آيات 42 تا 45 سوره مباركه مائده
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v "سُحت" طبق روايات، رشوه و هدايايي است كه براي انجام كاري داده مي شود. سُحت، در لغت، كار حرامي است كه مايه ننگ صاحبش شود.
"سَمّاعون للكذِب" يا به معناي آن است كه سخنان را با دقت مي شنوند و نيت دروغ بستن و تحريف آن را دارند و يا به معناي آن است كه عوام يهود با علم به دروغ گويي و تحريف گري علماي خود، باز هم سخن آنان را گوش مي دهند و مي پذيرند.
v "ربّاني" از "ربّان"، به معناي تربيت كنند است. به گفته بعضي، "ربّاني" كسي است كه با "ربّ العالمين" پيوند خورده، با علم و عمل، خدايي شده و تربيت مردم را بر عهده دارد.
از حضرت علي(ع) نقل شده كه فرمود: "أنَا ربّانيّ هذه الاُمة" ربّاني اين امت، من هستم. امام صادق(ع) نيز فرمود: ربّانيون، اهل بيت پيامبر(ص) مي باشند.
"حِبر" به معناي اثر نيك است. چون عالمان در جامعه منشأ اثر نيكند، به آنان حِبر و اَحبار گفته مي شود. بخ ابن عباس هم لقب "حِبر الاُمة" داده اند.
رسول خدا(ص) فرمود: كسي كه حتي به مقدار دو درهم قضاوت ناحق كند، مشمول جمله آخر آيه 44 مي شود. "هم الكافرون".
v امام صادق(ع) درباره آيه 45 فرمود: خداوند به اندازه آنچه از قصاص عفو شود، از گناهان او مي بخشد.
در تورات، "ديه" نيست، مجرم يا قصاص مي شود يا عفو. اما در اسلام، ديه به عنوان راه سوم مطرح است.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
vپيامبر(ص) غير از مسئوليت نبوت، مسئوليت حكومت نيز داشتند.
v شعاع حكومت اسلامي، اهل كتاب را نيز در برمي گيرد.
v اگر حاكم اسلامي براي داروي بين كشورهاي غير اسلامي انتخاب شد، بايد عدالت، جرأت و صراحت را كاملاً مراعات كند. مسائل نژادي، منطقه اي، تعصب هاي گروهي، تمايلات شخصي و تهديدها نبايد در قضاوت ها تأثير بگذارد.
v عدالت هميشه و با هر گروه، يك ارزش خدا پسند است.
v علامت ايمان، تسليم بودن در برابر قانون است.
v قوانين مستند بر وحي را بايد پذيرفت. (لازمه وجوب قضاوت بر انبيا و علما، قبول كردن مردم است). علماي هر امت، مسئول اجراي احكام الهي در ميان مردم هستند. * انبيا، از پيش خود حكمي ندارند، بلكه تسليم حكم خدايند. اسلام (تسليم خدا بودن)، دين همه موحدان است.
v سلسله مراتب بايد رعايت شود. ابتدا انبيا، سپس امامان و آن گاه علما.
v نور و هدايت زماني در جامعه جريان پيدا مي كند كه بر اساس كتاب آسماني، قضاوت و حكومت شود. راه حفظ كتب آسماني، عمل و قضاوت و حكومت بر طبق آن است. علما بايد محافظ مكتب باشند. قضاوت، مسئوليت عالمان است. عالمان و قضاوت، دو رسالت بزرگ بر دوش دارند: الف- حكم خدا را از ترس مردم تغيير ندهند. ب- به طمع مال دنيا، دچار كتمان و لغزش نشوند.
v انحراف در قضاوت، كفر است. در قضاوت، صراحت، جرأت، و قاطعيت لازم است و نبايد تحت تأثير تهديد و جوسازي ها قرار گرفت. خشيت الهي، ضامن قضاوت عادلانه است.
v تحريف، سكوت، كتمان و حكم به غير فرمان خدا، اگر چه به قيمت به دست آوردن همه دنيا باشد خسارت است. سكوت و كتمان در برابر طاغوت ها، دين فروشي در برابر سرمايه داران و عوام فريبي، از خطراتي است كه علما را تهديد مي كند. علماي ترسو و حريص، در دينداري و حفاظت از كتاب آسماني سست هستند.
v با داشتن قانون آسماني، سراغ قوانين شرق و غرب رفتن كفر است و چنين قوانيني اعتبار ندارد.
v كسي كه شرايط قضاوت به حق برايش فراهم شود، ولي خود را منزوي كند، كفر ورزيده است. درآمدئ حاصل از قضاوت ناحق، درآمدي نامشروع است. ترس و حرص سبب انحراف در قضاوت و انحراف در قضاوت سبب كفر است.
v همه انسان ها، از هر نژاد و قبيله، فقير و غني، در مقابل قانون يكسانند و خون كسي رنگين تر از ديگري نيست.
v صدقه، تنها انفاق مالي نيست، عفو و گذشت از مجرم هم نوعي صدقه است. عفو ما از مجرم، عفو الهي را به دنبال دارد. (شايد هم مراد اين باشد كه عفو ما، كفاره گناه مجرم باشد و او در قيامت، به خاطر عفو ما گرفتار عذاب نشود.)
v اگر حكم خدا جاري نشود، ظلم جامعه را فرا مي گيرد.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون