*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلا (١٧١)

171- O people of the Scripture (Jews and Christians)! do not exceed the limits In Your religion, nor Say of Allâh aught but the truth. the Messiah 'Iesa (Jesus), son of Maryam (Mary), was (no more than) a Messenger of Allâh and his word, ("Be!" - and He was) which He bestowed on Maryam (Mary) and a spirit (Rûh) created by him; so believe In Allâh and his Messengers. Say not: "Three (trinity)!" Cease! (it is) better for you. for Allâh is (the only) one Ilâh (God), Glory be to Him (Far Exalted is He) above having a son. to Him belongs All that is In the heavens and All that is In the earth. and Allâh is All­Sufficient as a Disposer of affairs.

171*اى اهل كتاب! در دين خود غلوّ نكنيد و جز حقّ، به خداوند نسبتى ندهيد. همانا مسيح، عيسى پسر مريم، فرستاده ى خداوند و كلمه ى اوست كه به مريم القا نمود و روحى استاز جانب او. پس به خداوند و پيامبرانش ايمان آوريد و به تثليث قائل نشويد. از اينحرف دست برداريد كه به نفع شماست. جز اين نيست كه اللّه خدايى است يكتا و ازاينكه فرزندى داشته باشد منزّه است. آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است از آناوست و خداوند براى تدبير وسرپرستى هستى كافى است .

171- gens du Livre (Chrétiens), n'exagérez pas dans votre religion, et ne dites d'Allah que la vérité. le Messie Jésus, fils de Marie, n'est qu'un Messager d'Allah, Sa parole qu'il envoya à Marie, et un souffle (de vie) venant de Lui. croyez donc en Allah et en ses messagers. et ne dites pas ‹Trois›. Cessez! ce sera meilleur pour vous. Allah n'est qu'un Dieu unique. il est trop glorieux pour avoir un enfant. C'est à Lui qu'appartient Tout ce qui est dans les cieux et sur la terre et Allah suffit comme protecteur.

نکته ها"كلمة اللّه"به انبيا و اوليا گفته مى شود، چونهمانطور كه كلمه، بيانگر مطالبى است كه در ذهن گوينده است، پيامبران و اوليابيانگر كمالات پروردگارند. چنانكه در حديث آمده است : "نحن كلمات اللّه التّامات " ماكلمات كامل الهى هستيم . شايد هم مراد از كلمه، همان جمله ى (كن فيكون ) باشد كه قول خداوند است و مانند هرسخن ديگر، محصول آن كلمه است . چنانكه در جاىديگر، خداوند آفرينش عيسى عليه السّلام را به آفرينش آدم عليه السّلام تشبيه نمودهو مى فرمايد: (انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل آدم خلقه من تراب ثمّ قال له كن فيكون(.

- از امام صادق عليه السّلام درباره ى "روح منه"  سؤ ال شد، حضرت پاسخ دادند: مقصود روح خداست كه خداوند آنرا در آدم و عيسى عليهما السّلام قرار داد.

- مسيحيان عقيده به تثليث دارند و اللّه را خداى پدر، مسيح را خداى پسر و جبرئيل راواسطه ى اين دو خدا مى دانند، كه نوعى كفر است. قرآن هم مى فرمايد: (لقد كفرالّذين قالوا انّ اللّه ثالث ثلاثة ( آنانكه خدا را يكىاز خدايان سه گانه مى دانند، كافرند. البتّه گروهى از آنان نيز حضرت مريم را به جاىجبرئيل، يكى از خدايان سه گانه مى دانند كه قرآن در اين باره مى فرمايد: (يا عيسىبن مريم ءانت قلت للناس اتّخذونى و امّى الهَين من دون اللّه ( اى عيسى! آيا تو به مردم گفته اى كه مرا ومادرم را دو خدا قرار دهيد؟

- اگر نداشتن پدر، دليل بر الوهيّت باشد، حضرت آدم بايد به طريق اولى الوهيّت داشتهباشد، چون نه پدر داشت و نه مادر.

- در روايات، به غلوّ كنندگان نفرين شده و آنان از بدترين اقسام كفّار و مشركان بهشمار آمده اند.

پیام هاغلوّ نشانه ى تعصّب نابجا است و در همه ى اديان ممنوع مى باشد.

- يكى از آفات اديان آسمانى، غلوّ درباره رهبران دينى است .

- ميانه روى و اعتدال در همه جا لازم است و عشق به اولياى خدا نبايد سر از غلوّدرآورد.

- غلوّ كردن درباره ى انسان ها، گرچه پيامبر باشند، توهين به خداوند و نسبت ناروادادن به اوست .

- در قرآن و انجيل، حضرت عيسى پيامبر خدا معرفى شده است، نه خدا يا فرزند خدا.

- خداوند جسم نيست تا فرزند داشته باشد.

- خدايى كه آسمان ها ملك اوست، چه نيازى به فرزند و شريك دارد؟

- آفرينش غير طبيعى عيسى، آيه و نشانه ى خداست، آن گونه كه كلمه، تابلو و نشانه ىمعناست . - عيسى جزيى از خدا نيست، بلكه پرتوى از قدرت حيات بخش الهى است .

- قرآن، بيانگر عقيده ى صحيح ونافى عقايد باطل است .

- هر چيزى از خداست، پس بايد بنده ى او بود و تنها به او توكّل كرد.

- پاداش هاى الهى، فضل ورحمت اوست، نه استحقاق ما.

 

لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ وَلا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا (١٧٢)

172- the Messiah will never be proud to reject to be a slave to Allâh, nor the angels who are near (to Allâh). and Whosoever rejects his Worship and is proud, Then He will gather them All together unto himself.

172* و هرگز مسيح از اينكه بنده خدا باشد استنكاف ندارد و فرشتگان مقرّب نيز سرپيچىندارند و هر كس از بندگى خداوند سرپيچى كند و تكبّر ورزد، پس بداند كه بزودىهمه را به نزد خود محشور مى كند.

172- jamais le Messie ne trouve indigne d'être un serviteur d'Allah, ni les Anges rapprochés [de Lui]. et ceux qui trouvent indigne de L'adorer et s'enflent d'orgueil... il les rassemblera tous vers Lui.

نکته هاامام رضا عليه السّلام به جاثليق رهبر مسيحيان آن زمان فرمود: همه چيزِ عيسى خوببود، جز آنكه اهل عبادت نبود. جاثليق ناراحت شد و گفت: او بيشترين عبادت را انجاممى داد. حضرت پرسيد: چه كسى را مى پرستيد؟ جاثليق خاموش شد، چون فهميد كه هدف امامآن است كه بفهماند "عابد"  نمى تواند "معبود"باشد.

- مردم نسبت به عبادت خداوند سه حالت دارند: گروهى مستكبر، گروهى تسليم و گروهى طالب . حضرت على عليه السّلام مى فرمايد: "كفى بى عزّا اناكون لك عبدا و كفى بى فخرا ان تكون لى ربّا"برايمهمين افتخار بس كه بنده ى تو باشم .

پیام هادر امور دينى، كاسه ى داغ تر از آش نباشيد. عيسى خود را بنده ى خدا مى داند، چراشما او را فرزند خدا مى شناسيد؟!

- مسيح، نه تنها عبادت مى كند، بلكه "عبد"  ويكپارچه بنده اوست .

- فرشتگان مقرّب (از جمله روح القدس هم ) بندگى خدا مى كنند، چرا روح القدس را يكى ازسه خدا مى دانيد؟

- سرچشمه ى ترك عبادت، تكبّر است و اگر روح استكبارى شد، همه نوع خطر را در پى دارد.

- بازگشت همه به سوى خداست، پس از قيامت بترسيم و تكبّر نكنيم.

 

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا (١٧٣)

173- So, as for those who believed (in the Oneness of Allâh - Islâmic Monotheism) and did deeds of righteousness, He will give their (due) rewards, and more out of his Bounty. but as for those who refuse his Worship and were proud, He will Punish them with a painful torment . and they will not find for themselves besides Allâh any protector or helper.

173* پس آنان كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام داده اند، خداوند پاداش آنان را كاملمى دهد واز فضل خويش به ايشان افزون تر مى بخشد و امّا آنان كه سرپيچى كردند وتكبّر ورزيدند، خداوند آنان را به عذابى دردناك كيفرشان مى دهد و در برابر قهرخدا براى خود دوست و ياورى نخواهند يافت .

173- quant à ceux qui ont cru et fait de bonnes oeuvres, il leur accordera leurs pleines récompenses et y ajoutera le surcroît de Sa grâce. et quant à ceux qui ont eu la morgue et se sont enflés d'orgueil, il les châtiera d'un châtiment douloureux. et ils ne trouveront, pour eux, en dehors d'Allah, ni allié ni secoureur,

نکته هااهل كتاب، يا پيامبر خود را برتر مى دانستند و درباره ى او غلوّ مى كردند و يا خودرا برتر مى دانستند و مى گفتند: (نحن ابناء اللّه)و يا ديگران را تحقير مى كردند. (قالت اليهودليست النصارى على شى ء) در حالى كه درقيامت هيچكدام از اينها كارساز نيست و ايمان و عمل لازم است .

پیام هاراه نجات، ايمان و عمل صالح است .

- ايمان مقدّم بر عمل است و اعمال بدون ايمان، مانند اسكناس بى پشتوانه است .

- بدون ايمان و عمل، انتظار هيچ شفاعتى از مسيح و ديگران نداشته باشيد.

- اگر مى خواهيد اخلاق الهى داشته باشيد، اجرت كارگر را كامل بپردازيد و چيزى هماضافه دهيد.

 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا (١٧٤)

174- O mankind! Verily, there has come to You a convincing proof (Prophet Muhammad ) from Your Lord, and we sent down to You a manifest light (this Qur'ân).

174* اى مردم! از سوى پروردگارتان براى شما برهان و حجّتى آمده است و نورى روشنگرهمچون قرآن را به سوى شما فرود آورديم .

174-  gens! certes une preuve évidente vous est venue de la part de votre Seigneur. et nous avons fait descendre vers vous une lumière éclatante.

نکته هاطبق روايات، مراد از "برهان"  شخص پيامبر و مراد از "نورمبين"، قرآن است و به راستى كه پيامبر، برهان ديناست، چرا كه كسى درس ‍ ناخوانده، چنين معارف و كتابى را آورده كه هرچه زمان مىگذرد و علوم رشد مى كند، حقّانيت دين و عمق تعاليمش روشن تر مى شود.

پیام هااسلام با همه ى مردم و همه ى نسل ها و عصرها سخن مى گويد و پيامش جهانى است .

- فرستادن نور و برهان، از شئون ربوبيّت خداست .

- قرآن كتاب استدلال، هدايت و نور است .

 

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا (١٧٥)

175- So, as for those who believed In Allâh and held fast to him, He will admit them to his Mercy and Grace (i.e. Paradise), and Guide them to himself by a Straight Path.

 

175* پس كسانى كه به خداوند ايمان آورده و به او توسّل جستند، به زودى آنان را در رحمتوفضل خويش وارد مى كند و آنان را به سوى خود در راه راست هدايت مى كند.

175- alors ceux qui croient en Allah et qui s'attachent à Lui, il les fera entrer dans une miséricorde venue de Lui, et dans une grâce aussi. et il les guidera vers Lui dans un chemin droit.

نکته هاممكن است مراد از اعتصام به خداوند در آيه 175، اعتصام به اوليا و رهبران الهىباشد كه مانع تفرّق و تشتّت مى گردند. در زيارت جامعه مى خوانيم: "من اعتصم بكم فقد اعتصم بالله". راه اعتصام به خدا و پيوستن به او، عمل صالح است .

پیام هاگرچه خدا هركه را بخواهد هدايت مى كند،  ولى زمينه و وسيله هدايت را خودمان با ايمانواعتصام بايد فراهم سازيم .

- نياز به هدايت الهى، حتّى پس از ايمان و اعتصام هم باقى است و يك لحظه از هدايت اوبى نياز نيستيم .

- راه مستقيم، راهى است كه انسان را به خدا برساند.

التماس دعا