*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

  إِنْ نَقُولُ إِلا اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ (٥٤)

54. "All that we Say is that some of Our gods (false deities) have seized You with evil (madness)." He said: "I call Allâh to witness and bear You witness that I am free from that which You ascribe as partners In worship, -

54* ما حرفى نداريم مگر اينكه مى گوييم: بعضى از خدايان ما به تو زيان رسانده وعقلت را ربوده اند، زيرا مورد خشم بت ها قرار گرفته اى. هود گفت: همانا من خدارا به شهادت مى طلبم و شما نيز شاهد باشيد كه من از آنچه شريك خدا قرار مى دهيدبيزارم .

54. nous dirons plutٍt qu'une de nos divinité t'a affligé d'un mal›. il dit: ‹Je prends Allah à témoin - et vous aussi soyez témoins - qu'en vérité, Je désavoue ce que vous associez,

مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لا تُنْظِرُونِي (٥٥)

55. with Him (Allâh). so plot against Me, All of you, and give Me no respite.

55* از هر چه غير اوست و شما آن را مى پرستيد تبرئه مى جويم، پسهمگى بر عليه من توطئه كنيد و مرا مهلت ندهيد، تا معلوم شود كه نه از شما و نهازبت هايتان هيچ كارى ساخته نيست.

55. en dehors de Lui. rusez donc tous contre Moi et ne me donnez pas de répit.

- كلمه ى "اِعتراء"بهمعناى اعتراض و اصابت است.

- حضرت هود براى اثبات پوچى قدرت هاى خيالى بت پرستان، آنان را به مبارزه طلبيد،همان گونه كه حضرت نوح عليه السّلام به مردم گفت" : فاجمعواامركم و شركائكم ثم لايكن امركم عليكم غمّة، ثم اقضوا الىّ و لاتنظرون"شما هر كارى مى خواهيد انجام دهيد، ولى بدانيد كهضررى به من نخواهد رسيد، پيامبر اسلام نيز مى فرمود: "قل ادعواشركائكم ثم كيدون فلاتنظرون".

إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (٥٦)

56. "I put My trust In Allâh, My Lord and Your Lord! there is not a moving (living) creature but He has grasp of its forelock. Verily, My Lord is on the Straight Path (the truth).

56* همانا من بر خداوندى كه پروردگار من و شماست توكّل كرده ام،زيرا هيچ جنبنده اى نيست، مگر آنكه او مهارش را گرفته و بر او تسلّط دارد، امّاسلطه اى عادلانه وحق جويانه بدرستى كه پروردگار من بر صراط مستقيم است .

56. Je place ma confiance en Allah, Mon Seigneur et le vٍtre. il n'y pas d'être vivant qu'il ne tienne par son toupet. Mon Seigneur, Certes, est sur un droit chemin.

- توجّه به ربوبيّت همه جانبه خدا، زمينه ى توكّل براوست . توكّل، زمينه ى شجاعت است . با تكيه و اتكال بر خداوند، مى توان در برابر جهانى ايستاد.

- هيچ جنبنده اى بدون اراده ى خداوند، قادر بر ضرررسانى به ديگرى نيست . خداوند، هم بر همه چيز سلطه ى كامل دارد و هم عادل است .

- بر كسى تكيه كنيم كه علاوه بر قدرت، عدالت نيز داشته باشد.

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ مَا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلا تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ (٥٧)

57. "So if You turn away, still I have conveyed the message with which I was sent to you. My Lord will make another people succeed you, and You will not harm Him In the least. surely, My Lord is guardian over All things."

57* پس اگر شما از دعوتم روى برگردانيد، پس براستى كه من آنچهرا كه به خاطر آن به سوى شما ماءمور و فرستاده شده ام، به شما رسانده ام وپروردگارم گروه ديگرى را جانشين شما خواهد كرد و شما هيچ ضررى به او نمى رسانيد. همانا پروردگارم بر هر چيزى نگهبان است .

57. Si vous vous détournez... voilà que Je vous ai transmis [le message] que j'étais chargé de vous faire parvenir. et Mon Seigneur vous remplacera par un autre peuple, sans que vous ne Lui nuisiez en rien, car Mon Seigneur, est gardien par excellence sur toute chose›.

- مسئوليّت مبلّغ ، بيان معارف دينى است، نه اجبار مردم بر آن . مبلّغ دين و رهبر امّت نبايد اعراض مردم را نشانه ى ضعف و شكست خود به حساب آورد.

- كفر، سرپيچى، مرگ و نابودى ما، ضررى را متوجّه خداوند نمى سازد. خداوند بر همه چيز و همه كس حافظ است، لذا كفر و توطئه ى ما بر خداوند ضررى نمىرساند.

وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَنَجَّيْنَاهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ (٥٨)

58. and when Our Commandment came, we saved Hûd and those who believed with Him by a Mercy from us, and we saved them from a Severe torment.

58* و زمانى كه فرمان قهر ما آمد، هود و كسانى را كه با او ايمانآورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و از عذاب سخت رهايشان ساختيم .

58. et quand vint Notre Ordre, nous sauvâmes par une miséricorde de Notre part, Hud et ceux qui avec Lui avaient cru. et nous les sauvâmes d'un terrible châtiment.

- پيامبران و ياورانشان از قهر الهى مصون هستند. صرف ايمان به انبيا، كافى و كارساز نيست، بلكه همراه بودن و حمايت از آنان نيزلازم است .

- سرچشمه ى رحمت، اوستامّا سرچشمه ى قهر وغضب او عمل ماست . بادها نيز ماءموران الهى هستند.

وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ (٥٩)

59. such were 'Ad (people). they rejected the Ayât (proofs, evidences, verses, lessons, signs, revelations, etc.) of their Lord and disobeyed his Messengers, and followed the command of Every proud obstinate (oppressor of the truth, from their leaders).

59* و آن قوم عاد، آيات پروردگارشان را منكر شدند و پيامبرانِ اورا نافرمانى كرده و از فرمان هر ستمگر لجوجى پيروى نمودند.

59. voilà les Aad. ils avaient nié les signes (enseignements) de leur Seigneur, désobéi à ses messagers et suivi le commandement de Tout tyran entêté.

- تاريخ پيشينيان فرا روى شماست، چرا عبرت نمى گيريد؟انكار يك پيامبر، به منزله ى انكار تمامى انبياست . كسى كه پيرو پيامبران معصوم عليهم السّلام نباشد، پيرو ستمگران لجوج خواهد شد.

- خطراتى كه يك جامعه را تهديد مى كند عبارتند از:

الف: كفر به آيات الهى . ب: نافرمانى از انبيا ورهبران حقّ.ج: پيروى از طاغوت ها.

وَأُتْبِعُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْدًا لِعَادٍ قَوْمِ هُودٍ (٦٠)

60. and they were pursued by a Curse In This world and (so they will be) on the Day of Resurrection. no doubt! Verily, 'Ad disbelieved In their Lord. so away with 'Ad, the people of Hûd.

60* و سر انجام در اين دنيا و در روز قيامت، لعنت و قهر الهى در پى ايشان شد.  بدانيد كه قوم عاد به پروردگارشان كفر ورزيدند. آگاه باشيد كه بر عاد، قوم حضرت  هود لعنت باد.

60. et ils furent poursuivis, ici-bas, d'une malédiction, Ainsi qu'au Jour de la Résurrection. en vérité les Aad n'ont pas cru en leur Seigneur. que s'éloignent (périssent) les Aad, peuple de Hud!

- قوم عاد داراى دو گروه عاد اولى و عاد ثانى بودند كه عاد ثانى، هفتصد سال قبل ازحضرت مسيح عليه السّلام در احقاف (منطقه اى در حجاز) يا يمن زندگى مى كردند.

- بدنامى در دنيا، يك كيفر الهى است . شعارِ «مرگ بر ستمگر»، يكشعار قرآنى است .

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ (٦١)

61. and to Thamûd (people, we sent) their brother Sâlih (Saleh). He said: "O My people! Worship Allâh, You have no other Ilâh (God) but Him. He brought You forth from the earth and settled You therein, Then ask Forgiveness of Him and turn to Him In repentance. Certainly, My Lord is near (to All by his Knowledge), Responsive."

61* و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم او گفت: اىقوم من! خداى يگانه را بپرستيد كه جز او معبود ديگرى براى شما نيست. اوست كه شمارا از زمين پديد آورد و از شما خواست تا در آن آبادى كنيد، پس، از او آمرزشبخواهيد، سپس به سوى او بازگرديد، همانا پروردگار من نزديك واجابت كننده است .

61. et (Nous avons envoyé) Au Tamud, leur frère Salih, qui dit: ‹Mon peuple, Adorez Allah. vous n'avez point de divinité en dehors de Lui. de la terre il vous a créé, et il vous l'a fait peupler (Et exploiter). implorez donc son pardon, puis repentez-vous à Lui. Mon Seigneur est bien proche et il répond toujours (aux appels)›.

- حضرت صالح عليه السّلام سوّمين پيامبرى است كه پس از حضرت نوح و هود عليهما السّلامبه رسالت رسيده است .

- دليل و فلسفه ى عبادت خداوند، لطف بيكران او به انسان هاست .

- اسلام، دين جامع بين دنيا و آخرت است .(هم آباد كردن زمين، هم استغفار و توبه). خواست خداوند، عمران و آبادى زمين است .

- برگشت به سوى خداوند، آسان و توبه زمينه ى تقرّب به خداست . اگر استغفار و توبه بود، خداوند مى پذيرد.

- خداوند به همه نزديك است، اين ما و افكار و رفتار ماست كه سبب دورى ما از خداوندمى شود.

قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ (٦٢)

62. they said: "O Sâlih (Saleh)! You have been among us as a figure of good hope (and we wished for You to be Our chief), till This [new thing which You have brought; that we leave Our gods and Worship Your God (Allâh) Alone]! do You (now) forbid us the Worship of what Our fathers have worshipped? but we are really In grave doubt as to that which You invite us to (monotheism)."

62* قوم ثمود گفتند: اى صالح! تو براستى قبل از اين در ميان مامايه ى اميد بودى، آيا اينك تو ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى پرستيدند نهىمى كنى؟ همانا كه ما نسبت به آنچه ما را به آن مى خوانى در شكى هستيم كه ما را بهتو بد گمان كرده است .

62. ils dirent: ‹Salih, Tu étais auparavant un espoir pour nous. nous interdirais-tu d'adorer ce qu'adoraient nos ancêtres? Cependant, nous voilà bien dans un doute troublant Au sujet de ce vers quoi Tu nous invites›.

- كفّار ابتدا به حضرت صالح عليه السّلام گفتند: تو مايه ى اميد ما بودى و ما تو رادوست مى داشتيم، تا شايد بدين وسيله او براى حفظ روابط حسنه ى گذشته، از دعوتآنها به يكتاپرستى دست بردارد.

- تمجيد و ستايش منحرفان، ما را در دعوت به حقّ سست نسازد. تعريف و تمجيد دشمنان، بى غرض ‍ نيست.

- اگر شك ، مقدّمه و زمينه ى تحقيق و ارشاد نباشد، بزرگ ترين عامل ركود و سقوط خواهدگرديد.

gho

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎