آیات اول تا هشتم سوره مبارکه انعام
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
سیمای سوره مبارکه انعام
این سوره، شصت و نهمین سوره قرآن است که همه آیاتش یکجا در مکه و با تشریفات خاصی نازل شده است . جبرئیل ، این سوره را با بدرقه هفتاد هزار فرشته بر پیامبر خدا (ص) نازل کرد .
165 آیه دارد و محتوای آیاتش، اصول اعتقادات است و در هفتاد مورد این سوره نام خداوند آمده است.
روایاتی درباره فضیلت این سوره و نیز قضای حاجت توسط تلاوت این سوره آمده است. از جمله از امام صادق (ع) نقل شده که هر کس چهار رکعت نماز ( با دوسلام ) بخواند، آنگاه این سوره و سپس دعایی را قرائت کند، حاجتش بر آورده می شود .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ (١)
1. Praise be Allah, who created the heavens and the earth, and made the darkness and the light. yet those who reject Faith hold (others) As equal, with their Guardian-Lord.
1* سپاس و ستایش خدای راست که آسمانها و زمین را بیافرید و تاریکیها و روشنایی را پدید کرد، سپس "با این همه نشانه ها" کسانی که کافر شدند "بتان را" با پروردگار خویش برابر می کنند – برای خدا همتا می گیرند-.
1. Louange à Allah qui a créé les cieux et la terre, et établi les ténèbres et la lumière. Pourtant, les mécréants donnent des égaux à leur Seigneur.
در تمام قرآن "نور" مقرد آمده است و "ظلمات" به صورت جمع. زیرا حق یکی است، ولی راههای باطل بسیار است. نور، نشانه وحدت و ظلمات، رمز پراکندگی است. "یعدلون" از "عدل" به معنای همتاست.
- اولین آیه این سوره، به "نظام هستی"، دومین آیه به "آفرینش انسان" و سومین آیه به نظام "اعمال و رفتار انسان" اشاره دارد.
- به فرموده حضرت علی (ع): این آیه پاسخ به سه گروه از منحرفان است. الف - « مادیون » که منکر آفرینش و حدوث خلقتند . ب- « دوگانه پرستان » که برای نور و ظلمت دو مبدا قائلند . ج - « مشرکین »، که برای خداوند، شریک و شبیه قائلند.
خداوند هم از عدل به وجود آورده است، هم در موجودها، کیفیات جدید و نوآوری هایی قرار می دهد.
- شریک دانستن برای خدا، نوعی انکار خدا و کفر به اوست.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (٢)
2. He it is created you from clay, and then decreed a stated term (for you). and there is In His presence another determined term; yet ye doubt within yourselves!
2* اوست که شما را از گلی بیافرید، سپس سر آمدی را "برای زندگی شما در دنیا" مقرر داشت و سر آمد معین نزد اوست، با این همه، شما شک می کنید.
2. C'est Lui qui vous a créés d'argile; puis il vous a décrété un terme, et il y a un terme fixé auprès de Lui. Pourtant, vous doutez encore!
در قرآن بیش از 20 مرتبه، از "اجل مسمی" سخن به میان آمده است .
- خداوند برای انسان دو نوع زمان بندی قرار داده است، یکی حتمی که اگر همه مراقبت های هم به عمل آید، عمر مانند نفت چراغ تمام می شود و دیگری زمان بندی الهی مربوط به کردار خودمان، مثل چراغی که نفت دارد ولی آن را در معرض طوفان قرار دهیم .
- در روایات، کارهایی چون صله رحم، صدقه، زکات و دعا سبب طول عمر بیان شده و اعمالی چون قطع رحم و ظلم، سبب کوتاه شدن عمر دانسته شده است.
- به نقل ابن عباس: خداوند برای انسان دو اجل قرار داده: یکی از تولد تا مرگ، دیگری از مرگ تا قیامت. انسان با اعمال خود، گاهی از یکی می کاهد و به زمان دیگری می افزاید. پس پایان اجل هیچکس قابل تغییر نست.
مدت عمر و پایان زندگی، به دست ما نیست.
- تنها خداوند بر اجل قطعی آگاه است.
- با آن که آفرینش و پایان کار انسان، همه از خدا و به دست اوست، پس چرا در مبدا و معاد شک کنیم؟
وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ (٣)
3. and He is Allah In the heavens and on earth. He knoweth what ye hide, and what ye reveal, and He knoweth the (recompense) which ye earn (by your deeds).
3* و اوست خدای یگانه – الله – در آسمانها و در زمین، نهان شما و آشکار شما را می داند و آنچه می کنید
می داند.
3. et Lui, il est Allah dans les cieux et sur la terre. il connaît ce que vous cachez en vous et ce que vous divulguez et il sait ce que vous acquérez.
در پاسخ به عقیده انحرافی چند خدایی (خدای باران، خدای جنگ، خدای صلح، خدای زمین و گیاه) این آیه می فرماید: خدای همه چیز و همه جا یکی است .
منطقه فرمانروایی خداوند، تمام هستی است .
- خداوند ، از آینده کارهای انسان آگاه است .
- آشکار و نهان انسان نزد خداوند یکسان است.
- ایمان به احاطه علمی خداوند، هم انگیزه برای کار نیک است و هم بازدارنده از کار بد.
وَمَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ (٤)
4. but never did a single one of the Signs of their Lord reach them, but They turned away therefrom.
5. and Now They reject the truth when it reaches them: but soon shall They learn the reality of what They used to mock at.
4* هیچ نشانه های پروردگارشان بدیشان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند.
4. et il ne leur vient aucun des signes d'entre les signes de leur Seigneur, sans qu'ils ne s'en détournent.
فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٥)
5. and Now They reject the truth when it reaches them: but soon shall They learn the reality of what They used to mock at.
5* همانا حق را هنگامی که بدیشان آمد دروغ انگاشتند ، پس بزودی خبرهای آنچه بدان ریشخند می کردند به آنان می رسد.
5. ils traitent de mensonge la vérité quand celle-ci leur vient. mais ils vont avoir des nouvelles de ce dont ils se moquent.
شاید مراد از « خبرهای بزرگ » در آیه 4 خبر فتح مکه یا شکست مشرکین در بدر و امثال آن باشد .
سقوط انسان سه مرحله دارد : اعراض ، تکذیب و استهزاء .
- برای لجباز ، نوع دلیل و آیه اثری ندارد ، او همه را یکسره رد می کند.
- هم باید به مومنان دلگرمی داد که راهشان حق است و هم کافران را تهدید کرد و آرامش آنان را گرفت که خبرهای تلخ برایتان خواهد آمد .
- استهزاء شیوه همیشگی کفار است .
أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأنْهَارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ (٦)
6. see They not How many of those before them we did destroy?- generations we had established on the earth, In strength such As we have not given to you - for whom we poured out rain from the skies In abundance, and gave (fertile) streams flowing beneath their (feet): yet for their sins we destroyed them, and raised In their wake fresh generations (to succeed them).
6* آیا ندیدند که چه گروه هایی از مردم را پیش از آنان نابود کردیم؟! آنان را در زمین چنان جایگاه و توان دادیم که شما را ندادیم و بر آنان بارانهای پیاپی فرستادیم و از زیر "مساکن" آنها جویها روان ساختیم، پس آنان را به سزای گناهانشان هلاک کردیم، از پس ایشان مردمی دیگر پدید آوردیم.
6. N'ont-ils pas vu combien de générations, avant eux, nous avons détruites, auxquelles nous avions donné pouvoir sur terre, bien plus que ce que nous vous avons donné? nous avions envoyé, sur eux, du ciel, la pluie en abondance, et nous avions fait couler des rivières à leurs pieds. puis nous les avons détruites, pour leurs péchés; et nous avons créé, après eux, une nouvelle génération.
"
قرن"، به امتی گفته میشود که یکپارچه هلاک شده باشند و کسی از آنان باقی نمانده باشد. به مردمی هم که در یا زمان زندگی میکنند، قرن گفته می شود و معمولا یک نسل، از 60 تا 100 سال طول می کشد. از این رو قرن را به 60 یا 80 یا 100 سال می گویند.
- کلمه "مدرار" به معنای ریزش فراوان و پی در پی باران و به مقدار نیاز است.
کیفر آنان که از امکانات خداداد ، سوء استفاده می کنند ، نابودی است .
- خداوند ، علاوه بر عذاب آخرت ، در این دنیا هم کیفر می دهد .
- قدرتمندان فکر نکنند دنیا همیشه به کامشان است ، خداوند دیگران را جایگزین آنان می کند.
- توجه به زوال نعمتها و سرنگونی مرفهان ، از عوامل غفلت زدایی است .
- اگر امکانات در دست صالحان باشد ، نماز برپا می دارند . ولی اگر در دست نا اهلان بی ایمان باشد ، فساد و گناه میکنند.
- امکانات مادی ، مانع قهر و عذاب الهی نیست .
- امکانات مادی ، همیشه و برای همه ، رمز کامیابی نیست .
- هلاکت مردم به سبب گناهانشان، از سنت های الهی است.
- دو نوع مرگ داریم : طبیعی ، که با رسیدن اجل است و غیر طبیعی که به خاطر قهر الهی و با حوادث غیر منتظره است .
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِينٌ (٧)
7. if we had sent unto Thee a written (message) on parchment, so that They could touch it with their hands, the unbelievers would have been sure to say: "This is nothing but obvious magic!"
7* و اگر کتابی نوشته در کاغذی بر تو فرو فرستیم و آن را با دستهای خویش لمس کنند، کسانی که کافر شدند هر آینه گویند: این نیست مگر جادویی آشکار.
7. même Si nous avions fait descendre sur Toi (Muhammad) un Livre en papier qu'ils pouvaient toucher de leurs mains, ceux qui ne croient pas auraient certainement dit: ‹Ce n'est que de la magie évidente!›
گروهی از مشرکان می گفتند که ما در صورتی ایمان می آوریم که نوشته ای بر کاغذ، همراه با فرشته ای بر ما نازل کنی. ولی دروغ می گفتند در پی بهانه جویی بودند.
"قرطاس" چیزی است که بر روی آن نویسند، چه کاغذ، چه چوب، یا پوست و سنگ، امروز به کاغذ گفته میشود .
وقتی پای لجاجت در کار باشد ، هیچ دلیلی کارساز نیست حتی محسوسات را منکر می شوند.
- سحر، از رایج ترین نسبت هایی بود که مشرکان به پیامبر می دادند.
وَقَالُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ (٨)
8. They say: "Why is not an angel sent down to him?" if we did send down an angel, the matter would be settled at once, and no respite would be granted them.
8* و گفتند چرا فرشته ای بر او فرود نیامده است؟! و اگر فرشته ای می فرستادیم همانا کار گزارده می شد – هلاک می شدند – و دیگر مهلت نمی یافتند.
8. et ils disent: ‹Pourquoi n'a-t-on pas fait descendre sur Lui (Muhammad) un Ange?› Si nous avions fait descendre un Ange, ç'eût été, sûrement, affaire faite; puis on ne leur eût point donné de délai.
فرشته مورد تقاضای کفار، اگر به صورت انسان باشد، که مانند همان پیامبر خواهد بود و اگر به صورت واقعی اش جلوه کند، طاقت دیدن آن را ندارند و با مشاهده آن، جان خواهند داد.
- روحیه شیطانی استکبار، اجازه نمی دهد انسان از بشری همانند خود پیروی کند. (گاهی می گوید: چرا انبیا، مثل ما غذا نیم خورند و در بازارها راه می روند و همچون ما لباس می پوشند؟ گاهی به یکدیگر می گفتند: اگر از پیامبری مثل خودتان اطاعت کنید، زیان کرده اید).
سنت الهی چنین است که اگر معجزه ای به درخواست مردم انجام شود و انکار کنند، هلاک قطعی سراغشان خواهد آمد. (شیوه دعوتهای الهی، بر اساس آزادی، تفکر، انتخاب و مهلت داشتن است. تقاضای راه دیگری مانند نزول فرشته یا غذای آسمانی و خارج شدن شتر از دل سنگ فرصت و مهلت انتخاب را می گیرد و تنها راه، پذیرش دعوت است وگرنه هلاک میشوند).

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون