*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ (٢٠)

20. They will In no way frustrate (his design) on earth, nor have They protectors besides Allah. their penalty will be doubled! They lost the power to hear, and They did not see!

  20* آنها در زمين عاجز كننده نيستند (و نمى توانند بر مقدّرات شومىكه براى خود رقم زده اند، غلبه كرده و از خطر فرار كنند.) و در برابر خداوند هيچياورى ندارند. عذاب خدا نسبت به آنها مضاعف است . (چرا كه هم خود گمراه بودند و همديگران را با بستن راه خدا يا كج نشان دادن آن به گمراهى كشاندند)، آنان (از شدّتلجاجت و عناد،) توان شنيدن (حقّ) را ندارند و (آن را) نمى بينند.

20. Ceux-là ne peuvent réduire (Allah) à l'impuissance sur terre! pas d'alliés pour eux en dehors d'Allah et leur châtiment sera doublé. ils étaient incapables d'entendre; ils ne voyaient pas non plus.

-سؤ ال : دو برابر شدن عذاب ، با عدل الهى چگونه سازگار است ؟

پاسخ : كسى كه بهخاطر مقام و قدرتى كه دارد سبب انحراف ديگران مى شود، طبيعتاً بايد وزر آنها را نيزبر دوش كشد، لذا گناه دانشمندان به خاطر نقش الگويى آنان ، چندين برابر افراد عادّىاست و اين عين عدالت است .

- ستمگران ، تحت سيطره ى قهر و قدرت الهى قرار دارند و عاقبت كار خود را خواهند ديد

-  اهل افترا گمان نكنند كه حمايت و ولايت طاغوت ها، سبب نجات آنها خواهد شد

-رهبران گمراه كه سبب انحراف ديگران شوند، گناه آنان را نيز بر دوش مى كشند

-كفر و لجاجت و تعصّب ، چنان چشم و گوش منحرفان را كور و كر نموده كه نمى توانند حقّرا ببينند و يا بشنوند.

أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٢١)

21. They are the ones who have lost their own souls: and the (fancies) They invented have left them In the lurch!

21* آنها كسانى هستند كه (سرمايه ى وجود و عمر) خويش را از دستداده و از آنچه به دروغ مى ساختند (نيز) بازمانده اند.

21. ce sont Ceux-là qui ont causé la perte de leurs propres âmes. et leurs inventions (idoles) se sont éloignées d'eux.

لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ (٢٢)

22. without a doubt, these are the very ones who will lose Most In the Hereafter!

22* به ناچار آنان در قيامت ، زيانكارترين افرادند.

22. ce sont eux, infailliblement, qui dans l'au-delà seront les plus grands perdants.

-در فرهنگ اسلام ، دنيا بازارى است كه مردم فروشنده اند، و جان ، مال و عمل ، كالاىاين بازار است و خريداران متعدّدى از خدا، شيطان ، هواى نفس و ديگران ، اين كالاهارا به قيمت ارزان يا گران خريدارند. لذا واژه هاىاَجرثوابضِعفواَضعافبراى سود و واژه هاىخُسرخسران مبينواخسريندر مورد ضرر و زيان، در قرآن زياد مطرح شده است.

-گاهى مال ومسكن ، يا مقام وقدرت ويا مدرك و عنوانِ انسان از بين مى رود، امّا گاهىانسان خودش را مى بازد وانسانيّت خود را به هدر مى دهد كه اين بالاترين خسارت است.

- هشدار مهم آن است كه بدانيم هر ضرر و زيانى قابلجبران است ، مگر گذران عمر كه ديگر باز نمى گردد.

-گفتارهاى باطل و ناحقّ گرچه به ظاهر جلوه دارند، امّا همه تباه شدنى هستند

- بالاترين خسارت ها، خسارت نفس و عمر انسان است ، نه زيان هاى مالى

- خسارت هاى دنيوى جبران پذير است ، مهم خسارت در قيامت است كه چاره اى ندارد

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٣)

23. but those who believe and work righteousness, and humble themselves before their Lord,- They will be companions of the Gardens, to dwell therein for aye!

23* همانا كسانى كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام دهند ودربرابر پروردگارشان فروتن باشند، آنان اهل بهشتند و براى هميشه در آنجاخواهندماند.

23. certes ceux qui croient, font de bonnes oeuvres et s'humilient devant leur Seigneur, voilà les gens du Paradis où ils demeureront éternellement.

-  واژه ىاَخبتواازخَبْتگرفته شده ، كه هم به معناى تسليم و خضوع آمده و هم بهمعناى آرامش و اطمينان بكار رفته است .

- در كنار هشدار و تهديد، تشويق آمده است . بدنبال آيات قبل كهسرنوشت اهل افترا را بيان مى كرد، اين آيه سيماى اهل حقّ را بيان مى كند.

مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأعْمَى وَالأصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا أَفَلا تَذَكَّرُونَ (٢٤)

24. these two kinds (of men) may be compared to the blind and Deaf, and those who can see and Hear well. are They equal when compared? will ye not then take heed?

24* مَثلِ دو گروه (كافران ومؤ منان ،) همچون«نابينا و ناشنوا»و«بينا و شنوا»است ، آيا اين دوگروه در مَثل يكسانند؟ پس چرا پند نمى گيريد؟

24. les deux groupes ressemblent, l'un à l'aveugle et Au sourd, l'autre à celui qui voit et qui entend. les deux sont-ils comparativement égaux? ne vous souvenez- vous pas?

- همان گونه كه بدن چشم و گوش دارد، دل و روح نيز چشم و گوش دارد. همان گونه كهنابينا و ناشنوا محسوسات عالم را درك نمى كنند و لذّت نمى برند، افراد لجوج نيزمعارف الهى را درك نكرده و لذّت نمى برند.

- كسى كه ديدش محدود به محسوسات مادّى باشد و معنويّت و آخرت را نبيند، كور است

- در تبليغ ، با شيوه ى سؤ ال ، وجدان افراد را به قضاوت بطلبيم

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٢٥)

25. we sent Noah to His people (with a mission): "I have come to you with a Clear Warning:

25* و همانا ما نوح را به سوى قومش فرستاديم ، (او به مردم گفت:)من براى شما هشدار دهنده ى روشنى هستم .

25. nous avons déjà envoyé Noé à son peuple: ‹Je suis pour vous un avertisseur explicite

-حضرت نوح عليه السّلام اوّلين پيامبر اولوالعزم است كه عليه شرك و بت پرستى قيامكرد و چون نسل بشر پس از غرق شدن كفّار، همه از حضرت نوح است ، لذا او را آدم دوّميا پدر دوّم گفته اند و چون عمرش از همه ى پيامبران بيشتر بوده است ، او راشيخ ‌الانبيا خوانده اند.

- شايد مراد از عذابى كه حضرت نوح از نزول آن بر قومش ‍ مى ترسيد، قهر الهى در هميندنيا باشد. چنانكه در چند آيه ى بعد مى خوانيم كه كفّار به نوح مى گفتند:  ( فاءتنا بما تعدنا ان كنت من الصادقين  (

أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ (٢٦)

26. "That ye serve none but Allah. Verily I do fear for you the penalty of a grievous Day."

26* )دعوت من اين است ) كه جز خداوند را نپرستيد، كه همانا من ازعذاب روزى دردناك بر شما مى ترسم .

26. afin que vous n'adoriez qu'Allah. Je crains pour vous le châtiment d'un Jour douloureux›.

- حوزه ى تبليغ پيامبران ، در مرحله اوّل قوم خودشان است

-  هشدار انبيا، به نفع مردم است

-انسان غافل ، بيش از هر چيز به هشدار نياز دارد

- پيام و تبليغ بايد روشن و روشنگر باشد

- پيامبران هم هشدار مى دهند، هم مصالح مردم را بيان مى كنند.

- هدف و وظيفه ى انبيا، بيان مسئله ى توحيد است

-تاريخ شرك ، به زمان حضرت نوح نيز بر مى گردد.

- اصل پرستش و عبادت در هر انسانى وجود دارد، لكن پيامبران مسير و جهت آن را معيّنمى كنند.

- انبيا، خيرخواه و دلسوز مردم بوده اند

-وظيفه ى مبلّغ و مربّى ، بيان خطرات و عواقب سوء شرك به خداوند است

فَقَالَ الْمَلأ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ (٢٧)

27. but the Chiefs of the unbelievers among His people said: "We see (in) Thee nothing but a man like ourselves: nor do we see that any follow Thee but the meanest among us, In Judgment immature: nor do we see In you (all) any merit above us: In fact we thing ye are liars!"

27* پس سران قومش كه كافر بودند گفتند: ما تو را جز انسانى مثلخودمان نمى بينيم و جز اراذل و اوباش كه ساده لوحند (و نسنجيده در نگاهِ اوّل يارتو گشته اند)، كس ديگرى را پيرو تو نمى يابيم ، و براى شما هيچ برترى بر خودمان نمىبينيم ، بلكه شما را دروغگومى پنداريم .

27. les notables de son peuple qui avaient mécru, dirent alors: ‹Nous ne voyons en Toi qu'un homme comme nous; et nous voyons que ce sont seulement les vils Parmi nous qui Te suivent sans réfléchir; et nous ne voyons en vous aucune supériorité sur nous. Plutٍt, nous pensons que vous êtes des menteurs›.

-  مخالفانِ حقّ، گاهى رهبران الهى را تضعيف كرده و مى گفتند: شما انسان هايى مثل ماهستيد، نه برتر از ما، گاهى پيروان آنها را كوچك مى شمرند و مى گفتند: آنها افرادىبى سر و پا و بى شخصيّت هستند، و گاهى مكتب را تضعيف مى كردند و مى گفتند: سخن شمادروغ و افترا يا سحر يا افسانه هاى پيشينيان است و يا سخنان شما حرف هاى عادّى استكه اگر بخواهيم ما نيز مثل آن را مى آوريم .

-معمولاً اشراف در خط اوّل مخالفان انبيا بوده اند

- مستكبران ، از مساوات با توده ى مردم و خصوصاً محرومان ناراحت هستند

- كسانى كه وابستگى كمترى به دنيا دارند، بهتر و زودتر ايمان مى آورند

-در ديد دنياپرستان ، مال و ثروت ارزش است ، نه حقّ و حقيقت

-مخالفان انبيا، برهان ندارند و آنچه مى گويند بر اساس ظنّ و گمان و وهم است

-عقل كفّار در چشم آنهاست

قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ (٢٨)

28. He said: "O My people! see ye if (it be that) I have a Clear Sign from My Lord, and that He hath sent Mercy unto me from His own presence, but that the Mercy hath been obscured from your sight? shall we compel you to Accept it when ye are averse to it?

28* )نوح به قوم خود) گفت : آيا اگر ببينيد كه من بر دليل روشنى ازطرف پروردگارم باشم و او از نزد خودش ، رحمت (ويژه ى نبوّت ) را به من داده باشد كهبر شما مخفى مانده است ، (آيا باز هم سرپيچى مى كنيد؟) آيا شما را به پذيرش آنوادار كنيم ، در حالى كه نسبت به آن كراهت داريد؟

28. il dit: ‹ Mon peuple! que vous en semble? Si Je me conforme à une preuve de Mon Seigneur, Si une miséricorde, (prophétie) échappant à vos yeux, est venue à Moi de Sa part, devrons-nous vous l'imposer alors que vous la répugnez?

-انبيا در برابر مخالفان خود سعه ى صدر دارند، در مقابل آن همهسخنان ناروا و تهمت هاى نابجا، باز هم سخن از منطق و برهان و عاطفه مى زنند.

- انبيا از مردم ، با مردم و نسبت به مردم مهربان بوده اند

-دعوت انبيا همراه با بيّنه و برهان بوده است

-انبيا تمام كمالات خود را از خدا مى دانند

- كسى كه نتواند برهان ، معنويّت و نبوّت را درك كند، كور است

- انسان در انتخاب دين و مذهب اختيار دارد

-تا انسان زمينه ى پذيرش حقّ را دارا نباشد، نمى تواند از نور وحى استفاده كند

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎