*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢٧)

27. again will Allah, after this, turn (in mercy) to whom He will: for Allah is Oft- forgiving, Most Merciful.

27*سپس خداوند پس از آن گریز و هزیمت، به بخشایش خویش بر هر که خواهد باز می گردد و توبه هر که را خواهد می پذیرد و خدا آمرزگار و مهربان است.

27. après cela Allah, accueillera le repentir de qui il veut, car Allah est Pardonneur et Miséricordieux.

نکته هادر این  که مراد از توبه چیست ، چند احتمال است :

1-     توبه از گناه فرار از جبهه

2-     توبه از شرک

3-     توبه از غرور و اتکا به فزونی جمعیت

پیام هادرهای توبه همیشه برای همه باز است ، حتی اسیران کافر و فراریان.

- پذیرش توبه ، بر خداوند واجب نیست ، بلکه تفضلی است که به حکمت خود او مربوط است .

- خداوند هم گناهان را می پوشاند هم انسان را دوست دارد .

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٢٨)

28. O ye who believe! truly the Pagans are unclean; so let them not, after This year of theirs, approach the sacred Mosque. and if ye fear poverty, soon will Allah enrich you, if He wills, out of His bounty, for Allah is All-knowing, All-wise.

28* ای کسانی که ایمان آورده اید، جز این نیست که مشکران پلیدند، پس بعد از این سال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر به سبب داد و ستد از بینوایی و درویشی می ترسید خداوند اگر خواه شما را از بخشش خویش بی نیاز خواهد کرد، زیرا که خدا دانا و با حکمت است.

28. vous qui croyez! les Associateurs ne sont qu'impureté: qu'ils ne s'approchent plus de la Mosquée sacrée, après cette année-ci. et Si vous redoutez une pénurie, Allah vous enrichira, s'il veut, de par Sa grâce. car Allah est Omniscient et Sage.

نکته هایکی از فرمانهای چهارگانه که حضرت علی (ع) در حج سال 9 هجری به مشرکان ابلاغ کرد این بود که از سال آینده حق ورود به مسجد الحرام را ندارند .

پیام هاشرک ، پلیدی است و پاکی واقعی در سایه ایمان است.

- مومن باید نسبت به مشرک ، تنفر داشته باشد .

- در احکام دین باید قاطعانه عمل کرد ، نه با تعارف

- چون نزدیک شدن، زمینه وارد شدن است ، پس مشرکان نباید به مکانهای مقدس حتی نزدیک شوند.

- همه زمین ها از نظر قداست یکسان نیستند.

- با مخالفان هم مدارا کرده ، به آنان مهلت دهید .

- تنگناهای اقتصادی با کفار ، به خاطر مکتب ، نگران نباشید .

- هر کجا احساس نگرانی اجتماعی شد، باید روحیه امید و توکل را در مردم زنده کرد.

- رزق شما به دست مسافران و جهانگردان نیست، بلکه به دست خداست .

- بیش اززرنگی و مدیریت و سرمایه ، ... فضل الهی در غنای مردم نقش دارد .

- احکام دین بر پایه علم و حکمت الهی است.

 

قَاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (٢٩)

29. Fight those who believe not In Allah nor the Last Day, nor hold that forbidden which hath been forbidden by Allah and His Messenger, nor acknowledge the Religion of truth, (even if They are) of the people of the Book, until They pay the Jizya with willing submission, and feel themselves subdued.

29* با کسانی از کتاب داده شدگان – جهودان و ترسایان – که به خدای و روز واپسین ایمان نمی آورند و آنچه را که خا و پیامبر او حرام کرده اند حرام نمی شمارند و دین حق را نمی پذیرند کارزار کنید تا آنگاه که به دست خود جزبه دهند در حالی که خواران باشند.

29. Combattez ceux qui ne croient ni en Allah ni Au Jour dernier, qui n'interdisent pas ce qu'Allah et son Messager ont interdit et qui ne professent pas la religion de la vérité, Parmi ceux qui ont reçu le Livre, jusqu'à ce qu'ils versent la capitation par leurs propres mains, après s'être humilies.

نکته هادر آیات قبل، سخن از پلید بودن مشرکان و نبرد با آنان بود. اینجا شیوه برخورد با اهل کتاب را بیان می کند که یکی از دوراه در پیش آنان است: جنگ، یا پرداخت جزیه، مقدار جزیه را نیز رهبر مسلمین تعیین می کند.

- با اینکه اهل کتاب، به خدا و قیامت ایمان دارند، ولی در آیه آنان را بی ایمان به خدا و قیامت معرفی کرده است، زیرا قرآن، کسانی را که به بخشی از معارف ایمان دارند و بخشی را منکرند، کافر می داند. بعلاوه ایمان به مبدا و معاد، اگر آمیخته به خدافات باشد، به منزله کفر است.

- همانگونه که مسلمانان با پرداخت خمس و زکات، به دولت کمک می کنند و از مزایای امنیت و خدمات بهره مند می شوند، اهل کتاب نیز با پرداخت مبلغی به نام جزیه بودجه ای را که صرف آنها میشود تامین می کنند. مقدار جزیه را نیز رهبر مسلمین تعیین می کند. البته باید به اندازه ای باشد که پرداخت آن برای اهل کتاب سنگین باشد.

امام صادق(ع) فرمود: اگر مقدار جزیه کم باشد، در پرداخت تفاوتی در روحیه آنان حاصل نشده و احساس حقارت نمی کنند.

پیام هادر مقابل کفار اهل کتاب سه راه وجود دارد : یا ایمان ، یا جنگ ، یا تسلیم و پرداخت جزیه.

- اهل کتاب، اگر به دستورات انبیای خود عمل نکنند، مجرم شناخته می شوند.

- دین حق، تنها اسلام است و ادیان دیگر به دلیل تحریف و خرافاتی که در آنها جا داده اند، حق نمی باشند.

-  اقلیت های مذهبی باید در برابر نظام اسلامی خاضع باشند .

- گرفتن مالیات سرانه از اهل کتاب ، الزامی است و باید از موضع قدرت و نقدی گرفته شود و آنان هم با تواضع و تسلیم کامل بپردازند.

- حکومت اسلامی باید از چنان قدرتی برخوردار باشد که دیگران تسلیم او شوند.

 

وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (٣٠)

30. the Jews call 'Uzair a son of Allah, and the Christians call Christ the son of Allah. that is a saying from their mouth; (in this) They but imitate what the unbelievers of old used to say. Allah.s curse be on them: How They are deluded away from the truth!

30* و یوهود گفتند: عزیر پسر خداست و ترسایان گفتند: مسیح پسر خداست. این گفتار آنهاست به دهانشان – که حقیقتی ندارد - و گفتارشان به سخن کسانی ماند که پیش از این کافر شدند – مانند آنان که فرشتگان را دختران خدا می گفتند – خدایشان بکشد ، چگونه و به کجا از ح گردانیده می شوند؟!

30. les Juifs disent: ‹Uzayr est fils d'Allah› et les Chrétiens disent: ‹Le Christ est fils d'Allah›. Telle est leur parole provenant de leurs bouches. ils imitent le dire des mécréants avant eux. qu'Allah les anéantisse! Comment s'écartent-ils (de la vérité)?

نکته ها"عُزیر" عربی شده "عَزراء" است، مثل "عیسی" که عربی "یَسوع" و "یحیی" معرب "یوحَنّا" است. عزیر یکی از علمای بزرگ یهود بود که لقب «منجی یهود» یافت. زیرا پس از واقعه قتل عام مردم به دست بخت النصر و خرابی معبد ها و سوزاندن تورات و اسارت زنان و فتح بابل توسط کورش، عزیر نزد کورش آمد و از او خواست که به یهودیان سر و سامانی ببخشد.

- این آیه توضیح گونه ای بر آیه قبل است که فرمود: اهل کتاب به خدا وقیامت ایمان ندارند.

- البته یهودیان امروز، عزیر را فرزند خدا نمی دانند، ولی در زمان پیامبر اکرم (ص) چنین عقیده ای داشته و در مقابل سوال پیامبر که «با اینکه مقام موسی بالاتر است، چرا او را فرزند خدا نمی دانید؟» جوابی نداشتند.

پیام هاعقاید یهود و نصاری ، آمیخته به خرافات است .

-  ریشه خرافات در مذهب یهود و نصاری ، در عقاید کفار پیشین است.

- مشرکان، فرشتگان را دختران خدا می دانستند، اینان عزیر و عیسی را پسر خدا، از این جهت کلامشان به کلام کفار شباهت داشت.

- با آنکه فقط گروهی از یهود ، عزیر را فرزند خدا می دانستند، ولی چون دیگران هم سکوت می کردند، نسبت انحراف به هم داده شد

- درباره شخصیت های دینی و الهی نباید غلو کرد.

 

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (٣١)

31. They take their priests and their anchorites to be their Lords In derogation of Allah, and (They take As their Lord) Christ the son of Mary; yet They were commanded to worship but one Allah. there is no god but He. Praise and glory to him: (far is He) from having the partners They associate (with Him).

31* دانشمندانشان – دانشمندان یهود – و رهبانشان- صومعه داران ترسا – و مسیج پسر مریم را به جای خدای یکتا به خدایی گرفتند و حال آنکه جز این فرمان نداشتند که خدای یگانه را بپرستند که جز ا خدایی نیست، پاک و منزه است او از آنچه با وی شریک می سازند.

 31. ils ont pris leurs rabbins et leurs moines, Ainsi que le Christ fils de Marie, comme seigneurs en dehors d'Allah, alors qu'on ne leur a commandé que d'adorer un Dieu unique. pas de divinité à part Lui! Gloire à Lui! il est au-dessus de ce qu'ils [Lui] associent.

نکته ها"اَحبار"، جمع "حِبر"، به معنای دانشمند است و "رُهبان"، جمع "راهب"، به معنای تاری دنیا و دیر نشین. آنان با همه قداستشان بنده خدایند ، نه معبود.

- اطاعت بی قید و شرط از احبار و رهبان، نوعی پرستش آنان است و امام صادق (ع) فرمود: « هرکس در راه معصیت، از دیگری پیروی کند، او را پرستیده است.»

 

- امام صادق(ع) فرمود: اهل کتاب برای علمای خود، نماز و روزه انجام نمی دادند، بلکه علمای آنان حرام هایی را حلال و حلال هایی را حرام کرده بودند و مردم از آنان پیروی می کردند.

- در قیامت، مشرکان از این که خدا را با شرکای دیگر برابر پنداشته اند، حسرت می خورند و می گویند: "تالله اِن کنّا لفی ضلالٍ مبینٍ اذ نَسوّیکم بربّ العالمین".

پیام هااطاعت بی قید و شرط از غیر خدا ، نوعی عبادت غیر خدا است .

- انسان پرستی شرک است و هچ عنوان مقدس و شخصیتی نباید بت شود.

- غلو و زیاده روی درباره انبیا ، پرستش انبیا و یا آنان را فرزند خدا دانستن ، شرک است .

- پیامبر معصوم که همه فکر و هدفش در راه خداست ، حسابی جدا از علمای نفوذ پذیر دارد، لذا نام مسیح جداگانه مطرح شده است.

- عشق ها ، دوستی ها و اطاعت ها باید حد و مرز داشته باشد، به رنگ الهی باشد . هر نوع نظام قطب و مراد و مرشد و اطاعت تشکیلاتی و حزبی و .. اگر سرچشمه اش وحی و امر خدا نباشد ، شرک است .

- خطر انحراف از فطرت توحیدی و شرک، همیشه و همه جا بوده است .

- تنها خداوند ، حق قانونگذاری دارد . آنان که قانون غیر خدا را می پذیرند ، از مدار اسلام ، خارجند .

           التماس دعا