آيات 196 تا 206 سوره مباركه اعراف
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ (١٩٦)
196. "Verily, My Walî (Protector, Supporter, and helper, etc.) is Allâh who has revealed the Book (the Qur'ân), and He protects (supports and helps) the righteous.
196*همانا وليّ و سرپرست من، خدايي است كه اين كتاب آسماني را نازل كرده است و او همه صالحان را ولايت و سرپرستي و هدايت مخصوص مي كند.
196. certes Mon Maître, C'est Allah qui a fait descendre le Livre (le Coran). C'est Lui qui se charge (de la protection) des vertueux.
در آیات قبل، ناتوانی معبودهای باطل بیان شد. این آیه به معرفی خداوند می پردازد.
- صالح بودن، از جایگاه والایی نزد خداوند برخوردار است، تمام انبیا از صالحین بوده اند "کلّ من الصالحین" و آرزوی ملحق شدن به آنان را داشته اند، چنان که حضرت یوسف(ع): "توفّنی مسلماً و الحقنی بالصالحین" و ما نیز در پایان هر نماز به انان سلام می دهیم "السلام علینا و علی عبادالله الصالحین".
رابطه خداوند با انسان مؤمن، بسيار نزديك است.
- نزول كتاب آسماني، پرتوي از ولايت الهي است.
- معبود واقعي كسي است كه هم برنامه مي فرستد، هم در اجراء، رهروان را سرپرستي مي كند.
- از تنهايي نترسيد، كه خداوند، وليّ صالحان است و وعده ياري داده است.
- توجه صالحان به سرپرستی خداوند، سبب مقاومت و نهراسیدن آنان است.
- مشکلات انسان، یا از نداشتن برنامه است و یا از نداشتن سرپرست و مومن هیچ یک از این دو مشکل را ندارد.
- ولایت الهی نسبت به اولیای صالح خود همیشگی و عمومی است و کافر از مدار حمایت ها و امدادهای الهی بیرون است.
- مومنان صالح و نیکوکار، در بن بست قرار نمی گیرند.
- شایسته سالاری شیوه مورد تایید قرآن است.
وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (١٩٧)
197. "And those whom You call upon besides Him (Allâh) cannot help You nor can they help themselves."
197* و كساني را كه جز خدا مي خوانيد و مي پرستيد، نمي توانند شما را ياري نمايند و نه خود را ياري مي كنند.
197. et ceux que vous invoquez en dehors de Lui ne sont capables ni de vous secourir, ni de se secourir eux-mêmes.›
معبود و مدبّر و ربّ بايد: خالق و مالك باشد، ناصر و ياور باشد، به خواسته ها و دعاها ترتيب اثر دهد، توانگر و قدرتمند باشد، شنوا و بينا باشد، قدرت خنثي كردن مكر دشمن را داشته باشد، كتاب و قانون عرضه كند، خوبان را تحت ولايت مخصوص خويش در آورد.
معبودهاي فاقد شعور و اراده و قدرت، شايسته پرستش نيستند.
- بت ها و معبودهای غیر الهی حداقل باید از حوادث مصون باشند که نیستند.
وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ (١٩٨)
198. and if You call them to guidance, they hear not and You will see them looking at you, yet they see not.
198* و اگر آنان (بت پرستان يا بت ها) را به هدايت فرا خواني، نمي شنوند و مي بيني آنان را كه به تو نگاه مي كنند ولي نمي بينند و بصيرت ندارند. نگاه هاي بت ها و بت پرستان با چشم هاي مصنوعي است، گويا به تو مي نگرند ولي نگاهشان خالي از هر گونه شعور و دقت است.
198. et Si Tu les appelles vers le chemin droit, ils n'entendent pas. Tu les vois qui Te regardent, (Mais) ils ne voient pas.
خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (١٩٩)
199. show Forgiveness, Enjoin what is good, and turn away from the foolish (i.e. don't Punish them).
199* با مردم عفو و گذشت را پيشه كن و بر آنان آسان بگير و ميانه رو باش و به كارهاي عقل پسند و نيكو فرمان بده و از جاهلان اعراض كن.
199. accepte ce qu'on t'offre de raisonnable, commande ce qui est convenable et éloigne-toi des ignorants.
"عفو" به معناي حدّ وسط و ميانه، قبول عذر خطاكار و بخشودن او، آسان گرفتن كارها، مقدار اضافي و .. است ولي ظاهراً در آيه 199 معناي اول مراد است.
- "خُذ العفو" به معنای عفو را تحت اختیار و کنترل خود داشتن و به جا استفاده نمودن است.
- اين آيه با تمام سادگي و فشردگي، همه اصول اخلاقي را در بر دارد. هم فردي "عفو"، هم اجتماعي "وأمر"، هم با دوست "عفو"، هم با دشمن "جاهلين"، هم زباني "وأمر"، هم عملي "اعرض"، هم مثبت "خذ"، هم منفي "اعرض"، هم براي رهبر، هم براي امت، هم براي آن زمان و هم اين زمان است.
- وقتي اين آيه نازل شد، پيامبر(ص) از جبرئيل توضيح و شيوه را خواست. جبرئيل بار ديگر پيام آورد كه : "تعفو عمّن ظلمك، تُعطي من حرمك، تصلُ من قطعك" از كسي كه به تو ظلم كرده در گذر، به كسي كه تو را محروم كرده عطا كن و با كسي كه با تو قطع رابطه كرده ارتباط برقرار كن.
تكليف، بايد به اندازه طاقت باشد، نه بيشتر.
- تنها خوب بودن كافي نيست، بايد در جامعه هم خوبي ها را ترويج كرد و به آنها دستور داد.
- هم بايد به معروف امر كرد و هم شيوه امر كردن بايد معروف و پسنديده باشد.
- همواره باید راه اعتدال را پیشه کرد.
- در شیوه اعراض و عفو و گذشت، نباید به خواسته و گفته جاهلان که برخلاف مصلحت است توجه کنیم، بلکه باید محکم و استوار ایستاد.
وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٠٠)
200. and if an evil whisper comes to You from Shaitân (Satan) Then seek Refuge with Allâh. Verily, He is All-Hearer, All-Knower.
200* و اگر از طرف شيطان و شيطان صفتان، وسوسه اي به تو رسد، پس به خداوند پناه آور، قطعاً او شنوا و داناست.
200. et Si jamais le Diable t'incite à faire le mal, cherche refuge auprès d'Allah. car il entend, et sais tout.
"نَزغ"، ورود در كاري به قصد افساد و تحريك است.
- در این سوره، از آیه 16 تا 27 داستان وسوسه شیطان نسبت به حضرت آدم(ع) آمده است، در اواخر سوره هم نسبت به وسوسه های شیطان هشدار می دهد.
- گرچه همه انبیا معصومند، ولی شیاطین از دست اندازی و وسوسه حتی نسبت به آنان هم در نمی گذرند. در حقیقت شیطان با وسوسه های خود قصد گمراه کردن تمام انسان ها را دارد، ولی در برابر مخلصین شکست می خورد "قال فبعزّتک لاغوینّهم اجمعین الاّ عبادک منهم المخلصین".
استعاذه و استمداد از خداوند، بهترين درمان وسوسه هاي شيطاني است.
- وسوسه شيطان، حتمي است.
- وسوسه شيطان، دائمي است.
- چون وسوسه هاي شيطاني متفاوت است، استعاذه هم بايد به "الله" باشد كه جامع همه صفات نيك و كمالات است.
- پناه بايد به خدايي برد كه شنوا و داناست و به هر مسأله مرموز هم آگاه است، نه بت ها و خرافات و ... .
- فرض گناه و وسوسه، دلالت بر وقوع آن ندارد، تنها هشدار است.
- حتی از کوچکترین وسوسه شیطان نیز نباید غافل شد و باید به خدا پناه برد و خود را تحت پوشش او قرار داد.
- پيامبران معصومند و يكي از راه هاي عصمتشان، همين استعداد و توجه و پناه بردن به خداست.
- هنگام خطر، توجه و هوشیاری ویژه لازم است.
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ (٢٠١)
201. Verily, those who are Al-Muttaqûn (the pious - see V.2:2), when an evil thought comes to them from Shaitân (Satan), they Remember (Allâh), and (indeed) they Then see (aright).
201* همانا كساني كه تقوا مي ورزند، هرگاه شيطان هاي دوره گرد با ايشان تماس مي گيرند، متوجه مي شوند، پس مي بينند و بينا مي گردند.
201. ceux qui pratiquent la piété, lorsqu'une suggestion du Diable les touche se rappellent [du châtiment d'Allah]: et les voilà devenus clairvoyants.
وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ (٢٠٢)
202. but (as for) their brothers (the devils) they (i.e. the devils) plunge them deeper into error, and they never stop short.
202* و برادرانشان (شيطان صفتان گمراه) آنان را هم چنان در انحراف، مي كشند و نگه مي دارند و هيچ كوتاهي نمي كنند.
202. (Quand aux méchants), leurs partenaires diaboliques les enfoncent dans l'aberration, puis ils ne cessent (de s'enfoncer).
کلمه "مس" به معنای اصابت و برخورد کردن همراه با لمس نمودن می باشد. "طائف" به معنی طواف کننده است، گویا وسوسه های شیطانی هم چون طواف کننده ای پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش می کند تا راهی برای نفوذ بیابد.
- شاید مراد از توجه در این آیه، تذکر به شنوایی و بینایی خداوند است که در پایان آیه قبل آمده بود، یعنی توجه می کنند که خدا کار آنها را می بیند و حرفشان را می شنود و این توجه به حضور خداوند، سبب ترک گناه می شود. چنان که امام صادق(ع) درباره این آیه فرمود: وسوسه گناه به سراغ بنده می آید، او به یاد خدا می افتد، متذکر شده و انجام نمی دهد.
- وسوسه شیطان، گاهی از دور است "فوسوس الیه"، گاهی از طریق نفوذ در روح و جان "فی صدور النّاس"، گاهی با همنشینی "فهو له قرین"، گاهی هم از طریق رابطه و تماس "مسّهم".
شيطان ها سراغ انسان هاي با تقوا و مؤمن هم مي روند.
- شيطان ها پيوسته در حال مانور و طوافند و مطافشان هم انسان هاست.
- وسوسه هاي نفساني و شيطاني، مثل ميكروب همه جا مي چرخند و دنبال بنيه هاي ضعيف و جسم ها و ايمان هاي صعيفند تا نفوذ كنند.
- گاهي ممكن است علما و مربيان و مصلحان، مورد تماس هاي مشكوك براي القاء خطر قرار گيرند، كه بايد هشيار باشند و در مسير خواسته هاي دشمن قرار نگيرند و به خدا پناه ببرند.
- ياد خدا به انسان بصيرت مي دهد و از وسوسه ها نگه مي دارد.
- اگر جامعه، از نظر اخلاقي، سياسي، اقتصادي و نظامي، پاك و متقي باشد، رفت و آمدها و تماس هاي شيطان صفتان در آنها كار ساز نخواهد بود.
- متقي، شيطان شناس و آگاه است.
- خداوند، صالحان متقي را تحت ولايت قرار مي دهد، ولي بي تقوايان، گرفتار اخوت شيطاني مي شوند.
- اگر تقوا و تذكر نباشد، شيطان ها با انسان برادر مي شوند و تماس آنها با مردم، آسان و مؤثر مي گردد.
- راه انحراف نهایت و حد ندارد.
- شیطان ها، پس از به گمراهی کشیدن انسان هایی که برادر آنها شده اند، دست بردار نیستند و هم چنان آنان را در منجلاب گمراهی فرو می برند.
- شیطان صفتان، در مسیر انحراف به کسی رحم نمی کنند و از هیچ کس دست برنمی دارند.
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (٢٠٣)
203. and if You do not bring them a miracle [according to their (i.e. Quraish-pagans') proposal], they say: "Why have You not brought it?" say: "I but follow what is revealed to Me from My Lord. This (the Qur'ân) is nothing but evidences from Your Lord, and a guidance and a Mercy for a people who believe."
203* و هرگاه آيه اي بر آنان نياوري و به خاطر تأخير و حي، چند روزي تلاوت قطع شد، مي گويند: چرا آيه اي را برنگزيدي؟ و خبري نيست؟ بگو: من فقط از چيزي پيروي مي كنم كه از سوي پروردگارم بر من وحي مي شود. اين قرآن، بصيرت هايي از سوي پروردگارتان است و براي كساني كه ايمان آورند، مايه هدايت و رحمت است.
203. quand Tu ne leur apportes pas de miracles, ils disent: ‹Pourquoi ne l'inventes-tu pas?› Dis: ‹Je ne fais que suivre ce qui m'est révélé de Mon Seigneur. ces [versets coraniques] sont des preuves illuminantes venant de votre Seigneur, un guide et une grâce pour des gens qui croient.
"اجتباء"، از ريشه "جبايت"، در اصل به معناب جمع كردن آب در حوض است. جمع آوري خراج و ماليات را هم "جبابت" مي گويند. سپس به هر نوع جمع آوري چيزهاي گزيده، "اجتباء" گفته شده است. چرا امروز ايه اي برنگزيده اي كه بخواني؟ و شايد معناي آيه 203، اين باشد كه چرا معجزه اي را كه از تو درخواست كرديم برنگزيده ي و معجزه ديگري آوردي و طبق سليقه ما عمل نكردي؟
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "اذا اردتُم عیش السعداء و موت الشهداء و النّجاة یوم الحشر و الظلّ یوم الحرور و الهدی یوم الضّلالة فادرسوا القرآن فانّه کلام الرّحمن و حرز من الشیطان و رجحان فی المیزان" اگر خواهان زندگی سعادتمند و مرگ شهادت گونه و نجات ورهایی در روز گرم و سوزان قیامت می باشید، قرآن بیاموزید، زیرا کلام خداوند رحمن و مایه ایمنی از شیطان و سنگینی میزان در قیامت می باشد. در روایت دیگری فرمودند: قرآن، کمال دین شماست، هرکس از قرآن رویگردان شود، جایگاهش آتش است "فیه کمال دینکم ما عَدل احدٌ عن القرآن الاّ الی النّار".
قرآن هم كتاب شناخت و بصيرت فكر است، هم راهنماي ارشاد و حركت عملي، نتيجه پيروي از آن هم رحمت و بركت در دو جهان است.
- گر چه قرآن، كتاب هدايت براي عموم است، اما تنها صاحبان ايمان از اين هدايت بهره مي برند و كوردلان كه از بصيرت و هدايت الهي دورند، از رحمت او هم محرومند.
- لازم نیست مبلغ هر روز سخن جدیدی ارائه کند، شاید گاهی سکوت لازم است.
- رهبر آسمانی نباید تحت تاثیر بهانه گیری ها و تقاضاهای نابجا قرار گیرد، بلکه باید پاسخ بهانه ها را صریح و قاطع بیان کند.
- هدایت های قرآن، ناب است و ذره ای با انحراف مخلوط نیست.
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (٢٠٤)
204. So, when the Qur'ân is recited, listen to it, and be silent that You may receive Mercy. [i.e. during the compulsory congregational prayers when the Imâm (of a mosque) is leading the prayer (except Sûrat Al-Fâtiha), and also when He is delivering the Friday-prayer Khutbah]. [Tafsir At-Tabari, Vol.9, Pages 162-4]
204* و هرگاه قرآن خوانده شود، پس به آن گوش دهيد و ساكت شويد تا بشنويد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.
204. et quand on récite le Coran, prêtez-lui l'oreille attentivement et Observez le silence, afin que vous obteniez la miséricorde (d'Allah).
کلمه "اِنصات" به معنای ساکت شدن برای گوش سپردن است.
- این آیه می گوید: هنگام تلاوت قرآن از روی ادب سکوت کرده و آیات آن را گوش دهید. البته سکوت واجب، تنها در زمانی واجب است که امام جماعت مشغول خواندن حمد و سوره نماز باشد که باید مامومین ساکت باشند و در باقی موارد مستحب و نشانه ادب است. اگر فرمان سکوت هم نبود، خرد و ادب اقتضا می کرد که در برابر خالق، سکوت کنیم.
- حضرت علی(ع) در نماز بود که فرد منافقی چندین بار بلند قرآن خواند، در هر بار حضرت سکوت می کردند و سپس نماز را ادامه می دادند.
- امام باقر(ع) فرمودند: قاریان قرآن سه گروه می باشند: گروهی قرآن را وسیله کسب و کار و معاش خود دانسته و بر مردم تحمیل می شوند، گروهی که تنها قرآن را به زبان دارند و در عمل، احکامش را رعایت نمی کنند و گروهی که قرآن را تلاوت کرده و دوای درد خود می دانند و همواره با قرآن مانوسند، خداوند به واسطه این افراد عذاب را دفع کرده و به خاطر آنان باران نازل می کند و اینان افرادی نادر هستند "اعزّ من الکبریت الاحمر".
در برابر تلاوت قرآن از سوی هر کس که باشد، باید سکوت کرده و گوش بسپاریم.
- سکوت و گوش سپردن به قرآن، زمینه برخورداری از رحمت الهی است.
وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ (٢٠٥)
205. and Remember Your Lord by Your tongue and within yourself, humbly and with fear without loudness In Words In the mornings, and In the afternoons and be not of those who are neglectful.
205* و پروردگارت را در دل خود، از روي تضرع و هراس، آهسته و آرام و در هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.
205. et Invoque Ton Seigneur en toi-même, en humilité et crainte, à mi-voix, le matin et le soir, et ne sois pas du nombre des insouciants.
در آیه قبل، آداب تلاوت قرآن بیان شد و این آیه آداب ذکر و دعا می باشد که باید تضرع و خشوع و بیم و امید همراه باشد.
- "آصال"، جمع "اصيل" به معناي نزديك غروب و شامگاهان و کلمه "غُدوّ" جمع "غدوة" به طلوع فجر تا طلوع خورشید گفته می شود.
بعضی گفته اند مراد از "ذکر" در این آیه، نمازهای واجب در شبانه روز است و از ابن عباس نقل شده که براساس این آیه، امام جماعت باید در نماز صبح و شب قرائتش با صدای بلند باشد به مقداری که ماموین بشنوند، نه زیادتر از آن.
قرآن، علاوه بر ذكر با زبان، ذكر قلبي و ياد دروني را هم مي ستايد.
- آن ذكر و يادي بيمه كننده انسان است كه عاشقانه و سوزناك و هر صبح و شام باشد.
- ياد خدا وقتي غفلت زدايي مي كند كه بدون تظاهر و سرو صدا باشد، و گر نه خودش نوعي سرگرمي و غفلت مي شود.
- آنان كه هر صبح و شام، خدا را ياد نكنند، از غافلانند.
- ربوبیت خداوند دائمی است، پس سزاوار است که یاد او هم پیوسته باشد.
- هنگام صبح و شام، يعني شروع به كار و تصميم گيري و هنگام جمع بندي و نتيجه گيري، بايد به ياد خدا بود.
- آنان که هر صبح و شام، خدا را یاد نمی کنند، از غافلانند.
إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ (٢٠٦)
206. surely, those who are with Your Lord (angels) are never too proud to perform acts of Worship to him, but they glorify his praise and prostrate before Him.
206* همانا مقربان درگاه پروردگارت، از پرستش او سر كشي نمي كنند و او را تسبيح مي گويند و براي او سجده مي كنند.
206. ceux qui sont auprès de Ton Seigneur [les Anges] ne dédaignent pas de L'adorer. ils le glorifient et se prosternent devant Lui.
"الذين عند ربّك" احتمالاً هم شامل فرشتگان مي شود، هم بندگان وارسته اي كه با ذات الهي مرتبطند و خود را در محضر خدا مي بينند.
- سجده کردن هنگام تلاوت و شنیدن آیه فوق، مستحب است. در مورد پانزده آیه قرآن سجده وارد شده است که چهار مورد آن واجب است، آیات 15 سجده، 37 فصلت، 62 نجم و 19 علق و در یازده آیه سجده مستحب است، آیات 206 اعراف، 15 رعد، 48 نحل، 107 اسراء، 58 مریم، 18 و 77 حج، 60 فرقان، 25 نمل، 24 ص و 21 انشقاق.
به عبادت خود ننازيد، چون خداوند فرشتگاني دارد كه پيوسته در حال عبادت اند.
- ابتدا بايد روحيه استكبار را كنار گذاشت، سپس او را تسبيح گفت، در مرحله سوم به سجده افتاد.
- مستكبر، به مقام قرب الهي نمي رسد.
- با عبادت، خود را همرنگ و هماهنگ فرشتگان سازیم.
- ذکر خدا، نمونه روشن عبادت است.
- غفلت از خداوند، بر اثر خودبزرگ بینی و استکبار است.
- راه قرب به خداوند، فروتنی، عبادت و سجده خالصانه است.
- سجده، مخصوص خداوند است و مقربان این را باور دارند.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون