آيات 122 تا 127 سوره مباركه نساء
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلا (١٢٢)
122. but those who believe and do deeds of righteousness,- we shall soon admit them to Gardens, with rivers flowing beneath,-to dwell therein for ever. Allah.s promise is the truth, and whose word can be truer than Allah.s?
122- و كساني كه ايمان آوردند و كارهاي نيك و شايسته كردند آنان را به بهشت هايي در آريم كه از زير "درختان" آنها جويها روان است ، جاودانه و هميشه در آن باشند . وعده راست خداست ، و چه كسي از خدا راستگوتر است؟
122. et quant à ceux qui ont cru et fait de bonnes oeuvres. nous les ferons entrer bientٍt aux jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour y demeurer éternellement. promesse d'Allah en vérité. et qui est plus véridique qu'Allah en parole?
تشويق در كنار تهديد، از شيوه هاى تربيتى قرآن است .
- لذّت هاى دنيا، نگرانى از دست دادن دارد، امّا نعمت هاى بهشت ، جاودانه است .
- با مقايسه ى وعده هاى دروغ شيطان و وعده هاى راست خدا، به وعده ى الهى دل ببنديم
لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا (١٢٣)
123. not your desires, nor those of the people of the Book (can prevail): Whoever works evil, will be requited accordingly. nor will He find, besides Allah, any Protector or helper.
123- نه به آرزوهاي شماست و نه به آرزوهاي اهل كتاب ، هر كه كار بدي كند بدان كيفر شود ، و جز خدا براي خود دوست و ياوري نيابد .
123. ceci ne dépend ni de vos désirs ni des gens du Livre. quiconque fait un mal sera rétribué pour cela, et ne trouvera en Sa Faveur, hors d'Allah, ni allié ni secoureur.
مسلمانان به خاتميّت پيامبر اسلام واينكه بهترين امّتند افتخار مى كردند. و اهل كتاب نيز به سابقه ى خود مى باليدند ومىگفتند: جز ايّام معدودى در آتش نخواهيم بود. اين آيه در تصحيحپندار هر دو گروه ، ملاك راعملقرار داد.
- تعبير (يُجزَ به ) شامل جزاى دنيوى ، يا اخروى يا هر دو مى باشد. روايات ، جزاىخلافكارى مؤ من را گرفتارى ها و سختى هاى دنيا و برزخ معرّفى كرده است .
- برخى مسلمانان انتظار داشتند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مشاجرات مسلمانانو اهل كتاب ، از مسلمانان جانبدارى كند، در حالى كه اصل بر عدالت است ، نه حمايت .
- پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ كسى كه از جمله ىمن يعمل سوء يجز بهبه وحشتافتاده بود، فرمود: امراض جسمى و گرفتارى ها، نوعى كيفر اعمال انسان است .
در گفتار و داورى منصفانه عمل كنيد و اگر انتقاد مى كنيد از ضعف همه بگوييد، در انتقاد يا رفع عيب ، از خودتان شروع كنيد.
- اسلام بر واقعيّات استوار است ، نه بر خيالات يا تمايلات افراد.
وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا (١٢٤)
124. if any do deeds of righteousness,- be They male or female - and have Faith, They will enter heaven, and not the least injustice will be done to them.
124- و هر كس از مرد و زن در حالي كه مومن باشد كارهاي نيك و شايسته كند، ايشان به بهشت در آيند و به اندازه شكاف هسته خرمايي – يعني به مقدار بسيار اندكي – ستم نبينند.
124. et quiconque, homme ou femme, fait de bonnes oeuvres, Tout en étant croyant... les voilà ceux qui entreront Au Paradis; et on ne leur fera aucune injustice, fût-ce d'un creux de noyau de datte.
در آيه ى قبل (من يعمل سوء) بود، اينجا (يعمل من الصالحات )، يعنى كيفر و پاداش ،هر دو بر پايه ىعملاست .
زن و مرد، در رسيدن به كمالات معنوى برابرند. (من ذكر و اءنثى ) بر خلاف اعتقاداتگروهى از يهود و مسيحيان .
- ايمان ، شرط قبولى اعمال است و خدمات انسان هاى بى ايمان ، در همين دنيا جبران مىشود و ارزش اخروى ندارد.
وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلا (١٢٥)
125. who can be better In Religion than one who submits His whole self to Allah, does good, and follows the way of Abraham the true In Faith? for Allah did take Abraham for a friend.
125- و كيست از جهت دين نيكوتر از آن كه خود را به خداي تسليم كند در حالي كه نيكو كار باشد و از آيين ابراهيم حق گراي پيروي نمايد ؟ و خدا ابراهيم را دوست گرفت.
125. qui est meilleur en religion que celui qui soumet à Allah son être, Tout en se conformant à la Loi révélée et suivant la religion d'Abraham, homme de droiture? et Allah avait pris Abraham pour ami privilégié.
مخفى نماند كه تسليم خدا بودن از رضا به قضاى او بالاتر است . چون در رضا، انسانِراضى خود را كسى مى داند ولى در تسليم ، انسان براى خود ارزشى در برابر خدا قائلنيست .
- حَنيفيعنى كسى كه ازراه انحرافى به حقّ گرويده است ، بر عكسجنيفكه كسى را گويند كه از حقّ به باطل گرويده است .
- خَليليا از ريشه ىخُلَّتبه معناى دوستىاست ، يا ازخَلَّتبهمعناى نياز است ، ولى معناى اوّل مناسب تر است .
- طبق روايات ، مقام خليل اللّهى ابراهيم ، به خاطر سجده هاى بسيار، اطعام مساكين ،نماز شب ، رد نكردن سائل و مهمان نوازى او بوده است .
- ابراهيم ،خليل اللّهاست و محمّد،حبيب اللّه. كسانى كه وجهه ى خود را الهى كنند، برنده اند. چون (كل شى ءهالك الا وجهه)جز وجه الهى ، همه چيز فانى است .
مكتب ، بر پايه ى ايمان و عمل ، هر دو استوار است و هر كدام بدون ديگرى ناقص است .
- عامل ورود به بهشت ، ايمان و عمل صالح است ، نه نژاد و ادّعا و آرزو ، همه ى نژادها، رنگ ها، ملل و طبقات ، در بهره گيرى از لطف خدا يكسانند.
- با انجام قسمتى از كارهاى صالح ، به بهشت اميد داشته باشيد. چون كمال بى نهايت استو قدرت كسب انسان محدود.
وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا (١٢٦)
126. but to Allah belong all things In the heavens and on earth: and He it is that Encompasseth all things.
126- و خداي راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، و خدا به هر چيزي " به دانش " احاطه دارد .
126. C'est à Allah qu'appartient Tout ce qui est dans les cieux et sur la terre. et Allah embrasse toute chose (de Sa science et de Sa puissance).
خداوند بر همه ى مخلوقاتش احاطه ى كامل دارد. احاطه ى قهر و تسخير، احاطه ى علم وتدبير و احاطه ى خلق و تغيير.
چون همه چيز از آن اوست ، پس بايد تنها در مقابل اراده ى حكيمانه ى او تسليم بود، مالكيّت مطلقه ، همراه با علم و احاطه ى كامل بر مملوك ، مخصوص خداست .
وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللاتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا (١٢٧)
127. They ask Thy instruction concerning the women say: Allah doth instruct you about them: and (remember) what hath been rehearsed unto you In the Book, concerning the orphans of women to whom ye give not the portions prescribed, and yet whom ye desire to marry, As also concerning the Children who are weak and oppressed: that ye stand firm for justice to orphans. there is not a good deed which ye do, but Allah is well-acquainted therewith.
127- از تو درباره زنان فتوا مي خواهند ، بگو : خدا شما را درباره آنان فتوا مي دهد و "نيز درباره " آنچه در كتاب – قرآن – بر شما خوانده مي شود درباره دختران پدر مرده اي كه آنچه را برايشان " از ارث يا كابين و حقوقشان " نوشته – مقرر شده نمي دهيد و مي خواهيد - يا «نمي خواهيد آنان را به زني بگيريد » و نمي گذاريد با ديگران هم ازدواج كنند تا مال آنها را بخوريد . «ترغبون» اگر با عن متعدي شود به معناي بي ميلي و اگر با الي يا في متعدي شود به معناي تمايل است ، و چون در آيه هيچ يك وجود ندارد و بايد يكي از آنها را در تقدير گرفت دو معني حاصل مي شود. - آنها را به زني بگيريد – تا مالهاشان را بخوريد- ، و " نيز درباره " كودكان ناتوان شمرده شده ،و اينكه درباره يتيمان به داد و انصاف رفتار كنيد ، و هر كار نيكي كه كنيد خدا به آن داناست.
127. et ils Te consultent à propos de ce qui a été décrété Au sujet des femmes. Dis: ‹Allah vous donne son décret là-dessus, en plus de ce qui vous est récité dans le Livre, Au sujet des orphelines auxquelles vous ne donnez pas ce qui leur a été prescrit, et que vous désirez épouser, et Au sujet des mineurs encore d'âge faible›. vous devez agir avec équité envers les orphelins. et de Tout ce que vous faites de bien, Allah en est, Certes, Omniscient.
حمايت از حقوق زنان ، حكم خدشه ناپذير خداوند است .
- بى ميلى به ازدواج با دختران يتيم ، هم رديفِ محروم كردن آنان از ارث است . همچنينتمايل به ازدواج با آنان به خاطر تصاحب ارثشان ، نوعى ظلم به آنان است .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون