خلاصه اي از مطالب اجتماعي جزء پنجم
ازدواج موقت يك ضرورت اجتماعى!
ايـن مـوضوع را نمى توان انكار كرد كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين غرايز انسانى است , تا آنجا كـه پـاره اى از روانـكـاوان آن را تـنـهـا غـريزه اصيل انسان مى دانند و تمام غرايز ديگر را به آن باز مى گردانند.اين موضوع مخصوصا در عصر ما كه سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجـتماعى بالا رفته و كمتر جوانى مى تواند در سنين پايين يعنى درداغ ترين دوران غريزه جنسى اقدام به ازدواج كند, شكل حادترى به خود گرفته است .
سرپرستى در نظام خانواده!
خانواده يك واحد كوچك اجتماعى است و همانند يك اجتماع بزرگ بايدرهبر و سرپرست واحدى داشـتـه بـاشـد, زيـرا رهبرى و سرپرستى دسته جمعى كه زن و مرد مشتركا آن را به عهده بگيرند مفهومى ندارد در نتيجه مرد يا زن يكى بايد((رئيس )) خانواده و ديگرى ((معاون )) و تحت نظارت او باشد, قرآن تصريح مى كند كه مقام سرپرستى بايد به مرد داده شود, مى گويد: ((مردان سرپرست ونگهبان زنانند)). الـبـتـه مـقصود از اين تعبير استبداد و اجحاف و تعدى نيست , بلكه منظوررهبرى واحد منظم با توجه به مسؤوليتها و مشورتهاى لازم است .
محكمه صلح خانوادگى !
آمده است:((و اگر از جدايى و شـكـاف ميان آنان (دو همسر) بيم داشته باشيد يك داور ازخانواده شوهر و داورى از خانواده زن انـتـخـاب كـنـيد)) تا به كار آنان رسيدگى كنند. سـپـس مى فرمايد: ((اگر اين دو داور (با حسن نيت و دلسوزى وارد كار شوند و)هدفشان اصلاح مـيـان دو همسر بوده باشد, خداوند كمك مى كند و به وسيله آنان ميان دو همسر الفت مى دهد)) و بـراى اين كه به داوران هشدار دهد كه حسن نيت به خرج دهند و مى فرمايد: ((خداوند (از نيت آنها) با خبر و آگاه است )).
بستگى سلامت اجتماع به سلامت اقتصاد!
در واقـع زيـربـنـاى قوانين اسلامى را مسائل مربوط به ((معاملات ومبادلات مالى )) تشكيل مى دهد و به همين دليل فقهاى اسلام در تمام ابواب معاملات به آن استدلال مى كنند, آيه خـطـاب بـه افـراد با ايمان كرده و مى گويد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع ) نخوريد)). بـنابراين هرگونه تجاوز, تقلب , غش , معاملات ربوى , معاملاتى كه حد وحدود آن كاملا مشخص نباشد, خريد و فروش اجناسى كه فايده منطقى و عقلايى در آن نباشد, خريد و فروش وسايل فساد و گناه , همه در تحت اين قانون كلى قراردارد.
امانت و عدالت در اسلام !
امانت يك حكم عمومى و همگانى از آن استفاده مى شود, صريحامى گويد: ((خداوند به شما فرمان مى دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد)). در قسمت ديگر , اشاره به دستور مهم ديگرى شده و آن مساله ((عدالت درحكومت )) است. خداوند نيز به شما فرمان داده كه : ((به هنگامى كه ميان مردم داورى مى كنيد, از روى عدالت حكم كنيد)). سپس براى تاكيد اين دو فرمان مهم مى گويد: ((خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى دهد)). بـاز تـاكـيـد مـى كـند و مى گويد: ((در هر حال خدا مراقب اعمال شماست ) هم سخنان شما را مى شنود و هم كارهاى شما را مى بيند)).
عدالت اجتماعى !
به تناسب دستورهايى كه در آيات گذشته در باره اجراى عدالت در مورديتيمان و همسران داده شده , در اينجا يك اصل اساسى و يك قانون كلى در باره اجراى عدالت در همه موارد بدون استثنا ذكر مى كند و مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد كاملا قيام به عدالت كنيد)) يعنى , بايد آنچنان عدالت را اجرا كنيد كه كمترين انحرافى به هيچ طرف پيدا نكنيد.
عدالت شرط تعدد همسر!
از يك نوع تهديد در مورد شوهران استفاده مى شود, كه آنهابايد مراقب باشند كمترين انحرافى از مـسير عدالت در مورد همسران خود پيدانكنند, اينجاست كه اين توهم پيش مى آيد كه مراعات عـدالت حتى در مورد محبت و علاقه قلبى امكان پذير نيست , بنابراين در برابر همسران متعدد چه بايد كرد؟ ايـن آيـه بـه ايـن سـؤال پـاسخ مى گويد كه ((عدالت از نظر محبت , در ميان همسران امكان پذير نيست , هر چند در اين زمينه كوشش شود))).
دوستان بهشتى!
مى فرمايد: ((و كـسـى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند, (در روز رستاخيز)همنشين كسانى خواهد بود كه خداوند نعمت خود را بر آنها تمام كرده)):
1ـ ((انبيا)) و فرستادگان مخصوص پروردگار كه نخستين گام را براى هدايت و رهبرى مردم و دعوت به صراط مستقيم بر مى دارند. 2ـ ((راسـتـگـويان )) كسانى كه هم در سخن راست مى گويند و هم با عمل وكردار صدق گفتار خـود را اثبات مى كنند و نشان مى دهند كه مدعى ايمان نيستندبلكه به راستى به فرمانهاى الهى ايمان دارند. 3ـ ((شـهدا)) و كشته شدگان در راه هدف و عقيده پاك الهى , و يا افرادبرجسته اى كه روز قيامت شاهد و گواه اعمال انسانها هستند. 4ـ ((صالحان )) و افراد شايسته و برجسته اى كه با انجام كارهاى مثبت وسازنده و مفيد و پيروى از اوامر انبيا به مقامات برجسته اى نائل شده اند.
گناهان كبيره و صغيره !
((اگر گناهان كبيره اى كه از آن نهى شده ترك گوييد گناهان كـوچـك شـما را مى پوشانيم و مى بخشيم و در جايگاه نيكويى شما راوارد مى كنيم )). هر گناهى است كه از نظر اسلام بزرگ و پراهميت است , و نشانه اهميت آن مى توانداين بـاشـد كـه در قرآن مجيد, تنها به نهى از آن قناعت نشده , بلكه به دنبال آن تهديد به عذاب دوزخ گرديده است , مانند قتل نفس و رباخوارى و زنا وامثال آنها. الـبـتـه گـنـاهـان ((صغيره )) در صورتى صغيره هستند كه تكرار نشوند و علاوه بر آن به عنوان بى اعتنايى و يا غرور و طغيان و كوچك شمردن گناه انجام نگيرند.
اسباب بخشودگى گناهان!
از آيات قرآن استفاده مى شود كه وسائل آمرزش و بخشودگى گناه متعدداست از جمله :
1ـ تـوبـه و بـازگشت به سوى خدا كه توام با پشيمانى از گناهان گذشته وتصميم بر اجتناب از گناه در آينده و جبران عملى اعمال بد به وسيله اعمال نيك بوده باشد. 2ـ كارهاى نيك فوق العاده اى كه سبب آمرزش اعمال زشت مى گردد. 3ـ شفاعت كه شرح آن در ذيل آيه 48 سوره بقره گذشت . 4ـ پرهيز از گناهان ((كبيره )) كه موجب بخشش گناهان ((صغيره )) مى باشد. 5ـ عفوالهى كه شامل افرادى مى شود كه شايستگى آن را دارند.
انفاقهاى ريايى و الهى !
اشاره به افراد متكبر و خودخواه شده است: ((آنها كسانى هستند كـه (نـه تـنـهـا خودشان از نيكى كردن به مردم ) بخل مى ورزند, بلكه مردم را نيز به بخل دعوت مى كنند)). علاوه بر اين سعى دارند ((آنچه را كه خداوند از فضل (و رحمت ) خود به آنان داده كتمان كنند)) مبادا افراد اجتماع از آنها توقعى پيدا كنند. سـپس سرانجام و عاقبت كار آنها را چنين بيان مى كند كه : ((ما براى كافران عذاب خواركننده اى مهيا ساخته ايم )).
خودستايى!
در ايـن جا به يكى از صفات نكوهيده اشاره شده كه گريبانگير بسيارى ازافراد و ملتها مى شود و آن خـودسـتـايـى و خويشتن را پاك نشان دادن و فضيلت براى خود ساختن است , مى گويد: ((آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى كنند)). سپس مى فرمايد: ((خداوند هر كه را بخواهد مى ستايد)) و تـنـهـا اوسـت كه از روى حكمت و مشيت بالغه بدون كم و زياد, افراد را طبق شايستگيهايى كه دارند, مدح و ستايش مى كند ((و هرگز به هيچ كس , سر سوزنى ستم نخواهد شد)).
پخش شايعات !
از بـلاهـاى بـزرگى كه دامنگير جوامع مختلف مى شود و روح اجتماعى وتفاهم و همكارى را در مـيان آنها مى كشد, مساله شايعه سازى و نشر شايعات است ,بطورى كه گاه يك نفر منافق مطلب نادرستى جعل مى كند و آن را به چند نفرمى گويد, و افرادى بدون تحقيق در نشر آن مى كوشند, و شـايـد شـاخ و برگهايى هم ازخودشان به آن مى افزايند, و بر اثر آن اضطراب و نگرانى در مردم ايجاد مى كنند. گـرچه اجتماعاتى كه در فشار و خفقان قرار دارند گاهى شايعه سازى و نشرشايعات را به عنوان يـك نـوع مـبارزه و يا انتقامجويى تعقيب مى كنند ولى براى اجتماعات سالم نشر شايعات زيانهاى فراوانى به بار مى آورد. بـه همين دليل اسلام صريحا هم با ((شايعه سازى )) مبارزه كرده و جعل و دروغ و تهمت را ممنوع مى شمارد و هم با نشر شايعات.
سزاى آنها كه دو دوزه بازى مى كنند!
در ايـنـجا با دسته ديگرى روبرو مى شويم, آنها كسانى هستند كه مى خواهند براى حفظ منافع خود در مـيان مسلمانان و مشركان آزادى عمل داشته باشند و براى تامين اين نظر, راه خيانت و نيرنگ پـيـش گـرفـته , با هر دو دسته اظهار همكارى و همفكرى مى كنند, مى فرايد: به زودى جمعيت ديـگـرى را مـى يـابـيـدكـه مـى خـواهـنـد هم از ناحيه شما و هم از ناحيه قوم خودشان در امان باشند)) و بـه هـمـين دليل ((هنگامى كه ميدان فتنه جويى و بت پرستى پيش آيد همه برنامه ها آنها وارونه مى شود و با سر در آن فرو مى روند)) اينها درست بر ضد دسته سابقند.
مجازات قتل عمد!
در اينجا به مجازات كسى كه فرد با ايمانى را ازروى عمد به قتل برساند اشـاره شده و چـهـار مجازات و كيفر شديد اخروى (علاوه بر مساله قصاص كه مجازات دنيوى است ) ذكر شده, مى فرمايد:
1ـ ((و هر كسى فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است كه براى هميشه در آن مى ماند)). 2ـ ((و خداوند بر او غضب مى كند)). 3ـ((و از رحمتش او را دور مى سازد)). 4ـ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است )).
در مجلس گناه ننشينيد!
به مسلمانان هشدار داهده شده كه :((در قرآن به شـما قبلا دستور داده شده كه هنگامى بشنويد افرادى نسبت به آيات قرآن كفر مى ورزند و استهزا مى كنند با آنها ننشينيد تا از اين كار صرفنظر كرده , به مسائل ديگرى بپردازند)). سـپـس نـتيجه اين كار را چنين بيان مى كند كه : ((اگر شما در اين گونه مجالس شركت كرديد همانند آنها خواهيد بود)) و سرنوشتتان , سرنوشت آنهاست.
تشويق كار نيك يا بد!
مـى گويد: ((درست است كه هر كسى مسؤول كارهاى خود مى باشد ولى هر انسانى كه ديگرى را به كار نيك وادارد, سهمى از آن خواهدداشت و هر كس , ديگرى را به كار بدى دعوت كند بهره اى از آن خواهد داشت. بنابراين , مسؤوليت هر كس در برابر اعمال خويش به آن معنى نيست كه ازدعوت ديگران به سوى حـق و مـبـارزه بـا فـساد چشم بپوشد و روح اجتماعى اسلام راتبديل به فردگرايى و بيگانگى از اجتماع كند, و در لاك خود فرو رود.
هرگونه محبتى را پاسخ گوييد!
يك حكم كلى و عمومى ، در زمينه تمام تحيتها و اظهارمحبتهايى كه از طرف افراد مـخـتـلف مى شود, مى گويد: ((هنگامى كه كسى به شما تحيت گويد پاسخ آن را به طرز بهتر بدهيد و يا لااقل بطور مساوى پاسخ گوييد)).
مستضعف كيست ؟
از بررسى آيات قرآن و روايات استفاده مى شود افرادى كه از نظر فكرى يابدنى يا اقتصادى آنچنان ضـعيف باشند كه قادر به شناسايى حق از باطل نشوند, و يااين كه با تشخيص عقيده صحيح بر اثر نـاتـوانـى جـسـمـى يا ضعف مالى و يامحدوديتهايى كه محيط بر آنها تحميل كرده قادر به انجام وظايف خود بطوركامل نباشند و نتوانند مهاجرت كنند آنها را مستضعف مى گويند.
اهميت فريضه نماز!
مـى فرمايد: ((پس از اتمام نماز ياد خدا را فراموش نكنيد, و در حال ايستادن و نشستن و زمانى كه بـر پـهلو خوابيده ايد به ياد خدا باشيد و از او كمك بجوييد)). منظور از ياد خدا در حال قيام و قعود و بر پهلو خوابيدن , ممكن است همان حالات مختلف جنگى كه سربازان گاهى در حال ايستادن و زمانى نشستن و زمانى به پهلو خوابيدن , سلاحهاى مختلف جنگى از جمله وسيله تيراندازى را به كارمى برند, بوده باشد.
چند حكم فقهى !
باطل بودن نماز در حال مستى:مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! در حال مستى به نمازنزديك نشويد, تا بدانيد چه مى گوييد)).
باطل بودن نماز در حال جنابت :هـمـان گـونه كه قرآن مى گويد: ((و همچنين هنگامى كه جنب هستيد)) به نمازنزديك نشويد.
تيمم براى معذورين :نخست به موردى كه آب براى بـدن ضـرر داشـتـه بـاشد اشاره شده است و مى فرمايد: ((و اگر بيمارباشيد و يا در سفر)) و يا ((هنگامى كه يكى از شما از قضاى حاجت برگشت و يا با زنان آميزش جنسى داشته ايد))، ((و در اين حال آب براى وضو يا غسل نيابيد))، ((در اين موقع با خاك پاكيزه اى تيمم كنيد)).
جنابت تهمت!
تهمت زدن به بيگناه از زشت ترين كارهايى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است . در حقيقت رواج اين كار ناجوانمردانه در يك محيط, سبب به هم ريختن نظام و عدالت اجتماعى و آلـوده شـدن حـق به باطل و گرفتار شدن بيگناه و تبرئه گنهكار واز ميان رفتن اعتماد عمومى مى شود.
نماز مسافر!
در اين جا به مساله ((نـمازمسافر)) اشاره شده , مى فرمايد: ((هنگامى كه مسافرت كنيد مانعى ندارد كه نماز را كوتاه كـنيد اگر از خطرات كافران بترسيد, زيرا كافران دشمن آشكارشما هستند)). البته جاى شك نيست كه نماز مسافر اختصاصى به حالت ترس ندارد.