آيات 77 تا 82 سوره مباركه مائده
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v حضرت داوود(ع)، بني اسرائيل را به خاطر تخلف از حكم تعطيلي روزهاي شنبه لعنت كرد و حضرت عيسي(ع) بدان جهت كه بني اسرائيل پس از خوردن مائده آسماني كه با دعاي آن حضرت و براي اطمينان قلبي آنها نازل شده بود، باز كفر ورزيدند، آنان را لعنت كرد.
امام باقر(ع) فرمود: نفرين حضرت داوود، آنان را خوك و نفرين حضرت عيسي، آنان را ميمون كرد.
v امام صادق(ع) فرمود: اين دسته از بني اسرائيل كه خداوند از آنها در آيه 79 مذمت كرده است، كساني بودند كه در جلسات گناه وارد نمي شدند، ليكن در برخورد با گنهكاران با لبخند و انس برخورد مي كردند.
در روايات ديگري از حضرت علي(ع) چنين آمده است: چون بني اسرائيل از ظالمان، منكر را مي ديدند ولي به خاطر منافعي كه از آنان مي بردند، نهي از منكر نمي كردند، (تا منافعشان به خطر نيافتد و يا خطري متوجه آنان نشود) خداوند از آنان به بدي ياد كرده است.
v امام باقر(ع) در توضيح آيه 80، فرمود: اين دسته كساني بودند كه: "يتولّون الملوك الجبّارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم" جباران را دوست داشتند و اعمال هوس آلود آنان را در نظرشان زيبا جلوه مي دادند تا از دنيايشان بهره گيرند.
v در معناي آيه 81، چند احتمال داده اند: الف- اگر يهود مسلمان مي شدند، كفار را وليّ خود قرار نمي دادند. ب- اگر يهود، به موسي(ع) و تورات ايمان داشتند، هرگز مشركان را وليّ خود نمي گرفتند. ج- اگر كفار و مشركان مسلمان مي شدند، يهود آنان را دوست خود انتخاب نمي كردند. ظاهر آيه با توجه به آيات قبل، احتمال اول را تقويت مي كند.
v "قِسّيس"، به معناي كشيش است و به عالمان ديني كه عهده دار رياست مذهبي مسيحيان هستند، گفته مي شود و "رُهبان" به معني ترسا به عابدان مسيحي گفته مي شود.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v در همه اديان، بايد مرزهاي فكري و عقيدتي حفظ شود و درباره شخصيت ها غلوّ ممنوع است. غلوّ درباره رهبران الهي، غلوّ در دين است.
v تقليد كوركورانه ممنوع است.
v گمراهي مراحلي دارد: ابتدا انسان خود گمراه مي شود. سپس ديگران را گمراه مي كند، كم كم از هدايت به حق براي هميشه باز مي ماند.
v عصيان و تجاوز، انسان را به كفر مي كشاند.
v انبيا، هميشه شفيع نيستند، گاهي هم نفرين مي كنند. گناه و تجاوز، لعنت پيامبران را به دنبال دارد.
v كسي كه نسبت به فساد، بي تفاوت باشد، ملعون انبيا است.
v نهي از منكر، مخصوص دين اسلام نيست. نهي از منكر، يك وظيفه همگاني و عمومي است. ترك امر به معروف، زمينه ساز كفر است. دوستي با كفار، عامل خشم م غضب الهي است.
v خداوند حتي براي اهل كتاب استقلال مي خواهد و وابستگي و ولايت پذيري از مشركين را مورد مذمت قرار مي دهد.
v هر گناه، مقدمه انجام گناهان بزرگ تر مي شود.
v كسي كه به خدا و پيامبر ايمان قلبي داشته باشد، حاضر نيست ولايت غير الهي را بپذيرد. (راه رسيدن به استقلال واقعي و رهايي از سلطه كفار، ايمان است). فسق و بي ايماني، سبب پذيرش سلطه كفار است. ايمان با ولايت كفار سازگار نيست. فسق، با ايمان در تعارض است.
v با دشمنان اسلام و غير مسلمان، بايد با هر يك برخوردي مناسب با رفتار خودشان داشت.
v زمينه هاي رشد در جامعه، سه چيز است: دانشمند بودن، خدا ترسي و نداشتن روحيه استكباري. اگر علم و عبادت و خلاق به هم پيوند خورد، انسان حق گرا مي شود و تعصب را كنار مي گذارد.
v اسلام تعصب نا بجا ندارد و از علماي ساير اديان كه خدا ترس و با انصاف باشند، منصفانه تمجيد مي كند.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون