*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٣)

3- forbidden to you (for food) are: dead meat, blood, the flesh of swine, and that on which hath been invoked the name of other than Allah. that which hath been killed by strangling, or by a violent blow, or by a headlong fall, or by being gored to death; that which hath been (partly) eaten by a wild animal; unless ye are able to slaughter it (in due form); that which is sacrificed on stone (altars); (forbidden) also is the division (of meat) by raffling with arrows: that is impiety. This Day have those who reject Faith given up all hope of your religion: yet fear them not but fear Me. This Day have I perfected your Religion for you, completed My favour upon you, and have chosen for you Islam As your religion. but if any is forced by hunger, with no inclination to transgression, Allah is indeed Oft-forgiving, Most Merciful.

3*بر شما حرام شد مردار و خون و گوشت خوک و آنچه "هنگام کشتنش" نام غیر خدا بر آن برده باشند و آنچه خفته شده و با زدن مرده و از بلندی افتاده و مرده و با شاخ زدن کشته شده و نیم خورده درنده، مگر آنچه " پیش از مردن " به کشتن آن برسید و آنچه در برابر بتان – بر تخته سنگهایی که در جاهلیت بر آنها برای خدایان خویش قربانی می کردند و این تخته سنگها را مقدس شمردند – سر بریده شده و اینکه " گوشت حیوان را " به تیر های قرعه بخش کنید، اینها همه بیرون شدن از فرمان "حق" است. – امروز کسانی که کافر شدند از دین شما تمام کردم و اسلام را دین شما پسندیدم -. پس هر که در حال گرسنگی " به خوردن گوشتهای منع شده " ناچار شود بی آنکه گرایش به گناه داشته باشد همانا خداوند آمرزگار و مهربان است.

3- vous sont interdits la bête trouvée morte, le sang, la chair de porc, ce sur quoi on a invoqué un autre nom que celui d'Allah, la bête étouffée, la bête assommée ou morte d'une chute ou morte d'un coup de corne, et celle qu'une bête féroce a dévorée - sauf celle que vous égorgez avant qu'elle ne soit morte -. (Vous sont interdits aussi la bête) qu'on a immolée sur les pierres dressées, Ainsi que de procéder Au partage par tirage Au sort Au moyen de flèches. car cela est perversité. aujourd'hui, les mécréants désespèrent (de vous détourner) de votre religion: ne les craignez donc pas et craignez-Moi. aujourd'hui, J'ai parachevé pour vous votre religion, et accompli sur vous Mon bienfait. et J'agrée l'Islam comme religion pour vous. Si quelqu'un est contraint par la faim, sans inclination vers le péché... Alors, Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

نکته هادر اول سوره آمده بود که بهره گیری از گوشت چهار پایان برای شما حلال است، مگر آنچه تحریم آن بعدا بیان می شود. اینک در این آیات، ده مورد از گوشتهای حرام را بیان کرده است .

-  « منخنقه »، حیوانی است که خفه شده باشد، چه به دست انسان یا حیوان، یا خود به خود. « موقوذه »، حیوانی است که با ضرب و شکنجه جان دهد. رسم عرب آن بوده که بعضی حیوانات را به احترام بتها آنقدر می زدند تا جان دهد و آن را نوعی عبادت می پنداشتند. « متردیه »، حیوان پرت شده ای که به این خاطر مرده است. « نطیحه »، حیوان شاخ خورده ای که به این جهت مرده است.

پیام ها اسلام، دینی جامع است و همه نیازهای طبیعی و روحی انسان را مورد توجه قرار داده و نظر صریح می دهد.

- نقش غذا در سلامت جسم و روح، به حدی است که در قرآن، بارها بر آن تاکید شده است.

- در نظام توحیدی، ذبح حیوان هم باید رنگ الهی داشته باشد، وگرنه حرام می شود.

- اگر حیوان مضروب یا شاخ خورده، یا پرته شده و دریده شده هنوز رمقی در بدن دارد و آن را ذبح کردید حلال می شود.

- با همه مظاهر شرک، در هر شکل، باید مبارزه کرد.

- گرچه گوشتی که از راه تیرها و چوبه های قمار تقسیم می شود حرام است، ولی به نظر می رسد نه گوشت خصوصیتی دارد و نه وسیله تقسیم و چوبه های تیر، بلکه هر درآمدی از راه قمار حرام است.

- اگر مسلمانان از خط رهبری غدیر دست برنمی داشتند، هیچ خطری، از سوی کفار متوجه آنان نمی شد.

- کفار، از دین کامل می ترسند، نه دینی که رهبرش تسلیم، جهادش تعطیل، منابعش تاراج و مردمش متفرق باشند.

- همه نعمت ها بدون رهبری الهی ناقص است.

اضطرار غیر اختیاری، مجوز مصرف حرام است، پس انسان نباید به اختیار خود را مضطر کند.

-  قوام مکتب به رهبری صحیح است و با وجود آن، همه کفار مایوس شدند، نه با چیز دیگر.

- دین بدون رهبر کامل نیست،

- مکتب بی رهبر ، پسندیده و مورد رضای خدا نیست.

- نصب علی (ع) به امامت، اتمام نعمت است و رها کردن ولایت او کفران نعمت و ناسپاسی نعمتها، عواقب سوئی دارد.

 

 

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (٤)

4- They ask Thee what is lawful to them (as food). say: lawful unto you are (all) things good and pure: and what ye have taught your trained hunting animals (to catch) In the manner directed to you by Allah. eat what They catch for you, but pronounce the name of Allah over it: and fear Allah. for Allah is swift In taking account.

4* از تو می پرسند چه چیزها برایشان حلال شده است، بگو: چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است و آنچه از جانوران شکاری – سگان شکاری – که تعلیم داده اید در حالی که از آنچه خداوند به شما آموخته به سگان آموخته باشید – که شکار بگیرند و خود نخورند -، پس، از شکاری که برای شما گرفته اند بخورید و نام خدا را " هنگام فرستادن حیوان " بر آن یاد کنید و از خدا پروا نمایید – برای بازی و سرگرمی شکار نکنید -، که خدا زود حساب است.

4- ils t'interrogent sur ce qui leur permis. Dis: ‹Vous sont permises les bonnes nourritures, Ainsi que ce que capturent les carnassiers que vous avez dressés, en leur apprenant ce qu'Allah vous a appris. mangez donc de ce qu'elles capturent pour vous et prononcez dessus le nom d'Allah. et craignez Allah. car Allah est, Certes, prompt dans les comptes.

نکته ها"جَوارح" جمع "جارحة" از ریشه "جَرح" به دو معنای کسب و زخم به کار می رود. به حیوان صیاد، جارحه گویند، چون شکار را زخمی می کند، یا آن که برای صاحبش، شکاری کسب می کند. به اعضای بدن هم که وسیله کسب و تلاش است، جوارح گفته می شود.

- با عنایت به کلمه "مُکلّبین" از ریشه "کلب"، به معنای سگ، تنها صید سگ های آموزش دیده حلال است، نه صید حیوانات شکاری دیگر آن هم شکاری که سگ، در پی آن گسیل شده و آن را نگهداشته است، نه برای خودش شکار کرده باشد که خوردن آن حرام است.

پیام ها آنچه را نمی دانیم باید از انبیا و وارثانشان بپرسیم.

- سوال یک ارزش و نشانه احساس مسئولیت است.

- سوال زمینه نزول تدریجی آیات قرآن است.

- اسلام، به مسئله تغذیه اهمیت داده است.

- هر غذایی که حرام شده به خاطر پلیدی آشکار یا نهان آن است.

- اصل و قانون کلی آن است که همه چیزهای پاک و دلپسند، حلال باشد.

- چون اسلام دینی فطری است، آنچه را که دل بپسندد و فسادی نداشته باشد حلال می کند.

- دانش، حتی به سگ ارزش می دهد و کارآیی آن را بیشتر می کند. (سگ با اندکی آموزش، یک عمر شکار خود را به معلمش هدیه می کند. ولی بعضی انسان ها که همه چیز را از خدا فراگرفته اند، برای خدا چه می کنند؟).

- هنگام فرستادن سگ شکاری نام خدا برده شود.

- رعایت مقررات الهی در مصرف گوشت جلوه ای از تقواست.

- توجه به معاد و حسابرسی سریع الهی، یکی از انگیزه های تقواست.

 

الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٥)

5- This Day are (all) things good and pure made lawful unto you. the food of the people of the Book is lawful unto you and yours is lawful unto them. (Lawful unto you In marriage) are (Not only) chaste women who are believers, but chaste women among the people of the Book, revealed before your time,- when ye give them their due dowers, and desire chastity, not lewdness, nor secret intrigues if any one rejects Faith, fruitless is His work, and In the Hereafter He will be In the ranks of those who have lost (All spiritual good).

5* امروز چیزهای – خوردنیهای – پاکیزه برای شما حلال شد و طعام کسانی که به آنان کتاب داده شده – غیر از گوشت کشتارهای آنها – برای شما حلال است و طعام شما برای آنها حلال است و زنان پاکدامن با ایمان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده هرگاه کابینهاشان را بدهید در حالی که پاکدامن باشید نه زناکار و نه دوست گیرنده " به پنهانی " – رفیق باز – " برای شما حلال است " و هر که ایمان را انکار کند – به اسلام کفر ورزد – براستی کردارش تباه گردد و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

5- ‹Vous sont permises, aujourd'hui, les bonnes nourritures. vous est permise la nourriture des gens du Livre, et votre propre nourriture leur est permise. (Vous sont permises) les femmes vertueuses d'entre les croyantes, et les femmes vertueuses d'entre les gens qui ont reçu le Livre avant vous, Si vous leur donnez leur mahr, avec contrat de mariage, non en débauchés ni en preneurs d'amantes. et quiconque abjure la foi, alors vaine devient son action, et il sera dans l'au-delà, du nombre des perdants.

نکته ها این آیه می فرماید: طعام اهل کتاب برای مسلمین حلال است، ولی با توجه به این که در آیات قبل برای استفاده از گوشت، بردن نام خدا شرط حلال بودن ذکر شده است می فهمیم که مراد از حلال بودن طعام یهود و نصاری برای مسلمین، طعام های غیر گوشتی است. در روایات اهل بیت(ع) هم منظور از طعام را گندم، جو و حبوبات دانسته اند. برخی لغت شناسان مانند ابن اثیر و خلیل نیز گفته اند: در فرهنگ حجاز، به گندم هم طعام گفته می شود.

- « اخدان »، جمع خدن، به معنای دوست است ولی معمولا در مورد دوستهای پنهانی و نامشروع به کار می رود .

- "مُحصِن" و "مُحصَنة" به معنای عفیف بودن، آزاد بودن، همسر داشتن و مسلمان بودن است. در این جا مراد از "محصنات" زنان عفیف است وگرنه ازدواج با زن شوهردار قطعاً حرام است.

- مراد از جواز ازدواج با اهل کتاب در این آیه، ازدواج موقت است، به دلیل روایات متععد و به خاطر کلمه "اُجورهنّ" که بیشتر در مورد مهریه ازدواج موقت به کار می رود.

-  در مساله غذا، آیه به طرفین اجازه می دهد که از طعام یکدیگر استفاده کنند، ولی در ازدواج، اسلام اجازه زن گرفتن از اهل کتاب را می دهد، اما اجازه زن دادن را نمی دهد ، چون معمولا زنان، به خاطر عواطفشان، تحت تاثیر مرد قرار می گیرند. زنان اهل کتاب اگر به اسلام بگروند، رشد است، اما زن مسلمان اگر به آنان گرایش یابد، سقوط است .

- کسی که به حقانیت چیزی اقرار کند ولی به آن عمل نکند، عملش تباه است. امام صادق(ع) ذیل آیه "و مَن یکفر بالایمان فقد حبط عمله" فرمودند: "تَرک العمل الّذی اقرّ به".

پیام ها قوانین تشریع با نظام تکوین هماهنگ است. (آن جا که طبع می پسندد، قانون نیز حلال می کند).

- پاکدامنی زن، در هر مذهبی که باشد، یک ارزش است.

- پاکدامنی، هم برای مردان و هم برای زنان، شرط است.

- در انتخاب همسر به اصل ایمان و پاکدامنی توجه شود.

- اغفال و کلاهبرداری، حتی نسبت به غیر مسلمان ممنوع است.

- زن، حق مالکیت دارد، چه مسلمان و چه غیر مسلمان.

- مهریه را باید به خود زن داد.

- پرداخت اجرت به زن باید به خاطر ازدواج باشد، نه به خاطر زنا و روابط نامشروع.

- برقراری روابط نامشروع و پنهانی، حتی با غیر مسلمان ممنوع است.

- خوردن طعام اهل کتاب و گرفتن همسر پاکدامن از آنان حلال است.

  التماس دعا