*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 

وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ (١١١)

111- and even if we had sent down unto them angels, and the dead had spoken unto them, and we had gathered together All things before their very eyes, they would not have believed, unless Allâh willed, but Most of them behave ignorantly.

111*و اگر ما فرشتگان را به سوي آنان نازل مي كرديم و مردگان با آنان سخن مي گفتند و همه چيز را به گواهي صدق و اعجاز دسته دسته در برابرشان گرد مي آورديم باز هم ايمان نمي آوردند، مگر آن كه خداوند بخواهد به اجبار ايمان آورند، ولي بيشترشان ناداني مي كنند.

111- et Si nous faisions descendre les Anges vers eux, [comme ils l'avaient proposé] Si les morts leur parlaient, et Si nous rassemblions toute chose devant eux, ils ne croiraient que Si Allah veut. mais la plupart d'entre eux ignorent.

نکته هادر دو آیه قبل، ادعای دروغ مشرکان مطرح شد که می گفتند: اگر معجزه بیاید ایمان می آوریم، اینجا نمونه آن معجزات مطرح شده است.

- "قُبُل" يا به معناي مقابل است، يا جمع قبيل، به معناي گروه و دسته.

- شبيه این آيه، در سوره حجر آيات 14 و 15 امده است: "و لو فَتَحنا عليهم باباً من السّماء فظلّوا فيه يعرجون لقالوا انّما سُكِّرَت أبصارُنا بل نحن قوم مَسحورون" اگر از آسمان دري باز شود و كفار از آن بالا روند، باز هم مي گويند: چشم ما را جادو كرده اند.

پیام هابراي دل هاي لجوج هيچ آيه و نشانه اي زمينه ساز ايمان نمي گردد.

- خدا اگر بخواهد، مي تواند به اجبار، همه را مؤمن سازد. ولي اين خلاف حكمت اوست.

- جهالت، عامل ايمان نياوردن به آيات الهي است.

 

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (١١٢)

112- and so we have appointed for Every Prophet enemies - Shayâtin (devils) among mankind and jinns, inspiring one another with adorned speech as a delusion (or by Way of deception). if Your Lord had so willed, they would not have done it, so leave them alone with their fabrications. (Tafseer Qurtubi, Vol.7, Page 67)

112* اي پيامبر! اينان تنها در برابر تو به لجاجت نپرداختند، بلكه ما اين گونه براي هر پيامبري، دشمني از شيطان هاي انس و جن قرار داديم. كه برخي از آنان حرف هاي دل پسند و فريبنده را به برخي ديگر مرموزانه القا مي كنند. البته اگر پروردگارت مي خواست، چنين نمي كردند. ولي سنت الهي بر آزادي انسان ها مي باشد، پس آنان را و آنچه به دروغ مي سازند به خود واگذار.

112- ainsi, à chaque prophète avons-Nous assigné un ennemi: des diables d'entre les hommes et les djinns, qui s'inspirent trompeusement les uns aux autres des paroles enjolivées. Si Ton Seigneur avait voulu, ils ne l'auraient pas fait; laisse-les donc avec ce qu'ils inventent.

نکته هادر دو آیه قبل آمده بود که: ما آنان را به حال خود رها کردیم "نذرهم فی طغیانهم یعمهون" اینجا می فرماید: تو نیز آنان را به حال خود رها کن "فذرهم".

- سقوط انسان، از قبول وسوسه شيطان شروع مي شود، "يُوَسوِسُ في صُدُورِ النّاس" آنگاه هر كه وسوسه در او اثر گذاشت از ياران شيطان مي شود، "اِخوان الشياطين" و در نهايت خودش شيطان مي گردد. "شياطين الانس".

- تضاد و درگيري، زمينه ساز تكامل اختياري است. به همين جهت خداوند، جهان را عالم تزاحم و تضاد اختياري قرار داده است.

پیام هااز عوامل استقامت و پايداري انسان، آگاهي از تاريخ و مشكلات ديگران است.

- كفار لجوج، شيطانند.

- شياطين، روش هاي شيطنت را به يكديگر مي آموزند.

- كلمات زيبا و فريبنده، مي تواند از عوامل اغفال انسان باشد.

- خداوند انسان را آزاد آفريده و دنيا را ميدان درگيري ها قرار داده است.

- اختيار و آزادي بشر، در مسير رشد و تربيت اوست.

- در نظام هستي، يك اراده حاكم است نه دو قدرت، يزدان و اهريمن در برابر هم نيستند و تلاش هاي - انحرافي از قدرت و سلطه الهي بيرون نيست.

- رهبر جامعه اسلامی باید برای مخالفت ها آماده باشد.

- انتظار ریشه کن شدن مخالفان و بدخواهان را نداشته باشیم.

- شیاطین انس و جن از طریق القا به یکدیگر، با هم ارتباط دارند.

 

وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ (١١٣)

113- (and This is In order) that the hearts of those who disbelieve In the Hereafter may incline to such (deceit), and that they may remain pleased with it, and that they may commit what they are committing (all kinds of sins and evil deeds, etc.).

113* و شياطين، سخنان فريبنده خود را بر مردم مي خوانند تا گوش دل آنان كه به قيامت ايمان ندارند، به آن سخنان مايل شود و آن را بپسندند و آنان به دست آورند آنچه را به دنبال به دست آوردنش هستند.

113- et pour que les coeurs de ceux qui ne croient pas à l'au- delà se penchent vers elles, qu'ils les agréent, et qu'ils perpètrent ce qu'ils perpètrent.

نکته ها"تَصغي" از "صَغو" به معناي تمايل است، تمايلي كه از راه شنيدن حاصل مي شود.

- "اِقتراف"، به معناي تحصيل و كسب چيزي است.

پیام هاوسوسه ها و تبليغات، به تنهايي عامل انحراف نيست، بلكه گوش دادن و دل سپردن و جذب شدن، مؤثر است.

- ايمان نداشتن به آخرت، سبب تسخير و نفوذ شيطان است.

 

أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (١١٤)

114- [Say (O Muhammad )] "Shall I seek a judge other than Allâh while it is He who has sent down unto You the Book (the Qur'ân), explained In detail." those unto whom we gave the Scripture [the Taurât (Torah) and the Injeel (Gospel)] know that it is revealed from Your Lord In truth. so be not You of those who doubt.

114* پس بگو: آيا با اين همه دلايل روشن، غير خدا را به داوري جويم؟ در حالي كه اوست كه كتاب آسماني را به تفصيل به سوي شما نازل كرد و كساني كه به آنان كتاب داده ايم، (يهود و نصاري) مي دانند كه اين كتاب، از طرف پروردگارت به حق نازل گشته است، پس به هيچ وجه از ترديد كنندگان مباش.

114- Chercherai-je un autre juge qu'Allah, alors que C'est Lui qui a fait descendre vers vous ce Livre bien exposé? ceux auxquels nous avons donné le Livre savent qu'il est descendu avec la vérité venant de Ton Seigneur. ne sois donc point du nombre de ceux qui doutent.

نکته هادر آیه 111، سخن این بود که اگر مردگان هم با اینان حرف بزنندیا فرشتگان فرود آیند، ایمان نخواهند آورد. در این آیه می فرماید: اهل کتاب، وحی بودن قرآن را می دانند و تقاضای معجزات دیگر، تنها بهانه است.

- "حَكَم" را برخي با "حاكم" يكي دانسته اند، اما برخي گفته اند: "حَكَم"، داوري است كه طرفين دعوا، او را انتخاب كرده باشند، ولي "حاكم"، هر گونه داور است. در مجمع البيان آمده است: حَكَم، كسي است كه به حق داوري كند ولي حاكم، به هر قاضي گفته مي شود.

- پيامبر(ص) در راه خود ترديدي ندارد، لذا خطاب "لا تكوننّ مِنَ المُمترين" هشدار به مسلمانان است كه نگران حقانيت راه خود نباشند.

پیام هابا وجود كتابي هم چون قرآن، به سراغ داوري ديگران رفتن، نادرست و قابل توبيخ است. (جز خداوند، كسي حق قانون گذاري و داوري ندارد.)

- قوانين و احكام اسلام، ابهام ندارد.

- مبادا به خاطر ايمان نياوردن اهل كتاب، در شما ترديدي پيدا شود. زيرا آنان حقانيت قرآن را خوب مي دانند و انكارشان به دليل لجاجت است.

- یکی از دلایل حقانیت اسلام، بشارت انبیای گذشته در تورات و انجیل است.

- رهبر بايد از قاطعيتي ترديد ناپذير در راه دعوت برخوردار باشد.

وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلا لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (١١٥)

115- and the word of Your Lord has been fulfilled In Truth and In justice. none can change his words. and He is the All­Hearer, the All­Knower.

115* و كلام پروردگارت، در صداقت و عدالت به حد كمال و تمام رسيد. هيچ تغيير دهنده اي براي كلمات او نيست و او شنواي داناست.

115- et la parole de Ton Seigneur s'est accomplie en toute vérité et équité. Nul ne peut modifier ses paroles. il est l'Audient, l'Omniscient.

نکته هامراد از "كلمة" در این آيه ، به دليل آيه قبل، آيات قرآن است ولي واژه "كلمة" در فرهنگ قرآن و روايات، گاهي به معناي وعده حتمي آمده است، "و تمّت كلمة ربّك الحسني علي بني اسرائيل بما صبروا" كه تحقق وعده الهي را نسبت به بني اسارئيل به خاطر صبرشان بيان مي كند. گاهي به معناي دين امده است، "كلمة الله" يعني دين خدا و گاهي به پيامبر و اولياي الهي اطلاق شده است، چنان چه درباره حضرت عيسي(ع) مي خوانيم: "كلمته القاها الي مريم" در روايات نيز از قول ائمه(ع) آمده است كه ما كلمات الهي هستيم. "نحن الكلمات".

پیام هاقرآن، آخرين كتاب آسماني و اسلام، آخرين دين الهي است.

- قرآن، معجزه اي كامل براي اثبات رسالت پيامبر اكرم(ص) است.

- قرآن، پاسخگوي همه نيازهاي هدايتي جوامع بشري است.

- مبناي قوانين و سنت هاي خداوند در نظام هستي، صدق و عدل است.

- اخبار قرآن، صادق و احكامش بر عدل استوار است.

- در قرآن، تحريف راه ندارد.

- خداوند نيازهاي را بسيار خوب مي داند و با توجه به آن، قرآن را نازل كرده است.

 

وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلا يَخْرُصُونَ (١١٦)

116- and if You obey Most of those on earth, they will mislead You far away from Allâh's Path. they follow nothing but conjectures, and they do nothing but lie.

116* و اگر از بيشتر افراد روي زمين اطاعت كني، تو را از راه خداوند، منحرف و گمراه مي كنند. زيرا آنان جز از روي گمان پيروي نمي كنند و آنان، جز به حدس و گمان نمي پردازند.

116- et Si Tu obéis à la majorité de ceux qui sont sur la terre, ils t'égareront du sentier d'Allah: ils ne suivent que la conjecture et ne font que fabriquer des mensonges.

نکته ها"خَرص" به معناي تخمين و حدس است. چون بعضي از تخمين ها نادرست از آب در مي آيد، به معناي دروغ هم آمده است.

پیام هاراه هدايت و راه قرآن ملاك است، نه راه مردم و اكثريت.

- اكثريت دليل حقانيت نيست. ملاك، حق است نه عدد، پس در پيمودن راه حق از كمي افراد نهراسيد.

- اكثريت، چنان جلوه اي دارد كه خدا پيامبر را هم از تبعيت آن بر حذر مي دارد.

- ريشه ضلالت ها، اعتماد به حدس و گمان است.

- در انتخاب راه، دليل و برهان لازم است، نه حدس و گمان.

 

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (١١٧)

117- Verily, Your Lord! it is He who knows best who strays from his way, and He knows best the rightly guided ones.

117* قطعاً پروردگار تو، خود به كساني كه از راه او گمراه مي شوند، داناتر است و او به هدايت يافتگان نيز آگاه تر است.

117- certes Ton Seigneur connaît le mieux ceux qui s'égarent de son sentier, et C'est Lui qui connaît le mieux les bien-guidés.

نکته ها"مَهديّ"، يعني كسي كه از ابتدا به هدايت الهي راه يافته است، مانند امامان معصوم(ع) اما "مُهتَدي" كسي است كه پس از ضلالت، هدايت شده باشد.

پیام هابشر نيز علم دارد، اما تنها خدا اعلم است.

- تربيت، نياز به آگاهي دارد.

- با تظاهر و نفاق، خود و ديگران را مفريبيم كه خدا همه را بهتر مي شناسد.

- از اعلم پيروي كنيم، نه اكثريت.

 

فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ (١١٨)

118- so eat of that (meat) on which Allâh's Name has been pronounced (while slaughtering the animal), if You are believers In his Ayât (proofs, evidences, verses, lessons, signs, revelations, etc.).

118* پس اگر به آيات الهي ايمان داريد، تنها از آنچه نام خداوند هنگام ذبح بر آن برده شد، بخوريد.

118- mangez donc de ce sur quoi on a prononcé le nom d'Allah Si vous êtes croyants en ses versets (le Coran).

نکته هابردن نام خداوند هنگام ذبح حيوان، نوعي مصونيت دادن به ماديات و به صحنه آوردن ايمان است. ياد خدا در هر كاري خوب است، اما در ذبح حيوان كه گرفتن جان آن مطرح است، ضرورت مي يابد.

- از نشانه هاي جامعيت مكتب اسلام اين است كه در يك مسئله جزيي مانند ذبح، همه جوانب آن را مطرح كرده است: هم مكتب (نام خدا)، هم وسيله(آهن)، هم شيوه بريدن رگ ها، هم امت(مسلمان بودن كسي كه ذبح مي كند) و هم جهت (قبله) و هم موارد مصرف. "فكلوا مما ذكر اسم الله".

پیام هاغذا و خوراك مؤمن بايد جهت الهي داشته باشد.

- نام خداوند، مُهر جواز مصرف و پروانه استفاده از گوشت حيوانات قابل مصرف است.

- براي تحكيم پايه هاي توحيد، از هر فرصتي، حتي ذبح حيوان بايد استفاده كرد. آري توحيد، تنها يك مسأله ذهني نيست.

- تغذيه حلال و التزام به احكام، شرط ايمان است.               

 

          التماس دعا