آیات 112 تا 117 سوره مبارکه توبه
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (١١٢)
112. those that turn (to Allah. In repentance; that serve him, and Praise him; that wander In devotion to the cause of Allah,: that bow down and prostrate themselves In prayer; that enjoin good and forbid evil; and observe the limit set by Allah.- (These do rejoice). so proclaim the glad tidings to the believers.
112* همان توبه کنندگان و پرستندگان و ستایندگان سپاسدار و گردش کنندگان " در راه خدا " – یار روزه داران- و رکوع کنندگان و سجود کنندگان و فرمایندگان به کار نیک و بازدارندگان از کار زشت و نگهداران مرزهای – حدود احکام – خدای ، و مومنان را مژده ده.
112. ils sont ceux qui se repentent, qui adorent, qui louent, qui parcourent la terre (ou qui jeûnent), qui s'inclinent, qui se prosternent, qui commandent le convenable et interdisent le blâmable et qui observent les lois d'Allah... et fais bonne Annonce aux croyants.
در آیه 112 ، نه صفت برای مومنان مجاهد بیان شده است : از گناهان توبه کرده ، در مدار عبادت قرار می گیرند . با زبان ، حمد و با پا حرکت و با بدن رکوع و سجود دارند، پس از خود سازی با امر به معروف به اصلاح جامعه می پردازند و از مرز قوانین الهی خارج نمی شوند. توبه از گناه ، راه عبادت را باز می کند و زبان ستایشگر همراه با پویایی و تحرک ، آمادگی برای رکوع و سجود در پیشگاه خدا می آورد و امر به معروف و نهی از منکر ، حافظ حدود الهی است در جامعه است.
-عباد مصری به امام سجاد(ع) گفت : جهاد و سختی آن را رها کرده ای به حج و آسانی آن روی آورده ای ؟ آنگاه آیه ( ان الله اشتری...) را خواند . حضرت فرمود : ادامه آیه را هم بخوان . عباد آیه ( التائبون ... ) را خواند . حضرت فرمود : اگر در یاران ما این صفات و کمالات بود ، برما واجب بود که قیام کنیم و در آن صورت ، جهاد از حج برتر بود.
جهاد اکبر و خود سازی ، لازمه جهاد اصغر در جبهه هاست .
- اسلام دینی جامع است ، اشک را در کنار شمشیر ، و عبادت را در کنار سیاحت قرار داده است.
- آنچه مطلوب است ، رسوخ کمالات در انسان است (التائبون العابدون ..) ( در آیه ، همه صفات بصورت اسم فاعل آمده نه فعل ، تا دلالت بر استمرار کند ) .
-در مسیر کمال ، اول خود سازی است ، بعد جامعه سازی .
-شرط قبولی عبادت ، توبه از گناه است .
-تحرک و تلاش و سیاحت و هجرت ، در راه کسب کمال و قرب الهی ، ارزش است .
-درگیری با دشمن در مرزها ، شما را از مفاسد و منکرات داخلی غافل نسازد .
- برای حفظ حدود الهی ، باید با دشمن خارجی جنگید ، هم با مفاسد داخلی مبارزه کرد.
- تقویت روحیه رزمندگان اسلام ، با ذکر و یاد خدا و عبادت است ، نه شراب و موسیقی و .. که در جبهه دشمن است .
-رزمندگان برای جلوگیری از مفاسد اجتماعی ،بیش از دیگران مسوولند .
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (١١٣)
113. it is not fitting, for the prophet and those who believe, that They should pray for forgiveness for Pagans, Even though They be of kin, after it is Clear to them that They are companions of the Fire.
113* پیامبر و کسانی را که ایمان آورده اند نسزد که برای مشرکان ، هر چند خویشاوندان باشند ، آمرزش بخواهند پس از آنکه برایشان روشن شد که آنها دوزخیانند.
113. il n'appartient pas Au prophète et aux croyants d'implorer le pardon en faveur des Associateurs, fussent-ils des parents alors qu'il leur est apparu clairement que ce sont les gens de l'Enfer.
برخی مفسران روایات جعلی از راویان ناسالم استنادکرده و آیه 113 را درباره ابوطالب دانسته اند . در حالی که دهها دلیل و روایت برایمان ابوطالب داریم . سعدبن مسیب راوی این روایت دشمن علی بن ابی طالب است و گناه ابوطالب هم این است که پدر علی (ع) است!
پیامبر و دیگر مسلمانان ، در برابر قانون ، یکسان اند
- شرک ، گناهی نابخشودنی است و استغفار برای مشرکان نیز بیهوده است.
-پیوند های مکتبی مهم تر از پیوند های عاطفی است . نباید عواطف فامیلی بر مکتب غالب شود
وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ إِلا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ (١١٤)
114. and Abraham prayed for His father's forgiveness only because of a promise He had made to Him. but when it became Clear to Him that He was an enemy to Allah, He dissociated Himself from him: for Abraham was Most tender-hearted, Forbearing.
114* و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش – عموی مشرکش که به جای پدر سرپرست او بود- نبود مگر از برای وعده ای که به او داده بود ، پس چون برای اوروشن شد که وی دشمن خداست از او بیزار شد ، همانا ابراهیم بسیار آه کننده – از ترس خدا – و بردبار بود.
114. Abraham ne demanda pardon en faveur de son père qu'à cause d'une promesse qu'il Lui avait faite. Mais, dès qu'il Lui apparut clairement qu'il était un ennemi d'Allah, il le désavoua. Abraham était certes plein de sollicitude et indulgent.
در آیه 113سخن از این بود که پیامبر و مومنان حق دعا برای مشرکان ندارند ، هر چند از خویشاوندانشان باشند. آیه 114 ، پاسخ شبهه ای را می دهد که پس چرا حضرت ابراهیم ، به عموی مشرک خود دعا کرد و به او وعده استغفار داد . این آیه می فرماید ، وعده ابراهیم به امید هدایت او بود . اما چون عمو در حال شرک مرد، ابراهیم هم استغفار را رها کرد.
-سوال : چرا ابراهیم پس از مرگ هم برای او دعا می کرد؟
جواب : والد به پدر واقعی گفته میشود ولی اَب ، به پدر ، معلم ، پدر زن ، و جد هم گفته می شود . دعای ابراهیم برای پدر واقعی اش بوده نه عموی مشرکش .
آنچه سبب بدگمانی به اولیاء خداست ، باید برطرف شود و توجیه صحیح ارائه گردد.
- وفای به عهد ، حتی نسبت به کافر هم لازم است .
-در برابر رفتار تند کافران، حلم خود را از دست ندهید.
وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (١١٥)
115. and Allah will not mislead a people after He hath guided them, In order that He may make Clear to them what to fear (and avoid)- for Allah hath knowledge of all things.
115* و خدا برآن نیست که مردمی را پس از آنکه راهشان نمود گمراه کند تا برایشان آنچه را که باید " از آن بپرهیزند بیان کند، که خدا به هر چیزی داناست .
115. Allah n'est point tel à égarer un peuple après qu'il les a guidés, jusqu'à ce qu'il leur ait montré clairement ce qu'ils doivent éviter. Certes, Allah est Omniscient.
آیه 115 ، یا بیانگر حال آنان است که مسلمان شده بودند ولی پیش از آگاهی از وظایف خود از دنیا رفتند . یا اشاره به آیه قبل و لزوم تبری از دشمن خداست که اگر پس از این هشدار ،بی تفاوت باشید ، خودتان هم گمراه شده به دشمنان خدا ملحق می شوید .
قرآن در یازده آیه از عموی ابراهیم تعبیر به «اب» کرده ، تا بفهماندابراهیم (ع) تحت سرپرستی چه کسی بوده ولی تحت تاثیر قرار نگرفته است.
-کیفر الهی پس از تبیین و روشنگری و اتمام حجت است.
- اگر حدود الهی را رعایت نکنید، خطر گمراهی در پیش است.
-اضلال خدا ، کیفر بی اعتنایی به هدایت اوست.
-هدایت الهی کامل است و علاوه بر بیان اسباب سعادت ، عوامل خطر را نیز هشدار می دهد.
-دستور الهی بر پرهیز از چیزی ، از علم و حکمت او سرچشمه می گیرد.
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١١٦)
116. unto Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth. He giveth life and He taketh it. except for Him ye have no Protector nor helper.
116* همانا خدای راست پادشانی آسمانها و زمین، زنده کند و بیمراند ، و شما را بجز خدا هیچ سرپرست ویاوری نیست .
116. a Allah appartient la royauté des cieux et de la terre. il donne la vie et il donne la mort. et il n'y a pour vous, en dehors d'Allah, ni allié ni protecteur.
لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (١١٧)
117. Allah turned with favour to the Prophet, the Muhajirs, and the Ansar,- who followed Him In a time of distress, after that the hearts of a part of them had nearly swerved (from duty); but He turned to them (also): for He is unto them Most Kind, Most Merciful.
117* هرآینه خدا " به بخشایش خویش و قبول توبه " بر پیامبر و مهاجران وانصار که در هنگام سختی و دشواری –رفتن به جنگ تبوک – از او پیروی کردند بازگشت پس از آنکه دلهای گروهی از آنان در آستانه لغزش و کجروی بود – که چرا باید با کمبود وسایل و غذا در شدت گرما راه دراز تبوک را در پیش گیریم – و باز " به بخشایش خود " بدیشان روی کرد و توبه شان را پذیرفت ، که او به آنان رووف و مهربان است.
117. Allah a accueilli le repentir du Prophète, celui des Emigrés et des Auxiliaires qui l'ont suivi à un moment difficile, après que les coeurs d'un groupe d'entre eux étaient sur le point de dévier. puis il accueillit leur repentir car il est Compatissant et Miséricordieux à leur égard.
جنگ تبوک دشواری های بسیار داشت : 1- دوری راه 2- گرمی هوا 3- فصل چیدن میوه ها و محصولات 4- هیبت و قدرت دشمن . لذا بعضی ها که از منافقان نبودند ، سایه بان منزل و آب خنک و همسر را بر جبهه و مشقات راه ترجیح دادند و نرفتند مثل ابو خثیمه که چون متنبه شد، از پشت سر تلاش کرد و پس از چند روز تاخیر خود را به پیامبر (ص) و مسلمانان رساند.
-منافقان در جنگ تبوک سه گروه بودند:
1- عده ای به بهانه مفتون شدن به دختران زیبای رومی به جبهه نرفتند.
2- جمعی مردم را از رفتن دلسرد می کردند.
3- بعضی گرمی هوا را بهانه می آوردند ، یا اجازه ماندن می گرفتند .
اما در مقابل عده ای ، عاشقانه همراه پیامبر (ص) رفتند و اگر وسیله سفر نداشتند ، از اندوه ، اشک می ریختند . داستان عقب ماندن ابوذر غفاری که بالاخره خود را به پیامبر رساند مربوط به همین ماجراست .
در جنگ تبوک ، کار چنان سخت شد که گاهی یک خرما را چند نفر می مکیدند.
شاید به دلیل آیه 117 و آیه بعد که پذیرش توبه مطرح است ، نام سوره را علاوه بر برائت ، توبه نیز گفته اند.
خداوند پیامبر و رزمندگان را در صحنه های خطرناک، مورد لطف خاص خویش قرار می دهد.
-همه انسانها ، حتی پیامبران، به لطف الهی نیازمندند .
-توبه الهی به معنای لطف خاص او به پیامبر و مومنان است که گاهی در قالب عفو و بخشش ، نسبت به گنهکاران جلوه می کند.
- نشانه ایمان واقعی ، اطاعت از رهبر در شرایط دشوار است.
-سختی های زندگی ، ساعتی بیش نست و می گذرد .
-انسان هر لحظه در معرض لغزش و انحراف است ، پس باید به خدا روی آورد .
-تنها راه نجات از سقوط ، لطف الهی است .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون