آيات 46 تا 53 سوره مباركه هود
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلا تَسْأَلْنِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ (٤٦)
46. He said: "O Nûh (Noah)! surely, He is not of Your family; Verily, his work is unrighteous, so ask not of Me that of which You have no knowledge! I admonish you, lest You be one of the ignorants."
46* خداوند در پاسخ فرمود: اى نوح! او در واقع از خاندان تو و نبوّت نيست، او داراى عمل ناشايستى است، پس چيزى را كه به آن علم ندارىاز من مخواه، همانا من تو را موعظه مى كنم كه مبادا از جاهلان باشى .
46. il dit: ‹Noé, il n'est pas de Ta famille car il a commis un acte infâme. ne me demande pas ce dont Tu n'as aucune connaissance. Je t'exhorte afin que Tu ne sois pas un nombre des ignorants›.
- مراد از "فلاتسئلن"در مورد پيامبر معصوم، آن نيست كهسؤ الى واقع شده بود، زيرا حضرت نوح در آيه ى بعد مى فرمايد: "انّى اعوذ بك ان اسئلك ما ليس لى به علم"، بلكه منظور آن استكه مبادا سؤ ال كنى! البتّه مطلبى كه براى نوح پيش آمد، اين بود كه خيال مى كردفرزندش اهل است و خداوند به او فرمود: او از اهل تو نيست .
- روايات بسيارى از پيامبر و ائمه عليهم السّلام به ما رسيده است كه با اين عبارتآغاز مى شود: "ليس منّا" يعنى از ما نيست، كه به نمونه اى از آنها اشاره مى شود. پيامبرصلّى اللّه عليه و آله فرمودند: "مَنعشّ مسلماً فليس منّا"هركس به مسلمانى خيانت كند، ازما نيست. در روايت ديگرى فرمودند: "مَن اكرمه الناساتّقاء شرّه فليس منّى"آن كس كه مردم او را از روىترس احترام بگذارند، از من نيست و در حديثى ديگر آن حضرت فرمودند: "مَن اصبح و لم يهتمّ بامور المسلمين فليس بِمسلم"هر كس كه هر صبح در فكر خدمت به مسلمين نباشد، مسلمان نيست .
- گاهى انسان در كار خير يا شرّ چنان غوطه ور مى شود كه گويا يكپارچه آن عمل مى شود.
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٤٧)
47. Nûh (Noah) said: "O My Lord! I seek Refuge with You from asking You that of which I have no knowledge. and unless You forgive Me and have Mercy on Me, I would indeed be one of the losers."
47* نوح گفت: پروردگارا! به تو پناه مى برم از اينكه چيزى را كه به خير و شرّ آنآگاهى ندارم، از تو درخواست كنم و اگر تو اين خواسته را بر من نبخشايى و بر منترحّم ننمايى، از زيانكاران خواهم بود.
47. alors Noé dit: ‹Seigneur, Je cherche Ta protection contre toute demande de ce dont Je n'ai aucune connaissance. et Si Tu me pardonnes pas et ne me fais pas miséricorde, Je serai Au nombre des perdants›.
- در دعاها از كلمه ى"ربّ"غفلت نكنيم . استعاذه و پناه بردن به خداوند، بهترين راه بيمه ى انسان در گرفتارى هاست .
- در برابر مواعظ الهى، ادب و تواضع كنيم . هر گونه سؤ ال بيجا و كلام بيجا، نياز به توبه دارد. (اگر پيامبران از تقاضاى بيجا به خداوند پناه مى برند، پس تكليف ماكه دائماً براى خداوند تعيين تكليف مى كنيم چگونه است؟).
- اوّل آمرزش و سپس دريافت رحمت . خسارت واقعى، بخشيده نشدن است .
- انسان ها حتّى انبيا، بدون لطف خداوند به مقصد نمى رسند و آن كس كه از مغفرت الهىمحروم شد، خاسر و زيانكار است .
قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (٤٨)
48. it was said: "O Nûh (Noah)! come down (from the ship) with peace from us and Blessings on You and on the people who are with You (and on some of their off spring), but (there will be other) people to whom we shall grant their pleasures (for a time), but In the end a painful torment will reach them from us."
48* به نوح خطاب شد: اينك با سلامى از جانب ما و بركاتى برتو وبر تمام امّت هايى كه با تو هستند، فرود آى و بزودى امّت هايى از نسل همين نجاتيافتگان را از نعمت ها برخوردار خواهيم ساخت، امّا سپس به خاطر غفلت و كفر وگناه، عذابى دردناك از طرف ما به آنان خواهد رسيد.
48. il fut dit: ‹Noé, débarque avec Notre sécurité et nos bénédictions sur Toi et sur des communautés [issues] de ceux qui sont avec Toi. et il y (en) aura des communautés auxquelles nous accorderons une jouissance temporaire; puis un châtiment douloureux venant de nous les toucheras›.
- دستور "هبوط"، هم درباره ى حضرت آدمعليه السّلام و هم در موردحضرت نوح عليه السّلام آمده و بدنبال آن، مردم به دو دسته ى مؤ من و كافر تقسيمشده اند.
- منظور از «امّت هايى»كهبا نوح بودند، يا هر نفر از همراهان آن حضرت است كه بعدها سر سلسله قبيله اى شدند ويا اينكه مراد، هر كدام از مؤ منانى است كه سوار كشتى شده و از يك قبيله اى بودند وشايد هم «اممٌ»همان انواع حيواناتى باشد كه حضرت نوحعليه السّلامهمراه مى برد، زيرا در قرآن، از جنبنده ها بهتعبير شده است، يعنى حيوانات نيز امّت هايى مثلشما انسان ها هستند.
- آنچه مؤ من از نعمت هاى الهى دريافت مى كند، سلامت و بركت است، ولى دريافت كافر ازنعمت ها جنبه ى متاع بودن آن است، پس هر متاع و كاميابى، نعمت و بركت نيست، بلكهنعمت، آن دريافتى است كه عاقبت خوب هم داشته باشد.
- خداوند متاع دنيا را از كفّار دريغ نمى كند. اين سنّت خداوندى است كه ابتدا نعمت و مهلت مى دهد، سپس به پاداش يا كيفر مى رساند. مهر و قهر، هر دو از اوست .
تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ (٤٩)
49. This is of the news of the unseen which we reveal unto You (O Muhammad ), neither You nor Your people knew them before this. so be patient. surely, the (good) end is for the Muttaqûn (pious - see V.2:2)
49* اى پيامبر! اينها از اخبار غيبى است كه ما آنها را به تو وحى مى كنيم و پيش ازاين نه تو و نه قوم تو از آنها خبرى نداشتيد، پس تو نيز مانند نوح صبر كن كههمانا عاقبت پيروزى، براى متّقين است .
49. voilà quelques nouvelles de l'Inconnaissable que nous Te révélons. Tu ne les savais pas, ni Toi ni Ton peuple, avant cela. sois Patient. la fin heureuse se sera aux pieux.
- با اينكه نام حضرت نوح عليه السّلام 40 مرتبه در قرآن آمده، امّا از محلّ تولّد،مسكن، شغل، وفات و محل دفن او چيزى نيامده است. زيرا آنچه براى ما درس و بهرهاست، همان رفتار و برخوردهاى اوست .
- داستان حضرتنوح عليه السّلام در 6 سوره از قرآن كريم آمده است، اعراف، هود، مؤ منون، شعرا،قمر، نوح كه مفصّل ترين آنها در همين سوره (هود) است . او اوّلين پيامبر اولوالعزم است كه رسالت جهانى و كتاب و شريعت داشت . بعثت اين پيامبر اولوالعزم، بعد از حضرت آدم و به هنگام شيوع شرك و بت پرستى و ظلمبوده و برنامه ى او را توحيد، نماز، امر به معروف و نهى از منكر، عدالت و صدق و وفاتشكيل مى داده است . مدّت رسالت آن حضرت ، 950 سال بوده است، حضرت نوح عليه السّلام، پدر دوّم بشر، يعنى پدر همه ى انبيا، جز آدم و ادريسعليهما السّلام است، خداوند او را برگزيد، "انّ اللّه اصطفىآدم و نوحا... على العالمين"و بر او سلام فرستاد "سلام على نوح فى العالمين".رسالت حضرت نوح عليه السّلام جهانى بوده است، چون زمين بدون حجّت نمى شود و غرقشدن همه ى كفّار با نفرين حضرت نوح عليه السّلام كه فرمود
پس از حضرت نوح، حضرت هود مبعوث شد. سرگذشت اين پيامبر الهى، در آيات 65 تا 72 از سوره ى اعراف نيز آمده است. از آنجا كه هود عليه السّلام ازقبيله ى عاد بود، لذا در آيه از او به "اخاهم " «برادرِ عاد»تعبير شده است .
- قرآن بهترين منبع براى آشنايى با تاريخ بشر است . شرك به خدا، خيال وَهم و تهمتى بيش نيست .
- صبر و تقوى هر دو لازم و شرط پيروزى است . سر انجام، حقّ پيروز و باطل رفتنى است .
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلا مُفْتَرُونَ (٥٠)
50. and to 'Ad (people we sent) their brother Hûd. He said, "O My people! Worship Allâh! You have no other Ilâh (God) but Him. Certainly, You do nothing but invent (lies)!
50* و به سوى قوم عاد، برادرشان هود را فرستاديم، او به مردم گفت: اى قوم من! تنها خدا را بپرستيد كه هيچ معبودى جز او براى شما نيست. شمادرپرستش بت ها به خطا مى رويد و شما جز اهل افترا و تهمت نيستيد.
50. et (Nous avons envoyé) Au Aad, leur frère Hud, qui leur dit: ‹Mon peuple, Adorez Allah. vous n'avez point de divinité à part de Lui. vous n'êtes que des forgeurs (de mensonges).
- شفيع قرار دادن بت ها، هم افترا به خداوند است كه بت ها را شريك او مى دانند و همتهمت به بت هاست كه آنها را صاحب نفع و ضرر به حساب مى آورند.
يَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلا تَعْقِلُونَ (٥١)
51. "O My people I ask of You no reward for it (the Message). My reward is Only from him, who created Me. will You not Then understand?
51* هود گفت: اى قوم من! من از شما در برابر رسالتم پاداشى درخواست نمى كنم، پاداشمن نيست مگر بر عهده ى آن كس كه مرا آفريده است، پس آياتعقّل نمى كنيد؟!
51. Mon peuple, Je ne vous demande pas de salaire pour cela. Mon salaire n'incombe qu'à celui qui m'a créé. ne raisonnez-vous pas?
- از آنجا كه بارها در قرآن پاداش نخواستن و بى توقّعى انبيا عليهم السّلام از مردممطرح شده است، معلوم مى شود كه امور مادّى از بزرگ ترين موانع گرايش مردم به حقّاست .
- اخلاص، از شروط اساسى موفّقيّت در تبليغ است . توجّه به خالقيّت خداوند، زمينه ى اخلاص است .
- تعقّل، ما را به تبعيّت از انبيا و پيروى از وحى راهنمايى مى كند. (عقل، ضدّ وحىنيست، بلكه زمينه ساز پذيرش وحى است). براى كسى كه به فكر دنيا و منافع آن نيست، چه دليل وجود دارد كه اين همه خود را بهزحمت بيندازد؟!
وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ (٥٢)
52. "And O My people! ask Forgiveness of Your Lord and Then repent to him, He will send You (from the sky) abundant rain, and add strength to Your strength, so do not turn away as Mujrimûn (criminals, disbelievers In the Oneness of Allâh)."
52* و هود ادامه داد اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد،سپس به سوى او باز گرديد و توبه نماييد تا او از آسمان پى در پى بر شما بارانبفرستد، چنانكه گويى همه ى آسمان در حال ريزش است و نيرويى بر نيروى شمابيفزايد و از راه حق به خاطر گناه اعراض نكنيد و روى برنتابيد.
52. Mon peuple, implorez le pardon de votre Seigneur et repentez-vous à Lui pour qu'il Envoie sur vous du ciel des pluies abondantes et qu'il ajoute force à votre force. et ne vous détournez pas [de Lui] en devenant coupables›.
- استغفار و توبه از گناهان، واجب است . استغفار از گناهان، مقدّمه ى بازگشت به سوى خداست . استغفار و توبه ى فردى، سرنوشت جامعه را عوض نمى كند، بلكه جامعه بايد متحوّل شودتا امداد الهى سرازير گردد.
- اعمال و عقايد، در رويدادهاى طبيعى مؤ ثّرند.
- نظام و حكومت اسلامى اگر خواهان توسعه اقتصادى است بايد طرح هاى معنوى را درجامعهتوسعه دهد.
- جزاى دنيوى توبه و بازگشت به سوى خدا، ثروت و قدرت است . گمان نكنيم كه ايمان به خدا و توجّه به او، به معناى دور شدن از مال و سرمايه است . اگر ايمان بياوريم، نه تنها از اموال ما چيزى مطالبه نمى شود، بلكه به آنها افزودهنيز مى گردد.
- با كُرنش در پيشگاه الهى و توبه و استغفار به درگار او، نه تنها كوچك نمى شويم،بلكه قوى، بزرگ و عزيزتر هم مى گرديم . اگر قدرتِ ايمان، به قدرت جسمانى اضافه گرديد، كامل مى شويم .
- روى گردانى از انبيا وبى اعتنايى به راه آنها، جُرم وگناه است .
قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَنْ قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (٥٣)
53. they said: "O Hûd! no evidence have You brought us, and we shall not leave Our gods for Your (mere) saying! and we are not believers In you.
53* مشركان گفتند: اى هود! تو دليل روشنى براى ما نياورده اى و ما به خاطر سخنان تو،از خدايانمان دست بر نمى داريم و ما از ايمان آورندگان به تو نيستيم .
53. ils dirent: ‹Hud, Tu n'es pas venu à nous avec une preuve, et nous ne sommes pas disposés à abandonner nos divinités sur Ta parole, et nous n'avons pas de foi en Toi.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون