آیات 31 تا 37 سوره مبارکه اعراف
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (٣١)
31. O Children of Adam! wear your beautiful apparel at every time and place of prayer: eat and drink: but waste not by excess, for Allah loveth not the wasters.
31*از فرزندان آدم، نزد هر مسجدی – به هنگام نماز – آرایش خویش – جامه و آنچه مایه آراستگی است – فرا گیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید، که او اسرافکاران را دوست ندارد.
31. enfants d'Adam, dans chaque lieu de Salat portez votre parure (vos habits). et mangez et buvez; et ne commettez pas d'excès, car il [Allah] n'aime pas ceux qui commettent des excès.
شاید بتوان گفت آنچه با خطاب بیان می شود، مربوط به همه ادیان و از مشترکات است .
- قرآن به مال و فرزند هم "زینت" گفته است، شاید نظر آیه این باشد که مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد همراه داشته باشید، تا با مال، به حال مشکلات اقتصادی مسلمین بپردازید و با حضور فرزند در مساجد، مشکلات تربیتی نسل آینده را حل کنید . شاید بتوان از این آیه اشاره گرفت که: اول نماز بعد غذا .
- با زینت به مسجد رفتن، احترامی است به بندگان خدا، به عبادت خدا و همچنین سبب ایجاد جذبه و ترغیب عملی دیگران به آمدن در آنجاست.
- امام صادق(ع) می فرماید: اموال، ودیعه و امانت الهی در دست انسان است و مصرف باشد دور از اسراف باشد.
- امام صادق(ع) فرمود: کسی که رزق یک روز خود را داشته باشد، ولی قانع نباشد و از مردم سوال و تکدی کند، از مسرفان است.
مسجد که پایگاه مسلمین است، باید آراسته و مرتب و با جاذبه باشد و عبادت با زیبایی منافات ندارد.
- اسلام هم به باطن توجه دارد هم به ظاهر.
- زینت خود را با خود به مسجد بردن احترامی است به خدا به عبادت به وقف و واقف و سبب ایجاد جاذبه و ترغیب عملی دیگران به آمدن به معبد است .
- مصرف باید محدود باشد ، صرفه جویی محبوب خداست . بهره گیری از اموال که ودیعه الهی در دست انسان است بایددور از اسراف باشد .
- بهترین و زیباترین لباس، برای بهترین مکان است.
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (٣٢)
32. say: who hath forbidden the beautiful (gifts) of Allah, which He hath produced for His servants, and the things, clean and pure, (which He hath provided) for sustenance? say: They are, In the life of This world, for those who believe, (and) purely for them on the Day of Judgment. Thus do we explain the Signs In detail for those who understand.
32* بگو: چه کسی آرایشی را که خدا برای بندگان خود پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: اینها در زندگی دنیا برای مومنان است – ولی کفار هم بهره مندند.- در حالی که در روز رستاخیز ویژه ایشان است. بدین گونه آیات – سخنان خود – را برای گروهی که بدانند به تفصیل بیان می کنیم .
32. Dis: ‹Qui a interdit la parure d'Allah, qu'il a produite pour ses serviteurs, Ainsi que les bonnes nourritures?› Dis: ‹Elles sont destinées à ceux qui ont la foi, dans cette vie, et exclusivement à eux Au Jour de la Résurrection.› Ainsi exposons-Nous clairement les versets pour les gens qui savent.
این آیه زینت را برای انسان حلال شمره است، قرآن حتی از زینت آسمانها با ستارگان جهت انسانها سخن گفته است. اما باید علاقه به زینت، انسان را به هلاکت نکشد و بهره گیری، کنترل شده باشد. قرآن، نشان دادن زینت زنان را جز برای شوهرانشان و محارم حرام می داند .
عثمان بن مظعون خدمت پیامبر آمد و از تصمیم خود نسبت به اخته کردن خود و راهب شدن و فاصله گرفتن از زن و عطرو اجتماع خبر داد. آن حضرت آن را نفی کرد و فرمود: برای کنترل شهوت، روزه بگیر و به جای رهبانیت به مسجد برو و به جای بیابانگردی، در جبهه جنگ و حج و عمره شرکت کن، از زن و عطر استفاده کن و از اموال خود به محرومان بده. این راه و روش من است و هر که از آن اعراض کند و توبه نکند ،فرشتگان از ورود او به حوض کوثر منع خواهند کرد.
عاصم بن زیاد نیز تصمیم گرفت زندگی خود را منقلب کرده، از حلالها و لذتها کناره گیرد. حضرت علی (ع) آن تفکر را محکوم کرد، وی پرسید پس چرا خودتان اینهمه ساده زیستی برگزیده اید؟ امام فرمود: من رهبرم، خداوند بر رهبران لازم کرده که سطح زندگی خود را در سطح افراد ضعیف نگهدارند و در غم دیگران شریک باشند .
اسلام با زهد نمایی ، رهبانیت و تقدس نمایی ، مخالف است .
- راه رسیدن به خدا ، ترک امور حلال و طیب نیست ،بلکه به گناه نیفتادن از طریق آنهاست .
- اسلام ، هماهنگ با فطرت و آیین اعتدال است ، به نیازهای طبیعی پاسخ مثبت می دهد . آنچه را مفید است حلال می داند و آنچه ضرر دارد، نهی میکند.
- اصل در بهره گیری از زینت ها و طیبات، مباح بودن است، مگر دلیل خاص بر حرمت آنها باشد.
- استفاده مناسب از زینت و ترغیب مردم به آن، ارزشمند است.
- زینت، همچون غذا، مورد نیاز انسان است.
- هدف اصلی از آفریدن نعمت ها، استفاده و برخورداری مومنان است، گرچه کافران نیز بهره می برند.
- در بهره برداری از نعمت های دنیوی، مومن و کافر یکسانند، ولی کامیابی قیامت مخصوص مومنان است.
- علم و عالم؛ جایگاه خاصی نزد خدا دارند.
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ (٣٣)
33. say: the things that My Lord hath indeed forbidden are: shameful deeds, whether open or secret; sins and trespasses against truth or reason; assigning of partners to Allah, for which He hath given no authority; and saying things about Allah of which ye have no knowledge.
33* بگو: همانا پروردگارم زشتکاری ها را، چه آشکار آنها و چه پنهان و گاهکاری و ستم و سرکشی به ناحق را حرام کرده و این که چیزی را با خدا شریک سازید که بدان حجتی فرو نفرستاده و این که بر خدا آنچه نمی دانید بگویید.
33. Dis: ‹Mon Seigneur n'a interdit que les turpitudes (les grands péchés), tant apparentes que secrètes, de même que le péché, l'agression sans droit et d'associer à Allah ce dont il n'a fait descendre aucune preuve, et de dire sur Allah ce que vous ne savez pas›.
"فواحش" جمع "فاحشة"، گناهی است که زشتی آن بر همه آشکار است، همچون زنا و چون زنای پنهانی را در جاهلیت روا می دانستند، این آیه حرمت آن را نیز تاکید کرده است .
- "اثم"، گناهی است که سقوط انسان را در پی داشته باشد .
- در روایات، مراد از گناه باطنی، پذیرش ولایت رهبران ستمگر دانسته شده است.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: کسی که بدون علم و آگاهی حکمی صادر کند، فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت می کنند.
- زراره از امام صادق(ع) پرسید: حجت خداوند بر بندگانش چیست؟حضرت فرمودند: "ان یقولوا ما یعملون و یقفوا عند ما لا یعلمون" تنها آنچه را می دانند بگویند و اگر نمی دانند، سکوت کرده و بازایستند.
تحریم های الهی در مسیر تربیت و رشد و تکامل انسان است.
- گناه، گناه است و قبح ذاتی و عقلید ارد، گرچه مردم نفهمند.
- مشرکان، برای اعتقاد خود استدلالی ندارند.
- در تبلیغ و نهی از منکر، ابتدا راه های حلال و معروف ارائه شود، سپس نهی از منکرات و اعلام کارهای حرام.
- برهان و استدلال، نوعی افاضه و لطف الهی است که بر عقل و جان القا می شود.
- استناد هر چیز به خداوند باید متکی بر علم و دلیل باشد.
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ (٣٤)
34. to every people is a term appointed: when their term is reached, not an Hour can They cause delay, nor (an hour) can They advance (it In anticipation).
34* و هر گروهی را مدتی است. پس چون مدتشان به سر اید نه ساعتی درنگ توانند کرد و نه پیشی گیرند.
34. pour chaque communauté il y a un terme. quand leur terme vient, ils ne peuvent le retarder d'une heure et ils ne peuvent le hâter non plus.
براساس این آیه از قرآن، نه تنها افراد، بلکه دولت ها، ملت ها، امت ها و تمدن ها نیز سرآمد و اجلی دارند.
به دنیا و عناوین آن مغرور نشویم و از حرام ها پرهیز کنیم.
- در هستی، هیچ تحولی، تصادفی و خارج از تدبیر و نظم دقیق و حساب شده الهی نیست.
- فرصت و امکاناتی که در دست ماست، رفتنی است، پس تا حد توان، صحیح ترین استفاده را بکنیم.
- ستمگران، مهلت الهی را نشانه لطف او بر خود ندانند.
- مجاهدان راه خدا، به خاطر سلطه طاغوتیان، گرفتار یاس نشوند. تلاش کنند، چون طاغئت ها نیز رفتنی هستند.
-پیوسته گروه هایی به قدرت می رسند، آزمایش می شوند و محو می گردند.
يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٣٥)
35. O ye Children of Adam! whenever there come to you apostles from amongst you, rehearsing My Signs unto you,- those who are righteous and mend (Their lives),- on them shall be no fear nor shall They grieve.
35* ای فرزندان آدم، چنانچه پیامبرانی از خودتان نزد شما آیند که آیات مرا بر شما بخوانند، پس آنان که پرهیزگاری کنند و شایسته کار باشند نه بیمی بر آنهاست و نه اندوه خورند .
35. enfants d'Adam! Si des messagers [choisis] Parmi vous viennent pour vous exposer Mes signes, alors ceux qui acquièrent la piété et se réforment, n'auront aucune crainte et ne seront point affligés.
"خوف" و ترس، مربوط به امور آینده و در مقابل امنیت و آسایش است، امام "حزن" و اندوه، مربوط به گذشته و آنچه از دست رفته می باشد و در مقابل سرور و شادمانی است.
وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٣٦)
36. but those who reject Our Signs and treat them with arrogance,- They are companions of the fire, to dwell therein (for ever).
36* و کسانی که آیات – نشانه ها و سخنان – ما را دروغ انگارند و از آنها گردنکشی روی برتابند اینان دوزخیانند که در آن جاودانه باشند.
36. et ceux qui traitent de mensonges nos signes et s'en écartent avec orgueil, sont les gens du feu et ils y demeureront éternellement.
از راههای نفوذ و تاثیر سخن، سنخیت پیام آور با خود مردم است.
- انسان آزاد و دارای اختیار است و سرنوشتش در گرو گرایش و عمل خود اوست.
- متقی، اصلاح گر و دارای فعالیت مثبت است، نه گوشه گیر.
- تقوا و خود سازی باید قبل از اصلاح دیگران باشد و اصلاح گران باید خود متقی باشند.
- مومنان و پیروان واقعی انبیا، آنانند که اهل تقوا و اصلاح باشند.
- آرامش حقیقی در سایه تقوا و اصلاح است.
- پیامد تکذیب، تکبر و سرپیچی از انبیا، عذاب ابدی و دوزخ است.
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُولَئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوا أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ (٣٧)
37. who is more unjust than one who invents a lie against Allah or rejects His Signs? for such, their portion appointed must reach them from the Book (of decrees): until, when Our Messengers (of death) arrive and take their souls, They say: "Where are the things that ye used to invoke besides Allah." They will reply, "they have left us In the lurch," and They will bear witness against themselves, that They had rejected Allah.
37* پس ستمکارتر از آن کیست که بر خدا دروغی بندد – برای او شریک سازد – یا ایات – نشانه ها و سخنان – او را دروغ شمرد؟ اینانند که بهره شان از کتاب – آنچه از روزی یا مر یا جانشان را بگیرند، گویند: کجایند آنچه جز خدا می خواندید؟ گویند: از ما گم و ناپدید شدند و بر خویشتن گواهی دهند که کافر بوده اند.
37. quel pire injuste, que celui qui invente un mensonge contre Allah, ou qui traite de mensonges ses signes? ceux là auront la part qui leur a été prescrite; jusqu'au moment où nos envoyés [Nos Anges] viennent à eux pour leur enlever l'âme, en leur disant: ‹Où sont ceux que vous invoquiez en dehors d'Allah?› - ils répondront: ‹Nous ne les trouvons plus›. et ils témoigneront contre eux- mêmes qu'ils étaient mécréants.
مراد از افترا ء بر خدا در آیات قرآن ، معمولا شرک است . البته حلال کردن و حرام دانستن چیزی بدون دلیل هم بدعت و افترا به خداست، چنانکه تکذیب پیامبران نیز نوعی دروغ به خدا دادن است.
- در قرآن، 15 مرتبه افرادی به عنوان ظالم ترین مردم معرفی شده اند، یعنی کسانی که هم به خود و شخصیت خود ظلم کرده اند و هم به اجتماع و ریشه همه آنها شرک، کفر و عناد بوده است.
- عبارت "نصیبهم من الکتاب" شامل رزق و روزی، حیات و مرگ، سعادت و شقاوت در دنیا و جزای اعمال و عقوبات در روز قیامت می شود که در لوح محفوظ الهی ثبت شده است.
تکذیب و افترا بر خدا و بدعت گذاری، از بزرگ ترین ستم هاست.
- هر انسانی دارای نصیب و بهره ای ثبت شده و حتمی در دنیا است.
- فرشتگانی مامور قبض روح هستند.
- روح، تمام حقیقت انسان است.
- انسان، با دیدن نشانه های مرگ، از خواب غفلت بیدار می شود و با ماموران قبض روح گفتگو دارد، ولی چه سود؟
- اولین مرحله بازپرسی انسان، از لحظه مرگ آغاز می شود.
- از اولین سوال ها در قیامت، سوال از معبود است.
- غیر خدا، سرابی بیش نیست و مشرکان هنگام مرگ، به پوچی تمام معبودها اقرار می کنند.
- اولین قاضی در قیامت، وجدان انسان است.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون