آیات 179 تا 187 سوره مبارکه اعراف
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (١٧٩)
179. many are the Jinns and men we have made for Hell: They have hearts wherewith They understand not, eyes wherewith They see not, and ears wherewith They Hear not. They are like cattle,- nay more misguided: for They are heedless (of warning).
179*و هر آینه بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ بیافریدیم. – سرانجامشان به دوزخ می رسد –، زیرا دلهایی دارند که به آن حق را در نمی یابند و چشمهایی دارند که به آن حق را نمی بینند و گوشهایی دارند که به آن حق را نمی شنوند. اینان بسیار چارپایانند بلکه گمراه ترند، آنان همان غافلانند .
179. nous avons destiné beaucoup de djinns et d'hommes pour l'Enfer. ils ont des coeurs, mais ne comprennent pas. ils ont des yeux, mais ne voient pas. ils ont des oreilles, mais n'entendent pas. Ceux-là sont comme les bestiaux, même plus égarés encore. tels sont les insouciants.
"ذَرَا" از "ذَرء" در اصل به معنای پراکنده ساختن و انتشار است و در این جا به معنای خلق، آفرینش و اظهار نمودن است.
- انسان در داشتن چشم، گوش و زبان، شبیه حیوان است ولی کیفیت و هدف بهره برداری انسان از نعمت ها باید بهتر و بیشتر باشد، وگرنه هم چون حیوان بلکه پست تر از آن است. انسان باید علاوه بر ظاهر، ملکوت را ببیند و علاوه بر سر و صداهای ظاهری، زمزمه های باطنی را بشنود.
- از امام صادق(ع) پرسیدند: چرا خداوند تمام بندگانش را مطیع و موحد نیافرید؟ حضرت فرمودند: اگر چنین می شد، دیگر ثواب و عقاب معنا نداشت، زیرا انان مجبور بودند و اختیاری نداشتند، اما خداوند انسان را مختار آفرید و علاوه بر عقل و فطرت، با تعالیم پیامبران و کتب آسمانی مسیر هدایت او را روشن نمود و او را به طاعت فرمان داد و از نافرمانی نهی کرد، تا فرمانبرداران از عاصیان مشخص شوند. گرچه تمام اسباب طاعت و عصیان را خداوند آفریده، اما به چیزی امر یا نهی نکرده مگر آن که انسان می تواند ضد آن را نیز انجام دهد و مجبور نباشد. آری تکلیف پذیری تنها ارزش و وجه امتیاز انسان از دیگر موجودات است.
جن هم مثل انسان ، تکلیف و اختیار و کیفر و پاداش دارد .
- کسی که از نعمتهای الهی بهره صحیح نبرد، بدتر از کسی است که فاقد آنهاست .
- انسانهای بی فکر و بی بصیرت ، مثل چهار یایانند در : بی تفاوتی ، شکمپرستی ، استثمار شدن و بار کشیدن، محرومیت از لذت معرفت و ...
- فرجام بسیاری از انسان ها و جنیان، دوزخ است.
- ملاک انسانیت، فهم پذیرش معارف و تکالیف دینی است وگرنه انسان مانند حیوان است.
- غافلان، از حیوانات هم بدترند.
- انسان های بی بصیرت، از هدف، خدا، خود، امکانات، آخرت، ذریه، آیات الهی، قانون خدا، الطاف گذشته و گناهان خویش غافلند.
- دوزخی شدن بسیاری از انسان ها، به خاطر بهره نبردن از نعمت های الهی در مسیر هدایت و کمال است. زیرا با داشتن چشم، گوش و دل، خود را به غفلت زده اند.
وَلِلَّهِ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٨٠)
180. the Most beautiful names belong to Allah. so call on Him by them; but shun such men As use profanity In His names: for what They do, They will soon be requited.
180* و نیکوترین نامها خدای راست، پس او را بدانها بخوانید و کسانی را که درباره نامهای او کجروی می کنند – او را به نامهایی که شایسته او نیست می نامند – واگذارید. بزودی به سزای آنچه می کردند کیفر داده شوند.
180. C'est à Allah qu'appartiennent les noms les plus beaux. Invoquez- le par ces noms et laissez ceux qui profanent ses noms: ils seront rétribués pour ce qu'ils ont fait.
گرچه همه نامهای الهی نیکوست و خداوند، همه کمالات و اسماء را دارد، اما در روایات، بر 99 اسم تکیه شده است، که هر که خدا را با آنها بخواند، دعایت مستجاب می شود و هر کس آنها را شماره کند، اهل بهشت است (توحید صدوق، المیزان، مجمع البیان، نور الثقلین، به نقل از تفسیر نمونه). البته منظور، شمردن لفظی و با حرکات لب نیست، بلکه توجه و الهام گرفتن و متصف شدن به این صفات و اتصال به آنهاست.
- این 99 اسم، عبارتند از :
الله، اله، الواحد، الصمد، الاول، الاخر، السمیع، البصیر ، القدیر، القاهر، العلی، الاعلی، الباقی، البدیع، البارء، الاکرم، الظاهر، الباطن، الحی، الحکیم، العلیم، الحلیم، الحفیظ، الحق، الحسیب، الحمید، الحفی، الرب، الرحمن، الرحیم، الذارء، الرزاق، القریب، الرووف، الرائی، السلام، المومن، المهیمن، العزیز، الجبار، المتکبر، السید، السبوح، الشهید، الصادق، الصانع، الطاهر، العدل، العفو، الغفور، الغنی، الغیاث، الفاطر، الفتاح، الفالق، القدیم، الملک، القدوس، اقوی، القریب، القابض، الباسط، قاضی الحاجات، المجید، المولی، المنان، المحیط، المبین، المقیت، المصور، الکریم، الکبیر، الکافی، کاشق الضر، الوتر، النور، الوهاب، الناصر، الواسع، الودود، الهادی، الوفی، الوکیل، الوارث، البر ، الباعث، التواب، الجلیل، الجواد، الخبیر، الخالق، خیر الناصرین، الدیان، الشکور، العظیم، اللطیف، الشافی. «توحید صدوق»
- عبارت "الاسماء الحسنی" چهار بار در قرآن آمده است. اسمای حسنی سه مصداق دارد: صفات الهی، نام های الهی و اولیای الهی.
امام رضا(ع) فرمود: هرگاه به شما مشکلات و سختی روی اورد، به وسیله ما از خداوند کمک بخواهید و سپس فرمود: ""و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها".
- در برخی روایات آمده است که امام صادق (ع) فرمود: به خدا سوگند، اسماء حسنی ماییم. (اصول کافی) یعنی صفات الهی در ما منعکس است و ما راه شناخت واقعی خداییم. طبق احادیث، جمله (ذروا الذین یلحدون) به ما می گوید که به ملحدین فضائل اهل بیت (ع)، اعتنا نکنید « نور الثقلین، به قول از اصول کافی »
در اینکه « اسم اعظم » چیست؟ باید گفت: طبق روایاتی، هر که اسم اعظم خداوند را بداند، دعایت مستجاب است و می تواند در طبیعت، تصرف کند، بلعم باعورا هم (که در آیه 175 از او یاد شد) اسم اعظم می دانسته است.
- بعضی گفته اند یکی از نامهای الهی است که بر ما پوشیده است. بعضی گویند: اسم اعظم در حقیقت، لفظ و نام نیست، بلکه کمال وصفتی از خداوند است که هر کس بتواند پرتوی از آن را در وجود خویش پدید آورد و بیابد، قدرت روحی او به حدی می رسد که می تواند در طبیعت، تصرف کند، و گرنه چنان نیست که یک فرد فاسد، با فرا گرفتن لفظ و کلمه ای بتواند مستجاب الدعوه شود یا در جهان اثر بگذارد « تفسیر نمونه »
دعوت و دعا باید به زیبایی های و خوبیها باشد .
- اسماء الهی نشانه های اوست، می توان از نشانه به او رسید.
- نسبت به ملحدان ، عکس العمل نشان دهید.
- هم نام خدا را به دیگران نسبت دادن الحاد است ، هم نام دیگران را به خدا نسبت دادن.
- کلمه « الله » ، محور همه اسماء الهی است .
- تمام نامهای نیک و مقدس که در شان خدا باشد، برای اوست .
- ایمان به این که خداوند تمام کمالات را دارد و از همه عیب ها دور است، انسان را به دعا و ستایش وا می دارد.
- داروی غفلت، یاد خداست.
- اسلام، به نام نیکو و دوری از انحراف در نام گذاری توجه دارد.
- راه حق، فطری است و انحراف از آن، برخلاف مسیر فطرت است.
وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ (١٨١)
181. of those we have created are people who direct (others) with Truth. and dispense justice therewith.
181* و از آنان که بیافریدیم گروهی هستند که مردم را به حق راه می نمایند و با آن _ حق به عدل و داد رفتار می کنند.
181. Parmi ceux que nous avons créés, il y a une communauté qui guide (les autres) selon la vérité et par celle-ci exerce la justice.
در روایات آمده است مراد از این آیه اهل بیت پیامبر(ص) و شیعیان آنان می باشند. در روایت دیگری پیامبر(ص) فرمود: مراد گروهی از امت من هستند که تمام احکام، دستورات، عطاها و دادوستدهای آنان بر پایه حق استوار باشد.
- حضرت علی(ع) ضمن اشاره به گروه های مختلفی که در امت اسلامی پیدا خواهند شد، فرمودند: تنها گروهی که اهل نجاتند، شیعیان و اهل بیت(ع) می باشند.
همه مردم، زمینه پذیرش هدایت و عدالت را در خود باور نکرده اند، بلکه تنها گروهی چنین می باشند.
- هدایت گری با روش ها و وسایل باطل و یا به سوی باطل ممنوع است.
- هدایت، حکومت و قضاوت، باید در مسیر «حق» باشد.
- کسانی ارزش بیشتری دارند که علاوه بر هدایت پذیری، در فکر ایجاد نظام حق نیز باشند. آری تنها شناخت و عمل شخصی کافی نیست، نشر حق نیز مهم است.
- جامعه به گروهی هدایتگر و داور به حق، نیازمند است.
وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ (١٨٢)
182. those who reject Our Signs, we shall gradually visit with punishment, In ways They perceive not;
182* و کسانی که آیات ما را دروغ شمردند، اندک اندک از جایی که ندانند به کیفر خود گرفتارشان خواهیم ساخت.
182. ceux qui traitent de mensonges nos enseignements, nous allons les conduire graduellement vers leur perte par des voies qu'ils ignorent.
وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ (١٨٣)
183. respite will I grant unto them: for My scheme is strong (and unfailing).
183* و آنان را مهلت می دهم زیرا که تدبیر من استوار است.
183. et Je leur accorderai un délai, car Mon stratagème est solide!
"استدراج"، که یکی از سنتهای الهی نسبت به مکذبین و مترفین است، از "درجة" به معنای تدریجی و در هم پیچیدن است. (مفردات راغب) این سنت در آیه 44 سوره قلم هم آمده است. علی ( ع) فرمود : آنان که در رفاه و توسعه زندگی میکنند، به فکر استدراج باشند، مبادا نعمت های وسیله خواب و غفلت آنان شود. (تفسیر نور الثقلین )
- مساله کید الهی و مهلت و طول عمر دادن به عنوان "استدراج"، بارها در آیات قرآن آمده است، مثل این آیا ، (مومنون: 54) (آل عمران: 178) و نیز این آیات: انعام:44، مومنون 55، توبه 55، آل عمران 196.
- گاهی نعمت های الهی، پرده پوشی های خداوند و ستایش های مردمی، همه و همه، از وسایل غرور و سرگرمی و به نحوی استدراج است.
- امام صادق(ع) فرمود: خداوند دوستان خود را با تلخی ها هشدار می دهد و نااهلان را در رفاه رها می کند.
تکذیب آیات روشن الهی به سقوط تدریجی و هلاکت مخفی می انجامد .
- همیشه نعمتها ، نشانه لطف نیست ، گاهی زمینه برای قهر ناگهانی خداست.
- خدا فرصت توبه و جبران را به کافر می دهد ولی آنان لایق نیستند.
- خطرغرور و غفلت تا حدی است که خداوند با سه تعبیر پیاپی مطرح کرده است .
- مهلت دادن به مردم، از سنت های خداست، تا هرکس در راهی که برگزیده، به نتیجه برسد و درها به روی همه باز شد، هم فرصت طغیان داشته باشند، هم مجال توبه و جبران.
- غالبا سقوط انسان پله پله و آرام آرام است.
- عمر و زندگی به دست خداست و گنهکار را از قدرت خدا گریزی نیست.
- مرفهان غافل با تدبیر خدا طرفند.
- طرح و تدبیر الهی، شکست ناپذیر است.
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلا نَذِيرٌ مُبِينٌ (١٨٤)
184. do They not reflect? their companion is not seized with madness: He is but a perspicuous warner.
184* آیا نمی اندیشید که در یارشان – رسول ما – هیچ گونه دیوانگی نیست؟ او جز بیم دهنده ای آشکارا نیست .
184. Est-ce qu'ils n'ont pas réfléchi? il n'y a point de folie en leur compagnon (Muhammad): il n'est qu'un avertisseur explicite!
"جِنّه" به معنای جنون، در اصل به معنای پوشش است، گویا هنگام جنون، پوششی روی عقل قرار می گیرد.
تهمت و جسارت، کار مردم اهل فکر و اندیشه نیست .
- در نظام فاسد، به حق گویان نسبت جنون می دهند.
- برای مردم مغرور و خواب آلود، باید صریح و آشکار حرف بزنیم.
أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (١٨٥)
185. do They see nothing In the government of the heavens and the earth and all that Allah hath created? (do They not see) that it may well be that their terms is nigh drawing to an end? In what Message after This will They then believe?
185* آیا در ملکوت – پادشاهی و فرمانروایی – آسمانها و زمین و هر چه خدای آفریده است نمی نگرند و اینکه شاید سر آمد – مرگ – ایشان نزدیک شده باشد؟ پس به کدام سخن بعد از آن – قرآن – ایمان خواهند آورد؟
185. N'ont-ils pas médité sur le royaume des cieux et de la terre, et toute chose qu'Allah a créée, et que leur terme est Peut-être déjà proche? en quelle parole croiront-ils après cela?
"ملکوت"، از "مُلک" به معنای حکومت و مالکیت است. اینجا به حکومت مطلقه خداوند بر هستی اطلاق شده است.
در آفرینش ، هیچ ذره بی فلسفه و هدف نیست.
- بیشتر بدبختیها به خاطر غفلت از یاد مرگ است .
- قرآن ، بهترین کتاب و سخن است و هیچ عذری برای نپذیرفتن نیست.
- دقت در نظام تکوین، سبب ایمان آوردن به نظام تشریع است.
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (١٨٦)
186. to such As Allah rejects from His guidance, there can be no guide: He will leave them In their trespasses, wandering In distraction.
186* کسی را که خدا گمراه کند او را راه نمایی نیست و آنان را وا می گذارد که در سرکشی خویش سرگشته و کور دل بمانند.
186. quiconque Allah égare, pas de guide pour Lui. et il les laisse dans leur transgression confus et hésitants.
سزای کسانی که به هشدار های انبیا گوش نمی دهند و به گفته های آنان نمی اندیشند ،اینست که گرفتار قهر الهی شده ، به جال خود رها شوند .
- اضلال، کار خداست ولی زمینه ساز آن نیت و عمل خود انسان است که سبب می شود قلب او زنگ بگیرد و هدایت الهی را نپذیرد.
- اگر هدایت الهی نباشد، گمراهی و سرگردانی انسان مستمر و ادامه دار است.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (١٨٧)
187. They ask Thee about the (final) Hour - when will be its appointed time? say: "The knowledge thereof is with My Lord (alone): none but He can reveal As to when it will occur. heavy were its burden through the heavens and the earth. only, all of a sudden will it come to you." They ask Thee As if Thou Wert eager In search thereof: say: "The knowledge thereof is with Allah (alone), but Most men know not."
187* تو را از رستاخیز پرسند، که فرا رسیدن آن کی باشد؟ بگو: دانش آن تنها نزد پروردگار من است، جز او آن را به هنگامش آشکار نکند فرا رسیدن آن در آسمانها و زمین گران است، فرا نرسد شما را مگر ناگاه. از تو چنان می پرسند که گویا از آن آگاهی. دانش آن تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی دانند.
187. ils t'interrogent sur l'Heure: ‹Quand arrivera-t-elle?› Dis: ‹Seul Mon Seigneur en a connaissance. Lui seul la manifesta en son temps. lourde elle sera dans les cieux et (sur) la terre et elle ne viendra à vous que soudainement.› ils t'interrogent comme Si Tu en étais averti. Dis: ‹Seul Allah en a connaissance.› mais beaucoup de gens ne savant pas.
کفار قریش، گروهی را نزد علمای یهود فرستادند تا سوالات دشواری فرا گرفته و از پیامبر بپرسند، تا او از عهده پاسخگویی بر نیاید و محکوم شود . یکی از آن سوالها، تعیین زمان وقوع قیامت بود .
- "الساعة"، شروع قیامت است و "القیامة"، زمان حساب و کتاب و پاداش و جزاء. "مرُسی" به معنای ثبوت و وقوع است . "جبال راسیات"، یعنی کوههای استوار و محکم. "حَفیُ" به معنای پیگیر و تحقیق کننده دائمی، حفی بودن پیامبر، یعنی گویا کاملا فرا ریسدن روز قیامت را از خدا پرسیده و تحقیق کرده و می داند .
ندانستن زمان برای تربیت و آماده باش انسان بهتر است .
- قیامت بسیار سنگین است ، حتی بر آسمانها و زمین ، تا چه رسد به انسان ها .
- جز خداوند کسی از زمان برپایی قیامت آگاه نیست.
- قیامت قابل پیش بینی نیست و در زمانی که انتظارش نمی رود، ناگهانی رخ خواهد داد.
- از « نمی دانم » گفتن نهراسید.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون