آيات 92 تا 94 سوره مباركه نساء
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (٩٢)
92. it is not for a believer to kill a believer except (that it be) by mistake, and Whosoever kills a believer by mistake, (it is ordained that) He must set free a believing slave and a compensation (blood money, i.e Diya) be given to the deceased's family, unless they remit it. if the deceased belonged to a people at war with You and He was a believer; the freeing of a believing slave (is prescribed), and if He belonged to a people with whom You have a treaty of mutual alliance, compensation (blood money - Diya) must be paid to his family, and a believing slave must be freed. and whoso finds This (the penance of freeing a slave) beyond his means, He must fast for two consecutive months In order to seek repentance from Allâh. and Allâh is ever AllKnowing, AllWise.
92- و هيچ مؤ منى را نسزد كه مؤ من ديگر را بكُشد، مگر از روى اشتباه و هر كس مؤ منىرا به خطا كشت، پس بايد برده ى مؤ منى را آزاد كند و خونبهاى كشته را به خانوادهاش تسليم كند، مگر آنكه خانواده ى مقتول، از ديه ى قاتل بگذرد و اگر مقتولبا آنكه مؤ من است، از قومى است كه با شما دشمن است جريمه اش فقط آزاد كردن يكبرده ى مؤ من است و اگر مقتول از قومى باشد كه ميان شما و آنان پيمان است، ديهى او را به خانواده اش تسليم كند و برده ى مؤ منى را آزاد سازد و اگر برده اىبراى آزاد كردن، يا پولى براى خريد برده نيافت، پس دو ماه پياپى روزه بگيرد. اين، تخفيف و بازگشتى از سوى خدا به مردم است و خداوند دانا و حكيم است .
92. il n'appartient pas à un croyant de tuer un autre croyant, Si ce n'est par erreur. quiconque tue par erreur un croyant, qu'il affranchisse alors un esclave croyant et remette à Sa famille le prix du sang, à moins que celle-ci n'y renonce par charité. mais Si [le tué] appartenait à un peuple ennemi à vous et qu'il soit croyant, qu'on affranchisse alors un esclave croyant. s'il appartenait à un peuple auquel vous êtes liés par un pacte, qu'on verse alors à Sa famille le prix du sang et qu'on affranchisse un esclave croyant. celui qui n'en trouve pas les moyens, qu'il jeûne deux mois d'affilée pour être pardonné par Allah. Allah est Omniscient et Sage.
پرداخت ديه آثارى دارد: الف- مرهمى براى بازماندگان مقتول است .ب- جلوگيرىاز بى مبالاتى مردم است، تا نگويند قتل خطايى، بها ندارد. ج- احترام به جانافراد و امنيّت اجتماعى است .د- جبران خلاء اقتصادى است كه در اثر قتل پيدا مىشود.
در جايى كه بستگان مقتول، از دشمنان مسلمين باشند، خونبها به آنان داده نمى شود،تا بنيه ى مالى دشمنان اسلام تقويت نشود. به علاوه اسلام، ارتباط مقتول مؤ من باخانواده ى كافرش را بريده است، پس جايى براى جبران نيست .
امام صادق عليه السّلام فرمود: آزاد كردن برده، پرداخت حقّ خدا و ديه دادن پرداختحقّ اولياى مقتول است.
يك ديه و خونبهاى كامل، به اندازه ى متوسط درآمد يك فرد عادّى است. هزار مثقالطلا يا صد شتر و يا دويست گاو. ديه ى پرداختى به خانواده مقتول مسلمان، اوّل آزادى برده مطرح شده، سپس خونبها، (تحرير رقبة و دية ) ولى در بستگان كافر، اوّل سخن از خونبهاست، سپس آزادى برده. (فدية مسلّمة ... وتحرير رقبة ) شايد چون خويشانِ غير مسلمان، توجّهشان بيشتر بهمادّيات است ويا آنكه پرداخت ديه، در حفظ وبقاى پيمان مؤ ثّرتر است .
قتل بى گناه، در اسلام حرام است . قتل، با ايمان ناسازگار است . احترام جان مسلمان تا حدّى است كه از قتل خطايى هم نمى توان به آسانى گذشت . قتل غير عمدى نيز انسان را از لطف خدا دور مى كند و پرداخت ديه و آزاد كردن بردهراهى است براى برگرداندن لطف الهى به قاتل .
- جبران فقدان مؤ من، با آزاد كردن انسان با ايمان است . آزادى، نوعى حيات است. وقتى حيات يك نفر گرفته مى شود، به جبرانش بايد يك نفر راآزاد كرد. شرط ايمان براى آزاد كردن برده، تشويقى است براى بردگان كه به سراغ پذيرش اسلامبروند.
- تعيين ديه ى خطاكار، رمز وجود جريمه در نظام اسلامى است .تسليم ديه، مشروط به درخواست خانواده مقتول نيست، بلكه وظيفه ى قاتل پرداخت آناست . مجازات و كيفر سنگين، از عوامل بازدارنده فساد در جامعه و عامل ايجاد و حفظ امنيّتاجتماعى است .
- در حالات هيجانى هم، عواطف و رحم نبايد فراموش شود و عفو از خطاكار، يك صدقه ىپسنديده است .
- ارزش پيمان تا آنجاست كه گاهى كافر را در رديف مؤ من قرار مى دهد. خونبها را بهكافرى كه هم پيمان است بايد داد. نوع جريمه ها بايد از يك سو به نفع افراد مؤ من باشد،و از سوى ديگر سبب تقويت جامعه ى كفّار نگردد. لذا پرداخت ديه و خونبها به دشمنحربى، ممنوع است .
- در اسلام، جريمه به مقدار توان جسمى و مالى افراد است . روزه هاى پياپى، وسيله اى براى پاكسازى روح است . اسلام، به بعد ايمانى افراد تكيه دارد. آزاد كردن برده و پرداخت ديه، ديدنى است،ولى روزه گرفتن، ديدنى نيست و به اين وسيله، انسان وجدان دينى و اخلاقى خود راجريمه مى كند.
وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا (٩٣)
93. and whoever kills a believer intentionally, his Recompense is Hell to abide therein, and the Wrath and the Curse of Allâh are upon him, and a great punishment is prepared for Him.
93- و هر كس به عمد مؤ منى را بكشد پس كيفرش دوزخ است كه هميشه در آن خواهد بود، وخداوند بر او غضب و لعنت كرده و براى او عذابى بزرگ آماده ساخته است .
اسلام براى جان مسلمان و حفظ امنيّت افراد، اهميّت بسيار قائل شده و كيفر عذاب ابدىرا براى آن مقرّر داشته تا جلوى قتل و جرائم سنگين گرفته شود. تعبيراتى كه در آيه93 براى"قتل عمدى مؤ من"به كار رفته، درباره ى هيچ گناهى نيامده است. امام صادقعليه السّلام فرمود: توبه ى كسى كه از روى عمد مؤ منى را بكشد قصاص است. "تعمّد"از "عمود " است واز آنجا كه ستونكارها نيّت است، به كارى كه با انگيزه ى قبلى باشد، عمدى گويند.
در روايات متعدّدى به بزرگى گناه قتل تصريح شده، از جمله:1-در قيامت، قتلبى گناهان اوّلين مساءله اى است كه از آن سؤ ال مى شود.2-ياغى ترين افراد، كسىاست كه انسانى را بكشد يا بزند.3-علاوه بر گناه قتل، گناهان مقتول هم به دوشقاتل مى افتد.4-اگر اهل آسمان و زمين در قتل مؤ منى شريك شوند، همه عذاب مىشوند.5-اگر همه دنيا فنا شود، آسان تر از قتل يك بى گناه است .
ارزش انسان به افكار و عقايد صحيح اوست . در كيفر، حساب لغزشهاى آگاهانه و مغرضانه جداست . قتل و خونريزى از گناهان كبيره است .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (٩٤)
94. O You who believe! when You Go (to fight) In the Cause of Allâh, verify (the truth), and Say not to anyone who greets You (by embracing Islâm): "You are not a believer"; seeking the perishable goods of the worldly life. there are much more profits and booties with Allâh. even as He is now, so were You yourselves before till Allâh conferred on You his Favours (i.e. guided You to Islâm), therefore, be cautious In discrimination. Allâh is ever WellAware of what You do.
94- اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هرگاه در راه خدا براى جهاد گام برداشتيد پس دركار دشمن تحقيق كنيد و به كسى كه نزد شما با كلامى يا عملى يا سلامى يا پيشنهادىاظهار اسلام و صلح مى كند، نگوييد: تو مؤ من نيستى، تا بدين بهانه كالاى زندگىدنيا و غنائم بدست آوريد. زيرا كه غنائم بسيار، نزد خداوند است. شما نيز خودتانقبلاً اين گونه بوديد، پس خداوند بر شما منّت نهاد تا ايمان در جانتان نفوذ كردپس تحقيق كنيد و زود دست به اسلحه نبريد كه خداوند همواره به آنچه انجام مى دهيد،به خوبى آگاه است .
94. les croyants! Lorsque vous sortez pour lutter dans le sentier d'Allah, voyez bien clair (ne vous hâtez pas) et ne dites pas à quiconque vous adresse le salut (de l'Islam) : ‹Tu n'es pas croyant›, convoitant les biens de la vie d'ici-bas. Or C'est auprès d'Allah qu'il y a beaucoup de butin. C'est Ainsi que vous étiez auparavant; puis Allah vous a accordé Sa grâce. voyez donc bien clair. Allah est certes parfaitement Connaisseur de ce que vous faites.
پس از نبرد خيبر، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله"اُسامة بن زيد " را همراه گروهىاز مسلمانان به سوى يهوديان در يكى از روستاهاى فدك اعزام كرد تا آنان را به اسلاميا قبول شرايط ذمّه دعوت كنند. يكى از يهوديان به نام "مرداس"با آگاه شدن از آمدنسپاه اسلام، اموال و خانواده ى خود را در پناه كوهى قرار داد و در حالى كه بهتوحيد و نبوّت پيامبر گواهى مى داد، به استقبال مسلمانان آمد. اُسامه به خيال آنكهاو از روى ترس اظهار اسلام مى كند، او را كشت و اموالش را به غنيمت گرفت . پيامبرخدا از اين رفتار كه به كشتن يك مسلمان انجاميد، ناراحت شد. انگيزه ى مادّى و كسب غنائم در جهاد، چيزى است كه اسلام آن را نكوهش كرده و ازاقدام شتابزده و كشتن بى تحقيق، زير عنوان حركت انقلابى و قاطعيّت، انتقاد نمودهاست .
- ممكن است مراد از (القى اليكم السلام ) اظهار اسلام وگفتن شهادتين باشد كه با شاءننزول موافق است ويا مراد از القاء اسلام، پيشنهاد آتش بس و ترك جنگ و تسليم باشد نهاسلام آوردن، كه معناى آيه(94) اين مى شود: به كسى كه پيشنهاد عدم تعرّض مى كند واظهار تسليم و ترك جنگ دارد، نگوييد: تو به حرفت ايمان ندارى ودروغ مى گويى تابتوانيد او را بكشيد و غنائمى به دست آوريد.
البتّه ممكن است مراد از جمله (تبيّنوا) در آخر آيه، تحقيق در تاريخ جاهليّت باشد. يعنى شما قبل از اسلام براى دنيا جنگ مى كرديد پس تحقيق كنيد يعنى تاريخ را بررسىكنيد كه چگونه اسلام به شما رشد داد، پس از تازه مسلمانان توقّع بالا نداشته باشيد.
كسانى را كه اظهار اسلام مى كنند، با آغوش باز بپذيريد. ما ماءمور به ظاهريم، نه درون افراد، اگر گفتارشان را نمى پذيريم، فورى هم ردّنكنيم .
- جاذبه ى دنيا، رزمندگان جان بر كف را هم رها نمى كند. خطر عوض شدن انگيزه ها در جهاد، بسيار مهم است . دنيا، عارضى، ناپايدار و زودگذر است . زهد و بى اعتنايى به دنيا، بايد اخلاق رزمنده ى مؤ من باشد.
- شما بى تحقيق و بى پروا گام برنداريد، خداوند مسائل مادّى را حل مى كند. ياد پاداش هاى الهى، دنيا را در نظر كوچك مى كند. نعمت هاى مادّى را هم از خدا بخواهيم . انسان فطرتا دنبال منافع مادّى است و بايد به نحوى تاءمين شود، چه بهتر كه باشناساندن ارزشهاى بهتر و جهت دادن به اين خواسته فطرى او را از سقوط در ورطه سودهاىكم و ناروا باز داريم .
- مغرور نشويد، كه ايمانتان از خداست . نعمت ها مسئوليّت آورند. نه ساده انديش باشيد، نه زود باور. نه بد انديش و نه كينه توز.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون