آیات 118 تا 122 سوره مبارکه توبه

گلبرگ دویست و ششم

وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١١٨)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (١١٩)

مَا كَانَ لأهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلا نَصَبٌ وَلا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلا إِلا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (١٢٠)

وَلا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً وَلا يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلا كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٢١)

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (١٢٢)

118. (He turned In Mercy also) to the three who were left behind; (They felt guilty) to such a degree that the earth seemed constrained to them, for all its spaciousness, and their (very) souls seemed straitened to them,- and They perceived that there is no fleeing from Allah (and no refuge) but to Himself. then He turned to them, that They might repent: for Allah is Oft-Returning, Most Merciful.

119. O ye who believe! fear Allah and be with those who are true (in word and deed).

120. it was not fitting for the people of Medina and the Bedouin Arabs of the neighbourhood, to refuse to follow Allah.s Messenger, nor to prefer their own lives to his: because nothing could They suffer or do, but was reckoned to their credit As a deed of righteousness,- whether They suffered thirst, or fatigue, or hunger, In the cause of Allah, or trod paths to raise the ire of the Unbelievers, or received any injury whatever from an enemy: for Allah suffereth not the reward to be lost of those who do good;-

121. nor could They spend anything (for the Cause) - small or great- nor cut across a valley, but the deed is inscribed to their credit: that Allah may requite their deed with the best (possible reward).

122. nor should the believers all go forth together: if a contingent from every expedition remained behind, They could devote themselves to studies In religion, and admonish the people when They return to them,- that Thus They (may learn) to guard themselves (against evil).

 

118* و نیز بر آن سه تن که " با عذرتراشی خود ، از کارزار" وا پس نهاده شدند – و مردم با قهر و نفرت از آنها بریدند – تا آنگاه که زمین با همه فراخی اش برآنها تنگ شد و دلهاشان به تنگ آمد و دانستند که از خدا هیچ پناهی نیست مگر به خود او، آنگاه " به بخشایش خود " بر آنان بازگشت تا توبه کنند ، که خدا توبه پذیر و مهربان است .

119* ای کسانی که ایمان آورده اید ، از خدای پروا کنید و با راستگویان باشید.

120* مردم مدینه و بادیه نشینان پیرامونشان را نسزد که از " همراهی با " پیامبر خدا واپس مانند و نه اینکه به " حفظ " جانهای خویش رغبت نمایند و از جان وی روگردان شوند – یعنی جانهای خویش از جان او عزیز تر شمارند - . این از آن روست که در راه خدا هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی بدیشان نرسد و هیچ گامی در جایی که کافران را به خشم آرد ننهند و به هیچ کامی از دشمن دست نیابند – از کشتن و زخمی کردن و اسیر گرفتن و غنیمت بردن – مگر اینکه به پاداش آن برای ایشان کاری نیک و شایسته نویسند ، که خدا مزد نیکوکاران را تباه نمی کند .

121* و هیچ هزینه ای کوچک یا بزرگ نکنند، و هیچ وادیی – دره یا زمینی – نپیمایند مگر آنکه برایشان " کار شایسته " نوشته شود ، تا خدای به نیکو ترین آنچه می کردند پاداششان دهد .

122* و همه مومنان رانشاید که " برای جهاد " بیرون روند، پس چرا از هر گروهی از ایشان تنی چند بیرون نروند تا دانش بیاموزند – معارف و احکام اسلام را فرا گیرند- و تا مردم خویش را چون به سوی آنان باز گردند بیم دهند شاید بترسند و بپرهیزند.

 

118. et [il accueillit le repentir] des trois qui étaient restés à l'arrière Si bien que, toute vaste qu'elle fût, la terre leur paraissait exiguë; ils se sentaient à l'étroit, dans leur propre personne et ils pensaient qu'il n'y avait d'autre refuge d'Allah qu'auprès de Lui. puis il agréa leur repentir pour qu'ils reviennent [à Lui], car Allah est l'Accueillant Au repentir, le Miséricordieux.

119. vous qui croyez! craignez Allah et soyez avec les véridiques.

120. il n'appartient pas aux habitants de Médine, ni aux Bédouins qui sont autour d'eux, de traîner loin derrière le Messager d'Allah, ni de préférer leur propre vie à la sienne. car ils n'éprouveront ni soif, ni fatigue, ni faim dans le sentier d'Allah, ils ne fouleront aucune terre en provoquant la colère des infidèles, et n'obtiendront aucun avantage sur un ennemi, sans qu'il ne leur soit écrit pour cela une bonne action. en vérité Allah ne laisse pas perdre la récompense des bienfaiteurs.

121. ils ne supporteront aucune dépense, minime ou importante, ne traverseront aucune vallée, sans que (cela) ne soit inscrit à leur actif, en sorte qu'Allah les récompense pour le meilleur de ce qu'ils faisaient.

122. les croyants n'ont pas à quitter tous leurs foyers. pourquoi de chaque clan quelques hommes ne viendraient-il pas s'instruire dans la religion, pour pouvoir à leur retour, avertir leur peuple afin qu'ils soient sur leur garde.

‎ ‎

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎

 

ادامه نوشته

آیات 112 تا 117 سوره مبارکه توبه

گلبرگ دویست و پنجم

التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (١١٢)

مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (١١٣)

وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ إِلا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ (١١٤)

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (١١٥)

إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١١٦)

لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (١١٧)

112. those that turn (to Allah. In repentance; that serve him, and Praise him; that wander In devotion to the cause of Allah,: that bow down and prostrate themselves In prayer; that enjoin good and forbid evil; and observe the limit set by Allah.- (These do rejoice). so proclaim the glad tidings to the believers.

113. it is not fitting, for the prophet and those who believe, that They should pray for forgiveness for Pagans, Even though They be of kin, after it is Clear to them that They are companions of the Fire.

114. and Abraham prayed for His father's forgiveness only because of a promise He had made to Him. but when it became Clear to Him that He was an enemy to Allah, He dissociated Himself from him: for Abraham was Most tender-hearted, Forbearing.

115. and Allah will not mislead a people after He hath guided them, In order that He may make Clear to them what to fear (and avoid)- for Allah hath knowledge of all things.

116. unto Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth. He giveth life and He taketh it. except for Him ye have no Protector nor helper.

117. Allah turned with favour to the Prophet, the Muhajirs, and the Ansar,- who followed Him In a time of distress, after that the hearts of a part of them had nearly swerved (from duty); but He turned to them (also): for He is unto them Most Kind, Most Merciful.

 

112* همان توبه کنندگان و پرستندگان و ستایندگان سپاسدار و گردش کنندگان " در راه خدا " – یار روزه داران- و رکوع کنندگان و سجود کنندگان و فرمایندگان به کار نیک و بازدارندگان از کار زشت و نگهداران مرزهای – حدود احکام – خدای ، و مومنان را مژده ده.

113* پیامبر و کسانی را که ایمان آورده اند نسزد که برای مشرکان ، هر چند خویشاوندان باشند ، آمرزش بخواهند پس از آنکه برایشان روشن شد که آنها دوزخیانند.

114* و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش – عموی مشرکش که به جای پدر سرپرست او بود- نبود مگر از برای وعده ای که به او داده بود ، پس چون برای اوروشن شد که وی دشمن خداست از او بیزار شد ، همانا ابراهیم بسیار آه کننده – از ترس خدا – و بردبار بود.

115* و خدا برآن نیست که مردمی را پس از آنکه راهشان نمود گمراه کند تا برایشان آنچه را که باید " از آن بپرهیزند بیان کند، که خدا به هر چیزی داناست .

116* همانا خدای راست پادشانی آسمانها و زمین، زنده کند و بیمراند ، و شما را بجز خدا هیچ سرپرست ویاوری نیست .

117* هرآینه خدا " به بخشایش خویش و قبول توبه " بر پیامبر و مهاجران وانصار که در هنگام سختی و دشواری –رفتن به جنگ تبوک – از او پیروی کردند بازگشت پس از آنکه دلهای گروهی از آنان در آستانه لغزش و کجروی بود – که چرا باید با کمبود وسایل و غذا در شدت گرما راه دراز تبوک را در پیش گیریم – و باز " به بخشایش خود " بدیشان روی کرد و توبه شان را پذیرفت ، که او به آنان رووف و مهربان است.

 

112. ils sont ceux qui se repentent, qui adorent, qui louent, qui parcourent la terre (ou qui jeûnent), qui s'inclinent, qui se prosternent, qui commandent le convenable et interdisent le blâmable et qui observent les lois d'Allah... et fais bonne Annonce aux croyants.

113. il n'appartient pas Au prophète et aux croyants d'implorer le pardon en faveur des Associateurs, fussent-ils des parents alors qu'il leur est apparu clairement que ce sont les gens de l'Enfer.

114. Abraham ne demanda pardon en faveur de son père qu'à cause d'une promesse qu'il Lui avait faite. Mais, dès qu'il Lui apparut clairement qu'il était un ennemi d'Allah, il le désavoua. Abraham était certes plein de sollicitude et indulgent.

115. Allah n'est point tel à égarer un peuple après qu'il les a guidés, jusqu'à ce qu'il leur ait montré clairement ce qu'ils doivent éviter. Certes, Allah est Omniscient.

116. a Allah appartient la royauté des cieux et de la terre. il donne la vie et il donne la mort. et il n'y a pour vous, en dehors d'Allah, ni allié ni protecteur.

117. Allah a accueilli le repentir du Prophète, celui des Emigrés et des Auxiliaires qui l'ont suivi à un moment difficile, après que les coeurs d'un groupe d'entre eux étaient sur le point de dévier. puis il accueillit leur repentir car il est Compatissant et Miséricordieux à leur égard.

‎ ‎

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎

 

ادامه نوشته

آيات 107 تا 111 سوره مباركه توبه

گلبرگ دويست و چهارم

 

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١٠٧)

لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ (١٠٨)

أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٠٩)

لا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١١٠)

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١١١)

107. and as for those who put up a mosque by Way of harming and disbelief, and to disunite the believers, and as an outpost for those who warred against Allâh and his Messenger (Muhammad) aforetime, they will indeed swear that their intention is nothing but good. Allâh bears witness that they are certainly liars.

108. never stand You therein. Verily, the mosque whose foundation was laid from the first Day on piety is more Worthy that You stand therein (to pray). In it are men who love to clean and to purify themselves. and Allâh loves those who make themselves clean and pure (i.e. who clean their private parts with dust [i.e. to be considered as soap) and water from urine and stools, after answering the call of nature].

109. is it Then he, who laid the foundation of his building on piety to Allâh and his good pleasure, better, or He who laid the foundation of his building on an undetermined brink of a precipice ready to crumble down, so that it crumbled to pieces with Him into the Fire of Hell. and Allâh guides not the people who are the Zâlimûn (cruel, violent, proud, polytheist and wrong-doer).

110. the building which they built will never cease to be a Cause of hypocrisy and doubt In their hearts, unless their hearts are cut to pieces. (i.e. till they die). and Allâh is All-Knowing, All-Wise.

111. Verily, Allâh has purchased of the believers their lives and their properties; for the price that Theirs shall be the Paradise. they fight In Allâh's Cause, so they kill (others) and are killed. it is a Promise In Truth which is binding on Him In the Taurât (Torah) and the Injeel (Gospel) and the Qur'ân. and who is truer to his Covenant than Allâh? Then rejoice In the bargain which You have concluded. that is the Supreme success .

 

107* و گروهى ديگر از منافقان كسانى هستند كه مسجدى براى ضربهزدن به اسلام و براى ترويج كفر و تفرقه افكنى ميان مؤ منان و كمينگاهى براى مساعدتبه دشمنان ديرينه ى خدا و پيامبرش ساختند و همواره سوگند مى خورند كه جز خير،قصدى نداريم! ولى خداوند گواهى مى دهد كه آنان دروغگويانند.

108* در آن (مسجد ضرار،) هرگز براى نماز نايست، همانا مسجدى كهاز روز نخست بر اساس تقوا بنا شده، سزاوارتر است كه در آن نماز برپادارى. زيرادر آن مسجد، مردانى هستند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خداوند پاكان را دوستمى دارد.

109* آيا كسى كه بنيان كار خود را بر پايه ى تقوا و رضاى الهىقرار داده بهتر است، يا كسى كه بنياد كار خويش را بر لبه ى پرتگاهى سست وفروريختنى نهاده كه او را درآتشِ دوزخ مى اندازد؟ خداوند گروه ستمگر را هدايت نمىكند.

110* بنيانى را كه منافقان بنا نهادند، همواره موجب تحيّر و سردرگمىدر دلهاى آنان است. آنها راه نجاتى ندارند، مگر آنكه دلهايشان از نفاق جداشود يا با مرگ، متلاشى شود و خداوند دانا و حكيم است .

111*  همانا خداوند از مؤ منان، جانها و اموالشان را به بهاى بهشتخريده است. آنان در راه خدا مى جنگند تا بكشند يا كشته شوند. وفاى به اين وعدهى حقّ كه در تورات و انجيل و قرآن آمده بر عهده خداست و چه كسى از خدا به عهدشوفادارتر است؟ پس مژده باد شما را بر اين معامله اى كه به وسيله ى آن با خدابيعت كرديد و اين همان رستگارى بزرگ است .

 

107. ceux qui ont édifié une Mosquée pour en faire [un mobile] de rivalité, d'impiété et de division entre les croyants, qui la préparent pour celui qui auparavant avait combattu Allah et son envoyé et jurent en disant: ‹Nous ne voulions que le bien!› [Ceux-là], Allah atteste qu'ils mentent.

108. ne Te tient jamais dans (cette mosquée). car une Mosquée fondée dès le premier jour, sur la piété, est plus digne que Tu t'y tiennes debout. [pour y prier] on y trouve des gens qui aiment bien se purifier, et Allah aime ceux qui se purifient.

109. lequel est plus méritant? Est-ce celui qui a fondé son édifice sur la piété et l'agrément d'Allah, ou bien celui qui a placé les assises de Sa construction sur le bord d'une falaise croulante et qui croula avec Lui dans le feu de l'Enfer? et Allah ne guide pas les gens injustes.

110. la construction qu'ils ont édifiée sera toujours une source de doute dans leurs coeurs, jusqu'à ce que leurs coeurs se déchirent. et Allah est Omniscient et Sage.

111. Certes, Allah a acheté des croyants, leurs personnes et leurs biens en échange du Paradis. ils combattent dans le sentier d'Allah: ils tuent, et ils se font tuer. C'est une promesse authentique qu'il a prise sur lui-même dans la Thora, l'Evangile et le Coran. et qui est plus fidèle qu'Allah à son engagement? Réjouissez-vous donc de l'échange que vous avez fait: et C'est là le Très grand succès.

‎ ‎

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎

 

ادامه نوشته

آيات 100 تا 106 سوره مباركه توبه

گلبرگ دويست و سوم

 

وَالسَّابِقُونَ الأوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١٠٠)

وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ (١٠١)

وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٠٢)

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٠٣)

أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٠٤)

وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٠٥)

وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٠٦)

100. and the first to embrace Islâm of the Muhâjirûn (those who migrated from Makkah to Al-Madinah) and the Ansâr (the citizens of Al-Madinah who helped and gave aid to the Muhâjirûn) and also those who followed them exactly (in Faith). Allâh is well-pleased with them as they are well-pleased with Him. He has prepared for them Gardens under which rivers flow (Paradise), to Dwell therein forever. that is the Supreme success.

101. and among the bedouins round about you, some are hypocrites, and so are some among the people of Al-Madinah, they exaggerate and persist In hypocrisy, You (O Muhammad ) know them not, we know them. we shall Punish them twice, and thereafter they shall be brought back to a great (horrible) torment.

102. and (there are) others who have acknowledged their sins, they have mixed a deed that was righteous with another that was evil. Perhaps Allâh will turn unto them In Forgiveness. surely, Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful .

103. take Sadaqah (alms) from their wealth In order to purify them and sanctify them with it, and invoke Allâh for them. Verily! Your invocations are a source of security for them, and Allâh is All-Hearer, All-Knower.

104. know they not that Allâh accepts repentance from his slaves and takes the Sadaqât (alms, charities) and that All&achrc;h alone is the one who forgives and accepts repentance, Most Merciful?

105. and Say (O Muhammad ) "Do deeds! Allâh will see Your deeds, and (so will) his Messenger and the believers. and You will be brought back to the All-Knower of the unseen and the seen. Then He will Inform You of what You used to do."

106. and others Await Allâh's Decree, whether He will Punish them or will forgive them. and Allâh is All-Knowing, All-Wise.

 

100* ونخستين پيشگامانِ از مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارىآنان را پيروى كردند، خداوند از آنها راضى است و آنان نيز از خدا راضى و خدابراى آنان باغهايى فراهم ساخته كه نهرها از پاى درختان آن جارى است، هميشه درآن جاودانه اند. اين است رستگارى و كاميابى بزرگ .

101* و از ميان باديه نشينانِ پيرامونِ شما، گروهى منافقند و از اهلمدينه نيز عدّه اى برنفاق خو گرفته اند، تو آنان را نمى شناسى، ولى ما آنها رامى شناسيم! بزودى آنان را دوبار عذاب خواهيم كرد، سپس به سوى عذابى سهمگين،بازگردانده مى شوند.

102* و از اعراب ديگرانى هستند كه به گناهان خويش اعتراف كردهاند، كار خوب و بد را به هم آميخته اند. اميد است خداوند توبه ى آنان را بپذيرد ولطف خويش را به آنان بازگرداند. همانا خداوند، آمرزنده و مهربان است .

103* از اموالشان صدقه (زكات ) بگير تا بدين وسيله آنان را از بخلو دنياپرستى پاك سازى و رشدشان دهى و بر آنان درود فرست و دعا كن. زيرا دعاىتو،مايه ى آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست .

104* آيا ندانستند كه تنها خداوند از بندگانش توبه را مى پذيرد وصدقات را مى گيرد و اينكه خداوند، بسيار توبه پذير و مهربان است .

105* وبگو: هر گونه كه مى خواهيد و مى توانيد عمل كنيد، كه بزودىخداوند و پيامبرش و مؤ منان كار شما را مى نگرند و بزودى به سوى داناى غيب و آشكاربازگردانده مى شويد، پس شما را به آنچه انجام مى داديد، آگاه خواهد كرد.

106* و گروه ديگرى هستند كه كارشان به خواست الهى واگذار شده است ياعذابشان مى كند و يا به خاطر توبه و پشيمانى، به آنان لطف مى كند وخداوند دانا وحكيم است .

 

100. les Tout premiers [croyants] Parmi les Emigrés et les Auxiliaires et ceux qui les ont suivis dans un beau comportement, Allah les agrée, et ils l'agréent. il a préparé pour eux des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, et ils y demeureront éternellement. voilà l'énorme succès !

101. et Parmi les Bédouins qui vous entourent, il y a des hypocrites, Tout comme une partie des habitants de Médine. ils s'obstinent dans l'hypocrisie. Tu ne les connais pas mais nous les connaissons. nous les châtierons deux fois puis ils seront ramenés vers un énorme châtiment.

102. d'autres ont reconnu leurs péchés, ils ont mêlé de bonnes actions à d'autres mauvaises. il se peut qu'Allah accueille leur repentir. car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

103. Prélève de leurs biens une Sadaqa par laquelle Tu les purifies et les bénis, et Prie pour eux. Ta prière est une quiétude pour eux. et Allah est Audient et Omniscient.

104. ne savent-ils pas que C'est Allah qui accueille le repentir de ses serviteurs, et qui reçoit les Sadaqat, et qu'Allah est l'Accueillant Au repentir et le Miséricordieux.

105. et Dis: ‹Oeuvrez, car Allah va voir votre oeuvre, de même que son Messager et les croyants, et vous serez ramenés vers celui qui connaît bien l'invisible et le visible. alors il vous informera de ce que vous faisiez›.

106. et d'autres sont laissés dans l'attente de la décision d'Allah, soit qu'il les punisse, soit qu'il leur pardonne. et Allah est Omniscient et Sage.

‎ ‎

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎

 

ادامه نوشته

آیات 94 تا 99 سوره مبارکه توبه

گلبرگ دويست و دوم

 

يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٩٤)

سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٩٥)

يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (٩٦)

الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٩٧)

وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٩٨)

وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩٩)

94. they (the hypocrites) will present their excuses to You (Muslims), when You return to them. Say (O Muhammad ) "Present no excuses, we shall not believe you. Allâh has already informed us of the news concerning you. Allâh and his Messenger will observe Your deeds. In the end You will be brought back to the All-Knower of the unseen and the seen, Then He (Allâh) will Inform You of what You used to do." [Tafsir At-Tabari]

95. they will swear by Allâh to You (Muslims) when You return to them, that You may turn away from them. so turn away from them. surely, they are Rijsun [i.e. Najasun (impure) because of their evil deeds], and Hell is their dwelling place, - a Recompense for that which they used to earn.

96. they (the hypocrites) swear to You (Muslims) that You may be pleased with them, but if You are pleased with them, certainly Allâh is not pleased with the people who are Al-Fâsiqûn (rebellious, disobedient to Allâh).

97. the bedouins are the worst In disbelief and hypocrisy, and more likely to be In ignorance of the limits (Allâh's Commandments and his legal laws, etc.) which Allâh has revealed to his Messenger. and Allâh is All-Knower, All-Wise.

98. and of the bedouins there are some who look upon what they spend (in Allâh's Cause) as a fine and watch for calamities for you, on them be the calamity of evil. and Allâh is All-Hearer, All-Knower.

99. and of the bedouins there are some who believe In Allâh and the Last day, and look upon what they spend In Allâh's Cause as approaches to Allâh, and a Cause of receiving the Messenger's invocations. indeed These (spendings In Allâh's Cause) are an approach for them. Allâh will admit them to his Mercy. certainly Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.

 

94* هنگامى كه از جهاد برگشتيد، منافقانِ متخلّف از جنگ تبوك،براى شما عذر مى آوردند. بگو: عذرتراشى نكنيد، ما هرگز حرف شما را باور نمى كنيم،خداوند ما را از اخبار و احوال شما آگاه كرده است. خداوند و پيامبرش عملكرد شمارا مى بينند، آنگاه نزد خدايى كه داناى پنهان و آشكار است بازگردانده مى شويد و اوشما را به آنچه مى كرديد، آگاه خواهد كرد.

95* هنگامى كه از جهاد نزد منافقان بازگشتيد، براى شما به خداسوگند مى خورند تا از گناه و سرزنشِ آنان چشم بپوشيد. پس، از آنان اعراض و دورىكنيد كه آنان پليدند و به خاطر آنچه بدست خود كسب مى كرده اند، جايگاهشان دوزخخواهد بود.

96* براى شما سوگند مى خورند تا شما از آنان راضى شويد. بدانيد كهشما هم اگر از آنان راضى شويد، قطعاً خداوند از گروه فاسق، خشنود نخواهد شد.

97* باديه نشينانِ عرب به خاطر دورى از تعليم وتربيت وسخنانپيامبر، در كفر ونفاق شديدترند وبه اينكه حدود آنچه را خدا بر پيامبرش نازل كردهندانند سزاوارتر و خداوند دانا و حكيم است.

98* بعضى از باديه نشينان، كسانى هستند كه آنچه را انفاق مى كنند،به خاطر نفاق يا ضعف ايمان، ضرر حساب مى كنند وبراى شما پيش آمدهاى بد راانتظارمى كشند. بر خود آنان پيش آمد بد باد! و خداوند شنوا و داناست .

99* امّا برخى از عربهاى باديه نشين، كسانى هستند كه به خداوند وروز قيامت ايمان دارند و آنچه را انفاق مى كنند، وسيله ى قرب به خدا و جلب دعا وصلوات رسول مى دانند. آگاه باشيد كه همين انفاق ها، براى آنان موجب قرب است. بزودىخداوند آنان را در رحمت خويش وارد مى كند. همانا خداوندآمرزنده و مهربان است .

 

94. il vous présentent des excuses quand vous Revenez à eux. Dis : ‹Ne présentez pas d'excuses: nous ne vous croyons pas. Allah nous a déjà informés de vos nouvelles. et Allah verra votre oeuvre, Ainsi que son messager. puis vous serez ramenés vers celui qui connaît bien l'invisible et le visible, et Alors, il vous informera de ce que vous faisiez.

95. ils vous feront des serments par Allah, quand vous êtes de retour vers eux, afin que vous passiez (sur leur tort). Détournez-vous d'eux. ils sont une souillure et leur refuge est l'Enfer, en rétribution de ce qu'ils acquéraient.

96. ils vous font des serments pour se faire agréer de vous, même Si vous les agréez, Allah n'agrée pas les gens pervers.

97. les Bédouins sont plus endurcis dans leur impiété et dans leur hypocrisie, et les plus enclins à méconnaître les préceptes qu'Allah a révélés à son messager. et Allah est Omniscient et Sage.

98. Parmi les Bédouins, certains prennent leur dépense (en aumٍne ou à la guerre) comme une charge onéreuse, et attendent pour vous un revers de fortune. que le Malheur retombe sur eux! Allah est Audient et Omniscient.

99. (Tel autre,) Parmi les Bédouins, croit en Allah et Au Jour dernier et prend ce qu'il dépense comme moyen de se rapprocher d'Allah et afin de bénéficier des invocations du messager. C'est vraiment pour eux (un moyen) de se rapprocher (d'Allah) et Allah les admettra en Sa Miséricorde. car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

 

‎ ‎

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎

 

ادامه نوشته

آيات 87 تا 93 سوره مباركه توبه

گلبرگ دويست و يكم

 

رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ (٨٧)

لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (٨٨)

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (٨٩)

وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٩٠)

لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضَى وَلا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩١)

وَلا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ (٩٢)

إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٩٣)

87. they are content to be with those (the women) who sit behind (at home). their hearts are sealed up (from All kinds of goodness and Right Guidance), so they understand not.

88. but the Messenger (Muhammad) and those who believed with Him (in Islâmic Monotheism) strove hard and fought with their wealth and their lives (in Allâh's Cause). such are they for whom are the good things, and it is they who will be successful.

89. for them Allâh has got ready Gardens (Paradise) under which rivers flow, to Dwell therein forever. that is the Supreme success.

90. and those who made excuses from the bedouins came (to you, O Prophet ) asking Your permission to exempt them (from the battle), and those who had lied to Allâh and his Messenger sat at home (without asking the permission for it); a painful torment will seize those of them who disbelieve.

91. there is no blame on those who are weak or ill or who find no resources to spend [in Holy fighting (Jihâd)], if they are sincere and true (in duty) to Allâh and his Messenger. no ground (of complaint) can there be against the Muhsinûn (good-doers - see the footnote of V.9:120). and Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.

92. nor (is there blame) on those who came to You to be provided with mounts, and when You said: "I can find no mounts for you," they turned back, while their eyes overflowing with tears of grief that they could not find anything to spend (for Jihâd).

93. the ground (of complaint) is Only against those who are rich, and yet ask exemption . they are content to be with (the women) who sit behind (at home) and Allâh has sealed up their hearts (from All kinds of goodness and Right guidance) so that they know not (What they are losing).

 

87* آنان راضى شدند كه با متخلّفان و خانه نشينان باشند و بر دلهاىآنان مُهرزده شده است، از اين رو نمى فهمند.

88* ولى در مقابلِ منافقانِ رفاه طلب وگريزان از جنگ، پيامبر ومؤ منانِ همراه او، با اموال و جانهايشان جهاد كردند واينانند كه همه ى خيرات ونيكىها براى آنان است و همانانند رستگاران .

89* خداوند براى آنان باغهايى در بهشت آماده ساخته كه نهرها ازپاى درختان آنها جارى است و در آنجا جاودانند. اين همان رستگارى بزرگ است .

90* باديه نشينانى كه از شركت در جنگ معذور بودند، نزد توآمدند تا به آنان اذن داده شود كه در جنگ شركت نكنند، ولى كسانى كه به خدا وپيامبرش دروغ گفتند و عذرى نداشتند، از جنگ باز نشستند. بزودى به كسانى از آنانكه كفر ورزيدند، عذابى دردناك خواهد رسيد.

91* بر ناتوانان وبيماران كه نمى توانند در جهاد شركت كنند وتهيدستانى كه چيزى براى خرج كردن در راه جهاد نمى يابند، ايرادى نيست، به شرط آنكه خيرخواه خدا و پيامبرش باشند و از آنچه در توان دارند مضايقه نكنند زيرا بر نيكوكاران راه سرزنش و مؤ اخذه اى نيست و خداوند بخشنده ى مهربان است .

92* ونيز اشكالى نيست بر آنان كه چون نزد تو آمدند تا آنان رابراى شركت در جبهه بر مركبى سوار كنى، گفتى: چيزى نمى يابم كه شما را بر آن سواركنم و آنان از نزد تو برگشتند، در حالى كه چشمانشان از اندوه، اشكبار بود كه چراچيزى ندارند كه خرج جهاد كنند. آرى، بر اين گونه فقيرانِ عاشق جهاد، براى نرفتنبه جبهه گناهى نيست.

93* راه ايراد ومؤ اخذه، تنها بر كسانى است كه در عينِ توانگرىو ثروتمندى، از تو اذن مى خواهند كه به جبهه نروند و راضى شده اند كه بامتخلّفان باشند.خداوند بر دلهايشان مُهر زده است، از اين رو نمى دانند.

 

87. il leur plaît, (après le départ des combattants) de demeurer avec celles qui sont restées à l'arrière. leurs coeurs ont été scellés et ils ne comprennent rien.

88. mais le Messager et ceux qui ont cru avec Lui ont lutté avec leurs biens et leurs personnes. Ceux-là auront les bonnes choses et ce sont eux qui réussiront.

89. Allah a préparé pour eux des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour qu'ils y demeurent éternellement. voilà l'énorme succès!

90. et Parmi les Bédouins, certains sont venus demander d'être dispensés (du combat). et ceux qui ont menti à Allah et à son Messager sont restés chez eux. un châtiment douloureux affligera les mécréants d'entre eux.

91. Nul grief sur les faibles, ni sur les malades, ni sur ceux qui ne trouvent pas de quoi dépenser (pour la cause d'Allah), s'ils sont sincères envers Allah et son messager. pas de reproche contre les bienfaiteurs. Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

92. (Pas de reproche) non plus à ceux qui vinrent Te trouver pour que Tu leur fournisses une monture et à qui Tu Dis: ‹Je ne trouve pas de monture pour vous.› ils retournèrent les yeux débordant de larmes, tristes de ne pas trouver de quoi dépenser.

93. il n'y a de voie (de reproche à), vraiment, que contre ceux qui demandent d'être dispensés, alors qu'ils sont riches. il leur plaît de demeurer avec celles qui sont restées à l'arrière. et Allah a scellé leurs coeurs et ils ne savent pas.

‎ ‎

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎   ‎

ادامه نوشته

مفاهیم جز دهم قرآن کریم

خلاصه مفاهيم و تفسير جزء دهم از قرآن كريم

 

خمس يك دستور مهم اسلامى

مى فرمايد: ((و بدانيد هرگونه غنيمتى نصيب شما مى شود يك پنجم آن , از آن خدا و پـيامبر و ذى القربى (امامان اهل بيت ) و يتيمان و مسكينان وواماندگان در راه (از خاندان پيامبر) مى باشد)) ومى گويد: هر درآمدى از هر موردى عايد شما شود كه يكى از آنها غنايم جنگى است، خمس آن را بپردازيد.

 

منظور از سهم خدا چيست ؟

ذكـر سـهـمى براى خدا به عنوان ((للّه )) به خاطر اهميت بيشتر روى اصل مساله خمس و تاكيد و تثبيت ولايت و حاكميت پيامبر و رهبر حكومت اسلامى است ,يعنى همان گونه كه خداوند سهمى بـراى خـويـش قـرار داده و خـود را سـزاوارتـر به تصرف در آن دانسته است پيامبر و امام را نيز به همان گونه , حق ولايت و سرپرستى و تصرف داده و گرنه سهم خدا در اختيار پيامبر قرار خواهد داشـت و در مـصـارفـى كه پيامبر يا امام صلاح مى داند صرف مى گردد و خداوند نياز به سهمى ندارد.

 

مصارف زكات و ريزه كاريهاى آن

بـدون شك يكى از ابتدايى و ضرورى ترين مساله , به هنگام تشكيل حكومت , تشكيل ((بيت المال )) است كه به وسيله آن نيازهاى اقتصادى حكومت برآورده شود. به روشنى مصارف واقعى زكات را بيان شده و آن را در هشت مصرف خلاصه كرده:

1ـ ((فقرا)) نخست مى گويد: ((صدقات و زكات براى فقيران است.

2ـ ((مساكين )).

3ـ ((عاملان و جمع آورى كنندگان زكات )).

4ـ ((و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى شود)).

5ـ ((در راه آزاد ساختن بردگان )).

6ـ ((ادا ديـن بـدهـكاران )) و آنها كه بدون جرم و تقصير زير بار بدهكارى مانده و از اداى آن عاجز شده اند.

7ـ ((و در راه خدا)).

8ـ ((واماندگان در راه )).

در پـايـان به عنوان تاكيد روى مصارف گذشته , مى فرمايد: ((اين فريضه الهى است )) .

فرق ميان ((فقير)) و ((مسكين ))!.

بـه نـظر مى رسد كه ((فقير)) به معنى كسى است كه در زندگى خود كمبود مالى دارد, هر چند مـشـغـول كسب و كارى باشد و هرگز از كسى سؤال نكند, اما ((مسكين ))كسى است كه نيازش شديدتر است و دستش از كار كوتاه است و به همين جهت ازاين و آن سؤال مى كند.

 

 تقسيم زكات به هشت قسمت مساوى

اكـثـريـت قاطع فقها بر اينند كه اصناف هشتگانه فوق مواردى است كه صرف زكات در آنها مجاز است و تقسيم كردن در آن واجب نيست . امـا چـگـونگى مصرف آن در اين مصارف هشتگانه بستگى به ضرورتهاى اجتماعى از يكسو و نظر حكومت اسلامى از سوى ديگر دارد.

 

 عمران مسجد در صلاحيت همه كس نيست

در اين جا شرايط آباد كنندگان مساجد وكانونهاى پرستش و عبادت را ذكـر مى كند و براى آنها پنج شرط مهم بيان مى دارد ومى گويد:

((تنها كسانى مساجد خدا را آباد مى سازند كه ايمان به خدا و روز رستاخيزدارند)).

 بـعـد بـه شرطهاى سوم و چهارم اشاره كرده , مى گويد: ((و نماز را برپا دارند وزكات را بدهند)).

سرانجام به آخرين شرط اشاره كرده و مى گويد ((و جز از خدا نترسند)). قـلـبـشـان مملو از عشق به خداست و تنها احساس مسؤوليت در برابر فرمان اومى كنند بندگان ضعيف را كوچكتر از آن مى شمرند كه بتوانند در سرنوشت مسلمانان و در آبادى كانون عبادت آنان تاثيرى داشته باشند.

 

اهميت بناى مساجد

در باره اهميت بناى مسجد احاديث فراوانى از طرق اهل بيت (ع ) و اهل سنت رسيده است . از جـمـله , از پيامبر(ص ) چنين نقل شده كه فرمود: ((كسى كه مسجدى بنا كندهر چند به اندازه لانه مرغى بوده باشد, خداوند خانه اى در بهشت براى او بناخواهد ساخت )) ولـى امـروز آنـچـه بيشتر اهميت دارد, عمران و آبادى معنوى مساجد است وبايد مسجد, مركزى براى جوانان با ايمان گردد, نه اين كه تنها مركز بازنشستگان و ازكارافتادگان شود. مـسـجـد بـايـد كـانـونـى بـراى فعالترين قشرهاى اجتماع باشد, نه مركز افراد بيكاره و بى حال و خواب آلوده ها!.

 

اهميت به كيفيت كار است نه كميت

ايـن حـقيقت به خوبى از آيات قرآن به دست مى آيد كه اسلام در هيچ موردى روى ((كثرت مقدار عمل)) تكيه نكرده , بلكه همه جا اهميت به ((كيفيت عمل )) داده است . مـهم اين است كه هيچ كس از مقدار توانايى خود دريغ ندارد, سخن از بسيار وكم نيست , سخن از احساس مسؤوليت واخلاص است . از ايـن مـوضـوع ايـن حـقـيـقت نيز روشن مى شود كه در يك جامعه سالم اسلامى به هنگام بروز مـشـكلات , همه بايد احساس مسؤوليت كنند, نبايد چشمها تنها به متمكنان دوخته شود, چرا كه اسلام متعلق به همه است و همه بايد در حفظ آن ازجان و دل بكوشند.

 

مقياس افتخار و فضيلت

مى فرمايد: ((كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند, و در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند, اينها درپيشگاه خداوند مقامى برتر و بزرگتر دارند)) ((و اينها به افتخار بزرگى نائل شده اند)). خداوند سه موهبت بزرگ در برابر اين سه كارمهم (ايمان , هجرت و جهاد) به آنها مى بخشد:

1ـ پـروردگـارشان ((آنها را به رحمت گسترده خود بشارت مى دهد)) و از آن بهره مند مى سازد.

2ـ ((آنها را از رضايت و خشنودى خويش بهره مند مى كند)).

3ـ ((و بـاغـهـايـى از بـهـشـت در اختيار آنها مى گذارد كه نعمتهايش دائمى وهميشگى است)).

 

همه چيز فداى هدف و براى خدا

مفهوم، بريدن پيوندهاى دوستى و محبت باخويشاوندان و ناديده گـرفـتن سرمايه هاى اقتصادى و سوق دادن به ترك عواطف انسانى نيست , بلكه منظور اين است كه بر سر دو راهيها نبايد عشق زن و فرزند ومال و مقام و خانه و خانواده مانع از اجراى حكم خدا و گرايش به جهاد گردد وانسان را از هدف مقدسش باز دارد. لذا اگر انسان بر سر دو راهى نباشد رعايت هر دو بر او لازم است . اين نكات بـه عـنـوان يـك شـعار, بايد به تمام فرزندان و جوانان مسلمانان تعليم گردد تا روح فـداكـارى و سلحشورى و ايمان در آنها زنده شود, و بتوانند دين خدا و ميراثهاى خود را پاسدارى كنند.

 

وظيفه ما در برابر اهل كتاب

نـخـست مى گويد: ((با كسانى كه ايمان به خدا و روز قيامت ندارند, پيكاركنيد)).

سپس به دومين صفت آنها اشاره مى كند كه آنها در برابر محرمات الهى تسليم نيستند ((و آنچه را كه خدا و پيامبرش تحريم كرده , حرام نمى شمرند)) آلودگى به شـراب , ربـا, خوردن گوشت خوك و ارتكاب بسيارى از بى بندو باريهاى جنسى در ميان آنها رواج دارد.

بـالاخـره به سومين صفت آنها اشاره كرده , مى گويد: ((آنها بطوركلى آيين حق را قبول ندارند)).

 

نشانه هاى منافقان

ممكن است روح نفاق به اشكال مختلف ظـاهـر شـود, مـخصوصا خودنمايى , روح نفاق در يك ((مرد))با يك ((زن)) ممكن است متفاوت باشد, اما نبايد فريب تغيير چهره هاى نفاق را درميان منافقان خورد لـذا مى گويد: ((مردان منافق و زنان منافق همه از يك قماشند))). سپس به ذكر پنج صفت از اوصاف آنان مى پردازد:

1 و 2 : ((آنـهـا مردم را به منكرات تشويق , و از نيكيها باز مى دارند. يـعـنـى درسـت بـرعـكس برنامه مؤمنان راستين كه دائما از طريق ((امر به معروف )) و ((نهى از مـنـكـر.

3- : آنها ((دستهايشان را مى بندند)) نه در راه خدا انفاق مى كنند, نه به كمك محرومان مى شتابند, و نه خويشاوند و آشنا را كمك مالى آنهابهره مى گيرند.

4- : تـمام اعمال و گفتار و رفتارشان نشان مى دهد كه ((آنها خدا رافراموش كرده اند (و نيز وضـع زنـدگـى آنها نشان مى دهد كه ) خدا هم آنها را از بركات وتوفيقات و مواهب خود فراموش نموده )).

5- : ايـن كـه ((مـنـافـقـان فاسقند و بيرون از دايره اطاعت فرمان خدا)).

آنچه در باره صفات مشترك منافقان گفته شد در هر عصر و زمانى ديده مى شود. مجازات شديد و دردناك آنها, بيان شده است ,مى فرمايد: ((خداوند مردان و زنان مـنـافـق و هـمه كفار و افراد بى ايمان را وعده آتش جهنم داده )).

 

نشانه هاى مؤمنان راستين

در آيه جا مورد بحث علائم و نشانه هاى مردان و زنان با ايمان بيان شده است كه آن هم در پنج قسمت خلاصه مى شود. پس از بيان اين اصل كلى به شرح جزئيات صفات مؤمنان مى پرازد:.

1ـ نخست مى گويد: ((آنها مردم را به نيكى ها دعوت مى كند)).

2ـ ((مردم را از زشتيها و بديها و منكرات باز مى دارند)).

3ـ آنـهـا بـه عـكـس مـنافقان كه خدا را فراموش كرده بودند ((نماز را برپامى دارند)) و به ياد خدا هستند و با ياد و ذكر او, دل را روشن و عقل را بيدار و آگاه مى دارند.

4ـ آنها بر خلاف منافقان كه افرادى ممسك و بخيل هستند بخشى از اموال خويش را در راه خدا, و حـمايت خلق خدا, و براى بازسازى جامعه , انفاق مى نمايند ((و زكات اموال خويش را مى پردازد)).

5ـ منافقان فاسقند و سركش , و خارج از تحت فرمان حق , اما مؤمنان ((اطاعت فرمان خدا و پيامبر او مى كنند)).

در پايان اشاره به نخستين امتياز مؤمنان از نظر نتيجه و پاداش كرده ,مى گويد: ((خداوند آنها را به زودى مشمول رحمت خويش مى گرداند)).

 

يك سنت تغييرناپذير

فيض رحمت خدا بيكران و عمومى و همگانى است ولى به تناسب شايستگيها و لـياقتها به مردم مى رسد چنانچه نعمتهاى الهى را وسيله اى براى تكامل خويش ساختند و شكر آن را كـه هـمان استفاده صحيح است به جاآوردند, نعمتش را پايدار بلكه افزون مى سازد اما هنگامى كـه اين مواهب وسيله اى براى طغيان و ظلم و ناسپاسى و آلودگى گردد در اين هنگام نعمتها را مـى گـيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مى كند, بنابراين دگرگونيها همواره از ناحيه ماست وگرنه مواهب الهى زوال ناپذير است .

 

جزيه چيست ؟

((جزيه )) يك نوع ماليات سرانه اسلامى است كه به افراد تعلق مى گيرد, نه براموال واراضى و به تعبير ديگر ((ماليات سرانه سالانه )) است . فلسفه اصلى اين ماليات اين است كه دفاع از موجوديت و استقلال و امنيت يك كشور وظيفه همه افراد آن كشوراست , بنابراين هرگاه جمعى عملا براى انجام اين وظيفه قيام كنند و عده اى ديگر بـه خـاطر اشتغال به كسب و كار نتوانند در صف سربازان قرار گيرند وظيفه گروه دوم اين است كه هزينه جنگجويان و حافظان امنيت را به صورت يك ماليات سرانه در سال بپردازند. بـنـابـرايـن جـزيـه تـنـها يك نوع كمك مالى است , كه از طرف اهل كتاب در برابرمسؤوليتى كه مسلمانان به منظور تامين امنيت جان و مال آنها به عهده مى گيرند,پرداخت مى گردد.

 

شش دستور ديگر در زمينه جهاد

شش دستور مهم به مسلمانان داده شده است :

1ـ نـخست مى گويد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هنگامى كه گروهى ازدشمنان را در برابر خـود در ميدان نبرد ببينيد ثابت قدم باشيد))

2ـ ((خدا را فراوان ياد كنيد تا رستگار و پيروز شويد)).

 4ـ ((و از پراكندگى و نزاع بپرهيزيد تا سست نشويد)).

 5ـ سـپـس دسـتـور بـه اسـتـقـامت در برابر دشمنان و در مقابل حوادث سخت داده , مى گويد: ((استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.

6- مى فرمايد: ((و مانند كسانى نباشيد كه ازسرزمين خود از روى غرور و هوى پرستى و خودنمايى در بـرابـر مـردم (بـسـوى ميدان بدر) خارج شدند)).