آيات 87 تا 93 سوره مباركه توبه
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ (٨٧)
87. they are content to be with those (the women) who sit behind (at home). their hearts are sealed up (from All kinds of goodness and Right Guidance), so they understand not.
87* آنان راضى شدند كه با متخلّفان و خانه نشينان باشند و بر دلهاىآنان مُهرزده شده است، از اين رو نمى فهمند.
87. il leur plaît, (après le départ des combattants) de demeurer avec celles qui sont restées à l'arrière. leurs coeurs ont été scellés et ils ne comprennent rien.
"طَوْل"، به معناىامكانات وتوانمندى، "اولوا الطّول"يعنى توانگران وثروتمندان .
مراد از "سوره"مجموعه اى از آيات است كه موضوع خاصّى را بيان مى كند. لذابه قسمتى از يك سوره نيز "سوره"گفته شده است .
جهاد، لازمه ى ايمان به خداست .
- مرفّهان تن پرور، از جهاد بيشتر مى ترسند، به آنان اميدى نداشته باشيم .
- منافقان مپندارند با نيامدنشان به جهاد، اسلام بى ياور مى ماند.
- دنياطلبى، رفاه زدگى و روحيّه ى نفاق، ديد صحيح و شناخت عميق را از انسان مىگيرد.
لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (٨٨)
88. but the Messenger (Muhammad) and those who believed with Him (in Islâmic Monotheism) strove hard and fought with their wealth and their lives (in Allâh's Cause). such are they for whom are the good things, and it is they who will be successful.
88* ولى در مقابلِ منافقانِ رفاه طلب وگريزان از جنگ، پيامبر ومؤ منانِ همراه او، با اموال و جانهايشان جهاد كردند واينانند كه همه ى خيرات ونيكىها براى آنان است و همانانند رستگاران .
88. mais le Messager et ceux qui ont cru avec Lui ont lutté avec leurs biens et leurs personnes. Ceux-là auront les bonnes choses et ce sont eux qui réussiront.
رهبر، پيشاپيش رزمندگان است .
- تنها ايمان به پيامبر كافى نيست، همراهى با او نيز لازم است .
- رستگارى، تنها در سايه ى ايمان و جهاد است . جنگ و جهاد، مايه ى نزول خيرات و بركات الهى بر رزمندگان است .
- مجاهدان رستگارند، چه پيروز شوند و چه در ظاهر شكست بخورند.
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (٨٩)
89. for them Allâh has got ready Gardens (Paradise) under which rivers flow, to Dwell therein forever. that is the Supreme success.
89* خداوند براى آنان باغهايى در بهشت آماده ساخته كه نهرها ازپاى درختان آنها جارى است و در آنجا جاودانند. اين همان رستگارى بزرگ است .
89. Allah a préparé pour eux des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour qu'ils y demeurent éternellement. voilà l'énorme succès!
پاداش مجاهدان، از پيش آماده شده است .
- بهشت، آفريده شده و هم اكنون موجود است .
- از غرائز وخواسته هاى طبيعى، در راه رشد وهدايت استفاده كنيم . (انسان به طورطبيعى خواهان باغها و نهرهاست).
- اقامت دائمى در بهشتِ رحمت الهى، سعادت واقعى است .
وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٩٠)
90. and those who made excuses from the bedouins came (to you, O Prophet ) asking Your permission to exempt them (from the battle), and those who had lied to Allâh and his Messenger sat at home (without asking the permission for it); a painful torment will seize those of them who disbelieve.
90* باديه نشينانى كه از شركت در جنگ معذور بودند، نزد توآمدند تا به آنان اذن داده شود كه در جنگ شركت نكنند، ولى كسانى كه به خدا وپيامبرش دروغ گفتند و عذرى نداشتند، از جنگ باز نشستند. بزودى به كسانى از آنانكه كفر ورزيدند، عذابى دردناك خواهد رسيد.
90. et Parmi les Bédouins, certains sont venus demander d'être dispensés (du combat). et ceux qui ont menti à Allah et à son Messager sont restés chez eux. un châtiment douloureux affligera les mécréants d'entre eux.
كلمه ى "مُعذّرون"هم مىتواند به معناى "معتَذرون"و عذرخواهان واقعى باشد كه عذر موجّه دارند و هم به معناىكسانى كه عذرتراشى مى كنند.
-برخى عذر واقعى داشتند و براى آن جهت مرخّصى مى گرفتند، ولى برخى بدون عذر، در جهادشركت نكردند كه عذاب براى اين گروه است .
-"اَعراب"، باديه نشينانرا مى گويند كه در بيابان ها زندگى مى كنند و از تمدّن شهرى دور مانده اند.
جهاد، امرى حكومتى است نه فردى، لذا هم حضور در جبهه و هم تركِ آن بايد با اجازه ىرهبر مسلمانان باشد.
- آنان كه به فريضه ى جهاد، بى اعتنايى كرده و در پى فرارند، در ايمانشان دروغ مىگويند.
- دروغ، تنها با زبان نيست، عمل انسان نيز گاهى نشانِ دروغ بودن ادّعاست .
- بهانه جويانِ براى گريز از تكليف، بزودى تنبيه مى شوند.
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضَى وَلا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩١)
91. there is no blame on those who are weak or ill or who find no resources to spend [in Holy fighting (Jihâd)], if they are sincere and true (in duty) to Allâh and his Messenger. no ground (of complaint) can there be against the Muhsinûn (good-doers - see the footnote of V.9:120). and Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.
91* بر ناتوانان وبيماران كه نمى توانند در جهاد شركت كنند وتهيدستانى كه چيزى براى خرج كردن در راه جهاد نمى يابند، ايرادى نيست، به شرط آنكه خيرخواه خدا و پيامبرش باشند و از آنچه در توان دارند مضايقه نكنند زيرا بر نيكوكاران راه سرزنش و مؤ اخذه اى نيست و خداوند بخشنده ى مهربان است .
91. Nul grief sur les faibles, ni sur les malades, ni sur ceux qui ne trouvent pas de quoi dépenser (pour la cause d'Allah), s'ils sont sincères envers Allah et son messager. pas de reproche contre les bienfaiteurs. Allah est Pardonneur et Miséricordieux.
پيرمردى نابينا خدمت پيامبر آمد و عرض كرد: كسى را ندارم كه دستم را گرفته و بهجبهه ببرد. ناتوان و سالمندم. آيا عذرم پذيرفته است؟ پيامبر سكوت كرد، تا آنكه آيه91 نازل شد. شگفتا از عاشقان اسلام كه با وجود پيرى ونابينايى، باز هموجدانشان آرام نيست و براى تركِ جبهه، از پيامبر سؤ ال مى كنند!
-ممكن است مراد از نادارى اين باشد كه آنان نمى توانند بدون حضور خود در خانواده ،هزينه ى زندگى زن و فرزند خود را تاءمين كنند و اگر به جبهه بروند، آنان گرسنه مىمانند.
-در اسلام فرمان حَرَجى و فوق طاعت نيست، اسلام انعطاف پذير است و بن بست ندارد. امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كارى را كه انسان نتواند انجام دهد، تكليف نداردو سپس اين آيه را تلاوت فرمودند.
تكاليف الهى به قدر توان بشر است. (ضعيفان و بيماران كه ناتوانى جسمى دارند، از جهاد با جان و فقيران كه ناتوانى مالىدارند، از جهاد با مال معاف اند).
- خيرخواهى هرگز ساقط نمى شود، ناتوانان نيز به نحوى كه مى توانند حمايت كنند. حتّىنابيناى سالمند، به دعاى با زبان و قلب و خيرخواهى براى رزمندگان ، موظّف است .
- آنان كه از جهاد معذورند، ولى علاقه به آن دارند، از نيكوكارانند.
- از آنان كه بدون قصور و كوتاهى و با داشتن انگيزه ى خوب، زيانى سر زند، مؤ اخذهنمى شود و تاوانى نمى پردازند.
وَلا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ (٩٢)
92. nor (is there blame) on those who came to You to be provided with mounts, and when You said: "I can find no mounts for you," they turned back, while their eyes overflowing with tears of grief that they could not find anything to spend (for Jihâd).
92* ونيز اشكالى نيست بر آنان كه چون نزد تو آمدند تا آنان رابراى شركت در جبهه بر مركبى سوار كنى، گفتى: چيزى نمى يابم كه شما را بر آن سواركنم و آنان از نزد تو برگشتند، در حالى كه چشمانشان از اندوه، اشكبار بود كه چراچيزى ندارند كه خرج جهاد كنند. آرى، بر اين گونه فقيرانِ عاشق جهاد، براى نرفتنبه جبهه گناهى نيست.
92. (Pas de reproche) non plus à ceux qui vinrent Te trouver pour que Tu leur fournisses une monture et à qui Tu Dis: ‹Je ne trouve pas de monture pour vous.› ils retournèrent les yeux débordant de larmes, tristes de ne pas trouver de quoi dépenser.
در آيه ى قبل، سخن از كسانى بود كه توان مالى براى كمك به جهاد نداشتند ودر اينآيه(92) سخن از فقيرانى است كه به خاطر فقر، مركبى براى حضور در جبهه ندارند لذا غصّهمى خورند واشك مى ريزند، به اين جهت در پاداش رزمندگان شريكند. چنانكه حسن بصرى مىگويد: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به رزمندگان جنگ تبوك مى فرمود: در هر مالىكه خرج كرديد و هر آسيبى كه ديديد، گروهى از جاماندگان در مدينه با شما شريكند، چونقلبا علاقمند به شركت در جبهه بودند.
ارزش انسان ها، به انگيزه ها و روحيّات آنان است ، نه تنها حركت و امكانات مادّىومالى (آيه كسانى را مىستايد كه پول و امكانات ندارند، ولى ايمان و سوز و شور جبهه رفتن دارند).
- مؤ من از شركت نداشتن در جبهه، ناراحت وگريان است .
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٩٣)
93. the ground (of complaint) is Only against those who are rich, and yet ask exemption . they are content to be with (the women) who sit behind (at home) and Allâh has sealed up their hearts (from All kinds of goodness and Right guidance) so that they know not (What they are losing).
93* راه ايراد ومؤ اخذه، تنها بر كسانى است كه در عينِ توانگرىو ثروتمندى، از تو اذن مى خواهند كه به جبهه نروند و راضى شده اند كه بامتخلّفان باشند.خداوند بر دلهايشان مُهر زده است، از اين رو نمى دانند.
93. il n'y a de voie (de reproche à), vraiment, que contre ceux qui demandent d'être dispensés, alors qu'ils sont riches. il leur plaît de demeurer avec celles qui sont restées à l'arrière. et Allah a scellé leurs coeurs et ils ne savent pas.
تفاوت مؤ من و منافق تا به كجاست! در آيه ى قبل ديديم مؤ من از اينكه وسيله اىبراى رفتن به جبهه ندارد گريه مى كند و اشك مى ريزد، "اعينهمتفيض من الدّمع"ولى در اين آيه(93) مى خوانيم كه منافقانِ ثروتمند، براى تركجبهه اصرار دارند واز پيامبر اجازه مى خواهند!!
فقير و غنى، در رفتن به جبهه يكسان اند و ثروت، نه امتيازى براى ترك جبهه است ونه عذر و بهانه اى براى آن .
- شانه خالى كردن از مسئوليّت، موجب بدفرجامى و از دست دادن شناختِ صحيح مى شود.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون