آیات 26 تا33 سوره مبارکه انفال
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٢٦)
26. call to mind when ye were a small (band), despised through the land, and afraid that men might despoil and kidnap you; but He provided a safe asylum for you, strengthened you with His aid, and gave you good things for sustenance: that ye might be grateful.
26*و به یاد آرید هنگامی را که در زمین گروهی اندک و ناتوان شمرده شده بودید، بیم آن داشتید که مردمان – مشرکان مکه و قبیله های عرب – شما را بربایند، پس شما را جای داد – در مدینه – و به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد تا مگر سپاس دارید .
26. et rappelez-vous quand vous étiez Peu nombreux, opprimés sur terre, craignant de vous faire enlever par des gens. il vous donna asile, vous renforça se son secours et vous attribua de bonnes choses afin que vous soyez reconnaissants
"تَخطّف" به معنای به سرعت گرفتن و ربودن است.
یاد آوری روزهای ضعف و امدادهای الهی ، مایه شکر و عشق و توکل به خداست .
- یاد روزهای ناتوانی و امداد الهی ، مایه دور شدن از فتنه هاست .
- در راه حق ، از کمی نفرات و استضعاف و آوارگی نهراسید، چرا که همه انقلابیون متعهد این راه را طی کرده اند .
- امنیت، توان رزمی و پیروزی و بهبود امکانات اقتصادی، از نعمت های ویؤه الهی می باشد.
- در سایه ایمان، خداوند به گروه اندک ضعیف هراسناک، عزت و قدرت و مکنت می بخشد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٧)
27. O ye that believe! betray not the trust of Allah and the Messenger, nor misappropriate knowingly things entrusted to you.
27* ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدای و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود خیانت مورزید در حالی که میدانید که خیانت می کنید .
27. vous qui croyez! ne trahissez pas Allah et le messager. ne trahissez pas sciemment la confiance qu'on a placée en vous ?
در تفاسیر شیعه و سنی در شان نزول این آیه آمده است که: وقتی به فرمان پیامبر، یهود بنی قریظه را محاصره کردند، آنان پیشنهاد صلح و کوچ به شام کردند و پیامبر نپذیرفت و سعد بن معاذ را به داوری مامور ساخت. یکی از مسلمانان به نام «ابولبابه» که سابقه دوستی با آنان را داشت، وقتی به عنوان مشاوره با یهودیان، با اشاره به گلوی خود، به آنان فهماند که در صورت پذیرش حکمیت سعد بن معاذ، همه کشته خواهید شد، جبرئیل این اشاره را به پیامبر خبر داد، ابولبابه، شرمنده از این خیانت، خود را به ستون مسجد بست و هفت شبانه روز چیزی نخورد ، سرانجام خداوند توبه اش را پذیرفت ... شان نزول دیگری هم گفته اند که در جنگ بدر، یکی از مسلمانان نامه ای به ابوسفیان نوشت و از نقشه پیامبر خدا (ص) به او خبر داد، ابوسفیان هم از مکیان خواست و هزار نفر برای جنگ بدر به راه افتادند .
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: کسی که در امانت خیانت کند در حقیقت منافق است، هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند و امام صادق(ع) فرمودند: نماز و روزه مردم شما نفریبد، زیرا گاهی همه آنها از روی عادت است. مردم را راستگویی و ادای امانت امتحان کنید و بشناسید.
- خیانت نکردن در امانت از وظایف و حقوق انسانی است، بنابراین حتی به امانت غیر مسلمان هم نباید خیانت کرد.
گاهی یک اشاره به سود دشمن ، خیانت است.
- خیانت، فطرتا زشت و محکوم است ، خیانتهای آگاهانه خطرناک است .
- افشای اسرار نظامی ، خیانتی زشت است. ضمنا انفال ، زکات ، خمس و همه اموال دیگران ، در دست شما امانت است .
- خیانت، با ایمان سازگار نیست. لازمه ایمان، امانت داری است.
- خیانت به خدا و رسول، خیانت به خود است و زیان آن به خود انسان باز می گردد.
- امانت به منزله امانت خود ما و خیانت به آن خیانت به خودمان است.
- خیانت های آگاهانه خطرناک است.
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (٢٨)
28. and know ye that your possessions and your progeny are but a trial; and that it is Allah with whom lies your highest reward.
28* و بدانید که همانا مالها و فرزندانتان آزمونی اند – پس دوستی مال و فرزندان شما را به گناه واندارد – و بدانید که پاداشی بزرگ نزد خداوند است .
28. et sachez que vos biens et vos enfants ne sont qu'une épreuve et qu'auprès d'Allah il y a une énorme récompense.
علاقه شدید به مال و فرزند ، محور بسیاری از لغزشهای انسان است و ریشه معاملات حرام، دروغها، احتکار ها، کم فروشی ها، ترک انفاق، ندادن خمس و زکات، حرص ها و کار شکنی ها و سوگندهای دروغ و تضییع حقوق مردم و ... علاقه به مال است. و عامل گریز از میدان جنگ و تحمل نکردن جدایی از خانواده ... علاقه به فرزند است . پس اینها عامل امتحان اند، آنگونه که ابو لبابه را در (در آیه پیش) به لغزش کشیدو برای حفظ مال وفرزندان خود، به همکاری با دشمن واداشت.
- قرآن با تعبیرات مختلفی به فتنه بودن مال و فرزند و دل نبستن به آنها و امکان انحراف به واسطه آنها هشدار داده است، از جمله:
الف- امکان شرکت شیطان در مال و فرزند انسان. ب- افزون خواهی در مال و فرزند و آثار منفی آن. ج- بازدارندگی فرزند و مال از یاد خدا. د- نجات بخش نبودن اموال و اولاد در قیامت.
- در آیه نکاتی به چشم می خورد که نشان می دهد آزمایش مال و فرزند بسیار سخت و جدی پیروز شدن در آن بسیار مهم است، اولا آیه با جمله "واعلموا" آغاز شده که هشدار است. ثانیا کلمه "انّما" نشان می دهد که آزمایش با مال و فرزند چون و چرا ندارد و حتمی است. ثالثاً خود مال و فرزند فتنه شمرده شده اند، نه آن که وسیله آزمایش و فتنه باشد.
علاقه افراطی به مال و فرزند ، انسان را به خیانت می کشد .
- مال و فرزند ، دو دام فریبنده بر سر راه انسانند که قرآن با تعبیر های مختلف نسبت به آنها هشدار داده است .
- توجه به پاداش بزرگ الهی ، سبب دل کندن از دنیا و ترک خیانت است .
- مال و فرزند با تمام جاذبه هایی که دارند، در مقایسه با الطاف و پاداش الهی ناچیز هستند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (٢٩)
29. O ye who believe! if ye fear Allah, He will grant you a Criterion (to judge between right and wrong), remove from you (all) evil (That may afflict) you, and forgive you: for Allah is the Lord of Grace unbounded.
29* ای کسانی که ایمان آورده اید ، اگر از خدا پروا داشته باشید برای شما مایه تمیز میان حق و باطل قرار می دهد و بدیهایتان را از شما می زداید و شما را می آمرزد و خدا، خداوند فزونی و بخشش بزرگ است .
29. vous qui croyez! Si vous craignez Allah, il vous accordera la faculté de discerner (entre le bien et le mal), vous effacera vos méfaits et vous pardonnera. et Allah est le Détenteur de l'énorme grâce.
معیار های شناخت حق ار باطل متعدد است، از جمله :
الف– انبیاء و اولیاء الهی که در حدیث می خوانیم: هر کسی علی را رها کند خدا را رها کرده است .
ب- کتاب آسمانی که با عرضه به آن می توان حق را از باطل تشخیص داد .
ج- تقوا، چون طوفان غرایز و حب و بغض های همراه با بی تقوایی مانع درک حقایق است .
- فرقان و قدرت تشخیص حق و باطل، حکمت و بینشی خدا دادی است و به پایه سواد و معلومات ربط ندارد .
- به گفته فخر رازی: "تکفیر سیئات"، پرده پوشی در دنیاست و مغفرت، رهایی از قهر خدا در آخرت و به گفته تفسیر نمونه: تکفیر، محو آثار اجتماعی و روانی گناه است و مغفرت، بخشایش نسبت به دوزخ .
- کسانی که تقوا داشته و تمایلات نفسانی را کنار بگذارند، قوه تشخیص حق به آنها عطا می شود.
تقوا ، عامل شناخت صحیح ( فرقان ) و آبرو و حیثیت اجتماعی و مغفرت اخروی است .
- اعطای بصیرت ویژه به پرهیزکاران و بخشش گناهان آنان، تفضلی از جانب خداوند است.
- اگر تقوا داشته باشیم، در آزمایش مال وفرزند، خداوند ما را راهنمایی می کند که چگونه برخورد نماییم.
- عملکرد انسان در بینش او اثر دارد. کسی که تقوا دارد، علاوه بر علم، فطت، عقل و تجربه، خداوند بصیرت و دید و شناخت ویژه ای به او می دهد.
وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (٣٠)
30. remember How the unbelievers plotted against thee, to keep Thee In bonds, or slay thee, or get Thee out (of Thy home). They plot and plan, and Allah too plans; but the best of planners is Allah.
30* و یاد کن آنگاه که کسانی که کافر شدند بداندیشی می کردند- در دارالندوه – که تو را به بند کشند یا بکشند یا بیرون کنند، آنها بداندیشی می کردند و خدا چاره نهان می کرد- مکرشان را بدیشان برمی گرداند – و خدا بهترین چاره کنندگان است .
30. (Et rappelle-toi) le moment où les mécréants complotaient contre Toi pour t'emprisonner ou t'assassiner ou Te bannir. ils complotèrent, mais Allah a fait échouer leur complot, et Allah est le meilleur en stratagèmes.
"مَکر" به معنای تدبیر، چاره اندیشی، طرح و نقشه است.
- این آیه اشاره به « لیلة المبیت » و توطئه کفار برای قتل رسول خدا (ص) است. آن حضرت از طریق جبرئیل آگاه شد و علی (ع) به جای او در بستر خوابید و پیامبر شبانه از خانه خارج شد و به غار ثور رفت و از آنجا به مدینه هجرت نمود.
- سه نقشه ای که در آیه برای مقابله کفار با پیامبر خدا مطرح شده، محصول جلسه مشرکین در «دار الندوه» بود و بالاخره نقشه دوم را تصویب کردند که از هر قبیله یک نفر آماده شود و دسته جمعی حمله کرده، او را بکشند تا بستگاه پیامبر نتوانند برای خونخواهی، با همه قبایل طرف شوند.
- این آیه ممکن است با توجه به آیه 27 همین سوره باشد که فرمود: به خدا و رسول خیانت نکنید که اگر خیانت کنید، با تدبیر الهی رسوا می شوید.
- چه بسا خداوند امور مهمی را با موجود ضعیفی انجام می دهد و یا توطئه های بسیار بزرگی را با آن خنثی می کند.
خداوند ، حامی کتاب و اولیاء خویش است و با تار عنکبوت ، اشراف مخلوقات را حفظ می کند و بزرگترین توطئه ها را خنثی کرده ، مسیر تاریخ را عوض می کند.
- هر جا لازم باشد، خداوند اولیاء خود را از توطئه ها آگاه می کند . نقشه ای را که می خواستند کسی نفهمد ، قرنها همه دنیا فهمیدند .
- هر که با طرفداران حق حیله کند ، با خداوند طرف است .
- یادآوری امدادهای الهی و خطرهایی که خدا از ما دور کرده، مایه آرامش و قوت قلب است.
- کفر، انسان را تا حد پیامبر کشی می کشاند.
- توطئه کفار علیه مسلمانان و حمایت خداوند از مسلمانان دائمی است.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (٣١)
31. when Our Signs are rehearsed to them, They say: "We have heard This (before): if we wished, we could say (words) like these: these are nothing but tales of the ancients."
31* و چون آیات ما برآنها خوانده شود گویند: شنیدیم، اگر بخواهیم ما هم مانند این –قرآن- را خواهیم گفت، این نیست مگر افسانه پیشینیان.
31. et Lorsque nos versets leur sont récités, ils disent: ‹Nous avons écouté, certes! Si nous voulions, nous dirions pareil à cela, ce ne sont que des légendes d'anciens.
در آیه قبل، سخن از مکرهای پی در پی کفار و توطئه برای طرد و کشتن پیامبر(ص) بود، این آیه نمونه ای از مکرهای فرهنگی آنان را که برای تحقیر مکتب و قرآن طرح شده است، بیان می کند.
- "اساطیر"، جمع "اسطوره"، به معنای افسانه های خرافی و خیالی است، که یا درباره انسان های اولیه است و یا ساخته و پرداخته آنان است.
نضر بن حارث قبل از بعثت به ایران آمده بود و داستان رستم و اسفندیار را فرا گرفته، به حجاز برگشته بود و به مردم می گفت من هم می توانم مثل محمد (ص) حرف بزنم و قصه بگویم.
از حربه های دشمن ، عوام فریبی ، تحقیر و سبک شمردن است .
- دشمنان طبل توخالی اند ، ادعا دارند ( ولی در عمل ، از آوردن نظیر قرآن عاجزند ).
- تهمت کهنه پرستی ، از قدیمی ترین تهمتها به مومنان است .
وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٣٢)
32. remember How They said: "O Allah if This is indeed the truth from thee, rain down on us a shower of stones form the sky, or send us a grievous penalty."
32* و یاد کن انگاه که گفتند: خدایا، اگر این – قرآن – راست و درست است از نزد تو، پس برما سنگهایی از آسمان ببار، یا ما را عذابی دردناک بیار .
32. et quand ils dirent: ‹ Allah, Si cela est la vérité de Ta part, Alors, fais pleuvoir du ciel des pierres sur nous, ou fais venir sur nous un châtiment douloureux›.
اینگونه نفرین ها، یا از شدت تعصب و لجاجت است که راه خود را حق و اسلام را باطل می دانستند، یا عوام فریبی است. برخود نفرین می کنند تا مردم ساده دل احساس کنند که اسلام باطل است .
- پس از تعیین علی (ع) برای امامت از سوی پیامبر (ص) که به فرمان خداوند در غدیر خم انجام یافت، نعمان بن حارث که از منافقان بود، نزد پیامبر آمده و گفت: ما را به توحید و نوبت و جهاد و حج و روزه نماز وزکات، دستور دادی، پذیرفتیم. حالا این جوان را امام ما قرار دادی؟ پیامبر فرمود: به فرمان خدا بود. او از شدت ناراحتی به خود نفرین کرد و در نفرین، از همین آیه اقتباص کرد .
گاهی تقدس نمایی و سوگند یاد کردن، از حربه های دشمن برای فریب مومنان است.
- عناد و لجاجت، انسان را تا مرز رضایت به نابودی خویش پیش می برد.
وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (٣٣)
33. but Allah was not going to send them a penalty whilst Thou wast amongst them; nor was He going to send it whilst They could ask for pardon.
33* و خدا بر آن نیست که آنان را عذاب کند در حالی که تو در میان ایشانی و خدا عذاب کننده آنان نیست در حالی که آمرزش می خواهند.
33. Allah n'est point tel qu'il les châtie, alors que Tu es Au milieu d'eux. et Allah n'est point tel qu'il les châtie alors qu'ils demandent pardon.
منظور از نفی عذاب، برداشته شدن عذاب عموممی از مسلمانان به برکت وجود پیامبر (ص) است، مثل عذابهای اقوام پیشین، وگرنه اشخاصی در موارد خاصی گرفتار عذاب الهی میشوند .
- در احادیث است که خداوند، به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربانی، عذاب را از مردم دیرگر بر میدارد.
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: مرگ و زندگی من برای شما خیر است، در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما برمی دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من، با استغفار و طلب بخشش من، مشمول خیر می شوید.
- نافرمانی و انجام بعضی گناهان، از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است و راه جبران آن توبه و استغفار است.
وجود پیامبر (ص) امان برای اهل زمین است .
- استغفار ، مانع بلاست.
- توبه و استغفار، اهمیت ویژه ای نزد خدا دارد، چنان که سرنوشت امتی را نیز تغییر می دهد.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون