*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

سیمای سوره انفال

سوره انفال ، هفتاد و پنج آیه دارد، و پس از سوره بقره و به جز 6 آیه آن ، باقی سوره در مدینه نازل شده است.

در این سوره ، درسهای از تاریخ انبیاء و پیروان آنان و نیز احوال پیامبر اسلام در ارتباط با مسلمانان و مسائلی همچون بیت المال ، انفال ، جنگ بدر، احکام جهاد ، لیله المبیت و صفات مومنان واقعی بیان شده است .بیشتر آیاتش پیرامون جنگ بدر است اولین نبرد مسلمانان با مشرکین که پس از سیزده سال صبر پیش آمد و مسلمانان از امدادهای الهی و نصرت خدا برخوردار شدند. به همین دلیل، بعضی این سوره را « سوره بدر» نامیده اند.

در این سوره ، در کنار مطرح کردن جنگ بدر ، بطور ظریفی ویژگی های سپاه حق در مقابل سپاه باطل توضیح داده شده است .

امام صادق (ع) فرمودند:

تلاوت سوره انفال و برائت در هر ماه ( و توجه به مفاهیم و هشدار های آن ) انسان را از نفاق ، بیمه می کند و از شیعیان راستین امیر المومنین (ع) قرار می دهد.

َسْأَلُونَكَ عَنِ الأنْفَالِ قُلِ الأنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١)

1. They ask Thee concerning (things taken as) spoils of war. say: "(such) spoils are at the disposal of Allah and the Messenger. so fear Allah, and keep straight the relations between yourselves: obey Allah and His Messenger, if ye do believe."

1* تو را از انفال – غنیمتهای جنگی – می پرسند، بگو: آن غنیمت ها از آن خدا و پیامبر است. پس، از خدا پروا داشته باشید و میان خود آشتی و سازش کنید و خدای و پیامبر او را فرمان برید اگر ایمان دارید.

1. ils t'interrogent Au sujet du butin. Dis: ‹Le butin est à Allah et à son messager.› craignez Allah, maintenez la concorde entre vous et obéissez à Allah et à son Messager, Si vous êtes croyants.

نکته هادر قرآن حدود 130 بار واژه سوال و مشتقات آن آمده و 15 بار جمله "یسئلونک" آمده است .

- "انفال"، جمع "نَفل" به معنای زیاده و عطیه است. نوفل به مردی گویند که اهل عطا و بخشش باشد. عطای فرزند به ابراهیم هم "نافله" به حساب آمده است.

- در اصطلاح فقهی، منابع طبیهی و ثروتهای عمومی، غنائم جنگی، اموال بی صاحب مثل زمینی که صاحبیش آن را رها کرده و اموا مردگان بی وارث، جنگلها، دره ها، نیزارها، زمینهای موات، معادن و... همه از انفال است.

- در تاریخ آمده است که پس از جنگ بدر که غنایمی به دست مسلمانان رسید در اینکه غنایم را چه باید کرد و به کسانی می رسد و چه کسانی اولویت دارند، نظر های مختلفی بود. پیامبر خدا (ص) شخصا به تقسیم غنائم پرداخت و به همه عادلانه و یکسان داد تا تبعیضات موهوم دوره جاهلی را از میان برداشته و از مستضعفان حمایتکند، هر چند برخی، از این برابر رنجیدند.

- چون همه سوره در باره جنگ بدر است، این آیه نیز بیشتر نظر به غنائم جنگی دارد، ولی مختص آن نیست.

- امام صادق(ع) فرمود: سهم خداوند از انفال، زیر نظر رسول خدا(ص) مصرف می شود.

- در روایات، پاداش اصلاح و آشتی میان مردم، از یک سال نماز و روزه مستحبی هم بیشتر ذکر شده است. امام صادق(ع) به شاگرد خود مفضل فرمود: اگر میان دو نفر از طرفداران ما نزاعی پیش آمد، از مال من خرج کن و میان آنان آشتی بده.

- در اسلام، تقویت و تحکیم پیوندها و از میان بردن اسباب تفرقه و نفاق به قدری اهمیت دارد که در بعضی مراحل نه تنها اصلاح ذات البین واجب است، بلکه از بیت المال نیز می توان برای آن استفاده کرد.

پیام هاایمان، تنها در قلب نیست ، جلوه خارجی و اطاعت عملی هم می خواهد.

- جبهه رفتن به تنهایی نشانه ایمان نیست، طمع نداشتن به غنایم و حفظ اخوت و تسلیم در برابر رهبری هم شرط لازم است .

- ممکن است کسانی در آزمایش جان و حضور در جبهه قبول شوند، ولی در آزمایش مال و تقسیم غنایم و انفال مردود گردند.

- کسی که قصد اصلاح در جامعه دارد ، باید خودش اهل تقوا باشد .

- مرجع و محل بیان احکام و مسائل اقتصادی، رهبر الهی است.

- هدف اسلام از جهاد در اسلام، پیروزی حق بر باطل است.

- مالکیت اموال عمومی از خداست، پس باید در دست مقدس ترین و محبوب ترین مردم قرار گیرد.

- حکومت اسلامی پشتوانه اقتصادی می خواهد و انفال، پشتوانه نظامی اسلامی است.

- اسلام برای منابع طبیعی و ثروت های عمومی نیز قانون دارد.

- حفظ اموال عمومی، پاکی و پروا لازم دارد.

- حفظ وحدت و اصلاح میان مردم، بر همگان لازم است.

- مومن باید در میدان های اخلاق، جامعه و سیاست، به دستورات الهی عمل کند تا مشروعیت داشته و به موفقیت برسد.

 

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (٢)

2. For, believers are those who, when Allah is mentioned, feel a tremor In their hearts, and when They Hear His Signs rehearsed, find their Faith strengthened, and put (all) their trust In their Lord;

2* جز این نیست که مومنان کسانی اند که چون خدا یاد شود دلهاشان ترسان گردد – از عظمت یا عقوبت او – و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگارشان توکل کنند.

2. les vrais croyants sont ceux dont les coeurs frémissent quand on mentionne Allah. et quand ses versets leur sont récités, cela fait augmenter leur foi. et ils placent leur confiance en leur Seigneur.

 

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (٣)

3. who establish regular prayers and spend (freely) out of the gifts we have given them for sustenance:

3* آنان که نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان کرده ایم انفاق می کنند.

3. ceux qui accomplissent la Salat et qui dépensent [dans le sentir d'Allah] de ce que nous leur avons attribué.

نکته هاخداوند در آیه 2 می فرماید: "اذا ذُکِر الله وَجِلت قلوبهم" یاد خداوند دل های مومنان را مضطرب می کند ولی در جای دیگر می فرماید: "الا بذکر الله تَطمئنّ القلوب" با یاد خداوند دل ها آرام می گیرد. این دو آیه با هم منافاتی ندارد، زیرا در یک جا ترس از عظمت خداوند است و در جای دیگر اطمینان به خداوند است. چنان که در آیه ای دیگر می خوانیم: "الله نَزّل احسن الحدیث کتاباً متشابهاً تَقشَعِرّ منه جلود الّذین یَخشون ربّهم ثمّ تلین جلودهم و قلوبهم الهی ذکر الله" کسانی که از خداوند خشیت دارند با خواندن و شنیدن قرآن پوست بدنشان می لزد و پس از مدتی آرام شده و دلهایشان نرم می شود.

آری یاد قهر و عقاب الهی دل مومن را می لرزاند و با یاد لطف و مهر الهی، دلش آرام می گیرد، هم چون کودکی که از والدین خود هم می ترسد، هم به آنان دلگرم است.

- "وَجل" به حالت اضطراب و خوف و ترس انسان گفتاه می شود که گاهی به خاطر درک مسئولیت ها و احتمال عدم انجام وظایف است و گاهی به خاطر درک عظمت مقام و هیبت الهی است. لذا در قرآن می خوانیم "انّما یَخشَی الله من عباده العلماء" تنها بندگان عامل و آگاه، از خداوند خشیت دارند.

پیام هاهر آیه قرآن ، حجت و دلیل نوری است که می تواند ایمان را بیفزاید .

- ترسی که ریشه در جهل داشته باشد بد است و ترسی که از معرفت سرچشمه بگیرد پسندیده است .

- مومن ، دارایی خود را بخشش الهی می داند، نه محصول دسترنج خویش .

- آن که با شنیدن ندای اذان و آیات الهی بی تفاوت باشد، باید در کمال ایمان خود شک کند.

- ذکر نام خدا از سوی هر کس باشد، در مومن اثر می گذارد.

- ایمان، با عشق و خشیت درونی همراه است.

- ایمان، مراتب و درجاتی دارد و قابل کاهش و افزایش است.

- مومن میان بیم و امید است.

- کسی که تنها خداوند را رب خود می داند، تنها به او توکل می کند.

- نشانه ایمان آن است که ابتدا دل مومن با یاد خدا خشیت پیدا می کند، سپس با تلاوت و یادآوری آیات الهی، بر ایمانش افزوده می شود و توکل بر خدا نموده، نماز برپا می دارد و به دیگران نیز کمک می نماید.

- رفتار انسان، برخاسته از انگیزه ها، دیدگاه ها و اعتقادات اوست.

- اسلام، انفاق بخشی از مال و دارایی را لازم دانسته است، نه تمام آن را.

- نماز و انفا مومن مقطعی نیست، بلکه مستمر و دائمی است.

- انفاق باید از مال حلال و روزی الهی باشد.

 

أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (٤)

4. such In truth are the believers: They have grades of dignity with their Lord, and forgiveness, and generous sustenance:

4* اینانند که براستی مومن اند، ایشان را نزد پروردگارشان پایه هاست و آمرزشی و روزی نیکو و فراخ – در بهشت .

4. Ceux-là sont, en toute vérité les croyants: à eux des degrés (élevés) auprès de leur Seigneur, Ainsi qu'un pardon et une dotation généreuse.

 نکته ها"رزق کریم" به معنای روزی دائمی و بی منت و وسیع و خالص است .

پیام هاایمان، انگاه کامل است که همراه با توکل، نماز و انفاق، در انسان جمع شود ، ایمان با شعار نیست، با عمل است .

- درجات الهی ، مخصوص بهشت نیست ، در همین دنیا و در برزخ هم مفام والا می دهند.

- رمز دریافت درجات الهی، نماز و انفاق است.

- درجاتی که عطا می کند، برای بشر دنیوی ناشناخته و بسیار مهم است.

- چون ایمان مردم قابل کم و زیاد شدن است، درجات الهی هم افزایش یا کاهش می یابد.

- حتی مومنان حقیقی نیز در معرض لغزش بوده و نیازمند مغفرت الهی می باشند.

- تنها ایمان حقیقی زمینه رسیدن انسان به جایگاه ویژه دریافت مغفرت و نعمت های ویژه خداوند است.

 

كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ (٥)

5. just As Thy Lord ordered Thee out of Thy House In truth, Even though a party among the believers disliked it,

5* چنانکه پروردگارت تو را از خانه ات بحق بیرون آورد – برای جنگ بدر – در حالی که گروهی ازمومنان ناخشنود بودند.

5. de même, C'est Au nom de la vérité que Ton Seigneur t'a fait sortir de Ta demeure, Malgré la répulsion d'une partie des croyants.

نکته هاهمانگونه که به خاطر کمی نفرات و امکانات، رفتن به جهاد با دشمن برای بعضی دشوار و سنگین بود، تقسیم غنایم جنگ بدر هم سنگین بود، اما این ناخوشایندی ها می گذرد. پیامبر خدا باید به فکر مصلحت واقعی و انجام فرمان خدا باشد وگرنه کراهت این و آن همیشه هست .

پیام هادر جبهه ها ، نقش اصلی با رهبر است . گر چه برای جهاد ، عده ای خارج شدند ، ولی آیه پیامبر خدا را مطح می کند .

- حرکت درمسیر جنگ و جهاد، عاملرشد و تربیت است.

- رهبر مسلمانان باید به فکر انجام وظیفه باشد ، وگرنه در هر کار و صدور فرمانی ، عده ای ناراحتند.

- کراهت و ناخوشایندی از جهاد ، اگر ضربه ای به اطاعت نزند، به ایمان لطمه نمی زند.

- گاهی انسان در آغاز ، با عشق و اخلاص جبهه می رود، ولی در پایان به خاطر مسائل مالی و غنایم ، دلگیر می شود.

- دستورات آسمانی برپایه حق و برای رسیدن به حق است.

 

يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ (٦)

6. disputing with Thee concerning the truth after it was made manifest, As if They were being driven to death and They (actually) saw it.

6* باتو درباره آن حق – جهاد- پس از آنکه روشن شد ستیزه مرگ می رانند و خود می نگرند.

6. ils discutent avec Toi Au sujet de la vérité après qu'elle fut clairement apparue; comme Si on les poussait vers la mort et qu'ils (la) voyaient.

نکته هاجدال گروهی از مسلمانان با پیامبر، در مسیر جنگ بدر بود و بر سر اینکه چون امکانات و نفرات کافی ندارند، برای تصاحب اموال تجار قریش خارج شوند، نه برای جنگ با لشکر قریش . برخی دلایلی برای عدم درگیری می آوردند، بعضی هم (مانند مقداد) می گفتند: مامثل اصحاب موسی(ع) نمی نشینیم که بگوییم شما بروید بجنگید، بلکه اهل جنگیم و هر چه فرمان دهی می پذیریم. ولی ترسویان که آمادگی جنگ نداشتند، بارسول خدا (ص) مجادله می کردند.

- جدال و گفتگوهایی که برای انکار حق باشد مطرود است و آن اقسامی دارد:

الف- گاهی پس از روشن شدن حق است "یجادلونک فی الحقّ بعد ما تبیّن".

ب- گاهی از روی علم و آگاهی نیست "فلم تحاجّون فیما لیس لکم به علم".

ج- گاهی برای از بین بردن حق است "و یجادل الّذین کفروا بالباطل لیدحضوا به الحقّ". البته گاهی بحث و مجادله برای تصدیق حق است که باید به نیکوترین شکل صورت بگیرد و نیکوترین آنها، بهترین است "و جادهم بالّتی هی احسن".

پیام هااگر روحیه ها و انگیزه ها سالم نباشد، علم به تنهایی کار ساز نیست.

- حرکت سربازان بی روحیه به سوی نبرد ، بیش از حمل جسد نیست .

- افراد تن پرور و ترسو، برای گریز از فرمان حق و جهاد، همیشه دست به جدال و توجیه زده و بهانه جویی می کنند.

- گاهی انسان چنان سقوط می کند که با شناخت حق و فرمان حق، باز مخالفت می کند.

 

وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ (٧)

7. Behold! Allah promised you one of the two (enemy) parties, that it should be yours: ye wished that the one unarmed should be yours, but Allah willed to justify the truth according to His words and to cut off the roots of the Unbelievers;-

7* و یاد کنید آنگاه که خدا یکی از آن دو گروه – کاروان بازرگانی و سپاه کافران – را به بی خار و بی سلاح – کاروان بازرگانی – شما را باشد و حال آنکه خدا می خواست که حق را با سخنان خود – نهادها و سنتهایی که برای یاری کردن پیامبران حق قرار داده – استوار و پایدار کند و بنیاد کافران را بر اندازد.

7. (Rappelez-vous), quand Allah vous promettait qu'une des deux bandes sera à vous. ‹Vous désiriez vous emparer de celle qui était sans armes, alors qu'Allah voulait par ses paroles faire triompher la vérité et anéantir les mécréants jusqu'au dernier.

نکته ها"شوکة" از "شوک" به معنای خار و سر نیزه و سمبل گروه مسلح است . مراد از "غیر ذات الشوکة" همان تجار غیر مسلح است .

- مراد از "کلمات حقّ" سنت ها، اوامر الهی و اولیای الهی می باشد. کلمه "دابر" به معنای عقب و دنباله چیزی می باشد و "یقطع دابر" کنایه از ریشه کن ساختن است.

- ابوسفیان در راس یک کاروان تجاری به سفر آمد، پیامبر برای تضعیف قدرت کافران و جبران اموالی که کفار مکه از مسلمانان مهاجر مصادره کردند، جمعی را آماده حمله به کاروان تجاری کرد. ابوسفیان با خبر شد و به مکیان خبر داد. حدود هزار نفر با ساز و برگ نظامی برای دفاع از گروه چهل نفری تجار آماده شدند. در بیابان بین مکه و مدینه، سه گروه به هم رسیدند (مسلمانان، سپاه کفر، تجار). خداوند هم با امداد غیبی، به یاری مسلمانان آمد و با آنکه مسلمین با ساز و برگ نظامی وبه قصد درگیری بیرون نیامده بودند ولی سر انجام بر دشمن پیروز شدند. مسلمانان 313 نفر ، بودند و جنگ بدر در 17 رمضان سال دوم هجری اتفاق افتاد. در این جنگ، ابوجهل و هفتاد کافر دیگر کشته شدند و هفتاد نفر اسیر گشتند باآنکه تعداد کفار سه برابر مسلمانان بود.

پیام ها یادآوری امدادهای الهی، لازم و عامل تقویت ایمان است.

- پیروزی، تنها با تعداد نفرات و تجهیزات جنگی نیست، عامل عمده، اراده خداوند است. آری اراده خداوند غالب بر عوامل طبیعی است.

- گاهی اراده الهی با دیت مومنان انجام می شود.

- طبع انسان راحت طلب است.

- احقاق حق، به وسیله کلمات الهی (اولیاء، سنن، قوانین، اوامر، فداکاری، جهاد و عمل به دستورات الهی) است.

- پیروزی حق بر باطل، بالاتر از درآمد اقتصادی است.

- پیروزی نهایی با عزت حق و ذلت باطل خواهد بود.

- هدف جهاد اسلامی، احقاق حق و انهدام باطل است، نه کشورگشایی و اشغال سرزمین.

 

لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (٨)

 8. that He might justify truth and prove falsehood false, distasteful though it be to those In guilt.

8* تا حق – اسلام – را پایدار و باطل را نیست گرداند، هر چند بزهکاران خوش ندارند.

8. afin qu'il fasse triompher la vérité et anéantir le faux, en dépit de la répulsion qu'en avaient les criminels.

نکته هااین آیه، به پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان دلداری می دهد که سرانجام حق پیروز و باطل نابود می شود.

- بعضی روایات، مصداق روشن این آیه را زمان ظهور حضرت مهدی(ع) دانسته اند، که با قیام آن حضرت، سلطه باطل برطرف شده و حکومت حق و عدل بر جهان حاکم می شود.

پیام هاوعده های الهی به خاطر منافع شخصی و مادی افرادی نیست ، بلکه برای تحقق حق و محو باطل است .

 - کاری به عصبانیت دشمن کافر نداشته باشید، خداوند ،اراده خود را محقق خواهد ساخت.

حق ماندنی و پابرجاست و باطل فانی و رفتنی است.

           التماس دعا