آیات 143 تا 146 سوه مبارکه انعام
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأنْثَيَيْنِ نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١٤٣)
143- (take) eight (head of cattle) In (four) pairs: of sheep a pair, and of goats a pair; say, hath He forbidden the two males, or the two females, or (the young) which the wombs of the two females enclose? Tell me with knowledge if ye are truthful:
143*هشت جفت، از میش دو – نر و ماده – و از بز دو – نروماده – بیافرید، بگو: آیا خدا دو نر را حرام کرده است یا دو ماده را یا آنچه را که زهدانهای آن دو ماده در بر دارد ؟ مرا از روی دانش خبر دهید، اگر راستگویید.
143- (il en a créé) huit, en couples: deux pour les ovins, deux pour les caprins... Dis: ‹Est-ce les deux mâles qu'il a interdits ou les deux femelles, ou ce qui est dans les matrices des deux femelles ? Informez-moi de toute connaissance, Si vous êtes véridiques›;
کلمه "زوج" هم به مجموع نر و ماده گفته می شود و هم به هر کدام به تنهایی، در این آیه به هر کدام به تنهایی گفته شده و مراد از هشت جفت، هشت عدد است، چهار نر و چهار ماده. که چهار تا در آیه 143 و چهار تا در آیه بعد بیان شده است .
- بعضی روایات ، هشت جفت ( که 16 عدد باشد ) بیان شده که از هر چهار نژاد (گوسفند، بز ، شتر و گاو ) یکی اهلی و یکی وحشی و یکی نر و یکی ماده مراد است.
- در آیه 6 سوره زمر، هشت نرو ماده در کنار خلقت انسان بیان شده است . شاید به خاطر تقارن خلقت انسان با خلقت آنهاست .
- احتمال دارد که ترتیب نام بردن از حیوانات چهاگانه، اشاره به برتری آنها در مصرف باشد . ( گوسفند ، بز، شتر و گاو ).
وَمِنَ الإبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٤٤)
144- of camels a pair, and oxen a pair; say, hath He forbidden the two males, or the two females, or (the young) which the wombs of the two females enclose? - were ye present when Allah ordered you such a thing? but who doth more wrong than one who invents a lie against Allah, to lead astray men without knowledge? for Allah guideth not people who do wrong.
144* و از دو شتر – نر و ماده – و از گاو دو – نرو ماده – بیافرید، بگو دو نر را حرام کرده است یا دو ماده را یا آنچه را که زهدانهای دو ماده در بر دارد؟ یا مگر آنگاه که خداوند شما را به این حکم سفارش میکرد حاضر و گواه بودید؟! پس کیست ستمکار تر از آن که بر خدا دروغ بافته تا مردم را به بی دانشی گمراه کند؟ همانا خدا گروه ستمکار را راه ننماید.
144-...deux pour les camélidés, deux pour les bovins... Dis: ‹Est-ce les deux mâles qu'il a interdits ou les deux femelles, ou ce qui est dans les matrices des deux femelles? ou bien étiez-vous témoins quand Allah vous l'enjoignit?› qui est donc plus injuste que celui qui invente un mensonge contre Allah pour égarer les gens sans se baser sur aucun savoir? Allah ne guide pas les gens injustes.
برای خرافه زدایی و آنچه در ذهن های رسوب کرده ، باید عقاید حق را بسیار باز و روشن مطرح کرد .
- در فتوا دادن یا عقیده به حلال و حرام بودن چیزی ، علم لازم است .
- افتراء بر خدا ، بزرگترین ظلم است.
- دروغ بستن به خدا ، وسیله گمراه ساختن مردم است .
- افتراء و ظلم ، انسان را از لیاقت هدایت پذیری می اندازد.
- باورها و عقائد یا باید براساس علم و عقل باشد و یا براساس شرع.
قُلْ لا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٤٥)
145- say: "I find not In the Message received by me by inspiration any (meat) forbidden to be eaten by one who wishes to eat it, unless it be dead meat, or blood poured forth, or the flesh of swine,- for it is an abomination - or, what is impious, (meat) on which a name has been invoked, other than Allah.s". but (even so), if a person is forced by necessity, without wilful disobedience, nor transgressing due limits,- Thy Lord is Oft-forgiving, Most Merciful.
145* بگو: در آنچه به من وحی شده حرام شده ای – که شما خود حرام کرده اید – نمی یابم بر هیچ خورنده ای که آن را بخورد مگر آنکه مرداری باشد یا خون ریخته ای – جهنده ای – یا گوشت خوک، که آن پلید است، یا آن حیوان سربریده ای که به نافرمانی جز نام خدای بر آن برده باشند. پس هر که به خوردن آنها ناچار شود بی آنکه سرکش باشد و در خوردن از اندازه در گذرد، همانا پروردگار تو آمرزگار و مهربان است.
145- Dis: ‹Dans ce qui m'a été révélé, Je ne trouve d'interdit, à aucun mangeur d'en manger, que la bête (trouvée) morte, ou le sang qu'on a fait couler, ou la chair de porc - car C'est une souillure - ou ce qui, par perversité, a été sacrifié à autre qu'Allah.› quiconque est contraint, sans toutefois abuser ou transgresser, Ton Seigneur est certes Pardonneur et Miséricordieux.
"میتة" تنها حیوانی نیست که خود به خود مرده باشد، بلکه اگر طبق دستور اسلام، ذبح نشود در حکم مردار و حرام است.
- حرمت مردار و خود ، در قرآن چهار مرتبه مطرح شده است ، دوبار در سوره های مکی و دوبار در سوره های مدنی .
- "اُهِلّ" از "اِهلان" در معنای بلند کردن صدا هنگام دیدن هلال ماه است . بعد ، به هر صدای بلندی گفته شده است . در هنگام ذبح حیوانات نیز ، با صدای بلند ، نام بتها را می بردند، از این رو اهل گفته شده است .
- جمله "لا اجد ... الاّ ان یکون میتة" در برابر تحریمهای جاهلانه مشرکان است وگرنه بعضی پرندگان و درندگان نیز حرام است و به اصطلاح این حصر، حصر اضافی است نه حقیقی. در تفسیر مراغی، به این آیه استدلال شده که چهار پایان حرام تنها این چهار مورد است و روایات تحریم سایر حیوانات، حمل برکراهت میشود ، باید از وی پرسید مثلا گوشت سگ مکروه است ؟!
- از نظر اسلام مضطر به کسی می گویند که خود را از راه ستمگری و گردن کشی و گناه مضطر نکرده باشد "غیز باغٍ" و تنها به مقدار رفع اضطرار مجاز است نه بیشتر "و لا عاد".
وقتی در مساله خوردن و نخوردن شخص پیامبر هم باید از « وحی » دستور بگیرد و ابلاغ کند ، دیگران چگونه از پیش خود چیزی را حرام می کنند ؟!
- قانون تغذیه ، برای مرد و زن یکسان است . در مقابل عقیده خرافی که برای مردان ، گوشت آن حیوانات را حلال و برای زنان حرام می دانستند .
- در اسلام بن بست نیست وقتی اضطرار پیش آید حرام حلال می شود .
- اصل و قانون اولیه، حلال بودن حیوانات است.
- تنها محرمات ابلاغ شده در آیات و روایات تکلیف آور است، پس اگر با جستجو و تتبع، دلیلی بر حرمت چیزی نیافتیم، برای ما حلال است.
- دلیل تحریم گوشت خوک، آلودگی و پلیدی آن است.
- در قانون باید اهم و مهم رعایت شود. حفظ جان، مهم تر از حلال بودن مصرف مردار است.
- سوء استفاده از قانون در موارد استثنا، ممنوع است و باید به همان مقدار اضطرار، بسنده شود.
- خون باقیمانده در گوشت پس از ذبح شرعی حرام نیست. خون ریخته شده حرام است.
- در جایی که اضطرار به طور قهری پیش آید، می توان از گوشت حرام استفاده کرد، ولی اگر با دست خودمان کاری کردیم که مضطر شدیم استفاده مجاز نمی شود.
- وجود قوانین تخفیفی و اضطراری، جلوه ای از مغفرت و رحمت الهی است.
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ (١٤٦)
146- for those who followed the Jewish Law, we forbade every (animal) with undivided hoof, and we forbade them that fat of the ox and the sheep, except what adheres to their backs or their entrails, or is mixed up with a bone: This In recompense for their wilful disobedience: for we are true (in Our ordinances).
146* و بر کسانی که یهودی شدند هر ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنان حرام کردیم مگر آنچه – از پیه – بر پشت آن دو باشد یا چربی روده ها یا آنچه با استخوان آمیخته باشد. این را به سزای سرکشی کردنشان کیفر آنان ساختیم و همانا ما راستگوییم .
146- aux Juifs, nous avons interdit toute bête à ongle unique. des bovins et des ovins, nous leurs avons interdit les graisses, sauf ce que portent leur dos, leurs entrailles, ou ce qui est mêlé à l'os. Ainsi les avons-Nous punis pour leur rébellion. et nous sommes bien véridiques.
در آیه قبل محرمات در اسلام و در این آیه، محرمات یهود بیان شده، تا معلوم گردد که عقائد خرافی مشرکین، با هیچ یک از ادیان آسمانی سازگار نیست.
- "ظُفُر" به معنای ناخن است اما به سم حیواناتی که شکاف ندارد ( مثل سم اسب یا نوک پای شتر ) هم اطلاق شده است، از این رو شتر و حیواناتی که سم چاک نیستند، چه چهار پایان چه پرندگان، بر یهود حرام است .
- "حوایا" جمع "حاویه"، به مجموعه محتویات شکم گفته می شود.
- در آیه 160 سوره نساء هم می خوانیم : که حرام شدن برخی طیبات بر یهود، به خاطر ظلم های آنان بوده است، بگذریم که یهود نیز مانند مشرکین پاره ای از چیزها را خودش بر خود حرام کرده بود.
- تحریم بعضی خوردنی ها بر یهود، موقت بود و توسط حضرت عیسی(ع) برطرف شد.
- احکام الهی سه نوع است: الف- دارای مصلحت یا مفسده واقعی است. مثل اکثر احکام. ب- آزمایشی است مثل فرمان ذبح اسماعیل. ج- جنبه کیفری دارد، مثل آیه 146 . یکی از عذابهای خدا، تنگناهای معیشتی است. محدود ساختن برنامه غذایی برای متخلفان و یاغیان و زندانیان، بلا مانع است .
کیفر الهی تنها در آخرت نیست، در دنیا هم هست .
- گاهی محدود ساختن غذای متخلفان و یاغیان، بلامانع است.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون