آیات 38 تا 45 سوره مبارکه هود
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ (٣٨)
38. Forthwith He (starts) constructing the Ark: every time that the Chiefs of His people passed by him, They threw ridicule on Him. He said: "If ye ridicule us now, we (in Our turn) can look down on you with ridicule likewise!
38* و نوح (به فرمان الهى ) مشغول ساختن كشتى شد. (امّا) هر زمان كه اشراف قومش بر اومى گذشتند، او را مسخره مى كردند. (او) گفت : اگر شما ما رامسخره كنيد، ما (نيز)قطعاً همين گونه شما را مسخره خواهيم كرد.
38. et il construisait l'arche. et chaque fois que des notables de son peuple passaient près de Lui, ils se moquaient de Lui. il dit: ‹Si vous vous moquez de nous, Eh bien, nous nous moquerons de vous, comme vous vous moquerez [de nous].
-كارگاه كشتى سازى حضرت نوح ، در محل عبور ومرور مردم بود
-كفّار زمانى مسخره مى كنند كه هم جمعيّت باشد و هم احساس قدرت كنند
- دشمنى كه منطق وبرهان ندارد، دست به مسخره واستهزا مى زند
-به خاطر فشار وحرف مردم ، از اصلاحات و زمينه سازى براى آيندگان غفلت نكنيم
-گرچه مخاطب دشمنان شخص نوح بود، امّا هدفشان استهزاى آئين نوح و پيروان او بود
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ (٣٩)
39. "But soon will ye know who it is on whom will descend a penalty that will cover them with shame,- on whom will be unloosed a penalty lasting:"
39* پس بزودى خواهيد دانست كه مجازاتِ خواركننده به سراغ چه كسىخواهد آمد و عذاب جاودانه دامن چه كسى را خواهد گرفت .
39. et vous saurez bientٍt à qui viendra un châtiment qui l'humiliera, et sur qui s'abattra un châtiment durable!›
-به گفته ى تفسير الميزان ، مراد از )عذابٌ يخزيه (، غرقدر دنيا و مراد از )عذابٌ مقيم( عذاب قيامت است .
-با انذار و تهديد، شيرينى استهزا را از كفّار بگيريم
- تلخى مسخره شدن در راه خدا را با عذاب مقيمِ كفّار مقايسه و تحمّل كنيم
-عذاب هاى اُخروى براى كفّار مسخره كننده پايدار است
حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلا قَلِيلٌ (٤٠)
40. at length, Behold! there came Our command, and the fountains of the earth gushed forth! we said: "Embark therein, of Each kind two, male and female, and your family - except those against whom the word has already gone forth,- and the Believers." but only a few believed with Him.
40* (كفر و استهزا ادامه داشت) تا زمانى كه قهر ما آمد و تنورفوران كرد. ما (به نوح ) گفتيم كه از هر زوج (حيوان و موجود زنده) يك جفت (نر وماده) در آن (كشتى) سوار كن ، و (همچنين) خانواده ى خودت را، جز (همسر و يكىازفرزندان و) كسانى كه قبلاً در مورد آنها قول (عذاب) داده شده بود. و (نيز سواركن ) افرادى را كه ايمان آورده اند، (امّا) جزگروه كمى ، كسى همراه او ايماننياورده بود.
40. puis, Lorsque Notre commandement vint et que le four se mit à bouillonner [d'eau], nous dîmes: ‹Charge [dans l'arche] un couple de chaque espèce Ainsi que Ta famille - sauf ceux contre qui le décret est déjà prononcé - et ceux qui croient›. Or, ceux qui avaient cru avec Lui étaient Peu nombreux.
- مراد ازتَنُّور در آيه، همان تنور فارسى است و مراد از فوران آب از تنور، يا شدّت قهر الهى است كه حتّىاز تنورى كه محل آتش است ، آب جوشيد و يا مُراد، تنور مخصوصى است كه جوشيدن آب ازآن ، نشانه ى شروع عذاب الهى بوده است
-به گفته ى تفسير روح المعانى ، حضرت نوح عليه السّلام چهار پسر داشت : كنعان كههلاك شد، سام پدر عرب ، حام پدر سودان و يافِث پدر تركان بوده اند. در روايتى آمدهاست كه نوح دخترى داشت مؤ منه كه همراه حضرت سوار بر كشتى شد
- در حديث آمده است كه وقتى خداوند خواست قوم نوح را عذاب كند، تا چهل سال زنان راعقيم كرد تا فرزندى تولّد پيدا نكند
-مسخره كردن كفّار تا لحظه ى آمدن قهر الهى ادامه داشت
-نسل حيوانات وموجودات زنده بايد حفظ شود
وَقَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (٤١)
41. so He said: "Embark ye on the Ark, In the name of Allah, whether it move or be at rest! for My Lord is, be sure, Oft-forgiving, Most Merciful!"
41* و (نوح به مسافران كشتى ) گفت : بر آن سوار شويد كه حركت وتوقّفش با نام خداست . همانا پروردگار من آمرزنده و مهربان است .
41. et il dit: ‹Montez dedans. que Sa course et son mouillage soient Au nom d'Allah. certes Mon Seigneur est Pardonneur et Miséricordieux›.
-ابوذر، صحابى بزرگ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، در حالى كه حلقه ى در كعبه راگرفته بود، با صداى بلند مى گفت : اى مردم ! با دو گوش خود شنيدم كه پيامبر صلّىاللّه عليه و آله مى فرمود: مَثل اهل بيتى كمثل سفينةنوح ، مَن رَكبها نَجى و مَن تَخلّف عنها هلكاهلبيت من همچون كشتى نوح اند كه هر كس بر آن سوار شد، نجات يافت و هر كه از آن دورىگزيد هلاك شد. البتّه اين حديثِ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديگر بزرگان صدراسلام ؛ همچون ابوسعيد خدرى ، ابن عباس ، عبداللّه بن زبير و انس بن مالك نيز نقلكرده اند و در كتب معروف اهل سنّت آمده است
- اگر اين حديثِ متواتر را در كنار حديث متواتر ديگرى بگذاريم كه پيامبر صلّى اللّهعليه و آله فرمود: مسلمانان 73 فرقه مى شوند و تنها يك فرقه از آنها اهل نجات مىباشد،فرفةٌناجية، روشن مى شود كه خود پيامبرصلّى اللّه عليه و آلهمصداق فرقه ى ناجيه را اهل بيت خود معرّفى كرده و فرموده است : مَن ركبها نجى، كه كلمه ىنجىمفسّر همان كلمه ىناجيهاست .
- در روايات آمده ، آغاز سير كشتى اوّل ماه رجبواز مسجد كوفه بودهاست
- شروع هر كار با نام خداوند، رمز توكّل و استمداد و رنگ الهى دادن به آن كار است
-گرچه ياران نوح صلّى اللّه عليه و آله تنها مؤ منان در روى زمين در آن زمان بودند،امّا خالى از عيب و گناه نبودند و خداوند آنان را آمرزيد
-نجات پيروان نوح از طوفان ، پرتوى از ربوبيّت ، مغفرت و رحمت الهى است
وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ (٤٢)
42. so the Ark floated with them on the waves (towering) like mountains, and Noah called out to His son, who had separated Himself (from the rest): "O My son! embark with us, and be not with the unbelievers!"
42* و آن (كشتى ) آنها را از لابلاى امواجى همچون كوه پيش مى برد. )در اين هنگام ) نوح ، فرزندش را كه در گوشه اى قرار داشت صدا زد (وگفت :) اى پسرم !(ايمان بياور و) با ما سوار شو و با كافران مباش .
42. et elle vogua en les emportant Au milieu des vagues comme des montagnes. et Noé appela son fils, qui restait en un lieu écarté (non loin de l'arche): ‹ Mon enfant, monte avec nous et ne reste pas avec les mécréants›.
- ظاهراً گفتگوى حضرت نوح با فرزندش قبل از حركت كشتى بوده است ، زيرا بعد از حركت ،آنهم در ميان امواجى همچون كوه ، امكان سوار شدن وجود ندارد
- مطابق روايتى در تفسير نورالثقلين ، پسر نوح ، فرزند همسر نوح ، ولى از شوهرى ديگربوده است ، نه فرزند خود نوح
-حضرت نوح در روز ورودش به كشتى ، روزه گرفت و به ياران خود نيز دستور روزه داد وفرمود: روزه گرفتن رمز نجات از خطرات است
- عبور از امواجى همچون كوه ، نشانه ى وسعت و بزرگى كشتى نوح و هنر و تخصّص پيامبرخدا نوح است
-تا آخرين لحظه به فكر نجات ديگران باشيم ، گرچه كافر باشند
- گوشه گيرى و عزلت نشينى ، مايه ى نجات نيست
- همنشينى با كافران ، حتّى پسر پيامبر را نيز از آئين حقّ جدا مى سازد
قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ (٤٣)
43. the son replied: "I will betake Myself to some mountain: it will save me from the water." Noah said: "This Day nothing can save, from the command of Allah, any but those on whom He hath mercy! "And the waves came between them, and the son was among those overwhelmed In the Flood.
43*)پسر نوح ) گفت : بزودى به كوهى پناه مى برم تا مرا از آب حفظكند. (نوح ) گفت : امروز جز (براى افراد مؤ من ) و كسانى كه مورد رحم قرار گرفتهاند، هيچ حافظ (و پناهگاهى ) در مقابل قهر الهى نيست . (در اين هنگام ) موجى ميانآن دو جدايى انداخت و او (پسر نوح ) غرق گرديد.
43. il répondit: ‹Je vais me réfugier vers un Mont qui me protégera de l'eau›. et Noé Lui dit: ‹Il n'y a aujourd'hui aucun protecteur contre l'ordre d'Allah. (Tous périront) sauf celui à qui il fait miséricorde›. et les vagues s'interposèrent entre les deux, et le fils fut alors du nombre des noyés.
- امام صادق عليه السّلام فرمودند: در ماجراى حضرت نوح عليه السّلام ، به جز خانه ىخدا كعبه ، آب تمام دنيا را فراگرفت
-بَلعبه معناىفروكشيدن واِقلاعبهمعنى امساك وغِيضبهمعنى جذب شدن و كم شدن آب است
-حوادث طبيعى تصادف نيست ، فرمان حكيمانه ى خداوند است
- از قهر خدا تنها بايد به خدا پناه برد
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الأمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (٤٤)
44. then the word went forth: "O earth! swallow up Thy water, and O sky! withhold (thy rain)!" and the water abated, and the matter was ended. the Ark rested on Mount Judi, and the word went forth: "Away with those who do wrong!"
44* و (بعد از آنكه طوفان و آب همه جا را فرا گرفت ) گفته شد: اىزمين ! آبت را فرو بَر، و اى آسمان ! (از باريدن ) بايست . (بدين ترتيب ) آب فرونشست و كار (قهر الهى ) پايان پذيرفت و (كشتى ) بر (دامنه كوهِ) جودى پهلو گرفت و)در اين هنگام ) گفته شد كه (رحمت خدا از) قوم ستمگر دور باد!
44. et il fut dit: ‹ terre, absorbe Ton eau! et toi, ciel, cesse [de pleuvoir]!›. l'eau baissa, l'ordre fut exécuté, et l'arche s'installa sur le Joudi, et il fut dit : ‹Que disparaissent les gens pervers›!
-مراد ازجُودى، يامطلقِ كوه سخت است و يا اسم كوهى خاص كه در مورد محلّ آن در مناطق زير اختلاف است : الف : موصل عراق . ب : حدود شام . ج : ميان موصل و الجزيره . د: عربستان . ه : كوهى در سلسله جبال آرارات در تركيه
-در روايات آمده است كه كشتى نوح شش ماه بر آب بود و سرزمين مكّه و حجاز را سِير كردتا سرانجام به فرمان خداوند آب فرونشست . و امام صادق عليهالسّلام فرمود: روزى كه كشتى نوح بر كوه نشست ، روز نوروز بود
وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ (٤٥)
45. and Noah called upon His Lord, and said: "O My Lord! surely My son is of My family! and Thy promise is True, and Thou art the justest of Judges!"
45* پس نوح پروردگارش را ندا داد و گفت : پروردگارا! همانا پسرم ازخاندان من است و البتّه وعده ى تو (درباره ى نجات خاندانم ،) حقّ است و توبهترينداورانى .
45. et Noé invoqua son Seigneur et dit: ‹ Mon Seigneur, certes Mon fils est de ma famille et Ta promesse est vérité. Tu es le plus juste des juges›.
-از آنجا كه خداوند بر نجات خاندان نوح وعده داده بود، (مطابق آيه 40) و نوح گمان مىكرد تنها همسر او محكوم به هلاك است ، لذا طبيعى بود كه در مورد پسرش ، هم دعوت بهسوار شدن كند و هم از خداوند نجات او را درخواست نمايد
-اگر نوح مى دانست كه فرزندش كافر گشته است ، براى او دعا نمى كرد، چنانكه براىهمسرش دعا نكرد. مگر مى شود از يكسو نفرين كند و بگويد: خداوندا! احدى از كفّار را بر زمين باقى مگذار و بعد بگويد: فرزند كافر مرا باقى بگذار!!

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون