آیات 18تا 23 سوره مبارکه مائده
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ (١٨)
18. (Both) the Jews and the Christians say: "We are sons of Allah, and His beloved." say: "Why then doth He punish you for your sins? Nay, ye are but men,- of the men He hath created: He forgiveth whom He pleaseth, and He punisheth whom He pleaseth: and to Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth, and all that is between: and unto Him is the final goal (of all)"
18* و جهودان و ترسایان گفتند : ما فرزندان خدا و دوستان اوییم . بگو : پس چرا شما را به گناهانتان عذاب می کند ؟! " چنین نیست " بلکه شما آدمیانید از آنها که او آفریده است ، هر که را خواهد می آمرزد و هر که را خداهد عذاب می کند ، و خدا راست پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و بازگشت به سوی اوست.
چون رسول خدا (ص) جمعی از یهودیان را به اسلام دعوت کرد ، گفتند ما فرزندان و دوستان خداییم.
نژاد پرستی و امتیاز طلبی و تنها خود و حزب و گروه خود را حق دانستن و رابطه به جای ضابطه ، ممنوع
هیچ فرد ، قوم ، نژاد و امتی ، نباید صد درصد مطمئن به آمرزش خدا باشند و نه مایوس از رحمت او .
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٩)
19. O people of the Book! Now hath come unto you, Making (things) Clear unto you, Our Messenger, after the break In (the series of) Our apostles, Lest ye should say: "There came unto us no bringer of glad tidings and no warner (from evil)": but Now hath come unto you a bringer of glad tidings and a warner (from evil). and Allah hath power over all things.
19* ای اهل کتاب ، فرستاده ما به سوی شما آمد که در دوران گسستگی " آمدن " پیامبران ، " حق را " برای شما روشن بیان می کند تا نگویید مما را نوید رسان و بیم کننده ای نیامد . همانا مژده دهنده و بیم کننده ای سوی شما آمد، و خدا بر هر چیزی تواناست .
فترت و فاصله زمانی حضرت مسیح تا حضرت محمد (ص) حدود ششصد سال بود.
در دوره هایی که پیامبری مبعوث نمی شود ، زمین خالی از حجت خدا نیست ، چون اوصیای پیامبران بوده اند . به تعبیر حضرت امیر (ع) : هرگز زمین خالی از حجت نیست ، چه قدرت داشته باشد یا نه ، چون راه خدا نباید برای پویندگان مخفی بماند . پس ایام فترت ، به معنای رها کردن مردم نیست.
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ (٢٠)
20. remember Moses said to His people: "O My people! call In remembrance the favour of Allah unto you, when He produced prophets among you, made you kings, and gave you what He had not given to any other among the peoples.
20* و " یاد کن " آنگاه که موسی به قوم خویش گفت : ای قوم من ، نعمت خدا را بر خود یاد کنید هنگامی که در میان شما پیامبرانی پدید کرد و شما را پادشاهان گردانید و به شما چیزها داد که به هیچ یک از مردم جهان نداد.
يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ (٢١)
21. "O My people! enter the holy land which Allah hath assigned unto you, and turn not back ignominiously, for then will ye be overthrown, to your own ruin."
21* ای قوم من ، به سرزمین مقدسی *( این سرزمین مقدس را بعضی از مفسران ، بیت المقدس و بعضی فلسطین و بخشی از اردن و بعضی شام گفته اند ، و مقدس بودن آن از این روست که از شرک پاک شده و زاد بوم و جایگاه پیامبران و مومنان بوده است )* که خداوند برای شما نوشته – مقرر داشته – است در آیید و " از ترس جباران " بر پشتهاتان بر مگردید – عقبگرد مکنید که زیانکار می گردید .
« ارض مقدس » ، یا همه منطقه شامات ( سوریه ، اردن ، فلسطین و ... ) است . یا مقصود بیت المقدس است .
رسالت انبیا ، بیان حقایقی است که کتمان یا تحریف یا فراموش شده است.
فترت ها و فاصله های کوتاه مدت یا دراز مدت ، از برنامه های مفید در تربیت الهی است .
یاد نعمت های ، عامل عشق و شکر و تعبد است.
بزرگترین نعمتها ، نعمت نبوت ، حکومت ، قدرت و آزادی است .
بنی اسرائیل یک روحیه عصیانگری داشتند که فرمان به ممنوعیت عقب نشینی داده شد .
سرانجام فرار و ارتداد از دین ، خسارت است .
عامل شکست و سستی در مبارزه ، خود کم بینی و ترس است .
قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ (٢٢)
22. They said: "O Moses! In This land are a people of exceeding strength: never shall we enter it until They leave it: if (once) They leave, then shall we enter."
22* گفتند : ای موسی ، در آنجا گروهی گردنکش و ستمکارند و ما هرگز وارد آن نشویم تا از آنجا بیرون روند پس اگر از آن " سرزمین " بیرون روند ، ما در آییم.
« جبار » از جبر به معنای اصلاح چیزی همراه با قهر و فشار است . سپس به هریک از این دو معنا به تنهایی آمده است : 1- جبران کردن 2- قهر و غلبه . درباره خداوند به هر دو معنی به کار می رود.
« قوم جبار » همان عمالقه از نژاد سامی بودند که در شمال عربستان در صحرای سینا زندگی می کردند و به مصر حمله کردند و پانصد سال حکومت داشتند.
یهودیان گستاخ ، با آن همه جنایات و با دیدن آن همه آیات الهی ، باز هم خود را دوستان خاص خدا می دانستند .
بودن نااهلان در جایی ، دلیل کناره گیری افراد شایسته نیست . باید دشمن را بیرون کرد ، نه آنکه صبر کرد تا خودش بیرون رود
راحت طلبی ممنوع ، باید اقدام کرد و امداد خواست تا دشمن را بیرون راند.
قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٢٣)
23. (but) among (their) Allah.fearing men were two on whom Allah had bestowed His grace: They said: "Assault them at the (proper) Gate: when once ye are in, victory will be yours; but on Allah put your trust if ye have faith."
23* دو مرد – یوشع و کالیب – از آنان که " از خدا " می ترسیدند و خدا بر آنان نعمت – ایمان و خردمندی و روشن بینی – ارزانی داشته بود گفتند : بر آنان از این دروازه در آیید ، و هنگامی که از آن ، در آمدید پیروز خواهید شد ، و اگر ایمان دارید پس بر خدا توکل کنید و بس.
در تفاسیر است : آن دو نفر از نقبای دوازده گانه بنی اسرائیل بودند ، به نامهای : یوشع بن نون و کالب بن یوفنا و نامشان در تورات ، سفر تثینه آمده است .
در تفسیر المیزان است : هر گاه کلمه نعمت در قرآن بدون قید مطرح است ، مراد نعمت ولایت و نبوت است .
خدا ترسی ، زمینه فراهم شدن الطاف و نعمتهای الهی است .
آنکه از خدا بترسد ، از قدرتهای دیگر نمی ترسد .
از شما حرکت از خدا برکت و نصرت
اصل در موفقیت دو چیز است : 1- ایمان و توکل 2- تصمیم و جرات ، نه فقط امکانات مادی
هجوم مخلصانه بر دشمن ، اگر همراه با توکل باشد ، ضامن پیروزی نهایی است .
خوف الهی و تقوا ، به انسان بصیرت و نیروی تحلیل صحیح و روشن از مسائل می دهد .
توکل ، تنها به لفظ نیست ، بلکه روحیه ای برخاسته از ایمان است .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون