه مستقيم اعمال انسانهاست , گاه انسان كارى انـجـام مـى دهد كه خدا توفيقش را از او سلب كرده و نورهدايت را از قلب او مى گيرد, و او را در ظلمات گمراهى رها مى سازد.
به هرحال اين يكى از دردناكترين مجازاتهاى اين ظالمان است .
سـپـس مـى افزايد: ((ظالمان را در روز قيامت مى بينى كه وقتى عذاب الهى رامشاهده مى كنند (سخت پشيمان مى شوند, و) مى گويند: آيا راهى به سوى بازگشت (و جبران اين بدبختيها) وجود دارد))؟! ولى اين تقاضا با پاسخ منفى روبرو خواهد شد.
در اين جا براى نشان دادن اين واقعيت كه هرگونه نعمت و رحمت در اين عالم از سوى خداست , و كـسـى از خـود چيزى ندارد, به يك مساله كلى و يك مصداق روشن آن اشاره كرده , مى فرمايد: ((مـالـكـيـت و حـاكـمـيت آسمانها و زمين از آن خداست هرچه را بخواهد مى آفريند)).
نـمـونه روشنى از اين واقعيت كه هيچ كس از خود چيزى ندارد, و هرچه هست از ناحيه اوست اين كـه : ((بـه هـركس اراده كند دختر مى بخشد و به هركس بخواهد پسر)) ((يـا (اگـر بـخـواهـد) پـسر و دختر ـهر دوـ به آنها مى دهد,و هركس را بخواهد عقيم و بى فرزند مى گذارد)).
و به اين ترتيب مردم به چهار گروه تقسيم مى شوند: آنهايى كه تنها پسر دارندو در آرزوى دخترى هـسـتـنـد, و آنها كه دختر دارند و در آرزوى پسرى , و آنها كه هر دورا دارند, و گروهى كه فاقد هرگونه فرزندند و قلبشان در آرزوى آن پر مى كشد.
تعبير به ((يهب )) (مى بخشد) دليل روشنى است كه هم دختران هديه الهى هستند و هم پسران , و فـرق گـذاشـتـن مـيان اين دو از ديدگاه يك مسلمان راستين صحيح نيست , هر دو ((هبه )) او مى باشند.
بـه هرحال نه تنها در موضوع تولد فرزندان كه در همه چيز مشيت خداوند حاكم مطلق است , و او قادرى است آگاه و حكيم كه علم و قدرتش با هم قرين است , لذادر پايان مى افزايد: ((او دانا و قادر است )).
قصرهاى باشكوه با سقفهاى نقره اى ! (ارزشهاى دروغين )!
نـخـسـت مى فرمايد: ((اگر (تمكن كفار از مواهب مادى ) سبب نمى شد كه همه مردم امت واحد (گمراهى ) شوند ما براى كسانى كه به (خداوند) رحمن كافرمى شدند خانه هايى قرار مى داديم با سـقـفـهايى از نقره و نردبانهايى كه از آن بالاروند)).
مى افزايد: علاوه بر همه اينها ((انواع وسائل تجملى و زينت آلات )) براى آنها قرار مى داديم.
سـپـس مى افزايد: ((اما همه اينها متاع زندگى دنياى مادى است و آخرت نزدپروردگارت از آن پرهيزگاران است)).
كـوتـاه سخن اين كه سرمايه هاى مادى و اين وسائل تجملاتى دنيا به قدرى در پيشگاه پروردگار بـى ارزش اسـت كه مى بايست تنها نصيب افراد بى ارزش همچون كفار ومنكران حق باشد, و اگر مـردم كم ظرفيت و دنيا طلب به سوى بى ايمانى و كفرمتمايل نمى شدند خداوند اين سرمايه ها را تـنـها نصيب اين گروه منفور و مطرودمى كرد, تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست .
و از اينجا روشن مى شود كه نه بهره مند بودن گروهى از كفار و ظالمان از اين مواهب مادى دليل بـر شـخصيت آنهاست , و نه محروم بودن مؤمنان از آن , و نه استفاده از اين امور در حد معقول , به صورت يك ابزار, ضررى به ايمان و تقواى انسان مى زند, و اين است تفكر صحيح اسلامى و قرآنى .
در اينجا از يكى از آثار مرگبار دلبستگى به دنيا كه بيگانگى از خداست سخن مى گويد, مى فرمايد: ((و هركس از ياد خدا روى گردان شود شيطانى را به سراغ او مى فرستيم , پس همواره قرين اوست ))!.
آرى ! غـفـلت از ذكر خدا و غرق شدن در لذات دنيا, و دلباختگى به زرق وبرق آن , موجب مى شود كـه شـيـطـانـى بـر انـسان مسلط گردد و همواره قرين او باشد, ورشته اى در گردنش افكنده , ((مى برد هرجا كه خاطرخواه اوست ))!.
آرزو داريم بميريم و از عذاب راحت شويم !.
در ايـنجا سرنوشت مجرمان و كافران در قيامت تشريح شده تا در مقايسه باسرنوشت شوق انگيزى كه مؤمنان فرمانبردار پروردگار داشتند هر دو بعد مطلب روشنتر گردد.
نـخـسـت مى فرمايد: ((مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه خواهند ماند)).
ولى از آنجا كه ممكن است ((عذاب دائم )) با گذشت زمان تخفيف يابد, و تدريجا از شدت آن كاسته گردد آيه شريفه مى افزايد: ((هرگز عذاب آنهاتخفيف نمى يابد (و هيچ گونه راه نجاتى براى آنان نيست ) و در آنجا از همه چيزمايوسند)).
و به اين ترتيب عذاب آنها هم از نظر زمان دائمى است , و هم از نظر شدت .
در اينجا همچنان سخن درباره ابطال عقيده شرك و سرانجام تلخ مشركان است , و با دلائل ديگرى بـطـلان اعـتقاد آنها را آشكار مى سازد, نخست مى فرمايد:اگر آنها به گمان شفاعت به سراغ اين مـعـبـودان مـى رونـد بـايـد بـدانـند كه ((معبودانى كه آنها غير از خدا مى خوانند مالك و قادر بر هيچ گونه شفاعتى نيستند)).
ولـى از آنجا كه در ميان معبودان آنها فرشتگان و مانند آنان وجود داشتند درذيل آيه آنها را استثنا كرده , مى فرمايد: ((مگر كسانى كه شهادت به حق داده اند)).
ولـى چـنان نيست كه آنها براى هركس , هر چند بت پرست و مشرك و منحرف از آيين توحيد باشد شفاعت كنند, بلكه ((آنها به خوبى مى دانند)) براى چه كسى اجازه شفاعت دارند.
آن روز كه دودى كشنده همه آسمان را فرا مى گيرد!.
از آنجا كه در گذشته سخن از اين درميان بود كه اگر آنها طالب يقين باشند اسباب تحصيل يقين فراوان و فراهم است , در اين قسمت مى افزايد: آنها جوياى يقين و طالب حق نيستند, ((بلكه آنها در شكند و با حقايق بازى مى كنند))!.
اگـر آنـهـا در حـقـانـيت اين كتاب آسمانى و نبوت تو ترديد دارند به خاطر اين نيست كه مساله پـيـچـيـده اى اسـت , بلكه از اين جهت است كه آن را جدى نمى گيرند,و به شوخى با آن برخورد مى كنند.
در اين جا به تهديد اين منكران لجوج و سرسخت پرداخته , و درحالى كه روى سخن را به پـيـامبر كرده , مى گويد: ((پس منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد آورد))!.
دودى كه ((تمام مردم را فرا مى گيرد))! و سپس به آنها گفته مى شود: ((اين عذاب دردناك الهى است ))!.
مى گويد:((در همان روزى كه (هيچ كس به فرياد ديگرى نمى رسد و) هيچ دوستى كمترين كمكى به دوستش نمى كند, و از هيچ سو يارى نمى شوند))!.
آرى ! آن روز, روز فصل و جدائى است , روزى است كه انسان از همه چيزجز عملش جدا مى شود, و مـولـى بـه هر معنى كه باشد ـدوست , سرپرست ,ولى نعمت , خويشاوند, همسايه , ياور, و مانند آن ـ توانائى حل كوچكترين مشكلى را از مشكلات قيامت براى كسى ندارد.
تنها يك گروه مستثنا هستند همان گونه كه اين آيه مى گويد: ((مگر كسى كه خدا او را مورد رحمت قرار داده است , چرا كه او توانا و رحيم است )).
بدون شك اين رحمت الهى بى حساب نيست و تنها شامل مؤمنانى مى شودكه داراى عمل صالحند .
پرهيزكاران و انواع نعمتهاى بهشتى!.
در اينجامواهب و پاداشهاى بهشتيان را مى شمرد تا از قرينه مقابله اهميت هريك از اين دوآشكارتر گردد. اين پاداشها در هفت قسمت خلاصه شده :
نخست اين كه : ((پرهيزكاران در جايگاه امن و امانى هستند)).
سپس به ذكر نعمت دوم پرداخته , مى گويد: آنها ((درميان باغها وچشمه ها به سر مى برند)) و جايگاه آنها از هر سو با درختان و چشمه ها احاطه شده.
در مرحله سوم به لباسهاى زيباى آنها اشاره كرده , مى افزايد: ((آنهالباسهايى از حرير نازك و ضـخـيـم مـى پـوشـند, و در برابر يكديگر (بر تختها) جاى دارند)).
در مرحله چهارم نوبت به همسران آنها مى رسد, مى گويد: ((آرى اين چنينند بهشتيان , و آنها را با حورالعين تزويج مى كنيم ))!.
سپس به ذكر پنجمين نعمت بهشتيان پرداخته , مى افزايد: ((آنها درآنجا هر نوع ميوه اى را بـخواهند در اختيارشان قرار مى گيرد و در نهايت امنيت به سرمى برند)).
جاودانگى بهشت و نعمتهاى بهشتى ششمين موهبت الهى برمتقين است , چرا كه آنچه فكر انسان را به هنگام وصال ناراحت مى كند بيم فراق است , لذا مى فرمايد: ((آنها هيچ مرگى جز همان مرگ اول (كه در دنيا چشيدند)نخواهند چشيد))!.
سرانجام هفتمين و آخرين نعمت را در اين سلسله چنين بيان مى كند: ((وخداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ كرده است )).
آيات گذشته نشان مى داد كه گروهى هستند كه سخنان الهى با انواع دلائل توحيدى و مواعظ و انـدرزهـا را مـى شـنـوند ولى در آنها اثر نمى كند, در اينجا از اين گروه و عواقب اعمال آنها بطور مشروح سخن مى گويد.
نخست مى فرمايد: ((واى بر هر دروغگوى گنهكار))!.
سپس به چگونگى موضع گيريهاى آنها اشاره كرده , مى افزايد:((پيوسته آيات الهى را كه بر او تلاوت مى شود مى شنود اما بر اثر تكبر همواره اصراربر مخالفت دارد گوئى اصلا آن را نشنيده )).
و در پـايـان آنـهـا را شديدا به كيفر سختى تهديد كرده , مى گويد: ((چنين كسى را به عذاب دردناك بشارت ده ))!.
هـمـان گـونـه كـه او دل پـيـامـبر و مؤمنان را به درد آورده ما نيز او را به عذاب دردناكى مبتلا مى سازيم.
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار!.
گاه در عواطف آنها چنگ زده , مى گويد: ((خداوند همان كسى است كه دريا رابراى شما مسخر كـرد تـا كـشـتـيـهـا به فرمانش در آن حركت كنند, و بتوانيد از فضل اوبهره گيريد و شايد شكر نـعـمتهايش را به جا آوريد)).
بعد از بيان نعمت كشتيها كه تماس نزديكى با زندگى روزمره انسانها دارد به مساله تسخير ساير موجودات بطوركلى پرداخته , مى گويد: ((و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است همه را از ناحيه خودش مسخر شما ساخت )).
با توجه به اين كه همه مواهب از ناحيه اوست و خالق و مدبر و پروردگارهمه , ذات پاك او مى باشد پـس چـرا انـسـان به سراغ غير او رود؟ و سر بر آستان مخلوقات ضعيف بگذارد؟ و از معرفت منعم حقيقى غافل بماند؟.
لـذا در پـايـان مـى افـزايـد: ((در ايـن , نـشانه هاى مهمى است براى كسانى كه تفكر و انديشه مى كنند)).
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ پانصد و دوم
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٣٣) وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (٣٤)ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ (٣٥)فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٣٦)وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٣٧)
۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
حم (١)تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (٢)مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (٣)قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الأرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِنْ قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٤)وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (٥)
33. then will appear to them the evil (fruits) of what They did, and They will be completely encircled by that which They used to mock at!
34. it will also be said: "This Day we will forget you As ye forgot the meeting of This Day of yours! and your abode is the fire, and no helpers have ye!
35. "This, because ye used to take the Signs of Allah In jest, and the life of the world deceived you:" (From) that Day, Therefore, They shall not be taken out thence, nor shall They be received into grace.
36. then Praise be to Allah, Lord of the heavens and Lord of the earth,- Lord and Cherisher of all the worlds!
37. to Him be glory throughout the heavens and the earth: and He is Exalted In power, full of Wisdom!
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
1. Ha-Mim.
2. the Revelation of the Book is from Allah the Exalted In power, full of wisdom.
3. we created not the heavens and the earth and all between them but for just ends, and for a term appointed: but those who reject Faith turn away from that whereof They are warned.
4. say: "Do ye see what it is ye invoke besides Allah. Show me what it is They have created on earth, or have They a share In the heavens bring me a Book (revealed) before this, or any remnant of knowledge (ye may have), if ye are telling the truth!
5. and who is more astray than one who invokes besides Allah, such As will not answer Him to the Day of Judgment, and who (in fact) are unconscious of their call (to them)?
33* و آنان را در آن روز كارهاي بدي كه مي كردند پديدار شود و آنچه بدان ريشخند مي كردند آنان را فرا گيرد.
34* و گفته شود : امروز شما را فراموش مي كنيم – فرو مي گذاريم – چنانكه شما ديدار اين روزتان را فراموش كرديد ،و جاي شما دوزخ است و شما را ياري كننده اي نيست .
35*اين عذاب به سبب آن است كه شما آيات خدا را به مسخره گرفتيد و زندگي دنيا شما را بفريفت ، پس امروز از آن دوزخ بيرون آورده نشوند و نه از ايشان خواستار عذرخواهي شوند – زيرا عذرشان پذيرفته نيست -.
36* پس سپاس و ستايش خداي راست، خداوند آسمانها و زمين ، پروردگار جهانيان .
37* و او راست بزرگي در آسمانها و زمين و اوست تواناي بي همتا داناي با حكمت.
۞ به نام خداوند بخشنده مهربان ۞
1* حا، ميم.
2* فرو فرستادن اين كتاب از سوي خداي تواناي بي همتا و داناي با حكمت است .
3* ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست نيافريديم مگر بحق و تا سرآمدي معين ، و كساني كه كافر شدند از آنچه بيم داده شدند رويگردانند .
4*بگو : مرا خبر دهيد ،آنچه به جاي خدا مي خوانيد به من بنماييد كه چه چيز از زمين – يا كدام بخش زمين- را آفريده اند يا مگر در آفرينش آسمانها شركت داشته اند ؟! اگر راستگوييد ،براي من دليلي از كتابي كه پيش از اين قرآن آمده باشد يا بازمانده اي از دانش پيشينيان بياوريد.
5* و كيست گمراه تر از كسي كه به جاي خدا كسي – يا چيزي – را مي خواند كه تا روز رستاخيز او را پاسخ نمي دهد و آنان از خواندن اينان بي خبرند ؟
33. et leur apparaîtra [la laideur] de leurs mauvaises actions. et ce dont ils se moquaient les cernera.
34. et on leur dira: ‹Aujourd'hui nous vous oublions comme vous avez oublié la rencontre de votre Jour que voici. votre refuge est le feu; et vous n'aurez point de secoureurs.
35. cela parce que vous preniez en raillerie les versets d'Allah et que la vie d'ici- bas vous trompait›. ce jour-là on ne les en fera pas sortir et on ne les excusera pas non plus.
36. Louange à Allah, Seigneur des cieux et Seigneur de la terre: Seigneur de l'univers.
37. et à Lui la grandeur dans les cieux et la terre. et C'est Lui le Puissant, le Sage.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. Ha, Mim.
2. la révélation du Livre émane d'Allah, le Puissant, le Sage.
3. nous n'avons créé les cieux et la terre et ce qui est entre eux qu'en toute vérité et [pour] un terme fixé. ceux qui ont mécru se détournent de ce dont ils ont été avertis.
4. Dis: ‹Que Pensez-vous de ceux que vous invoquez en dehors d'Allah? Montrez-Moi donc ce qu'ils ont créé de la terre! ou Ont-ils dans les cieux une participation avec Dieu? Apportez-moi un Livre antérieur à celui-ci (le Coran) ou même un vestige d'une science, Si vous êtes véridiques›.
5. et qui est plus égaré que celui qui Invoque en dehors d'Allah, celui qui ne saura Lui répondre jusqu'au Jour de la Résurrection? et elles [leurs divinités] sont indifférentes à leur invocation.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ پانصد و يكم
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ (٢٣)وَقَالُوا مَا هِيَ إِلا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلا يَظُنُّونَ (٢٤)وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلا أَنْ قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٢٥)قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٢٦)وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ (٢٧)وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٢٨)هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٢٩)فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (٣٠)وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنْتُمْ قَوْمًا مُجْرِمِينَ (٣١)وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُمْ مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ (٣٢)
23. then seest Thou such a one As takes As His god His own vain desire? Allah has, knowing (him As such), left Him astray, and sealed His hearing and His heart (and understanding), and put a cover on His sight. who, then, will guide Him after Allah (has withdrawn Guidance)? will ye not then receive admonition?
24. and They say: "What is there but Our life In This world? we shall die and we live, and nothing but time can destroy us." but of that They have no knowledge: They merely conjecture:
25. and when Our Clear Signs are rehearsed to them their argument is nothing but this: They say, "Bring (back) Our forefathers, if what ye say is true!"
26. say: "It is Allah who gives you life, then gives you death; then He will gather you together for the Day of Judgment about which there is no doubt": but Most men do not understand.
27. to Allah belongs the dominion of the heavens and the earth, and the Day that the Hour of Judgment is established,- that Day will the dealers In falsehood perish!
28. and Thou wilt see every sect bowing the knee: every sect will be called to its record: "This Day shall ye be recompensed for all that ye did!
29. "This Our record speaks about you with truth: for we were wont to put on record all that ye did."
30. then, As to those who believed and did righteous deeds, their Lord will admit them to His Mercy that will be the achievement for all to see.
31. but As to those who rejected Allah, (to them will be said): "Were not Our Signs rehearsed to you? but ye were arrogant, and were a people given to sin!
32. "And when it was said that the promise of Allah was True, and that the Hour- there was no doubt about its (coming), ye used to say, 'We know not what is the hour: we only think it is an idea, and we have no firm assurance.'"
23*آيا ديدي كسي را كه هواي نفس خويش را خداي خود گرفته است و خدا از روي دانش گمراهش كرد و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر چشمش پرده افكند ؟ پس كيست كه او را پس از فرو گذاشتن خدا راه نمايد ؟ آيا پند نمي گيريد؟
24* و كافران گفتند : اين –يعني زندگي- نيست مگر زندگي ما در اين جهان ،مي ميريم و زنده مي شويم و ما را جز دهر –روزگار و زمانه- هلاك نكند ،و آنان را هيچ دانشي به آن نيست ،آنان جز در گمان و پندار نيستند.
25*و چون آيات روشن ما – درباره زنده شدن مردگان به هنگام رستاخيز – بر آنان خوانده شود حجت ايشان جز اين نباشد كه گويند : پدران ما را بياريد – زنده كنيد – اگر راستگوييد.
26* بگو : خدا شما را زنده مي كند و باز ميميراند و سپس شما را به روز رستاخيز كه شكي در آن نيست فراهم مي آورد ، ولي بيشتر مردم نمي دانند .
27* و خداي راست پادشاهي آسمانها و زمين ، وروزي كه رستاخيز برپا شود در آن روز باطل گرايان- حق ناباوران و كجران – زيان مي كنند .
28* و هر گروهي را به زوانو در آمده – از هول آن روز – مي بيني . هر گروهي را به كارنامه خود فرا خوانند ، و گويند : امروز شما را پاداش آنچه مي كرديد بدهند.
29* اين است نامه ما كه بر شما – به زيان و ضد شما – به راستي سخن مي گويد . همانا ما از كارهايي كه مي كرديد رونوشت برمي داشتيم .
30* اما كساني كه ايمان آوردند و كارهاي نيك و شايسته كردند ، پس پروردگارشان ايشان را در رحمت خود – در بهشت – در آرد . اين است كاميابي و پيروزي بزرگ.
31* و اما كساني كه كافر شدند به آنها گويند :آيا نه اين بود كه آيات من بر شما خوانده مي شد پس شما گردنكسي كرديد و مردمي بزهكار بوديد ؟
32* و هنگامي كه گفته ميشد : همانا وعده خدا راست است و رستاخيز شكي در آن نيست ميگفتيد : ما نمي دانيم رستاخيز چيست . ما جز گماني نمي پنداريم ، و ما به آن باور بي گمان نداريم.
23. vois-tu celui qui prend Sa passion pour Sa propre divinité? et Allah l'égare sciemment et scelle son ouïe et son coeur et étend un voile sur Sa vue. qui donc peut le guider après Allah? ne vous rappelez-vous donc pas?
24. et ils dirent: ‹Il n'y a pour nous que la vie d'ici-bas: nous mourons et nous vivons et seul le temps nous fait périr›. ils n'ont de cela aucune connaissance: ils ne font qu'émettre des conjectures.
25. et quand on leur récite nos versets bien clairs, leur seul argument est de dire: ‹Faites revenir nos ancêtres Si vous êtes véridiques›.
26. Dis: ‹Allah vous donne la vie puis il vous donne la mort. ensuite il vous réunira le Jour de la Résurrection, il n'y a pas de doute à ce sujet, mais la plupart des gens ne savent pas.
27. a Allah appartient le royaume des cieux et de la terre. et le Jour où l'Heure arrivera, ce jour-là, les imposteurs seront perdus.
28. et Tu verras chaque communauté agenouillée. chaque communauté sera appelée vers son Livre. on vous rétribuera aujourd'hui selon ce que vous oeuvriez.
29. voilà Notre Livre. il parle de vous en toute vérité car nous enregistrions [tout] ce que vous faisiez›.
30. ceux qui ont cru et fait de bonnes oeuvres, leur Seigneur les fera entrer dans Sa Miséricorde. voilà le succès évident.
31. et quant à ceux qui ont mécru [il sera dit]: ‹Mes versets ne vous étaient-ils pas récités? mais vous vous enfliez d'orgueil et vous étiez des gens criminels›.
32. et quand on disait: ‹La promesse d'Allah est vérité; et l'Heure n'est pas l'objet d'un doute›, vous disiez: ‹Nous ne savons pas ce que C'est que l'Heure; et nous ne faisions à son sujet que de simples conjectures et nous ne sommes pas convaincus [qu'elle arrivera].

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ پانصدم
قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (١٤)
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (١٥)
وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ (١٦)
وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الأمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (١٧)
ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الأمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ (١٨)
إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ (١٩)
هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (٢٠)
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (٢١)
وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ (٢٢)
14. Tell those who believe, to forgive those who do not look forward to the days of Allah. it is for Him to recompense (for good or ill) Each people according to what They have earned.
15. if any one does a righteous deed, it ensures to the benefit of His own soul; if He does evil, it works against (his own soul). In the end will ye (all) be brought back to your Lord.
16. we did aforetime grant to the Children of Israel the Book the power of command, and Prophethood; we gave them, for sustenance, things good and pure; and we favoured them above the nations.
17. and we granted them Clear Signs In affairs (of Religion): it was only after knowledge had been granted to them that They fell into schisms, through insolent envy among themselves. Verily Thy Lord will judge between them on the Day of Judgment As to those matters In which They set up differences.
18. then we put Thee on the (right) way of religion: so follow Thou that (Way), and follow not the desires of those who know not.
19. They will be of no use to Thee In the sight of Allah. it is only wrong-doers (That stand as) protectors, one to another: but Allah is the Protector of the Righteous.
20. these are Clear evidences to men and a guidance and Mercy to those of assured Faith.
21. What! do those who seek after evil ways think that we shall hold them equal with those who believe and do righteous deeds,- that equal will be their life and their death? ill is the Judgment that They make.
22. Allah created the heavens and the earth for just ends, and In order that Each soul may find the recompense of what it has earned, and none of them be wronged.
14* به كساني كه ايمان آورده اند ، بگو : از كساني كه به روزهاي خدا اميد – يا از آنها بيم – ندارند – يعني رستاخيز را باورند ندارند و از آن انديشه نمي كنند – درگذرند تا خدا خود گروهي را بدانچه ميكردند جزا دهد.
15* هر كه كاري نيك و شايسته كند به سود خود اوست ،و هر كه كار بد و ناشايست كند به زيان اوست ، سپس به سوي پرودگارتان بازگردانده مي شويد .
16* و هر آينه فرزندان اسرائيل را كتاب – تورات- و حكم – حكمت و حكم كردن- و پيامبري داديم و ايشان را از چيزهاي پاكيزه روزي كرديم ، و انان را بر جهانيان – مردم زامنه برتري بخشيديم .
17* و ايشان را نشانه ها و دلايلي روشن از كار دين خود و رسالت محمد(ص) بداديم ، پس اختلاف نكردند – در احكام تورات يا درباره پيامبر(ص) مگر پس از آنكه دانش بديشان رسيد ، از روي ستم و بدخواهي ميان خود . همانا پروردگار تو ميان آنان در روز رستاخيز درباره آنچه در آن اختلاف ميكردند داوري خواهد كرد.
18* سپس تو را بر راه و روشي از كار دين و شريعت نهاديم ،پس آن را پيروي كن و از هوسها و خواهشهاي دل كساني كه نمي دانند پيروي مكن.
19* همانا آنان تو را از خدا – در برابر خدا- هيچ سودي ندارند و به كار نيايند ، و ستمكاران برخي دوستان برخي ديگرند و خدا دوست و كار ساز پرهيزگاران است .
20* اين قرآن بينش هايي است براي مردم و رهنموني و بخشايشي است براي گروهي كه بي گمان باور دارند .
21* آيا كساني كه به كارهاي بد دست يازيده اند پنداشته اند كه آنان را همانند كسان كه ايمان آورده اند و كارهاي نيك و شايسته كرده اند قرار ميدهيم و زندگي و مرگشان يكشان و برابر باشد ؟! بد داوري ميكنند.
22* و خدا آسمانها و زمين را به راستي و درستي – به حكمت و نظم و داد ، نه به باطل و بيهوده و بيداد- آفريد تا نشانه هاي قدرت و خدايي او آشكار شود و تا نيكوكار و بدكار مساوي نباشند و تا هر كسي بدانچه كرده است پاداش داده شود ، و به آنان ستم نمي شود.
14. Dis à ceux qui ont cru de pardonner à ceux qui n'espèrent pas les jours d'Allah afin qu'il rétribue [chaque] peuple pour les acquis qu'ils faisaient.
15. quiconque fait le bien, le fait pour lui-même; et quiconque agit mal, agit contre lui-même. puis vous serez ramenés vers votre Seigneur.
16. nous avons effectivement apporté aux enfants d'Israël le Livre, la Sagesse, la Prophétie, et leur avons attribué de bonnes choses, et les préférâmes aux autres humains [leurs contemporains];
17. et nous leur avons apporté des preuves évidentes de l'Ordre. ils ne divergèrent qu'après que la science leur fut venue, par agressivité entre eux. Ton Seigneur décidera Parmi eux, Au Jour de la Résurrection, sur ce en quoi ils divergeaient.
18. puis nous t'avons mis sur la voie de l'ordre [une religion claire et parfaite]. Suis-la donc et ne suis pas les passions de ceux qui ne savent pas.
19. il ne Te seront d'aucune utilité vis-à-vis d'Allah. les injustes sont vraiment alliés les uns des autres; tandis qu'Allah est le protecteur des pieux.
20. ceci [le Coran] constitue pour les hommes une source de clarté, un guide et une miséricorde pour les gens qui croient avec certitude.
21. ceux qui commettent des mauvaises actions comptent-ils que nous allons les traiter comme ceux qui croient et accomplissent les bonnes oeuvres, dans leur vie et dans leur mort? comme ils jugent mal!
22. et Allah a créé les cieux et la terre en toute vérité et afin que chaque âme soit rétribuée selon ce qu'elle a acquis. ils ne seront cependant pas lésés.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ چهارصد و نود و نهم
۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
حم (١)
تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (٢)
إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ (٣)
وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (٤)
وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (٥)
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ (٦)
وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (٧)
يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٨)
وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (٩)
مِنْ وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلا يُغْنِي عَنْهُمْ مَا كَسَبُوا شَيْئًا وَلا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (١٠)
هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ (١١)
اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (١٢)
وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (١٣)
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
1. Ha-Mim.
2. the Revelation of the Book is from Allah the Exalted In power, full of wisdom.
3. Verily In the heavens and the earth, are Signs for those who believe.
4. and In the creation of yourselves and the fact that animals are scattered (through the earth), are Signs for those of assured Faith.
5. and In the alternation of night and Day, and the fact that Allah Sends down sustenance from the sky, and revives therewith the earth after its death, and In the change of the winds,- are Signs for those that are wise.
6. such are the Signs of Allah, which we rehearse to Thee In truth; then In what exposition will They believe after (rejecting) Allah and His Signs?
7. woe to Each sinful dealer In Falsehoods:
8. He hears the Signs of Allah rehearsed to him, yet is obstinate and lofty, As if He had not heard them: then announce to Him a penalty Grievous!
9. and when He learns something of Our Signs, He takes them In jest: for such there will be a humiliating penalty.
10. In front of them is Hell: and of no profit to them is anything They may have earned, nor any protectors They may have taken to themselves besides Allah. for them is a tremendous penalty.
11. This is (true) guidance and for those who reject the Signs of their Lord, is a grievous penalty of abomination.
12. it is Allah who has subjected the sea to you, that ships may sail through it by His command, that ye may seek of His bounty, and that ye may be grateful.
13. and He has subjected to you, As from him, all that is In the heavens and on earth: Behold, In that are Signs indeed for those who reflect.
۞ به نام خداوند بخشنده مهربان ۞
1* حا ،ميم 2* فروفرستادن اين كتاب از نزد خداي تواناي بي همتا و داناي با حكمت است . 3* هر آينه در آسمانها و زمين براي مومنان نشانه هاست – براي استدلال بر حكمت خداوند - .4* و در آفرينش شما و آنچه از جنبندگان در زمين مي پراكند براي مردمي كه بي گمان باور دارند نشانه هاست. 5* و در آمد و شد شب و روز – در پي هم آمدن آنها- و روزيي – يعني باراني- كه خداي از آسمان – ابر- فرو آورده و زمين را به آن پس از مردگي اش زنده كرده و در وزيدن و گردانيدن بادها نشانه هاست براي مردمي كه خرد را كار بندند.6* اينها آيات خداست كه بر تو به راستي و درستي مي خوانيم ، پس به كدام سخن پس از سخن خداي و ايمان او ايمان مي آورند ؟ 7* واي بر هر دروغزن گنه پيشه اي! 8* كه آيات خداي را كه بر او خوانده ميشود مي شنود ،آنگاه به گردنكشي و بزرگ منشي بر كفر و عناد اصرار مي ورزد ،گويي كه هر گز آن را نشنيده است ، پس او را به عذابي دردناك مژده ده . 9* و چون چيزي از آيات ما بداند به ريشخندش مي گيرد ، اينانند كه عذابي خوار كننده دارند . 10* فرا روي ايشان دوزخ است ، و آنچه به دست آورده اند – از اموال – و آنچه به خاي خدا دوستان گرفته اند آنان را هيچ سودي ندارد و به كار نيايد و ايشان را عذابي است بزرگ . 11* اين قرآن رهنموني است ،و كساني كه به آيات پروردگارشان كفر ورزيده اند آنان را عذابي است بزرگ. 11* اين قرآن رهنموني است ، و كساني كه به آيات پروردگارشان كفر ورزيده اند آنان را عذابي است از گونه عذابي سخت دردناك. 12* خداست آن كه دريا را براي شما رام كرد تا كشتيها در آن به فرمان او روان شوند و تا از بخشش او – روزي بجوييد و باشد كه سپاس گذاريد . 13* و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را كه از سوي اوست براي شما رام ساخت . هر اينه در اين كارها نشانه هاست براي مردمي كه مي انديشند.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. Ha, Mim.
2. la révélation du Livre émane d'Allah, le Puissant, le Sage.
3. il y a certes dans les cieux et la terre des preuves pour les croyants.
4. et dans votre propre création, et dans ce qu'il dissémine comme animaux, il y a des signes pour des gens qui croient avec certitude.
5. de même dans l'alternance de la nuit et du jour, et dans ce qu'Allah fait descendre du ciel, comme subsistance [pluie] par laquelle il redonne la vie à la terre une fois morte, et dans la distribution des vents, il y a des signes pour des gens qui raisonnent.
6. voilà les versets d'Allah que nous Te récitons en toute vérité. alors dans quelle parole croiront-ils après [la parole] d'Allah et après ses signes?
7. Malheur à Tout grand imposteur pécheur!
8. il entend les versets d'Allah qu'on Lui récite puis persiste dans son orgueil, comme s'il ne les avait jamais entendus. Annonce-lui donc un châtiment douloureux.
9. s'il a connaissance de quelques-uns de nos versets, il les Tourne en dérision. Ceux-là auront un châtiment avilissant:
10. l'Enfer est à leur trousses. ce qu'ils auront acquis ne leur servira à rien, ni ce qu'ils auront pris comme protecteurs, en dehors d'Allah. ils auront un énorme châtiment.
11. ceci [le Coran] est un guide. et ceux qui récusent les versets de leur Seigneur auront le supplice d'un châtiment douloureux.
12. Allah, C'est Lui qui vous a assujetti la mer, afin que les vaisseaux y voguent, par son Ordre, et que vous alliez en quête de Sa grâce afin que vous soyez reconnaissants.
13. et il vous a assujetti Tout ce qui est dans les cieux et sur la terre, le Tout venant de Lui. il y a là des signes pour des gens qui réfléchissent.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ چهارصد و نود و هشتم
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ (٤٠) يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئًا وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (٤١)
إِلا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (٤٢) إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ (٤٣)
طَعَامُ الأثِيمِ (٤٤) كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ (٤٥)
كَغَلْيِ الْحَمِيمِ (٤٦) خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِيمِ (٤٧)
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ (٤٨) ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ (٤٩)
إِنَّ هَذَا مَا كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ (٥٠) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ (٥١)
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٥٢) يَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِينَ (٥٣)
كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ (٥٤) يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ (٥٥)
لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلا الْمَوْتَةَ الأولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (٥٦)
فَضْلا مِنْ رَبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (٥٧) فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (٥٨) فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ (٥٩)
40. Verily the Day of Sorting out is the time appointed for all of them,-
41. the Day when no Protector can avail His client In aught, and no help can They receive,
42. except such As receive Allah.s mercy: for He is Exalted In Might, Most Merciful.
43. Verily the Tree of Zaqqum
44. will be the food of the Sinful,-
45. like molten brass; it will boil In their insides.
46. like the boiling of scalding water.
47. (A voice will cry: "Seize ye Him and drag Him into the midst of the Blazing Fire!
48. "Then pour over His head the penalty of boiling water,
49. "Taste Thou (this)! truly wast Thou mighty, full of Honour!
50. "Truly This is what ye used to doubt!"
51. As to the righteous (They will be) In a position of security,
52. among Gardens and Springs;
53. Dressed In fine silk and In rich brocade, They will face Each other;
54. So; and we shall join them to companions with beautiful, big, and lustrous eyes.
55. there can They call for every kind of fruit In peace and security;
56. nor will They there taste death, except the first death; and He will preserve them from the penalty of the Blazing Fire,-
57. As a bounty from Thy Lord! that will be the Supreme achievement!
58. Verily, we have made This (Qur'an) easy, In Thy tongue, In order that They may give heed.
59. so wait Thou and watch; for They (too) are waiting.
40* همانا روز جدا كردن – ميان حق و باطل و مومن و كافر و نيكوكار و بدكار ، يا روز داوري – قيامت- وعده گاه همه آنهاست . 41* روزي كه هيچ دوستي براي دوست خود سودي نيدارد و به كار نيايد – و عذاب را از او دفع نكند - ،و نه آنها ياري شوند . 42* مگر كسي كه خداي بر او رحمت آرد ،كه اوست تواناي بيهمتا و مهربان . 43* همان درخت زقّوم 44* خوردني بزه مند است 45* مانند مس و روي گداخته است كه در شكمها مي جوشد 46* همچون جوشيدن آب جوشان . 47* فرشتگان را ندا آيد : بگيريدش و به سختي و خاري به ميان دوزخش بكشيد 48* سپس بر فراز سرش از عذاب آب جوشان فرو ريزيد 49* بچش ، كه تو همان توانمند بزرگواري ! 50* اين همان است كه به آن شك ميكرديد. 51* پرهيزگاران در جايگاهي امن و بي بيم باشند 52* در بوستانها و چشمه سارها 53* از جامه هاي پرنيان نازك و ديباي سبتر ميپوشند و روبروي هم مي نشينند 54* اينچنين است حالشان ، و ايشان را حوران فراخ چشم به همسري دهيم . 55* در آنجا هر ميوه اي بخواهند ،با ايمني از زيان و زوال آن فرا خوانند 56* آنجا مرگ را نچشد مگر همان مرگ نخستين – كه در دنيا چشيده اند – و خداوند ايشان را از عذاب دوزخ نگاه داشته است . 57* از روي بخششي از پروردگار تو ، اين است پروزي و كاميابي بزرگ 58* پس جز اين نيست كه ما آن قرآن را به زبان تو آسان ساختيم ،باشد كه ياد كنند و پند گيرند. 59* پس منتظر باشد كه آنان نيز منتظرند .
40. en vérité, le Jour de la décision sera leur rendez- vous à tous,
41. le Jour où un allié ne sera d'aucune utilité à un [autre] allié; et ils ne seront point secourus non plus,
42. sauf celui qui Allah fera Miséricorde. car C'est Lui, le Puissant, le Très Miséricordieux.
43. certes l'arbre de Zakkoum
44. sera la nourriture du grand pécheur.
45. comme du métal en fusion; il bouillonnera dans les ventres
46. comme le bouillonnement de l'eau surchauffée.
47. qu'on le saisisse et qu'on l'emporte en plein dans la fournaise;
48. qu'on verse ensuite sur Sa tête de l'eau bouillante comme châtiment.
49. Goûte! Toi [qui prétendait être] le Puissant, le noble.
50. voilà ce dont vous doutiez.
51. les pieux seront dans une demeure sûre,
52. Parmi les jardins et des sources,
53. ils porteront des vêtements de satin et de brocart et seront placés Face à Face.
54. C'est ainsi! et nous leur donnerons pour épouses des houris aux grands yeux.
55. ils y demanderont en toute quiétude toutes sortes de fruits.
56. ils n'y goûteront pas à la mort sauf leur mort première. et [Allah] les protégera du châtiment de la fournaise,
57. C'est là une grâce de Ton Seigneur. et C'est là l'énorme succès.
58. nous ne l'avons facilité dans Ta langue, qu'afin qu'ils se rappellent!
59. attends donc. eux aussi attendent.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ چهارصد و نود و هفتم
وَأَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ (١٩) وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ (٢٠)
وَإِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ (٢١) فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلاءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ (٢٢)
فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ (٢٣) وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ (٢٤)
كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٢٥) وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ (٢٦)
وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ (٢٧) كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ (٢٨)
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالأرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ (٢٩)
وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ (٣٠) مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِنَ الْمُسْرِفِينَ (٣١)
وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (٣٢) وَآتَيْنَاهُمْ مِنَ الآيَاتِ مَا فِيهِ بَلاءٌ مُبِينٌ (٣٣)
إِنَّ هَؤُلاءِ لَيَقُولُونَ (٣٤) إِنْ هِيَ إِلا مَوْتَتُنَا الأولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ (٣٥)
فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٣٦) أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ (٣٧)
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاعِبِينَ (٣٨) مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٣٩)
19. "And be not arrogant As against Allah. for I come to you with authority manifest.
20. "For me, I have sought safety with My Lord and your Lord, against your injuring Me.
21. "If ye believe me not, at least keep yourselves away from me."
22. (But They were aggressive:) then He cried to His Lord: "These are indeed a people given to sin."
23. (the reply came:) "March forth with My servants by night: for ye are sure to be pursued.
24. "And leave the sea As a furrow (divided): for They are a host (destined) to be drowned."
25. How many were the Gardens and springs They left behind,
26. and corn-fields and noble buildings,
27. and wealth (and conveniences of life), wherein They had taken such delight!
28. Thus (was their end)! and we made other people inherit (Those things)!
29. and neither heaven nor earth shed a tear over them: nor were They given a respite (again).
30. we did deliver aforetime the Children of Israel from humiliating punishment,
31. inflicted by Pharaoh, for He was arrogant (Even) among inordinate transgressors.
32. and we chose them aforetime above the nations, knowingly,
33. and granted them Signs In which there was a Manifest trial
34. As to these (Quraish), They say forsooth:
35. "There is nothing beyond Our first death, and we shall not be raised again.
36. "Then bring (back) Our forefathers, if what ye say is true!"
37. What! are They better than the people of Tubba and those who were before them? we destroyed them because They were guilty of sin.
38. we created not the heavens, the earth, and all between them, merely In (idle) sport:
39. we created them not except for just ends: but Most of them do not understand.
19* وبر خدا سركشي و بزرگ منشي مكنيد ، كه من شما راحجتي روشن – همچون عصا و يد بيضا- آورده ام . 20* و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه ميبرم از اينكه سنگسارم كنيد – يا دشنامم دهيد . – 21* و اگر به من نمي گرويد ، از من كناره بگيريد – مرا ميازاريد يا مانع گرويدن مردم مشويد- 22* آنگاه پروردگار خويش را بخواند كه اينها قومي بزهكارند . 23* پي به او گفتيم : بندگان من – يعني بني اسرائيل- را شب هنگام بيرون بر ، كه فرعون وپيروان او از پي شما خواهند آمد . 24* و دريا را آرام – ساكن و راهي خشك- پشت سر بگذار ، كه آنان – قوم فرعون- لشكري غرق شدني اند . 25* چه بسيار باغها و چشمه ها كه بگذاشتند 26* و كشتزارهاي و جايهاي نيكو و آراسته 27* و نعمتها و آسايشي كه در آن برخوردار بودند. 28* اينچنين بود سرگذشتشان و آنها را به قومي ديگر – بني اسرائيل- ميراث داديم . 29* پس آسمان و زمين بر آنان نگرسيت ، و مهلت هم نيافتند . 30* و براستي فرزندان اسرائيل را از عذاب خوار كننده رهانيديم 31* از فرعون ،كه او برتري جوي و سركشي از گزافكاران بود . 32* و هر آينه آنان را از روي دانش بر جهانيان – مردم زمانه – برگزيديم . 33* و ايشان را از نشانه ها آنچه در آن آزمايش هويدا بود ،بداديم . 34* هر آينه اينان – كافران مكه- ميگويند : 35* آن – سرانجام كار- جز همين مرگ نخستين ما نيست و ما از گور برانگيخته نمي شويم 36* اگر راست مي گوييد ،پس پدران ما را باز آريد . 37* آيا اينها بهترند يا قوم تُبَّع و كساني كه پيش از آنان بودند – مانند قوم عاد و ثمود و فرعونيان - ؟ همه را هلاك كرديم ، زيرا كه آنها بزهكار بودند . 38* و ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست به بازي نيافريديم ، 39* آن دو را جز به حق نيافريديم ،ولي بيشترشان نمي دانند .
19. ne vous montrez pas hautains vis-à-vis d'Allah, car Je vous apporte une preuve évidente.
20. et Je cherche protection auprès de Mon Seigneur et votre Seigneur, pour que vous ne me lapidiez pas.
21. Si vous ne voulez pas croire en Moi, éloignez-vous de moi›.
22. il invoqua alors son Seigneur: ‹Ce sont des gens criminels›.
23. ‹Voyage de nuit avec Mes serviteurs; vous serez poursuivis.
24. laisse la mer calme; [Telle que Tu l'as franchie] ce sont, des armées [voués] à la noyade›.
25. que de jardins et de sources ils laissèrent [derrière eux]
26. que de champs et de superbes résidences,
27. que de délices Au sein desquels ils réjouissaient.
28. il en fut Ainsi et nous fîmes qu'un autre peuple en hérita.
29. ni le ciel ni la terre ne les pleurèrent et ils n'eurent aucun délai.
30. et Certes, nous sauvâmes les enfants d'Israël du châtiment avilissant
31. de Pharaon qui était hautain et outrancier.
32. a bon escient nous les choisîmes Parmi tous les peuples de l'Univers,
33. et leur apportâmes des miracles de quoi les mettre manifestement à l'épreuve.
34. Ceux-là (les mecquois) disent:
35. ‹Il n'y a pour nous qu'une mort, la première. et nous ne seront pas ressuscités.
36. faites donc revenir nos ancêtres, Si vous êtes véridiques›.
37. sont-ils les meilleurs ou le peuple de Tubbaa et ceux qui les ont précédés? nous les avons périr parce que vraiment ils étaient criminels.
38. ce n'est pas par divertissement que nous avons créé les cieux et la terre et ce qui est entre eux.
39. nous ne les avons créés qu'en toute vérité. mais la plupart d'entre eux ne savent pas.





