ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v "فتنة" در آيه 71، يا به معناي آزمون و يا به معناي عذاب است.

امام صادق(ع) درباره "وحسبوا ان لا تكون فتنة" فرمود: مقصود زماني است كه پيامبر در بين آنان نبود، "فعموا و صمّوا" زماني است كه پيامبر از دنيا رفت، "ثمّ تاب الله" زماني است كه امير المؤمنين به خلافت رسيد و "ثمّ عموا و صمّوا" تا روز قيامت است.

v در مجمع البيان آمده است: فرقه يعقوبيه از مسيحيان مي گويند: خداوند با مسيح در ذات متحد شد و يك چيز گشتند.

در انجيل مرقس، عيسي(ع) مردم را به توحيد دعوت كرده و مي فرمايد: خداي ما خداوند واحد است. در انجيل متّي نيز چنين آمده است: محال است كه انسان دو آقا و دو محبوب داشته باشد. هم خدا را خدمت كند، هم ديگري را.

امام صادق(ع) در بيان گناهان كبيره فرمود: بزرگ ترين گناهان كبيره، شرك به خداست.

v آيه قبل (72)، اعتقاد انحرافي حلول خداوند در مسيح را رد كرد، و آيه 73 انحراف عقيده به تثليث را بيان مي كند. چون هر دو شرك است و بايد با آن مبارزه كرد.

در عقيده به تثليث، خدا، مسيح و روح القدس (آب و ابن و روح القدس)، هر سه خدا محسوب مي شوند. البته اخيراً گروهي از دانشمندان مسيحي مي گويند: عقيده به تثليث، اعتبار علمي ندارد.

v در آيه 75، خداوند سه دليل مي آورد كه عيسي(ع) خدا نيست: 1- از مادر متولد شده و پسر مريم است. 2- پيامبراني مثل او نيز بوده اند و او بي همتا نيست. 3- او هم مانند ديگران نياز به غذا داشته و قدرتش را از لقمه ناني به دست مي آورده. پس از خود قدرت ندارد تا خدا باشد. آري، آن كه نياز به غذا دارد، نمي تواند خالق باشد. اين ها بيان روشن و عمومي و همه فهم قرآن است.

"صدّيق" كسي است كه بسيار راستگو باشد و راستگويي خود را با كردار درستش ثابت كند.

v در آيه 76، گروهي از مسيحيان به خاطر شرك و غلوّ درباره عيسي(ع) مورد توبيخ خدا قرار گرفتند. "قل أتعبدون من دون الله...".

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v آزمايش الهي عمومي است. هرگز از فتنه ها غافل نشويم.

v عقائد نبايد بر حسب حدس و گمان باشد.

v براي مدتي در خط مستقيم بودن مهم نيست، مهم حسن عاقبت است.

v غرور و خود برتر بيني و گمان و وهم، انسان را كور و كر و از شناخت صحيح محروم مي كند.

v كسي توقع نداشته باشد كه بي امتحان، به جايي برسد.

v لطف الهي تا حدي است كه حتي بدون عذر خواهي انسان، به سوي او سرازير مي شود. خداوند مهربان است، ولي انسان ها لجوج اند. كثرت رهرو نشانه حقانيت راه نيست.

v ايمان به نظارت خداوند در زندگي انسان نقش مهمي دارد.

v عقيده به حلول خداودن در افراد حتي در بهترين انسان ها، كفر است. كسي كه از مادر متولد شده است، چگونه مي تواند خدا باشد؟

v مشرك هرگز به بهشت نمي رود. آنان كه حضرت عيسي را خدا مي دانند، كافر، مشرك، ظالم و از بهشت محرومند.

v شرك به خدا، ظلم است. در قيامت شفاعت هست، ولي براي مشركين نيست. شرك و چند خدايي (تثليث)، كفر است. همه كساني كه قائل به تثليث بوده اند، گرفتار عذاب الهي نخواهند شد. (مي توان گفت: آنها كه بر عقيده به تثليث باقي ماندند و بعد از دعوت قرآن، به توحيد بازنگشتند، در عذاب خواهند بود). پيامد كفر و شرك، عذاب است.

v حتي كفر و شرك، با توبه و اعتقاد به توحيد، بخشيده مي شود. خداوند هم گذشته را مي بخشد و هم مورد رحمت قرار مي دهد.

v داشتن برخي امتيازات و امور استثنايي، دليل بر الوهيت نيست. حضرت آدم هم بدون پدر و مادر بود و كسي او را خدا نپنداشت.

v حضرت مريم، از اولياي خداست. قرآن از او تجليل مي كند و او را "صدّيقه" مي شمارد. زن مي تواند به بالاترين درجات معنوي برسد تا آن جا كه خداوند ثناگويش شود.

v محور و ريشه پرستش، جلب منفعت و يا دفع ضرر است و غير خداوند نمي تواند ضرري را دفع و منفعتي را جلب كند. تنها خداوند، شنواي در خواست ها و آگاه به سود و زيان انسان هاست، نه معبودهاي ديگر.