*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (١٦٤)

164. when some of them said: "Why do ye preach to a people whom Allah will destroy or visit with a terrible punishment?"- said the preachers:" to discharge Our duty to your Lord, and Perchance They may fear Him."

164*و آنگاه که گروهی از آنان گفتند: چرا گروهی را پند می دهید که خدا هلاک کننده آنهاست یا عذاب کننده آنها به عذابی سخت است؟ گفتند: تا عذری باشد نزد پروردگارتان و شاید که پرهیزگاری کنند.

164. et quand Parmi eux une communauté dit: ‹Pourquoi exhortez-vous un peuple qu'Allah va anéantir ou châtier d'un châtiment sévère?› ils répondirent: ‹Pour dégager Notre responsabilité vis-à-vis de votre Seigneur; et que Peut-être ils deviendront pieux!›

نکته هابه نظر می رسد که بنی اسرائیل سه گروه بودند: یکدسته اکثریت قانون شکن، دسته دیگر دلسوزان نصیحتگر و دسته سوم گروه بی تفاوت. بی تفاوتها به نصیحتگران می گفتند خود را خسته نکنید، چون حرفهایتان در فاسقان اثر ندارد و آنها بهر حال جهنمی هستند. ولی نهی از منکر کنندگان می گفتند که بی اثر نیست، حداقل انکه ما نزد خدا معذوریم. آری افراد جامعه ها معمولا از این سه گروهند.

- در آیه 5 و 6 مرسلات می خوانیم: سوگند به کسانی که ذکر خدا را به دیگران القاء می کنند، چه برای اتمام حجت، چه برای تاثیر و هشدار .

- حضرت علی(ع) در نامه ای به نماینده خود، به خاطر حضورش در سر سفره اشراف او را توبیخ نمود. یعنی آن حضرت برای آن که منش زهد به اشرافی گری کشیده نشود، فردی را فدای مکتب نمود.

پیام هاعده ای نه خود موعظه می کنند و نه تحمل موعظه دیگران را دارند.

- گناه بی تفاوتی خود را نباید با « خواسته الهی » توجیه کرد .

- بی تفاوتها ، به جای اعتراض به اهل گناه، به آمرین به معروف اعتراض می کنند.

- در مقابل آنان که موعظه و تلاش تربیتی را بی اثر می دانند باید مقاومت کرد.

- قضاوت با شتاب ، ممنوع است فوری نگویید خداوند کسانی را عذاب یا هلاک خواهد کرد.

- مردان خدا از اصلاح جامعه نا امید نمی شوند.

- نهی از منکر واجب است، یا برای این که افراد فاسق با ایمان شوند یا برای عذر داشتن خود انسان نزد خدا.

 

فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ (١٦٥)

165. when They disregarded the warnings that had been given them, we rescued those who forbade evil; but we visited the wrong-doers with a grievous punishment because They were given to transgression.

165* پس چون پندی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، کسانی را که از بدی – نافرمانی، یعنی شکار ماهی در روز شنبه – باز میداشتند رهانیدیم و کسانی را که ستم کردند به سزای نافرمانی که می کردند به عذاب سخت بگرفتیم.

165. puis, lorsqu'ils oublièrent ce qu'on leur avait rappelé, nous sauvâmes ceux qui (leur) avaient interdit le mal et saisîmes par un châtiment rigoureux les injustes pour leurs actes pervers.

نکته ها"بئیس" از کلمه "باس" به معنای شدید و "عشتوا" به معنای عصیان و سرکشی است.

 - در آیه 60 مائده است که گروهی به صورت خوک و میمون شدند و اینجا فقط میمون ذکر شده است . ابن عباس گفته است هر دو آیه درباره یک گروه است . ظاهر آیه آنست که شکل میمون یافتند ، نه خصلت آن را .

- از ظاهر آیه استفاده می شود که نه تنها خصلت انان، بلکه شکل ظاهری آنان نیز تبدیل به میمون شد. آری خدایی که با یک فرمان، آتش را بر حضرت ابراهیم(ع) گلستان می کند، می تواند موجودی را به موجود دیگر و انسانی را نیز میمون کند. البته مسخ شدگان توالد و تناسلی نداشتند و به فرموده پیامبر(ص) چند روزی بیشتر زنده نبودند.

پیام هانهی از منکر ، اگر سبب هدایت دیگران نشود ، سبب نجات خود ماست.

- فراموشی ، اگر در اثر بی توجهی باشد کیفر دارد .

- هر که راه موعظه را بر روی خود ببندد، راه قهر الهی را به روی خویش باز کرده است .

- نهی از منکر یک وظیفه دایمی است.

- بی تفاوتان ظالمند .

- بزرگترین و شدید ترین عذاب ، سقوط از مرحله انسانیت است .

- متجاوز ، استحقاق مسخ دارد و کیفر مستکبر ، طرد و تحقیر است . آری ملتی که در برابر قانون الهی گردن کشی کند ، میمون وار در برابر شرق و غرب تقلید خواهد کرد.

- آنانکه حکم خدا را با حیله مسخ کنند، چهره شان مسخ میشود . بازی گر با دین ، به صورت حیوانات بازیگر میشود.

 

فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ (١٦٦)

166. when In their insolence They transgressed (all) prohibitions, we said to them: "Be ye apes, despised and rejected."

166* و چون از ترک آنچه از آن باز داشته شدند سرپیچی کردند، به آنان گفتیم: بوزینگان و رانده شدگان باشید.

166. puis, lorsqu'ils refusèrent (par orgueil) d'abandonner ce qui leur avait été interdit, nous leur dîmes: ‹Soyez des singes abjects›.

نکته ها"تَاذَّن" و اذن به معنای اعلام است و نیز به معنای سوگند خوردن. "یَسُوم" از "سَوم" یعنی تحمیل کردن.

- بارها علی(ع) خطاب به بی وفایان عصر خویش می فرمود: خداوند مرا از شما بگیرد و دیگران را بر شما مسلط سازد.

-   طبق روایات، چون موعظه کنندگان بنی اسرائیل دیدند پندشان در قوم خود بی اثر است، از مردم جدا شدند و همان شب، قهر و عذاب الهی نازل شد و گنهکاران و ساکتان را در بر گرفت .

پیام هاتسلط جباران فاسد بر مردم تبهکار ، گاهی عقوبت الهی و نتیجه اعمال خود آنان است.

- ملتها ، تاریخی به هم پیوسته دارند و کیفر یک گناه ، گاهی زنجیر وار در طول تاریخ تا قیامت ادامه می یابد.

- آنان که در برابر اولیاء الهی دهن کجی کنند ، ذلیل اشرار می شوند.

- گرچه سنت الهی، مهلت دادن به منحرفان است، اما مهلت دره مه جا و برای همیشه نیست.

- ترس از عقوبت، همراه با امید به مغفرت و رحمت الهی، مایه تربیت و رشد انسان است.

- راه توبه و دریافت مغفرت الهی برای همه باز است.

 

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (١٦٧)

167. Behold! Thy Lord did declare that He would send against them, to the Day of Judgment, those who would afflict them with grievous penalty. Thy Lord is quick In retribution, but He is also Oft-forgiving, Most Merciful.

167* و یاد کن آنگاه که پروردگار تو آگاهی داد که بی گمان تا روز رستاخیز پیوسته کسی را بر ایشان خواهد گماشت که عذاب سخت را به آنان بچشاند. همانا پروردگار تو زودکیفر است و هم او آمرزگار و مهربان است.

167. et Lorsque Ton Seigneur annonça qu'il enverra certes contre eux quelqu'un qui leur imposera le pire châtiment jusqu'au Jour de la Résurrection. en vérité Ton Seigneur est prompt à punir mais il est aussi Pardonneur et Miséricordieux.

نکته هابنی اسرائیل گاهی به عزت و قدرت رسیدند، شاید شکر گزار شوند و گاهی به سختیها گرفتار شدند، باشد که حس توبه و انابه در آنان زنده شود. در برابر، بعضی صالح بودند و به حقانیت اسلام ایمان آوردند و برخی هم در پی دنیا پرستی و لجاجت خویش بودند.

پیام هاهنگام انتقاد از گروهی ، باید حق خوبان ضایع نشود.

- همه حوادث تلخ و شیرین ، ابزار آزمایش الهی است .

- تشویق و تنبیه و مهر و قهر ، هر دو سازنده و تربیت کننده است .

- تحول روحی انسانها و بازگشت به سوی حق ، یکی از حکمتهای امتحان خدایی است .

- انسان در انتخاب راه و روش آزاد است.

 

وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأرْضِ أُمَمًا مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (١٦٨)

168. we broke them up into sections on This earth. there are among them some that are the righteous, and some that are the opposite. we have tried them with both prosperity and adversity: In order that They might turn (to us).

168* و آنها را در زمین گروه گروه پراکنده کردیم، از آنان برخی شایستگانند و برخی فروتر از آن – که عوام یهودند - و آنان را به نیکیها و بدیها – خوشیها و ناخوشی ها – بیازمودیم شاید بازگردند.

168. et nous les avons répartis en communautés sur la terre. il y a Parmi eux des gens de bien, mais il y en a qui le sont moins. nous les avons éprouvés par les biens et par des maux, Peut-être reviendraient-ils (au droit chemin).

نکته ها"خَلف" بر وزن حرف اغلب به فرزند ناصالح گفته می شود و "خَلَف" بر وزن شرف به فرزند صالح .

- "عَرَض" به معنای هرگونه سرمایه است ، ولی "عَرض" (بر وزن قرض) تنها به پول نقد گفته می شود. چون دنیا ناپایدار است، به آن عرض گفته می شود. فیض کاشانی گفته است: مراد از عرض در آیه، رشوه است.

- "درس" به معنای تکرار است و از آن جا که به هنگام مطالعه و فراگرفتن چیزی از استاد، مطالب تکرار می شود به آن "درس" گفته شده و به چیزهایی که مکرر استفاده شده و کهنه شده اند نیز "مندرس" می گویند.

- امام صادق(ع) فرمود: خداوند سفارش نموده است مردم چیزی را که نمی دانند نگویند، سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: "الم یوخذ علیهم میثاق الکتاب ان لایقولوا علی الله الا الحقّ".

- امام حسن(ع) فرمود: "عجب لمن یتفکّر فی ماکوله کیف لا یتفکّر فی معقوله فیجنب بطنه ما یوذیه و یودع صدره ما یرویه" تعجب از کسی است که در غذا و خوراک جسمی خود تفکر و تامل می کند، اما در انتخاب غذای فکری خود هیچ اندیشه ای ندارد و هر چیزی را در دل و عقیده خود جای می دهد.

پیام هادنیا گرایی ، از آفات هر انقلاب است .

- یهود، قومی از خود راضی و پر ادعا بودند.

- رشوه و حرام خواری در ادیان دیگر نیز مورد انتقاد و توبیخ بوده است.

- امید بی جا مثل خوف نابجا مخرب است. امید به رحمت الهی علی رغم اصرار بر گناه نابجاست.

- نشان توبه واقعی آن است که دوباره اگر صحنه خلاف پیش آید ، مرتکب نشود.

- دانستن کتاب آسمانی و مطالعه آن به تنهایی کافی نیست ، تقوا لازم است .

- هرکس با وجود گناه، مغفرت الهی را برای خود حتمی بپندارد، نسبت ناحق به خدا داده است.

- جهان اخرت، جهانی برتر و دارای نعمت هایی جاودانه و پایدار است.

- دوری از حرام خواری، نشانه تقواست.

- بهره گیری از حیات سراسر خیر اخروی، در گرو تقوا و پرهیزکاری است.

- هرکس دنبال دنیا رفته و آخرت را رها کند، خردمند نیست.

- از روش های تبلیغی و تربیتی، سوال و پرسش از مخاطبان است که وجدان ها را بیدار می کند.

 

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ (١٦٩)

169. after them succeeded an (evil) generation: They inherited the Book, but They chose (for themselves) the vanities of This world, saying (for excuse): "(Everything) will be forgiven us." (even so), if similar vanities came their way, They would (again) seize them. was not the Covenant of the Book taken from them, that They would not ascribe to Allah anything but the truth? and They study what is In the Book. but best for the righteous is the home In the Hereafter. will ye not understand?

169* پس، از پی ایشان – که نیکان و دادگران بودند – آیندگانی بدکار جانشین شدند که کتاب – تورات – را به میراث بردند، کالای ناپایدار این جهان فروتر- دنیا – را می ستانند و گویند بزودی ما را بیامرزند و اگر کالایی همانند آن بدیشان رسد- و پیش آید – آن را نیز می گیرند، آیا از آنان در آن کتاب، که آنچه را در آن است خوانده اند، پیمان گرفته نشد که بر خدا جز راست و درست نگویند؟ و سرای واپسین برای کسانی که پرهیزگاری کنند بهتر است. آیا به خرد در نمی یابید؟!

169. puis les suivirent des successeurs qui héritèrent le Livre, mais qui préférèrent ce qu'offre la vie d'ici-bas en disant: ‹Nous aurons le pardon.› et Si des choses semblables s'offrent à eux, ils les acceptent. N'avait-on pas pris d'eux l'engagement du Livre, qu'ils ne diraient sur Allah que la vérité? ils avaient pourtant étudié ce qui s'y trouve. et l'Ultime demeure est meilleure pour ceux qui pratiquent la piété, - ne comprendrez-vous donc pas ? -

نکته هاقرآن همواره در کنار اکثریت فاسد ، اقلیت صالح را هم مطرح می کند.

- در روایات آمده است که این آیه بیانگر ویژگی های اهل بیت(ع) و شیعیان آنان می باشد.

- کلمه "کتاب"، شامل همه کتب آسمانی می شود و مفهوم آیه اختصاص به گروهی ندارد. ولی با توجه به آیات گذشته، شاید مراد، تورات است.

- "مُصلِح" هم به کسی که در صدد اصلاح خویش است و هم به کسی که در تلاش برای اصلاح جامعه است، گفته می شود.

التماس دعاافراد بی نماز و جاهل به کتاب خدا ، نمی توانند مصلح باشند .

- دین ، علاوه بر آثار اخروی ، در اصلاح زندگی این جهان نیز ، نقش مهمی دارد .

- نماز ، وسیله اصلاح جامعه است.

- تلاوت و حفظ و چاپ و نشر کتاب آسمانی تنها سبب اصلاح نیست، بلکه باید به آن چنگ زد و عمل کرد تا نجات بخش باشد.

- اصلاح واقعی دو شرط و محور دارد: تمسک به قانون الهی و رابطه استوار با خدا از طریق نماز.

 

وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ (١٧٠)

170. As to those who hold fast by the Book and establish regular prayer,- never shall we suffer the reward of the righteous to perish.

170* و کسانی که به کتاب خدا چنگ در می زنند و نماز رابه پای می دارند، ما مزد شایسته کاری را تباه نمی کنیم.

 170. et ceux qui se conforment Au Livre et accomplissent la Salat, [en vérité], nous ne laissons pas perdre la récompense de ceux qui s'amendent.

نکته هادر روایات آمده است که این آیه بیانگر ویژگی های اهل بیت(ع) و شیعیان آنان می باشد.

- قرآن، همواره در کنار اکثریت مفسد، اقلیت صالح را هم مطرح می کند.

- "الکتاب" شامل همه کتب آسمانی می شود و مفهوم آیه اختصاص به پیروان دین خاص و یا کتاب خاصی ندارد، ولی با توجه به آیات گذشته، شاید مراد تورات باشد.

- "مُصلح" هم به کسی که در صدد اصلاح خویش است و هم به کسی که در تلاش برای اصلاح جامعه است گفته می شود.

- در این آیه از گروهی که به کتاب آسمانی تمسک می کنند تقدیر شده، اما در جای دیگر کسانی را که کتاب در اختیارشان است، ولی به آن تمسک نمی کنند، به الاغی تشبیه کرده که بار کتاب حمل می کنند "مَثَل الّذین حمّلوا ثمّ لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفاراً".

- با اینکه نماز، جزو محتوای کتاب آسمانی است ولی به دلیل اهمیت آن، به طور جداگانه ذکر شده است، زیرا نماز ستون دین است و اقامه دین بستگی به آن دارد. چنان که پیامبر(ص) فرمودند: "الصلاة عمود الدّین" و یا در جای دیگر فرمودند: هر چیزی دارای وجه و صورتی است و سیمای دین شما نماز است، پس نباید سیمای دین خودتان را خراب کنید "و وجه دینکم الصلاة فلا یشیننّ احدکم وجه دینه".

پیام هاتلاوت، حفظ، چاپ و نشر کتاب آسمانی، کافی نیست، بلکه باید به آن عمل کرد تا نجات بخش باشد.

- افراد بی نماز و جاهل به کتاب خدا، نمی توانند مصلح کامل باشند.

- دین علاوه بر آثار اخروی، در اصلاح زندگی دنیوی نیز نقش دارد.

- اقامه نماز، وسیله اصلاح جامعه است.

- اصلاح واقعی دو شرط و محور دارد: تمسک به قانون الهی و رابطه استوار با خدا از طریق اقامه نماز.

           التماس دعا