آيات 100 تا 106 سوره مباركه توبه
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
وَالسَّابِقُونَ الأوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١٠٠)
100. and the first to embrace Islâm of the Muhâjirûn (those who migrated from Makkah to Al-Madinah) and the Ansâr (the citizens of Al-Madinah who helped and gave aid to the Muhâjirûn) and also those who followed them exactly (in Faith). Allâh is well-pleased with them as they are well-pleased with Him. He has prepared for them Gardens under which rivers flow (Paradise), to Dwell therein forever. that is the Supreme success.
100* ونخستين پيشگامانِ از مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارىآنان را پيروى كردند، خداوند از آنها راضى است و آنان نيز از خدا راضى و خدابراى آنان باغهايى فراهم ساخته كه نهرها از پاى درختان آن جارى است، هميشه درآن جاودانه اند. اين است رستگارى و كاميابى بزرگ .
100. les Tout premiers [croyants] Parmi les Emigrés et les Auxiliaires et ceux qui les ont suivis dans un beau comportement, Allah les agrée, et ils l'agréent. il a préparé pour eux des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, et ils y demeureront éternellement. voilà l'énorme succès !
-در اين آيه، مسلمانانِ صدر اسلام به سه گروه تقسيم شده اند:
1- پيشگامان در اسلام و هجرت .
2- پيشگامان در نصرت پيامبر و يارى مهاجران .
3- متاءخّران كه راه آنان را ادامه داده اند.
-امام صادق عليه السّلام فرمودند: ابتدا خداوند نام مهاجرين با سابقه را برده، سپسنام انصار و ياوران را و سپس نام پيروان آنان را بيان نموده است. بنابراين جايگاهو مقام هر گروه را در جاى خود بيان كرده است .
-به اتّفاق همه ى مسلمانان، اوّلين زن مسلمان حضرت خديجه و اوّلين مرد مسلمان بهاتّفاق شيعه ونظر بسيارى از اهل سنّت، على بن ابى طالب عليهما السّلام است . چنانكه گفته اند: ميان تاريخ نويسان خلافى نيستكه على بن ابى طالب عليهما السّلام، اوّلين مرد مسلمان است . البتّه عدّه اى مى گويند: ايمانِ نوجوانى دهساله چه ارزشى دارد؟ در جواب آنان بايد گفت : نبوّت حضرت عيسى و حضرت يحيى نيز دركودكى بود و ارزش داشت !
-اگر مؤ من، به قضاى الهى راضى باشد، خدا هم از او راضى است .
-بهشت در سايه ى ايمان، سبقت، هجرت، نصرت و تبعيّت به احسان است .
وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ (١٠١)
101. and among the bedouins round about you, some are hypocrites, and so are some among the people of Al-Madinah, they exaggerate and persist In hypocrisy, You (O Muhammad ) know them not, we know them. we shall Punish them twice, and thereafter they shall be brought back to a great (horrible) torment.
101* و از ميان باديه نشينانِ پيرامونِ شما، گروهى منافقند و از اهلمدينه نيز عدّه اى برنفاق خو گرفته اند، تو آنان را نمى شناسى، ولى ما آنها رامى شناسيم! بزودى آنان را دوبار عذاب خواهيم كرد، سپس به سوى عذابى سهمگين،بازگردانده مى شوند.
101. et Parmi les Bédouins qui vous entourent, il y a des hypocrites, Tout comme une partie des habitants de Médine. ils s'obstinent dans l'hypocrisie. Tu ne les connais pas mais nous les connaissons. nous les châtierons deux fois puis ils seront ramenés vers un énorme châtiment.
-"مَرَدوا"به معناىممارست وتمرين بر كارى است تا آنجا كه خصلتى را ايجاد كند.
-دوبار عذاب، "سنعذّبهم مرّتين"يكى رسوايى ميان مردماست و يكى سخت جان دادن. چنانكه در آيه ى 50 سوره انفال آمده است: "يَضربونوجوههم و اَدبارهم"، فرشتگان مرگ، به صورت و پشت آنان سيلى مى زنند و شايد مراداز دوبار عذاب، عذاب روحى و عذاب جسمى باشد.
-مواظب منافقانى باشيم كه در كنار و اطراف ما هستند.
- آنان كه بر انحراف اصرار ورزند و خو بگيرند، عذابشان بيشتر است .
-منافق، در دنيا و آخرت گرفتار است و گرفتاريش چندان دور نيست .
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٠٢)
102. and (there are) others who have acknowledged their sins, they have mixed a deed that was righteous with another that was evil. Perhaps Allâh will turn unto them In Forgiveness. surely, Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful .
102* و از اعراب ديگرانى هستند كه به گناهان خويش اعتراف كردهاند، كار خوب و بد را به هم آميخته اند. اميد است خداوند توبه ى آنان را بپذيرد ولطف خويش را به آنان بازگرداند. همانا خداوند، آمرزنده و مهربان است .
102. d'autres ont reconnu leurs péchés, ils ont mêlé de bonnes actions à d'autres mauvaises. il se peut qu'Allah accueille leur repentir. car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.
-انسان در ميان اعمالِ خود نبايد تنها نقاط قوّتش را ببيند، بلكه بايد بدنبالِجبرانِ نقاط ضعف و خطاهايش باشد.
-اعتراف به گناه، انتقاد از خود و داشتن كارهاى خوب و صالح، زمينه ساز بخشايش الهىاست .
-گرچه خداوند وعده ى آمرزش داده، امّا انسان بايد ميان خوف و رجاء باشد.
-خطاكار پشيمان، به اميد نيازمند است و آغوش اسلام براى پذيرش او باز است .
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٠٣)
103. take Sadaqah (alms) from their wealth In order to purify them and sanctify them with it, and invoke Allâh for them. Verily! Your invocations are a source of security for them, and Allâh is All-Hearer, All-Knower.
103* از اموالشان صدقه (زكات ) بگير تا بدين وسيله آنان را از بخلو دنياپرستى پاك سازى و رشدشان دهى و بر آنان درود فرست و دعا كن. زيرا دعاىتو،مايه ى آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست .
103. Prélève de leurs biens une Sadaqa par laquelle Tu les purifies et les bénis, et Prie pour eux. Ta prière est une quiétude pour eux. et Allah est Audient et Omniscient.
-آيه103 در ماه رمضان سال دوّم هجرى در مدينه نازل شد و پيامبر فرمود: ندا دهند كهخداوند، زكات را نيز همچون نماز واجب ساخت. پس از يك سال نيز فرمان داد كهمسلمانان زكاتشان را بپردازند.
-پيامبر، بر زكات دهندگان درود مى فرستد؛ "صلّ عليهم "،ولى خداوند بر مجاهدانى كه در خاك و خون غلطيده و مقاومت مى كنند، درود مى فرستد. "اولئك عليهم صلوات من ربّهم".
-زكات، بخش كوچكى از سرمايه ى شماست، با دلگرمى آن را پرداخت كنيد.
-پرداخت زكات، نشانه ى صداقت انسان در ادّعاى ايمان است .
-زكات، عامل پاكى روح از بخل، دنيا پرستى و مال دوستى است . زكات، موجب رشد فضايل اخلاقى در فرد و جامعه است .
-فقر، عامل بسيارى از مفاسد است و تاءمين زندگى محرومين به وسيله ى زكات، جامعه رااز بخشى از مفاسد پاك مى سازد.
-رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مردم عادّى درود و صلوات مى فرستد. زيرا بهادادن به مردم، تشويق آنان به نيكى ها و شخصيّت بخشيدن به آنان است . .
-سرچشمه ى دستورات و تكاليف، علم الهى است .
أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٠٤)
104. know they not that Allâh accepts repentance from his slaves and takes the Sadaqât (alms, charities) and that All&achrc;h alone is the one who forgives and accepts repentance, Most Merciful?
104* آيا ندانستند كه تنها خداوند از بندگانش توبه را مى پذيرد وصدقات را مى گيرد و اينكه خداوند، بسيار توبه پذير و مهربان است .
104. ne savent-ils pas que C'est Allah qui accueille le repentir de ses serviteurs, et qui reçoit les Sadaqat, et qu'Allah est l'Accueillant Au repentir et le Miséricordieux.
-چون پيامبر به فرمان خدا زكات مى گيرد، در حقيقت خدا زكات گيرنده است . نظير آيه ىبيعت: "انّ الذين يبايعونك انّما يبايعون اللّه"هر كس با تو اى پيامبر بيعت كند، گويا با خدابيعت كرده است .
امام صادق عليه السّلام فرمود: صدقه در دست فقير قرار نمى گيرد، مگر آنكه در دستخدا قرار گيرد.
-از امام صادق عليه السّلام سؤ ال شد كه آيا گرفتن زكات مخصوص پيامبر است يا بعد ازآن حضرت نيز ادامه دارد؟ حضرت فرمودند: آرى، ادامه دارد.
-پرداخت زكات، لازمه ى توبه ى واقعى است . توبه تنها پشيمانى نيست، به دنبال آن اصلاح و عمل لازم است .
-انقلاب درونى، مقدّم بر كمك هاى مادّى است .
-توجّه به اينكه اعمال ما زير نظر خداست، مانع گناه است .
-چون گيرنده ى صدقات خداست، پس با دلگرمى بدهيم و بهترين جنس را با بهترين شيوهبپردازيم .
-زكات، مالياتى اسلامى است كه از قداست برخوردار است، زيرا گيرنده ى آن خداوند است .
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٠٥)
105. and Say (O Muhammad ) "Do deeds! Allâh will see Your deeds, and (so will) his Messenger and the believers. and You will be brought back to the All-Knower of the unseen and the seen. Then He will Inform You of what You used to do."
105* وبگو: هر گونه كه مى خواهيد و مى توانيد عمل كنيد، كه بزودىخداوند و پيامبرش و مؤ منان كار شما را مى نگرند و بزودى به سوى داناى غيب و آشكاربازگردانده مى شويد، پس شما را به آنچه انجام مى داديد، آگاه خواهد كرد.
105. et Dis: ‹Oeuvrez, car Allah va voir votre oeuvre, de même que son Messager et les croyants, et vous serez ramenés vers celui qui connaît bien l'invisible et le visible. alors il vous informera de ce que vous faisiez›.
-آيه105 كه بيان كننده ى آگاهى خدا وپيامبر ومؤ منان از عملكرد ماست، همان عقيده ىشيعه را مبنى بر «عرضه ى اعمال»بر اولياى خدا بيان مى كند. اين عرضه، روزانه يا هر هفتهو هر ماه انجام مى گيرد و اگر اعمال ما خوب باشد، اولياى خدا از ما شاد مى شوند واگر بد باشد، نگران و اندوهگين مى گردند. ايمان به اين عرضه ى عمل، در ايجاد تقواو حيا مؤ ثّر است. امام صادق عليه السّلام فرمود: اى مردم! با گناهِ خود، رسولخدا را ناراحت نكنيد.
-به گفته ى روايات، مراد از "مؤمنون"، امامان معصومند كه خداوند آنان را ازاعمال ما آگاه مى سازد.
-هر چه بيننده ى اعمال بيشتر باشد، شرم وحياى انسان از خلافكارى بيشتر است، به خصوصاگر بيننده، خدا و پيامبر و مؤ منين باشند.
-عمل معيار سنجش است، آنچه در دنيا بر اولياى خدا عرضه مى شود عمل است، آنچه هم درقيامت مورد حساب قرار مى گيرد، عمل است .
-اعمال انسان حقايقى دارد كه در قيامت براى او روشن خواهد شد.
وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٠٦)
106. and others Await Allâh's Decree, whether He will Punish them or will forgive them. and Allâh is All-Knowing, All-Wise.
106* و گروه ديگرى هستند كه كارشان به خواست الهى واگذار شده است ياعذابشان مى كند و يا به خاطر توبه و پشيمانى، به آنان لطف مى كند وخداوند دانا وحكيم است .
106. et d'autres sont laissés dans l'attente de la décision d'Allah, soit qu'il les punisse, soit qu'il leur pardonne. et Allah est Omniscient et Sage.
-"مُرجَون"از "ارجاء"، به معناى تاءخيروتوقّف است، تاءخيرى همراه با رجاء واميد.
-خداوند در اين آيات سه گروه را ياد كرده است :
الف : منافقان مرموزى كه در مدينههستند و شناخته نشده اند.
ب : منحرفانى كه به گناه خود اعتراف كردند واميد توبه دارند.
ج : منحرفانى كه اصرار بر گناه ندارند و توبه نكرده اند، تكليف آنان با خداوند است .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون