آیات 82 تا 90 سوره مبارکه انعام
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ (٨٢)
82. "It is those who believe and confuse not their beliefs with wrong - that are (truly) In security, for They are on (right) Guidance."
82* کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی – شرک – نیامیختند، ایشانند که امینی دارند و آنان راهیافتگانند.
82. ceux qui ont cru et n'ont point troublé la pureté de leur foi par quelqu'inéquité (association), Ceux-là ont la sécurité; et ce sont eux les bien-guidés›.
آیات قبل درباره توحید و شرک بود و این آیات به منزله جمع بندی آیات گذشته است، چنان که امام(ع) فرمود: مراد از ظلم در این آیه شرک است.
- در بعضی روایات مراد از ظلمرا شک و تردید گرفته اند. البته شک گاهی غیر اختیاری و مقدمه تحقیق است ولی گاهی جنبه بهانه و تشکیک دارد که این نوع دوم، ظلم است.
- امام باقر(ع) فرمود: این آیه درباره حضرت علی(ع) نازل شد که لحظه ای در طول زندگی به سراغ شرک نرفت.
- کلمه «لبس » به معنای پوشاندن است . معلوم می شود ایمان چون فطری است ، نابود شدنی نیست بلکه غبارهایی آن را می پوشاند .
وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (٨٣)
83. that was the reasoning about us, which we gave to Abraham (to use) against His people: we raise whom we will, degree after degree: for Thy Lord is full of wisdom and knowledge.
83* و اینها حجت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر که را بخواهیم پایه ها بالا می بریم، که پروردگارت درستکار و داناست.
83. tel est l'argument que nous inspirâmes à Abraham contre son peuple. nous élevons en Haut rang qui nous voulons. Ton Seigneur est Sage et Omniscient.
امنیت و هدایت واقعی ، در سایه ایمان و عدالت است . نه مومنان ظالم هدایت یافته اند و نه عدالت خواهان بی ایمان
- تا ایمان خالص نباشد ، دلهره است.
- موحدی که با برهان و دلیل در برابر انحرافهای جامعه بایستد، دارای درجاتی است .
- درجات الهی ، حکیمانه به افراد داده می شود .
- آفت ایمان، ظلم و شرک و به سراغ رهبران غیر الهی رفتن است.
- حفظ ایمان مهمتر از خود ایمان است.
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (٨٤)
84. we gave Him Isaac and Jacob: all (three) guided: and before him, we guided Noah, and among His progeny, David, Solomon, Job, Joseph, Moses, and Aaron: Thus do we reward those who do good:
84* و او را اسحاق و یعقوب بخشیدیم و همه را راه نمودیم و نوح را پیش از آن راه نمودیم و از فرزندان او داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را راه نمودیم و نیکوکاران را اینچنین پاداش می دهیم .
84. et nous Lui avons donné Isaac et Jacob et nous les avons guidés tous les deux. et Noé, nous l'avons guidé auparavant, et Parmi la descendance (d'Abraham) (ou de Noé), David, Salomon, Job, Joseph, Moïse et Aaron. et C'est Ainsi que nous récompensons les bienfaisants.
در این آیه و دو آیه بعد ، جمعا نام 17 نفر از پیامبران آمده است و این ترتیب ، نه زمانی است نه به حسب رتبه ، شاید هم تقسیم آنها در این سه آیه بر این اساس باشد که : در آیه 84 نام پیامبرانی است که حکومت داشتند . در آیه 85 پیامبرانی ذکر شده که فقیر بودند و دنیا نداشتند و در آیه 86 پیامبرانی که گرفتاری های ویژه ای داشتند.
- در ضمیر "ذرّیته" دو احتمال است: یکی آنکه ضمیر به حضرت ابراهیم(ع) برگردد، چون آیات پیش درباره اوست و اکثر این افراد از نسل اویند، روایت نیز همین را می فرماید. دیگر آن که به نوح(ع) برگردد، چون ضمیر به نام او نزدیکتر است و از نسل او پیامبرانی هم چون لوط بوده اند.
فرزند صالح ( که موجب تداوم تفکر توحیدی توسط ذریه طیبه انسان میشود ) بهترین هدیه و موهبت الهی است .
- پیامبر زادگی به تنهایی سبب افتخار نیست ، ذریه ابراهیم ، خودشان کمالاتی داشتند و از هدایت الهی برخوردار بودند .
- در تاریخ بشر ، همواره سنت هدایت و بعثت جریان داشته است.
- الطاف الهی بی حساب و جهت به افراد داده نمی شود.
وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ (٨٥)
85. and Zakariya and John, and Jesus and Elias: all In the ranks of the righteous:
85* و زکریا و یحی و عیسی و ایاس را راه نمودیم که همه از شایستگان بودند .
85. de même, Zacharie, Jean-Baptiste, Jésus et Elie, tous étant du nombre des gens de bien.
وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ (٨٦)
86. and Isma'il and Elisha, and Jonas, and Lot: and to all we gave favour above the nations:
86* و اسماعیل و یسع و یونس و لوط را راه نمودیم و همه را بر مردم جهان برتری دادیم .
86. de même, Ismaël, Elisée, Jonas et Lot. chacun d'eux nous l'avons favorisé par dessus le reste du monde.
وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (٨٧)
87. (to them) and to their fathers, and progeny and brethren: we chose them, and we guided them to a straight way.
87* و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان نیز و ایشان را برگزیدیم و به راه راست هدایت کردیم.
87. de même une partie de leurs ancêtres, de leurs descendants et de leurs frères et nous les avons choisis et guidés vers un chemin droit.
"
ذریه" به فرزندانی گفته می شود که از طرف پسر به انسان منسوب باشند، با آنکه عیسی پدر نداشت ، و تنها از طریق مادرمنسوب به ابراهیم بود، ولی در این آیه، عیسی هم از ذریه ابراهیم به شمار آمده است . در روایاتی ، امام صادق و امام کاظم (ع) به استناد همین آیه، اهل بیت را که از طرف مادر به پیامبر می رسیدند، ذریه رسول الله و انباء رسول الله دانسته اند .
- در اینکه "یسع" نام مستقلی است، یا اینکه از ریشه لغوی "وسعت" گرفته شده و مضارع وسع است ( مثل یحیی ) یا اینکه همان یوشع است که با تغییراتی از عبری به عربی وارد شده، اقوالی است .
- برخی خواسته اند از کلمه "مِن" در "مِن آبائِهم" استفاده کنند که در میان پدران انبیا افراد منحرف هم بوده اند ولی لحن آیات، در مقام برگزیدگی پدران برای نبوت است. نه در مقام کفر و ایمان آنان.
ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٨٨)
88. This is the guidance of Allah. He giveth that guidance to whom He pleaseth, of His worshippers. if They were to join other gods with him, all that They did would be vain for them.
88* این است رهنمونی خدا، که با آن هر که را از بندگان خود بخواهد راه می نماید و اگر شک می ورزیدند، هر آینه آنچه می کردند تباه و نابود می گردید.
88. Telle est la direction par laquelle Allah guide qui il veut Parmi ses serviteurs. mais s'ils avaient donné à Allah des associés, Alors, Tout ce qu'ils auraient fait eût certainement été vain.
هدایت واقعی هدایت خداست . هدایتهای دیگر سراب است .
- همه حتی پیامبران ، تا مشمول ارداده و لطف خدا قرار نگیرند ، از خود راه هدایتی ندارند .
- شرک ، عامل محو و باطل شدن همه کارهاست .
- در سنت الهی تبعیض نیست . حتی اگر پیامبران هم شرک بورزند ، تنبیه می شوند ، چون اصالت با حق است نه با اشخاص
- انبیا ء معصومند و غبار شرک هرگز بردامانشان نمی نشیند . در آیه فرض شرک به عنوان فرض محال نسبت به انبیاست.
- در جهان بینی الهی ، ارزش در اخلاص و روح الهی داشتن است.روح اخلاص اگر نبود ، همه چیز می رود.
أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ (٨٩)
89. these were the men to whom we gave the Book, and authority, and prophethood: if these (Their descendants) reject them, Behold! we shall entrust their charge to a new people who reject them not.
89*آنان کسانی اند که کتاب و حکم – حکمت و داوری – و پیامبری به آنان دادیم. پس اگر اینان –کافران و منکران – به آنها – کتاب و نبوت – کافر شوند، هر آینه گروهر را بدانها برگماریم که بدانها کافر نباشند.
89. C'est à eux nous avons apporté le Livre, la Sagesse et la prophétie. Si ces autres-là n'y croient pas, du moins nous avons confié ces choses à des gens qui ne les nient pas.
کلمه « حکم » ، هم به معنای حکومت و زمامداری است ، و هم قضاوت و هم درک عقل . در مفردات راغب ، معنای اصلی آن منع و جلوگیری ذکر شده و چون عقل و قضاوت و حکومت صحیح مانع اشتباه و خلافند ، به آنها حکم اطلاق شده است .
- در تفسیر المنار و روح المعانی از مفسران نقل شده که مراد از « قومی که کفر نمی ورزند و حق را پذیرفته و حمایت می کنند » ایرانیانند.
- امام صادق(ع) فرمود: اصحاب صاحب این امر، محفوظ هستند، اگر همه مردم از او دور شوند، خداوند اصحاب او را می آورد. آنان همان کسانی هستند که خداوند درباره آنان فرود: "فاِن یکفر بها هولاء فقد و کلّنا...".
با کفر گروهی ، مکتب حق بی طرفدار نمی ماند . وقتی راه ، حق و الهی باشد ، آمد و رفت افراد نباید در انسان اثر کند.
- نیکوکاری، صلاح پیشگی و راه یافتن به راه مستقیم، از اوصاف انبیاست.
- هر مکتب طرفداران و مخالفانی دارد و میان آنان نیز ریزش است و هم رویش. گاهی طرفدار، مخالف و یا مخالف، طرفدار می شود. مسلمان، مرتد و کافر، مسلمان می شود.
أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهِ قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ (٩٠)
89. these were the men to whom we gave the Book, and authority, and prophethood: if these (Their descendants) reject them, Behold! we shall entrust their charge to a new people who reject them not.
90* اینان کسانی اند که خداوند آنان را راه نمود، پس راه راست ایشان را پی گیر. بگو : از شما بر این پیام رسانی و راهنمایی هیچ مزدی نمی خواهم، این نیست مگر یاد آوری و پندی برای مردم جهان.
90. voilà ceux qu'Allah a guidés: suis donc leur direction. Dis: ‹Je ne vous demande pas pour cela de salaire›. ce n'est qu'un rappel à l'intention de Tout l'univers.
حرف «ه» در اقتده ، ضمیر نیست ، بلکه هاء سکت است و برای وقف به کار می رود.
پیروی از هدایت پیامبران ، اقتدا به هدایت الهی است .
- نام و یاد و راه اولیاء خدا باید زنده بماند و نو آوری های نباید ارزشهای پیشین را از یادها ببرد .
- ارزش انسانها به خط فکری و سیره عملی آنانست .
- تغییر یا نسخ بعضی احکام جزئی ، دلیل بطلان اصول و کلیات نیست . پس خط کلی انبیاء باید تداوم یابد.
- مبلغ دین ، نباید متهم به دنیا طلبی و مادیات باشد .
- تفاوت پیامبران و سایر مدعیان رهبری و انقلابیون آنست که هدف پیامبران ، مادی نیست .
- موفق ترین انسانها آنانند که از کمالات و اخلاق نیک و روش استوار پیشینیان بهره مند شوند.
- انبیاء ، یاد و یاد آور انسانهای فراموشکارند.
- دلیل و نتیجه پیروی، باید هدایت یافتگی باشد.
- اسلام دین جهانی است.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون