آیات 12تا 22 سوره مبارکه اعراف
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (١٢)
12. ((Allah)) said: "What prevented Thee from bowing down when I commanded thee?" He said: "I am better than He: Thou Didst create me from fire, and Him from clay."
12*خدای گفت: چه بازداشت تو را که سجده نکنی آنگاه که به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گل.
12. [Allah] dit: ‹Qu'est-ce qui t'empêche de Te prosterner quand Je Te l'ai commandé?› il répondit: ‹Je suis meilleur que lui: Tu m'as créé de Feu, alors que Tu l'as créé d'argile›.
دلیل سجده، لیاقت بود نه نژاد و ابلیس ( طبق روایات شیعه ) اولین کسی بود که قیاس کرد.
- قبول خالقیت خدا به تنهایی کافی نیست ، اطاعت و تسلیم هم لازم است .
- شیطان پایه گذار نافرمانی و گناه است. زیرا اولین نافرمانی توسط او انجام گرفت.
- عقاب بدون بیان قبیح است، تا حکمی و مطلبی بیان نشده، بازخواست و مجازات نمی توان کرد.
- شیطان نیز همچون انسان دارای تکلیف و اختیار است.
- میزان، اطاعت خداست. سن و نژاد و سابقه و ... هیچ کدام معیار نیست.
- در قضاوت به مجرمان نیز فرصت اظهار نظر بدهیم.
- نادیده گرفتن بعد ملکوتی انسان و تنها چشم دوختن به جسم او که مرام و مسلک مادیین می باشد، شیطان صفتی است.
- خودبرتر بینی می تواند مخلوق را به جبهه گیری در مقابل خالق وادار کند.
- نژاد گرایی از ارزشهای شیطانی است.
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ (١٣)
13. ((Allah)) said: "Get Thee down from this: it is not for Thee to be arrogant here: get out, for Thou art of the meanest (of creatures)."
13* فرمود: پس، از این جایگاه فرو شو، تو را نرسد که در آن بزرگ منشی کنی، پس برون رو که تو از خوار شدگانی.
13. [Allah] dit: ‹Descends d'ici, Tu n'as pas à t'enfler d'orgueil ici. Sors, Te voilà Parmi les méprisés.›
حضرت علی(ع) فرمودند: از سرنوشت ابلیس عبرت بگیرید که با سابقه شش هزار سال عبادت که معلوم نیست سال های دنیوی (365روز) بوده یا سال های اخروی (که یک روزش برابر پنجاه هزار سال دنیوی است) چگونه با یک لحظه تکبر و فخرفروشی سقوط کرد.
- رسول اکرم(ص) فرمودند: در قیامت متکبرین در خوارترین صورت محشر شده و زیر پای اهل محشر لگد مال می شوند. در روایت دیگر حضرت فرمود: هرکس تواظع و فروتنی کند، خداوند او را بالا برده و هرکس تکبر و گردن کشی کند خداوند او را خوار و پس گرداند. همچنین در روایت آمده است: ریشه کفر سه چیز است: حرص، حسد و تکبر.
نتیجه تکبر و خود بزرگ بینی ، کوچکی و خواری است.
- تکبر نه تنها برای افراد عادی خطرناک است، بلکه برای آنان که همنشین فرشتگان در ملا اعلی باشند و قرنها سابقه عبادت داشته باشند نیز خطر دارد.
- نه علم شیطان به خدا نجات بخش است و نه عبادتهای طولانی ، بلکه راه نجات ، تسلیم خدا بودن است .
- تکبر، سبب حبط و نابودی عمل می شود.
- گاهی یک لحظه تکبر سبب سقوط دائمی است .
قَالَ أَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ (١٤)
14. He said: "Give me respite till the Day They are raised up."
14* گفت: مرا تا روزی که برانگیخته شوند مهلت ده.
14. ‹Accorde-moi un délai, dit (Satan) jusqu'au Jour où ils seront ressuscités.›
قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (١٥)
15. ((Allah)) said: "Be Thou among those who have respite."
15* گفت: تو از مهلت یافتگانی.
15. [Allah] dit: ‹Tu es de ceux à qui délai est accordé.›
خواسته ابلیس، مهلت تا قیامت بود. اما از آیه 14و آیه 38 سوره حجر و 80 و 81 سوره ص بر می آید که برای مدتی طولانی به او مهلت داده شده ، در تفسیر صافی است که ابلیس ، تا نفخه اول زنده است و بعد، مرگ سراغ او هم می رود.
- سوال: چرا خداوندبه ابلیس مهلت داد؟
پاسخ: مهلت دادن از سنتهای الهی است، باید اسباب خیر و شر فراهم باشد و انسان با اختیار ، راه را انتخاب کند، ابلیس انسان را مجبور به انحراف نمی کند.
هر عمر طولانی ارزشمند نیست .
- گاهی خواسته کافر هم پذیرفته می شود.
- شیطان هم می داند که عمر به اراده و به دست خداست .
- ابلیس، هم آفریدگار را می شناخت، هم معاد را قبول داشت، ولی چه سود که فرمان خداوند را اطاعت نکرد.
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (١٦)
16. ‹Puisque Tu m'as mis en erreur, dit [Satan], Je m'assoirai pour eux sur Ton droit chemin,
16* گفت: پس به سبب آنکه مرا بی راه کری – به هلاکت افکندی یا از رحمت خود بی بهره ساختی – هر آینه آنان را در راه راست تو به کمین می نشینم .
16. ‹Puisque Tu m'as mis en erreur, dit [Satan], Je m'assoirai pour eux sur Ton droit chemin,
ثُمَّ لآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ (١٧)
17. "Then will I assault them from before them and behind them, from their right and their left: nor wilt Thou find, In Most of them, gratitude (for Thy mercies)."
17* آنگه بدیشان از پیش روی و از پشت سر و از راست و چپشان در آیم و چنان کنم که بیشترشان را سپاسگزار نعمت خود نیابی .
17. puis Je les assaillirai de devant, de derrière, de leur droite et de leur gauche. et, pour la plupart, Tu ne les trouveras pas reconnaissants.›
در حدیث است: شیطان که سوگند خورد از چهار طرف در کمین انسان باشد که او را منحرف یا متوقف کند، فرشتگان از روی دلسوزی برای انسان گفتند: پروردگارا این انسان چگونه رها خواهد شد؟ خداوند فرمود: دو راه بالا و پایین باز است . هرگاه انسان دستی به دعا بردارد یا صورت بر خاک نهد، گناهان هفتاد ساله اش را می بخشایم.
- همین که آدم از تسلط شیطان آگاه شد به درگاه خدا نالید. خطاب رسید: ناراحت مباش ، زیرا من گناه را یکی و ثواب را ده برابر حساب می کنم ، راه توبه هم باز است.
- نافرمانی و گناه خود را به تقدیر و قضا و قدرت الهی نسبت دادن، کاری شیطانی است.
- شیطان دشمن قسم خورده انسان است.
- انسان به طور فطری سالک راه حق مستقیم است.
- شیطان، هم صراط مستقیم را می شناسد ، هم شاکرین را و هم راههای وسوسه و هجوم را .
- هدف و آرزوی شیطان، ناسپاسی انسان است. بنابراین پیروی از شیطان، ناسپاسی خداست و انسان سپاسگذار، در راه مستقیم است.
قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَدْحُورًا لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ (١٨)
18. ((Allah)) said: "Get out from this, disgraced and expelled. if any of them follow thee,- Hell will I fill with you all.
18* فرمود: از اینجا بیرون رو ، نکوهیده و رانده شده، هر که از آنان تو را پیروی کند هر آینه دوزخ را از همه شما پر خواهم کرد .
18. ‹Sors de là›, dit (Allah) banni et rejeté. ‹Quiconque Te suit Parmi eux... de vous tous, J'emplirai l'Enfer›.
یک لحظه تکبر و "انا خیر" گفتن ، شگفتا که چه عواقبی دارد! اینهمه تحقیر و سقوط، نثار متکبر میشود، چون به جای عذر خواهی، تصمیم گرفت که نسل بشر را گمراه کند.
- "مذئوم" از ریشه ذئم به معنای عیب شدید است . "مدحور " از "دحر" ، به معنای بیرون راندن همراه باذلت است .
گرچه ابلیس در مسیر راه مستقیم کمین کرده و دائما وسوسه می کند، ولی گنهکار خود به دنبال شیطان می رود و جهنمی میشود.
- منحرفین به قدری زیادند که دوزخ را پر می کنند، ولی افراد سالم و پاک و سپاگزار کم هستند.
- پیروی از شیطان، موجب همنشینی با او در جهنم است.
وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ (١٩)
19. "O Adam! dwell Thou and Thy wife In the garden, and enjoy (its good things) As ye wish: but approach not This tree, or ye run into harm and transgression."
19* و ای آدم، تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از جا که خواهید بخورید و نزدیک این درخت مشوید که از ستمکاران خواهید شد.
19. ‹ Adam, habite le Paradis, Toi et Ton épouse; et ne mangez en vous deux, à votre guise; et n'approchez pas l'arbre que voici; Sinon, vous seriez du nombre des injustes.
نهی در آیه 19 عنوان کراهت داشت نه تحریم، ولی مقام والای آدم، سبب توبیخ شد، یا آنکه نهی، ارشادی بوده که آثار وضعی داشته، مثل نهی پزشک از یک غذاب برای بیمار، که اگر بخورد به زحمت می افتد، نه آنکه حرام باشد .
نزدیک شدن به حرام و مناطق ممنوعه احکام الهی، آلودگی به گناه را به دنبال دارد.
- با بودن راه مجاز راه ممنوعه رفتن ظلم است.
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ (٢٠)
20. then began Satan to whisper suggestions to them, bringing openly before their minds all their Shame that was hidden from them (before): He said: "Your Lord only forbade you This tree, Lest ye should become angels or such beings As live for ever."
20* پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا شرمگاهشان را که از آنان پوشیده بود در نظرشان نمایان سازد و گفت: خداوندتان شما را از این درخت بازنداشت مگر برای آنکه مبادا دو فرشته شوید یا جاویدان باشید.
20. puis le diable, afin de leur rendre visible ce qui leur était caché - leurs nudités - leur chuchota, disant: ‹Votre Seigneur ne vous a interdit cet arbre que pour vous empêcher de devenir des Anges ou d'être immortels!›.
شیطان آدم و حوا را وسوسه میکرد و خوردن از این درخت، شما را فرشته می کند یا ابدی می سازد و خداوند چون نمی خواهد شمابه این مقام برسید، دستور داده که نخورید .
شیطان، حتی خوبان را هم رها نمی کند، اما هیچ سلطه ای بر مخلصین ندارد.
- نهایت کار شیطان، وسوسه است نه اجبار، نشان دادن راه انحرافی است، نه اصرار.
- نتیجه ارتکاب گناه و خلاف رسوایی است.
- رسوایی، کشف حجاب و برهنگی، از اهداف شیطان است.
- شیطان از راه آرزوها، انسان را فریب می دهد.
وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ (٢١)
21. and He swore to them both, that He was their sincere adviser.
21* و برای آندو سوگند خورد که من شما را هر آینه از نیکخواهانم .
21. et il leur jura: ‹Vraiment, Je suis pour vous deux un bon conseiller›.
قرآن می فرماید: منافقان نیز اهل سوگند دروغ اند و کسی که پی در پی سوگند می خورد، لایق رهبری جامعه نیست "لا تطع کلّ حلاّف مهین".
سوگند دروغ کار شیطانی است.
- به هر سوگندی نباید اطمینان کرد.
- دشمن، از اعتقادات و باورهای ما به نفع خود سود می برد.
- گاهی دشمن با ظاهری دلسوزانه و ادعای خیرخواهی، در ما نفوذ می کند و ضربه می زند.
فَدَلاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ (٢٢)
22. so by deceit He brought about their fall: when They tasted of the tree, their Shame became Manifest to them, and They began to sew together the leaves of the Garden over their bodies. and their Lord called unto them: "Did I not forbid you that tree, and Tell you that Satan was an avowed enemy unto you?"
22* پس آن دو را فریبی از آن پایه بلند فرود آورد و چون از آن درخت بچشیدند شرمگاهشان برآنان پدیدار شد و شروع کردند از برگهای بشهت بر شرمگاه خویش چسبانیدن، و خداوندشان آن دو را ندا کرد که شما را از آن درخت باز نداشتم و به شما نگفتم که شما را دشمنی آشکار است ؟!
22. alors il les fit tomber par tromperie. puis, lorsqu'ils eurent goûté de l'arbre, leurs nudités leur devinrent visibles; et ils commencèrent tous deux à y attacher des feuilles du Paradis. et leur Seigneur les appela: ‹Ne vous avais-Je pas interdit cet arbre? et ne vous avais-Je pas dit que le Diable était pour vous un ennemi déclaré?›
"دلی" از تدلیه به معنای نزدیک کردن است و اشاره به دلو و طناب برای جذب و رسیدن به هدفی است .گویا با طناب غرور ، به چاه فریب وارد کرد.
- "خصف" در یخصفان به معنای جمع کردن، دوختن و وصله کردن است.
- خطاب خداوند به آن دو با کلمه "ندا" آمده است، ندا برای خطاب دور است، گویا آدم با خوردن از درخت نهی شده ، از قرب خدا دور شده است .
- عده ای از مفسران مانند سید مرتضی، طبرسی و ابوالفتوح رازی می گویند: اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت و آمدن به زمین، از باب مصلحت بود نه از جهت عقوبت و جزا.
زن و مرد، هر دو در تیررس وسوسه شیطانند.
- حربه شیطان، فریب و دروغ است.
- تمایل به وسوسه های شیطان، همچون دستیابی به طنابی سست و کوتاه و سقوط در چاه عمیق است.
- برهنگی، نوعی کیفر الهی است (نه نشانه تمدن و کمال).
- گاهی سقوط گام به گام است، ابتدا ایجاد فکر انحرافی، سپس انجام منهیات و خوردن چیزهای ممنوع و آنگاه سقوط و برهنگی.
- توجه نکردن به ارشادات الهی و خوردن غذای منع شده، زمینه برهنگی است.
- زشتی برهنگی و کرامت پوشش، جزو فطرت انسان است.
- پوشش ارزش است، گرچه با ساده ترین وسیله باشد.
- احکام و اوامر و نواهی و هشدارهای خداوند همواره در جهت رشد و تربیت انسان است.
- خداوند بدون اتمام حجت کسی را توبیخ نمی کند.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون