*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 

إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورًا (١٦٣)

163- Verily, we have inspired You (O Muhammad ) as we inspired Nûh (Noah) and the Prophets after him; we (also) inspired Ibrâhim (Abraham), Ismâ'il (Ishmael), Ishâque (Isaac), Ya'qûb (Jacob), and Al­Asbât [the twelve sons of Ya'qûb (Jacob)], 'Iesa (Jesus), Ayub (Job), Yûnus (Jonah), Hârûn (Aaron), and Sulaimân (Solomon), and to Dawûd (David) we gave the Zabûr (Psalms).

163*اى پيامبر! ما به تو وحى كرديم، آن گونه كه به نوح و پيامبران پس از او وحى كرديمو همچنين به ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب، اسباط ( فرزندان يعقوبعيسى، ايوب، يونس، هارون و سليمان وحى كرديم و به داود، "زبور"داديم .

163- Verily, we have inspired You (O Muhammad ) as we inspired Nûh (Noah) and the Prophets after him; we (also) inspired Ibrâhim (Abraham), Ismâ'il (Ishmael), Ishâque (Isaac), Ya'qûb (Jacob), and Al­Asbât [the twelve sons of Ya'qûb (Jacob)], 'Iesa (Jesus), Ayub (Job), Yûnus (Jonah), Hârûn (Aaron), and Sulaimân (Solomon), and to Dawûd (David) we gave the Zabûr (Psalms).

 

نکته هادر تمام قرآن نام 25 نفر از پيامبران آمده است. نام يازده تن از آنان در این آيهذكر شده و نام بقيه آنان عبارت است از :آدم، ادريس، هود، صالح، لوط، يوسف،شعيب، ذى الكفل، موسى، الياس، يسع، زكريا، يحيى و عُزير.

- در حديث آمده است: آنچه بر انبياى پيشين وحى شده بود، بر پيامبر اسلام وحى شده است.

- "اَسباط"  جمع "سِبط"  به معناى نوه، عنوانفرزندانى از يعقوب است كه به پيامبرى رسيدند.

- "زَبور"  در لغت به معناىكتاب است، ولى در اصطلاح به كتاب حضرت داود گفته مى شود. "مزامير داود"  از كتب عهد قديم(تورات ) است و 150 فصل دارد كه هر كدام يك "مزمور"است .

پیام هابيان نمونه هاى تاريخى از يك موضوع (مثل وحى بر پيامبران پيشين،) از شيوه هاىاثبات مدعاست و آگاهى از آنها زمينه ى پذيرش .

- هدف، شيوه و كلّيات محتواى اديان الهى، يكى است. زيرا سرچشمه ى همه آنها خداونداست .

- با آنكه در تاريخ، بارها وحى الهى نازل شده است، چرا اهل كتاب، نبوّت پيامبر رانمى پذيرند و ميان او و ديگر انبيا فرق گذاشته، توقّعات اضافى دارند؟

 

وَرُسُلا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا (١٦٤)

164- and Messengers we have mentioned to You before, and Messengers we have not mentioned to you, - and to Mûsa (Moses) Allâh spoke directly.

164* وبه پيامبرانى كه پيش از اين داستان آنان را برايت باز گفته ايم وپيامبرانى كهماجراى آنان را براى تو نگفته ايم نيز وحى كرديم و خداوند با موسى سخن گفت، سخنگفتنى ويژه .

164- et il y a des messagers dont nous t'avons raconté l'histoire précédemment, et des messagers dont nous ne t'avons point raconté l'histoire - et Allah a parlé à Moïse de vive voix -

 

نکته هادر ميان سوره هاى قرآن، سوره هاى هود و شُعرا، در بيان قصص انبيا، جامعيّت بيشترىدارند.

- همه ى پيامبران طرف سخن خدايند، ولى در اين ميان تنها حضرت موسى عليه السّلام "كليم اللّه"شده است. شايدبراى آنكه حضرت موسى در مبارزه با فرعون و تحمّل لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل، لازمبود بيشتر و پى درپى با خداوند مرتبط باشد و پيام بگيرد، از اين رو كليم اللّهشد.

پیام هاآشنايى با تاريخ انبيا، چنان مفيد و درس آموز است كه خداوند هم به آن پرداخته است .

- تعداد انبيا بيش از آن است كه در قرآن آمده است .

-  نه عمر انسان براى شنيدن همه ى تاريخ كافى است و نه نيازى به شنيدن همه ى تاريخ است . بايد به مقدار عبرت شنيد.

- گاهى نقل يك حادثه، بارها در قرآن تكرار مى شود و از برخى حوادث، اصلا ذكرى بهميان نمى آيد، اين نشان مى دهد كه قرآن، كتاب هدايت و تربيت است، نه داستان سرايى .

 

رُسُلا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (١٦٥)

165- Messengers as bearers of good news as well as of warning In order that mankind should have no plea against Allâh after the Messengers. and Allâh is ever All­Powerful, All­Wise.

165* پيامبرانى را فرستاديم كه بشارت دهنده و بيم دهنده بودند، تا پس از پيامبران،براى مردم بر خداوند حجّتى نباشد و خداوند همواره شكست ناپذير و حكيم است .

165- en tant que messagers, annonciateurs et avertisseurs, afin qu'après la venue des messagers il n'y eût pour les gens point d'argument devant Allah. Allah est Puissant et Sage.

 

نکته هاعقل همچون وحى، حجّت الهى است، ولى چون مدار ادراكاتش محدود است، به تنهايى كافىنيست و حجّت تمام نيست. لذا انبيا از دانستنى هاى غيبى و ملكوتى و اخروى كه دستعقل از آن كوتاه است خبر مى دهند.

- قرآن در جاى ديگر مى فرمايد: (و لو انا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لولاارسلت الينا رسولا)اگر ما پيش از فرستادن رسولان، عذابشان كنيم،مى گويند: چرا براى ما رسولى بيانگر و هشدار دهنده نفرستادى ؟

پیام هاشيوه تبليغ انبيا بر دو محور بيم و اميد استوار است .

- فلسفه ى بعثت پيامبران، اتمام حجّت خدا بر مردم است، تا نگويند: رهبر و راهنمانداشتيم و نمى دانستيم .بعثت انبيا و محتواى دعوت آنان، بر اساس علم و حكمت الهى است

 -.انبيا از نظر صفات شخصى و جسمى و سوابق زندگى و موقعيّت اجتماعى، سياسى وخانوادگى و نيز از جهت داشتن معجزه، بيان صريح و برخوردارى از امدادهاى غيبى،بايد در مرحله اى باشند كه كسى نتواند در هيچ زمينه بهانه اى بر آنان بگيرد.

-  چون خداوند عزيز وحكيم است، هيچ كس حجّتى بر او ندارد. بهترين تكيه گاه ونقطه ى اميد هر مبلّغ دين، بايد خدا باشد.

 

لَكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا (١٦٦)

166- but Allâh bears witness to that which He has sent down (the Qur'ân) unto You (O Muhammad ), He has sent it down with his knowledge, and the angels bear witness. and Allâh is All-Sufficient as a witness.

166* گرچه كفّار، بهانه مى گيرند ولى خداوند، به آنچه بر تو نازل كرده گواهى مى دهد، كهبه علم خود بر تو نازل كرد و فرشتگان نيز بر حقّانيت تو شهادت مى دهند و گواهىخداوند (براى تو) كافى است .

166- mais Allah témoigne de ce qu'il a fait descendre vers toi, il l'a fait descendre en toute connaissance. et les Anges en témoignent. et Allah suffit comme témoin.

 

نکته هااين كه معارف والاى قرآن از زبان شخص درس ‍ ناخوانده اى، در منطقه ى جهل و شرك ودشمنى بيان شده و مردم تحوّل يافتند و از تفرقه به وحدت، از بخل به ايثار، ازشرك به توحيد، از جهل به علم و از سقوط به عروج معنوى و تشكيل  "امّت اسلامى"رسيدند، گواهىخداوند بر لطفى است كه به پيامبر ودين او دارد.

پیام هاسرچشمه ى وحى علم بى نهايت الهى است. از اين رو با پيشرفت علوم،هر روز از معارف قرآن پرده اى برداشته مى شود.

-  اگر در گوشه اى از زمين، گنهكاران لجوج بهانه مى گيرند، ولى همه ى فرشتگان هستى،به نفع تو گواهى مى دهند.

 

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالا بَعِيدًا (١٦٧)

167- Verily, those who disbelieve [by concealing the Truth about Prophet Muhammad and his message of true Islâmic Monotheism written with them In the Taurât (Torah) and the Injeel (Gospel)] and prevent (mankind) from the Path of Allâh (Islâmic Monotheism), they have certainly strayed far away. (Tafsir Al-Qurtubî). (See V.7:157)

167* قطعاً كسانى كه كافر شدند و با القاى شبهه و تهمت و تحقير مردم را از راه خدا بازداشتند، به تحقيق گمراه شدند، گمراهى دور از نجات.

167- ceux qui ne croient pas et qui obstruent le sentier d'Allah, s'égarent certes loin dans l'égarement.

 

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا (١٦٨)

168- Verily, those who disbelieve and did wrong [by concealing the Truth about Prophet Muhammad and his message of true Islâmic Monotheism written with them In the Taurât (Torah) and the Injeel (Gospel)], Allâh will not forgive them, nor will He Guide them to any way, - (Tafsir Al-Qurtubî).

168* همانا كسانى كه كافر شدند و ستم كردند، خداوند بر آن نيست كه آنان را بيامرزد و بهراهى هدايتشان كند.

168- ceux qui ne croient pas et qui pratiquent l'injustice, Allah n'est nullement disposé à leur pardonner, ni à les guider dans un chemin

 

إِلا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (١٦٩)

169- except the Way of Hell, to Dwell therein forever, and This is ever easy for Allâh.

169* مگر به راه جهنّم، كه براى هميشه در آن ماندگارند و اين عذاب و كيفر بر خداوندآسان است .

169- (autre) que le chemin de l'Enfer où ils demeureront éternellement. et cela est facile à Allah.

نکته هامراد از "ضلال بعيد" گمراهى مضاعف كافران است. كفر، يك گمراهى است و مانع شدن از ايمان ديگران، گمراهىدگر. كفر يك انحراف است و خود را بر حقّ دانستن، انحرافى بالاتر. كفر، ظلم به خويشاست و مانع راه ديگران شدن، ظلم به تاريخ و نسل بشر.

- شايد مراد از "ظلم"درآيه ى 168، همان مانع شدن از هدايت ديگران باشد. زيرا چه ظلمى بالاتر از ظلم فكرى وفرهنگى و اعتقادى ؟

- سخت ترين عذاب ها و بدترين تعبيرات، براى كافرانى بيان شده كه با انواع تبليغات،تهمت ها و تهديدات، مانع رسيدن پيام حقّ به گوش حقّجويانند. (عدم مغفرت، عدمهدايت، دوزخى شدن و جهنّم ابدى).

پیام هاباز دارندگان مردم از هدايت، خود در گمراهى سختى هستند.

- كفر و ظلم، در كنار همند و نتيجه ى آنها، محروميّت از آمرزش و هدايت الهى است .

- كيفر كافرانِ ظالم كه مانع هدايت مردمند، دوزخ ابدى است .

 

 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَكُمْ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (١٧٠)

170- O mankind! Verily, there has come to You the Messenger (Muhammad) with the Truth from Your Lord, so believe In him, it is better for you. but if You disbelieve, Then certainly to Allâh belongs All that is In the heavens and the earth. and Allâh is ever All­Knowing, All­Wise.

170* اى مردم! همانا پيامبر از سوى پروردگارتان همراه با حقّ (قرآن ) براى شما آمده است . پس ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است و اگر ناسپاسى كرده و كفر ورزيد پسبدانيد كه آنچه در آسمان ها و زمين است از آن خداست و خداوند، دانا و حكيم است .

170- gens! le Messager vous a apporté la vérité de la part de votre Seigneur. ayez la foi, donc, cela vous sera meilleur. et Si vous ne croyez pas (qu'importe!), C'est à Allah qu'appartient Tout ce qui est dans les cieux et sur la terre. et Allah est Omniscient et Sage.

نکته هااهل كتاب و حتّى مشركان در انتظار ظهور پيامبرى بودند و زمينهى ذهنى داشتند، لذا در اين آيه بجاى "رسولا"مى فرمايد: (الرسول ) يعنى همان پيامبرى كه انتظارش را مىكشيد، اكنون آمده است، پس به او ايمان بياوريد. 

پیام هاعامل گسترش دعوت انبيا، حقّانيت آن است .

-  ايمان به نفع خود مردم است و نبايد با ايمان خود، بر خداوند منّت گذارند. بلكهخداوند منّت نهاده كه ما را هدايت كرده است .

- نه كفر مردم به خدا زيان مى رساند و نه ايمانشان به او نفعى دارد.