آيات 62 تا 69 سوره مباركه انفال
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات
و پيامهاي
آيات كلام الله مجيد)*
وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (٦٢)
62. and if they intend to deceive you, Then Verily, Allâh is All-Sufficient for you. He it is who has supported You with his help and with the believers.
62*و اگر دشمنان بخواهند با تو نيرنگ كنند، قطعاً خداوند تو را بس است، اوست كه با امدادهاي خويش و حمايت مؤمنان، تو را ياري كرده است.
62. et s'ils veulent Te tromper, alors Allah Te suffira. C'est Lui qui t'a soutenu par son secours, Ainsi que par (l'assistance) des croyants.
اگر رهبر مسلمانان، يقين به خدعه دشمن در سايه صلح داشت، حساب ديگري دارد، ولي در صورت احتمال با حسن نيت، بايد با هوشياري آن را بپذيرد.
- در برخي روايات، تأييد پيامبر توسط مومنان، به تأييد و پشتيباني آن حضرت توسط حضرت علي(ع) تفسير شده است. به نقل ابن عساكر از ابوهريره، بر عرش الهي نوشته شده است: "لا إله إلاّ أنا وحدي لا شريك لي، محمد عبدي و رسولي، أيّدته بعلي" معبودي جز من نيست و شريكي ندارم و محمد بنده و فرستاده من است و او را به وسيله علي(ع) ياري كرده ام و اين همان سخن خداست كه "هو الذي ايّدك بنصره و بالمؤمنين" .
رهبر جامعه اسلامی بايد پيشنهاد صلح دشمن را بپذيرند تا جنگ طلب معرفي نشوند، اما هوشيار باشند تا فريب نخورند.
- ما اگر به وظيفه عمل كنيم، نبايد از مشكلات بترسيم، چون خداوند، گشاينده مشكل هاست.
- امدادهاي الهي، در كنار حمايت هاي مردمي است.
- اگر مردم آماده باشند و لطف خدا شامل شود، همه توطئه هاي دشمن خنثي مي شود.
- حمايت مردم، همراه با اراده و خواست الهي است.
- استمداد از مردم به عنوان ابزار نصرت الهی، بدون غفلت از خداوند، شرک نیست.
- مردم، بازو و پشتیبان رهبرند.
وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٦٣)
63. and He has united their (i.e. believers') hearts. if You had spent All that is In the earth, You could not have united their hearts, but Allâh has united them. certainly He is All-Mighty, All-Wise.
63* و خداوند، ميان دل هاي آنان (مؤمنان) الفت داد و اگر تو همه آنچه را در زمين است خرج مي كردي نمي توانستي ميان قلوبشان محبت و الفت پديد آوري، ولي خداوند ميان آنان پيوند داد، او عزيز و حكيم است.
63. il a uni leurs coeurs (par la foi). Aurais-tu dépensé Tout ce qui est sur terre, Tu n'aurais pu unir leurs coeurs; mais C'est Allah qui les a unis, car il est Puissant et Sage.
سؤال: در آيه 63 مي فرمايد: اگر همه سرمايه زمين را خرج مي كردي نمي توانستي ايجاد الفت كني. پس چرا بخشي از زكات، صرف تأليف قلوب مي شود؟
جواب: اندازه كينه ها و سوابق آن ميان مردم متفاوت است. گاهي با يك لبخند و هديه، كينه بر طرف مي شود ولي گاهي آن قدر عميق است كه با هيچ وسيله نمي توان آن را زدود.
ثروت و مقام، همه جا كار ساز نيست.
- وحدت و الفت، از نعمت هاي الهي است كه خدا از آن ياد كرده و آن را بر مردم و پيامبر، منت نهاده است.
- مهم تر از اتحاد ظاهري، پيوند قلبي و باطني است، وگرنه كافران هم در ظاهر متحدند ولي دل هايشان پراكنده است.
- زماني مردم بازوي رهبرند كه با هم متحد باشند، وگرنه كمر رهبر را مي شكنند.
- دل ها و پیوند بین آنها به دست خداست.
- ایجاد محبت و پیوند بین مومنین، پرتویی از عزت و حکمت خداوند است.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (٦٤)
64. O Prophet (Muhammad)! Allâh is Sufficient for You and for the believers who follow you.
64* اي پيامبر! خداوند و پيروان با ايمانت، تو را كفايت مي كنند.
64. Prophète, Allah et ceux des croyants qui Te suivent Te suffisent.
ممکن است آیه را این گونه نی بتوان معنا کرد: ای پیامبر! برای تو و پیروان با ایمانت، تنها حمایت خدا کافی است. یعنی خداوند هم تو و هم پیروانت را یاری می کند.
بر طبق معنای اول، مومنان در سایه خداوند، حامی پیامبرند و بر طبق معنای دوم، مومنین در کنار پیامبر، تحت حمایت الهی هستند.
- گروهی از یهودیان بنی قریظه و بنی نظیر، به دروغ به پیامبر(ص) پیشنهاد یاری دادند، آیه نازل شد که مومنان برای تو کافی هستند. در ضمن این آیه مقدمه فرمان جهاد در آیه بعد است.
- در كتاب «فضائل الصحابه» از حافظ ابونعيم است كه: مراد از مؤمنين در این آيه، علي بن ابي طالب(ع) است.
- اگر استمداد از مردم و دلگرمي به حمايتشان، با توجه به خواست خدا باشد، منافاتي با توحيد ندارد. شرك آن جاست كه در برابر قدرت و خواست خدا، تكيه به ديگران شود. اما تا دل ها و انديشه ها و حمايت ها را شعاعي از اراده الهي بدانيم، در مدار توحيديم.
پیروی همراه با ایمان ارزش است، نه پیروی بدون ایمان و نه ایمان منهای تبعیت.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ (٦٥)
65. O Prophet (Muhammad)! Urge the believers to fight. if there are twenty steadfast persons amongst you, they will overcome two hundred, and if there be a hundred steadfast persons they will overcome a thousand of those who disbelieve, because they (the disbelievers) are people who do not understand.
65* اي پيامبر مؤمنان را بر پيكار تشويق كن، اگر بيست نفر از شما صابر باشند، بر دويست نفر پيروز مي شوند و اگر از شما صد نفر مقاوم باشند بر هزار نفر از كافران غلبه مي يابند، زيرا آنان گروهي اند كه نمي فهمند.
65. Prophète, incite les croyants Au combat. s'il se trouve Parmi vous vingt endurants, ils vaincront deux cents; et s'il s'en trouve cent, ils vaincront mille mécréants, car ce sont vraiment des gens qui ne comprennent pas.
این آيه، ، موازنه قوا را در عدد نفي مي كند. به روحيه و ايمان و صبر تكيه مي كند و براي اين كه گمان نشود پيروزي بيست نفر بر دويست نفر مبالغه است، تكرار مي كند كه صد نفر بر هزار نفر چيره مي شوند، اگر مؤمن و صبور باشند.
- در جنگ هاي صدر اسلام، موازنه آماري هرگز نبوده است. در جنگ بدر 313 نفر در برابر هزار نفر از كفار بودند. در اُحد 700 مسلمان در مقابل 3000، در خندق سه هزار نفر برابر ده هزار، در موته هزار مسلمان در ماقبل صد هزار نفر از كفار قرار داشتند.
- امام صادق(ع) فرمودند: در آغاز کار، یک مومن مامور بود که با ده مشرک جهاد کند و حق فرار و پشت کردن را نداشت.
كارهاي دشوار، نياز به تشويق و ترغيب و تلقين موفقيت و پيروزي دارد.
- در جنگ و جهاد، تبليغات ضروري است.
- عامل تعيين كننده در جبهه هاي نبرد، ايمان و صبر است، نه تعداد نفرات.
- سرباز اسلام بايد اين سه ويژگي را داشته باشد: ايمن، صبر، آگاهي.
- از وظایف رهبر، تشویق مردم به جهاد و مبارزه با دشمن است.
- تکالیف خداوند، براساس توانایی های فکری و جسمی انسان است.
الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (٦٦)
66. now Allâh has lightened Your (task), for He knows that there is weakness In you. so if there are of You a hundred steadfast persons, they shall overcome two hundred, and if there are a thousand of you, they shall overcome two thousand with the leave of Allâh. and Allâh is with As-Sâbirin (the patient ones, etc.).
66* هم اكنون خداوند بر شما تخفيف داد و معلوم داشت كه در شما ضعف است. پس اگر صد نفر مقاوم از شما باشد بر دويست نفر از كفار پيروز مي شوند و اگر از شما هزار نفر باشند، بر دو هزار نفر از ايشان با اذن خداوند پيروز مي شوند و خداوند با صابران است.
66. maintenant, Allah a allégé votre tâche, sachant qu'il y a de la faiblesse en vous. s'il y a cent endurants Parmi vous, ils vaincront deux cents; et s'il y en a mille, ils vaincront deux mille, par la grâce d'Allah. et Allah est avec les endurants.
مراد از "ضّعف" در آيه 66، ضعف در عقيده و روحيه است، چون سپاه اسلام از نظر جسمي و تعداد، كم نشده بودند.
- در اين آيه و آيه قبل، به سه مسأله روحي كه عامل پيروزي است و نبود آن زمينه ساز شكست است، اشاره شده است: صبر، ايمان، آگاهي.
- احکام متفاوت این آیه و آیه قبل، در ارتباط با دو گروه مختلف و در شرایط متفاوت است، نه این که حکم اول نسخ و باطل شده باشد.
عامل اصلي شكست از درون است نه بيرون.
- ضعف اراده، گاهي توان رزمي و روحيه را از ده برابر به دو برابر تنزل مي دهد يعني هشتاد درصد.
- صابر، محبوب خدا و در پناه او و مشمول امدادهای الهی است..
- شعار "والله مع الصابرين" بايد در جبهه هاي مسلمين، تلقين شود.
- درمدیریت، گاهی باید به دلیل تغییر شرایط و متناسب با مخاطب، آیین نامه ها تغییر کند و این منافات با قاطعیت ندارد.
- تعیین تکلیف و تغییر قانون، تنها به دست خداوند است.
- ایمان قابل کاهش و افزایش است.
- همه جا جمعیت یاد سبب قوی شدن روحیه نیست، گاهی جمعیت زیاد می شود، ولی روحیه تنزل پیدا می کند.
- در قانون گذاری باید به روحیه و توان افراد نیز توجه داشت.
- فرماندهان باید به روحیه، نشاط، ایمان و تصمیم سپاه اسلام توجه داشته باشند.
- مسلمانان حتی در حال ضعف روحیه نیز باید دو برابر کافران قدرت داشته باشند.
- به پیروزی خود مغرور نشویم که پیروزی با اراده اوست.
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٦٧)
67. it is not for a Prophet that He should have prisoners of war (and free them with ransom) until He had made a great slaughter (among his enemies) In the land. You desire the good of This world (i.e. the money of ransom for freeing the captives), but Allâh desires (for you) the Hereafter. and Allâh is All-Mighty, All-Wise.
67* هيچ پيامبري را حق اسير گرفتن نيست مگر بعد از آن كه در منطقه نظامي و زمين، غلبه كامل يابد، شما دنياي زود گذر را مي خواهيد ولي خداوند براي شما آخرت را مي خواهد و خداوند، شكست ناپذير است.
67. un prophète ne devrait pas faire de prisonniers avant d'avoir prévalu [mis les mécréants hors de combat] sur la terre. vous voulez les biens d'ici- bas, tandis qu'Allah veut l'au-delà. Allah est Puissant et Sage.
"ثخن" به معناي ضخامت و غلظت و سنگيني و كنايه از پيروزي و غلبه آشكار و قدرتمندانه است.
- این آيه، هشداري است كه اسير گرفتن، سپس گرفتن فديه براي آزاد كردن آنان و جمع غنائم جنگي مسلمانان را از هدف اصلي باز ندارد و ناگاه ضربه نخورند.
دنيا، ناپايدار و زود گذر است.
- مسأله اصلي در جنگ اسلامي، جلب رضاي خدا و تقويت حق و نجات مستضعفان است، نه جمع آوري غنايم و اسير گرفتن و با فديه آزاد كردن.
- از خطر دنياگرايي در بحراني ترين شرايط نظامي، حتي براي مؤمنان نبايد غافل شد.
- سرکوبی مخالفان دین و محکم کردن پایگاه توحید، آخرت جویی است.
- رهنودهای خداوند در زمینه مسائل جنگ، حکیمانه و بکارگیری آنها رمز عزت و پیروزی است.
- دین اسلام تنها بی ارتباط با مسائل اجتماعی و دنیوی نیست، بلکه ریزترین مسائل تاکتیکی جنگ هم دخالت کرده و نظر داده است.
لَوْلا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (٦٨)
68. were it not a previous ordainment from Allâh, a Severe torment would have touched You for what You took.
68* اگر قانون و برنامه قبلي خداوند، نبود كه بدون ابلاغ هيچ امتي را كيفر ندهد، به خاطر اسيراني كه نابجا گرفتيد، عذابي بزرگ به شما مي رسيد.
68. N'eût-été une Prescription préalable d'Allah, un énorme châtiment vous aurait touché pour ce que vous avez pris. [de la rançon]
فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٦٩)
69. so enjoy what You have gotten of booty In war, lawful and good, and be afraid of Allâh. Certainly, Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.
69* پس، از آنچه غنیمت گرفتید، که حلال و پاکیزه است، مصرف کنید و از خداوند پروا کنید، همانا خداوند، آمرزنده و مهربان است.
69. mangez donc de ce qui vous est échu en butin, tant qu'il est licite et pur. et craignez Allah, car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.
"كتاب من الله"، يا اشاره به سنت الهي است كه پيش از بيان حكم، كسي را كيفر نمي كند "و ما كنّا معذبين حتي نبعث رسولاً". يا اشاره به اراده الهي در بدر، نسبت به پيروزي مسلمانان است، كه اگر تقدير الهي نبود، پرداختن شما به اسير گرفتن، پيس از تثبيت مواضع، به شما ضربه سنگيني مي زد.
- طبق روايات، غنائم در این آيه، همان مبلغي است كه به عنوان فديه، در برابر آزاد كردن هر اسير دريافت مي كردند (بين هزار درهم تا چهار هزار درهم).
- فديه گرفتن اجباري نيست و انسان فروشي محسوب نمي شود، بلكه بسته به نظر و تشخيص رهبر مسلمين است و جبران گوشه اي از خسارت مسلمين است.
شرط مصرف كردن، حلال و پاك بودن و دل پسند بودن است.
- هشيار باشيد تا غنائم جنگي و فديه گرفتن ها، انگيزه والاي شما را در جهاد، تغيير ندهد و خدا در نظرتان باشد.
- همه غنائم از شما نیست، بلکه باید خمس آن را بپردازید.
- مغفرت الهی، پرتویی از رحمت اوست.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون