*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١٣)

13. or They may say, "He forged it," say, "Bring ye then ten suras forged, like unto it, and call (to your aid) whomsoever ye can, other than Allah.- if ye speak the truth!

13* يا اينكه مى گويند: (او) قرآن را از پيش خود بافته و ساخته است ! بگو: اگر راست مى گوييد، شما هم ده سوره مثل اين از پيشِخود ساخته ها، بياوريدو(براى اين كار) هر كس از غير خدا را كه مى خواهيد (نيز به كمك ) دعوت كنيد.

13. où bien ils disent: ‹Il l'a forgé [le Coran]› - Dis: ‹Apportez donc dix Sourates semblables à ceci, forgées (par vous). et appelez qui vous pourrez (pour vous aider), hormis Allah, Si vous êtes véridiques›.

-جهات اعجاز قرآن بسيار است : حلاوت و شيرينى الفاظ آن در قرائت ، يكنواخت بودنمحتواى آن با آنكه در مدّت 23 سال نازل شده است ، بيان علومى كه تا آن زمان خبرى ازآنها نبود، پيشگويى امورى كه بعداً به وقوع پيوست ، اِخبار از تاريخ اقوام گذشته كهنشانى از آنها باقى نمانده است ، بيان قوانينى جامع و كامل در همه ى ابعاد فردى واجتماعى زندگى انسان ، دور ماندن از هرگونه تحريف ، تغيير، كهنه شدن و به فراموشىسپرده شدن در طول قرن هاى متمادى .

- با اين همه تخفيف و آن همه تحريك ، باز هم بشر عاجز است . قرآن در يكجا مى فرمايدمثل تمام قرآن را بياوريد، يكجا مى فرمايد: مثل ده سوره ى قرآن بياوريدجاى ديگر باز هم تخفيف داده و مى فرمايد: يك سوره مثل قرآن بياوريد.علاوه بر اين تخفيف ها، انواع تحريك ها را نيزبكار برده است . يكجا مى فرمايد: اگر جن و انس پشت به پشت هم دهند، نمى توانند .يكجا مى فرمايد: از همه ى مغزهاى كره ى زمين دعوت كنيد، امّا هرگز نمى توانيد كهمثل قرآن بياوريد. تاريخ نيز ثابت كرده است كه دشمنانى كه جنگ هاى بسيارى عليهاسلام به راه انداخته اند، توطئه ها چيده اند، امّا هرگز نتوانستند حتّى يك سورهمثل قرآن بياورند، آيا معجزه غير از اين است ؟

- كفّار بجاى آنكه دليل وبرهانى بياورند، به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تهمت مىزدند كه قرآن ساخته ى خود توست ، نه كلام خدا

- قرآن ، معجزه ى جاودان تاريخ است

فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (١٤)

14. "If then They (your false gods) answer not your (call), know ye that This Revelation is sent down (replete) with the knowledge of Allah, and that there is no god but He! will ye Even then submit (to Islam)?"

14* پس اگر از عُهده ى اجابت (درخواست ) شما برنيامدند، بدانيدآنچه كه نازل شده ، به علم خداست واينكه معبودى جز اونيست ، پس آيا (در اين صورت ( تسليم مى شويد؟!

14. s'ils ne vous répondent pas, sachez alors que C'est par la science d'Allah qu'il est descendu, et qu'il n'y a de divinité que Lui. Etes-vous soumis(à lui)?

- كفّار به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تهمت مى زدند كه قرآن را نزد كسى فرا گرفتهاست : قرآن به آنان پاسخ مى دهد كه منشاء اين كتاب ،علم الهى است ، نه املاى ديگران ، گاهى نيز مى گفتند: قرآن از خود اوست ، لكنديگران به او كمك كرده اند.اين آيه پاسخ همه ى آن تهمت هاست .

- سرچشمه ى قرآن ، علم بى نهايت الهى است

- قرآن حدس و فرضيه يا خيال و انديشه بشرى نيست ، بلكه بر اساس علم خداوند است

- قرآن محدود به زمان ، مكان ، نژاد و نسل خاصّى نيست ، چون بر اساس علم خداوند است

- اسرار قرآن ، همچون علمِ بى نهايت خداوند نامتناهى است

- كفر و ترديد دشمنان ، سبب تزلزل شما در حقّانيّت قرآن و وحدانيّت خداوند نشود

مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لا يُبْخَسُونَ (١٥)

15. those who desire the life of the present and its glitter,- to them we shall pay (the price of) their deeds therein,- without diminution.

15* كسانى كه زندگانى دنيا و زيبايى هاى آن را بخواهند، ما در هميندنيا (نتيجه ى ) اعمالشان را بطور كامل مى دهيم ، و در آن هيچ كم و كاستى نخواهدبود.

15. ceux qui veulent la vie présente avec Sa parure, nous les rétribuerons exactement selon leurs actions sur terre, sans que rien leur en soit diminué.

سؤ ال : اين آيه مى فرمايد: ما به دنياطلبان بدون كم و كاست و به طور كامل نتيجه ىاعمالشان را در دنيا خواهيم داد، امّا در موارد ديگرى مى فرمايد:به هر كس و به هر مقدار كه بخواهيم عطا مى كنيم . جمع ميان اين آيات چگونه است ؟

پاسخ : دراين آيه مى فرمايد: نتيجه ى كارشان رامى دهيم ،  )اعمالهم)ولى در آن آيه مسئله ى كار مطرحنيست ، بلكه آرزو مطرح است كه خداوند مى فرمايد: بعضى به گوشه اى از آرزوهاى خود مىرسند.

- انسان اگر به جاى آخرت ، دنيا، به جاى باقى ، فانى و به جاى نامحدود، هدف محدود رادنبال كند، نتيجه ى عملش نيز محدود به همين دنياى فانى خواهد بود.

- انگيزه و هدف مهمّ است ، نه فقط خود عمل

- انسان اختيار دارد و مى تواند آن گونه كه مى خواهد اراده كند

-خداوند عادل است ، حتّى كسانى كه براى او كار نكنند، پاداش آنها را بدون كم و كاستدر دنيا مى دهد.

- دليل نپذيرفتن حقّ، دنياطلبى است

أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٦)

16. They are those for whom there is nothing In the Hereafter but the Fire: vain are the designs They frame therein, and of no effect and the deeds that They do!

16* )امّا) آنان كسانى هستند كه در قيامت ، جز آتش چيزى ندارند وآنچه در دنيا ساخته اند بر باد رفته ، و اعمالى كه انجام مى دهند باطل و بى اثرخواهد بود.

16. Ceux-là qui n'ont rien, dans l'au-delà, que le Feu. ceux qu'ils auront fait ici-bas sera un échec, et sera vain ce qu'ils auront oeuvré.

- شخصى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نگاهش به دخترى افتاد و به سوى او دستدرازى كرد. در طول راه ديوارى فروريخت و صورت او را مجروح كرد. پيامبر صلّى اللّهعليه و آله با شنيدن اين ماجرا فرمودند: خداوند در همين دنيا تو را كيفر داد تا بهآخرت كشيده نشود. چنانكه افرادى هستند كه خداوند پاداش كارهاى آنان را در همين دنيامى دهد تا در آخرت طلبى نداشته باشند.

- حضرت على عليه السّلام هنگام تلاوت اين آيه مى فرمود: چگونه بر آتشى صبر كنم ، كهاگر جرقه اى از آن بر زمين افتد، همه ى روئيدنى هاى آن را مى سوزاند.

- عمل براىِ دنيا و يا از روى ريا، در آخرت پوچ وتباه است

أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ (١٧)

17. can They be (like) those who Accept a Clear (sign) from their Lord, and whom a witness from Himself doth teach, As did the Book of Moses before it,- a guide and a mercy? They believe therein; but those of the Sects that reject it,- the Fire will be their promised meeting-place. be not then In doubt thereon: for it is the truth from Thy Lord: yet many among men do not believe!

17* آيا آن كس كه (همچون پيامبر اسلام ) دليل روشنى (مثل قرآن ) ازطرف پروردگارش دارد و بدنبال او شاهدى از اوست ، و پيش از او (نيز) كتاب موسى (كه ) رهبر و رحمت بوده است (بر آمدن او بشارت داده ، مانند كسى است كه اين خصوصيات رانداشته باشد؟)، آنان (كسانى كه حق جو هستند) به او ايمان مى آورند، و هر كس ازاحزاب (و گروه هاى مختلف ) كه به او كافر شود، وعدگاهش آتش است . پس ، از آن درترديد مباش (كه ) قطعاً آن (وحى ، كلامِ) حقّى است (كه ) ازپروردگارت (نازل شده (،اگر چه اكثر مردم ايمان نياورند.

17. Est-ce que celui qui se fonde sur une preuve évidente (le Coran) venant de son Seigneur et récitée par un témoin [l'archange Gabriel] de Sa part, cependant qu'avant Lui [Muhammad] il y a le Livre de Moïse tenant lieu de guide et de miséricorde... [est meilleur ou bien celui qui ne se fonde sur aucune preuve valable?]: Ceux-là y croient; mais quiconque d'entre les factions n'y croit pas, aura le feu comme rendez-vous. ne sois donc pas en doute Au sujet de ceci (le Coran). Oui, C'est la vérité venant de Ton Seigneur; mais la plupart des gens n'y croient pas.

- در آخرين آيه ى سوره ى رعد آمده است كه وقتى كفّار به پيامبر صلّى اللّه عليه و آلهگفتند : لست مرسلاً پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهامر خداوند پاسخ مى دهد: كفى باللّه شهيداً بينى و بينكم ومَن عنده علم الكتابيعنى براى گواهى ميان من و شما، خداوند و كسى كه علمكتاب نزد اوست كافى است . در آنجا نيز طبق روايات شيعه و سنّى مُراد از (مَن عندهعلم الكتاب ) على بن ابى طالب عليهما السّلام است كه شهيد و گواه پيامبر صلّى اللّهعليه و آله است . در آنجا شهيد و در اينجا شاهد است .

-در تبليغ ، با شيوه ى سؤ ال ، وجدان هاى سالم را به قضاوت بطلبيم

- قرآن ، حجّت خداوند بر مردم است

- كسى كه در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همراه و دنباله رو اوست ، پس ازپيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است .

- وجود پيروان راستين ، وارسته و فداكار، يكى از راههاى شناخت و حقّانيّت پيامبراناست .

- خداوند حجّت را بر مردم تمام كرده است ، هم خود قرآن معجزه است و هم گواهى چون علىبن ابى طالب عليهما السّلام دارد و هم تورات از قبل بشارت آن را داده است

-كتب آسمانى ، مؤ يّد يكديگرند

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأشْهَادُ هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ (١٨)

18. who doth more wrong than those who invent a lie against Allah. They will be turned back to the presence of their Lord, and the witnesses will say, "These are the ones who lied against their Lord! Behold! the curse of Allah is on those who do wrong!-

18* و كيست ستمكارتر از آنكه بر خداوند دروغ مى بندد؟ آنان (درقيامت ) بر پروردگارشان عرضه مى شوند و شاهدان (آن روز انبيا و فرشتگان ) خواهندگفت : اينها همان كسانى هستند كه بر پروردگارشان دروغ بستند. بدانيد، لعنت خدا برستمگران باد.

18. et quel pire injuste que celui qui forge un mensonge contre Allah? ceux- là seront présentés à leur Seigneur, et les témoins (les Anges) diront: ‹Voilà ceux qui ont menti contre leur Seigneur›. que la malédiction d'Allah (frappe) les injustes.

-دادگاه قيامت ، گواهان بسيار دارد:

الف : خداوند، كه شاهد بر همه ى اعمال ماست.

ب : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله

ج : امامان معصوم عليهم السّلام

- در قيامت پرده ها كنار مى رود و امرى پنهان نمى ماند

الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (١٩)

19. "Those who would hinder (men) from the path of Allah and would seek In it something crooked: these were They who denied the Hereafter!"

19* كسانى كه (مردم را) از راه خدا باز مى دارند و مى كوشند تا آنرا كج جلوه دهند، در حالى كه آنها خودشان به آخرت كافرند.

19. qui obstruent le sentier d'Allah (aux gens), cherchent à rendre tortueux et ne croient pas en l'au-delà.

- دشمنان با شيوه هاى مختلف از راه خداوند جلوگيرى مى كنند، از جمله : بدعت ، تهمت ،تفسير به راءى ، جعل حديث ، ايجاد شبهه ، ركود مساجد، كنار زدن اهل بيتِ رسول خداعليهم السّلام ، نهى از معروف ، بهانه تراشى ، ايجاد سرگرمى هاى ناسالم ، مطرح كردنمسائل فرعى ، شخصيّت تراشى ، ترويج باطل ، تحقير مؤ منان ، تحريم مباحات ، تشويقنابجا، تبليغ ناروا و بزرگ نشان دادن طاغوت ها و ...

-از مصاديق بارز بستن راه خدا، بستن دَرِ خانه ى اولياى خدا و اهل بيت پيامبر عليهمالسّلام و رهبران معصوم و عادل است .

- بستن راه خدا يا كج نشان دادن آن ، ظلم است

- دشمن در مرحله ى اوّل راه را مى بندد و اگر نتوانست ، مسير را منحرف مى كند

- دين خدا هيچ گونه كجى و انحرافى ندارد و مخالفان ، خود شبهه و انحراف درست مىكنند.

-ايمان نداشتن به آخرت مقدّمه ى هرگونه ظلمى است

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎