*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ (٩٨)

98. He will Go ahead of his people on the Day of Resurrection, and will lead them into the Fire, and evil indeed is the place to which they are led.

98* او (فرعون ) در روز قيامت، پيشاپيش قومش حركت مى كند، پس آنهارا وارد آتش مى سازد و چه بد جايگاهى است كه به آن وارد مى شوند.

98. il précédera son peuple, Au Jour de la Résurrection. il les mènera à l'aiguade du Feu. et quelle détestable aiguade!

- كلمه ى "وِرْد"به معناىآبى است كه انسان به آن داخل مى شود و كلمه ى "ورود"در اصل به معناى حركت بهسوى آب و نزديك شدن به آن است، امّا كم كم به هر نوع داخل شدن بر چيزى اطلاق شدهاست .

- نشانه ى رشد برنامه ها و قوانين آن است كه سبب ورود به بهشت شود، نه دوزخ .

- كسانى كه در دنيا جلودار وامام مردمند، در آخرت نيز پيشگام به سوى بهشت يا جهنّمخواهند بود. امامِ نور (عادل)، مردم را به طرف نور (بهشت)، و امامِ نار (ظالمبه سمت نار (جهنّم )، هدايت خواهد كرد.

وَأُتْبِعُوا فِي هَذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ (٩٩)

99. they were pursued by a Curse In This (deceiving life of This world) and (so they will be pursued by a curse) on the Day of Resurrection. How bad is the Curse (in This world) pursued by another Curse (in the Hereafter).

99* و در اين دنيا با لعنتى بدرقه شدند و روز قيامت نيز چنين خواهدبود. و اين چه بد عطايى است كه به آنان داده مى شود.

99. et ils sont poursuivis par une malédiction ici-bas et Au Jour de la Résurrection. quel détestable dont leur sera donné!

- هركس دنباله رو فرعون ها و طاغوت ها شد، در دنيا و آخرت بد نامى و نفرين او را دنبالخواهد كرد.

ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَائِمٌ وَحَصِيدٌ (١٠٠)

100. These are some of the news of the (population of) Towns which we relate unto You (O Muhammad ); of them, some are standing, and some have been (already) reaped.

100* اى پيامبر! اين مطالب، گوشه اى از اخبار آبادى ها و شهرهايى است كه ما آن رابراى تو بازگو مى كنيم، البتّه بعضى از آنها هنوز پابرجا هستند، ولى بعضى ديگرويران شده اند.

100. cela fait partie des récits que nous Te [Muhammad] racontons concernant des cités: les unes sont encore debout, tandis que d'autres (sont complètement) rasées.

- ممكن است منظور آيه 100 اين باشد كه در بعض موارد، تنها خودشان را هلاك نموديم از اينروى آثارشان باقى است، ولى در بعضى ديگر آنها را همراه با تمامى آثار و خانههايشان نابود كرديم .

بيان داستان در قرآن ، داراى نقش و اثرات مهمّى است، زيرا؛

1-  دلنشين و جذّاباست. 2- هموار كننده ى راه نفوذ و تاءثير بيشتر دلائل عقلى و برهانى است. 3- دليلىديگر بر اعجاز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه چگونه فردى درس ناخوانده چنيناخبارى را مى داند. 4- براى شنوندگان آن درس عبرت است .

- گفتن داستان هاى صحيح، مستند و آموزنده، كارى خدايى است، از آن غفلت نكنيم . داستان هاى قرآنى، صادق ترين و صحيح ترين قصه هاست، زيرا گوينده ى آنها خداست .

وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ (١٠١)

101. we wronged them not, but they wronged themselves. so their âliha (gods), other than Allâh, whom they invoked, profited them naught when there came the command of Your Lord, nor did they add aught (to their lot) but destruction.

101* و ما به آنان ظلم نكرديم، بلكه آنان خود بر خويشتن ستم رواداشتند و چون قهر پروردگارت آمد، پس آن خدايانى كه به جاى «اللّه»مى خواندند، سودى بهحال آنان نبخشيد و آنان را جز ضرر و هلاكت چيزى نيفزوند.

101. nous ne leur avons fait aucun tort. mais ils se sont fait du tort à eux-mêmes. leurs divinités, qu'ils invoquaient en dehors d'Allah, ne leur ont servi à rien, quand l'ordre (le châtiment) de Ton Seigneur fut venu; elles n'ont fait qu'accroître leur perte.

- كلمه ى "تَتبِيب"از "تَب"به معناى استمراردر زيان و هلاكت و نابودى است .

- تنبيه و كيفر ظالم، ظلم نيست، بلكه عين عدل است .

- سرنوشت انسان، در گرو اعمال و رفتار خود اوست .

- غير از خداوند، هيچ كس و هيچ چيز ديگر، منجى انسان نيست . در برابر اراده ى الهى، هيچ كس و هيچ چيز را تاب مقاومت نيست .

وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ (١٠٢)

102. such is the Seizure of Your Lord when He seizes the (population of) Towns while they are doing wrong. Verily, his Seizure is painful, and Severe .

102* و اين چنين است مؤ اخذه و مجازاتِ پروردگارت، زمانى كهشهرها و آبادى هاى ستمگر را با قهر خود مى گيرد. همانا مؤ اخذه ى او سختدردناك وشديد است .

102. Telle est la rigueur de la prise de Ton Seigneur quand il frappe les Cités lorsqu'elles sont injustes. son châtiment est bien douloureux et bien dur.

- قهر و لطف خداوند، بر طبق يك سنّت پايدار و قانون جاويد است، نه براساس يك امردفعى و تصادفى . امّت هاى ستمگر، در معرض قهر الهى قرار دارند.

- تهديد در جاى خود، يكى از عوامل مؤ ثّر تربيتى است .

- قهر خداوند، از شئون ربوبيّت اوست . عامل بدبختى و نزول قهر الهى، خود انسان ها هستند. قهر خدا زمانى است كه سيماى منطقه را ظلم بگيرد. قهر خدا را ساده و ناچيز نشماريم .

إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ (١٠٣)

103. indeed In that (there) is a sure lesson for those who fear the torment of the Hereafter. that is a Day whereon mankind will be gathered together, and that is a Day when All (the dwellers of the heavens and the earth) will be present.

103* البتّه در اين يادآورى ها، نشانه وعبرتى است براى كسى كهاز عذاب آخرت بترسد. همان روزى كه مردم را در آن گرد مى آورند وآن روزى كه همه آنرا مشاهده مى كنند وبراى همه نمايان و مشهود است وتمام اعمال و روحيّات هويدا مىشود.

103. il y a bien là un signe pour celui qui craint le châtiment de l'au-delà. C'est un Jour où les gens seront rassemblés; et C'est un Jour solennel (attesté par tous).

- بيان داستان بايد داراى جهت و هدف باشد. تنها كسانى كه به آخرت ايمان دارند، داستان هاى حقيقى قرآن را سرمشق خود مى گيرند.

- خوف از قيامت (گرچه از روى يقين نباشد، بلكه براساس احتمال خطرباشد) سبب عبرت گرفتنمى شود. اجتماع و حضور مردم در قيامت، امرى اجبارى است، نه اختيارى. روز قيامت، روز شهادت و گواهى است. هر كس و هر چيز، به سود يا ضرر ديگرى گواهى مىدهد وپرده ها در آن روز كنار مى رود.

وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلا لأجَلٍ مَعْدُودٍ (١٠٤)

104. and we delay it Only for a term (already) fixed.

104* و ما، آن روز را مگر براى مدّت معدودى به تاءخير نمى اندازيم .

104. et nous ne le retardons que pour un terme bien déterminé.

يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ (١٠٥)

105. on the Day when it comes, no person shall speak except by his (Allâh's) Leave. some among them will be wretched and (others) blessed.

105* روزى كه چون بيايد، هيچ كس جز با اذن او حرفى نمى زند، پس گروهى از آنها بدبخت و سيه روز و عدّه اى ديگر خوشبخت و سعادتمندند.

105. le Jour où cela arrivera, nulle âme ne parlera qu'avec Sa permission (celle d'Allah). il y aura des damnés et des heureux.

- كلمه ى "سَعادت"، بهمعناى فراهم بودن اسباب نعمت و كلمه ى  "شَقاوت"به معناى فراهم بودن اسباب گرفتارى است .

- زمان برپايى قيامت و به پايان رسيدن دنيا، از پيش مشخّص و معيّن شده است . فاصله اى كه براى برپايى قيامت است، باز به خاطر دنبال كردن هدفى است . در روز قيامت سكوت بر همه ى افراد حكم فرماست، مگر افرادى كه اجازه ى تكلّم داشتهباشند.

فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ (١٠٦)

106. as for those who are wretched, they will be In the Fire, sighing In a High and low tone.

106* امّا آن كسانى كه بدبخت شده اند، پس در آتش اند و در آنجاناله اى زار و خروشى سخت دارند.

106. ceux qui sont damnés seront dans le feu où ils ont des soupirs et des sanglots.

خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ إِلا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ (١٠٧)

107. they will Dwell therein for All the time that the heavens and the earth endure, except as Your Lord wills. Verily, Your Lord is the doer of what He wills.

107* و تا آسمان ها و زمين پايدار است، در آن آتش جاودانند، مگر آنچه خداوندبخواهد، همانا پروردگارت هر چه را اراده كند، انجام مى دهد.

107. pour y demeurer éternellement tant que dureront les cieux et la terre - à moins que Ton Seigneur décide autrement - car Ton Seigneur fait absolument Tout ce qu'il veut.

- "زَفير"فريادى است كه همراه با بيرون دادن نَفَس است و "شَهيق"ناله اى استطولانى كه تواءم با فرو بردن نَفَس است. بعضى نيز "زَفير"را آغاز صداى الاغ و "شَهيق"را پايان آندانسته اند.

-همه ى افرادى كه به دوزخ مى روند، از لحاظ مدّت زمان حضور در آنجا يكسان نيستند،عدّه اى پس از مدّت كمى از دوزخ رهايى مى يابند، بعضى ديگر براى مدّت بسيار طولانىدر جهنّم مى مانند و سرانجام خلاص مى شوند، امّا گروهى براى هميشه در آنجا مى مانندو هرگز از آن خارج نمى شوند.

-كلمه ى "خُلود"در مواردىكه همراه با كلمه ى "اَبَد"آمده باشد، مثل: "خالدين فيها ابدا"، به معناى هميشگى و جاودانگى است، نه به معناىمدّت طولانى. در آيه 107اگر چه خلود تا زمان برقرار بودن آسمان ها و زمين بيانشده است و قرآن مدّت زمان استقرار آنها را تعيين فرموده، ليكن باز به معناى ابديّت و هميشگى است، زيراكه "مادامت السموات"در زبان و ادبيات عرب، كنايه اى است كه براى ابديّت وجاودانگى آورده مى شود، اگر چه آسمان ها ابدى نيستند.

- دست خداوند در نجات گروهى از دوزخيان (به دليل جرم كمتر و يا استحقاق عفو و يا هردليل ديگرى ) باز است . گرچه دست الهى در هر كارى باز است، حتّى براى بيرون كردن اهل بهشت از بهشت، اين كار را انجام نخواهد داد و وقتى كسى وارد بهشت شد، براى هميشه در آنجا خواهدماند.

وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ إِلا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ (١٠٨)

108. and those who are blessed, they will be In Paradise, abiding therein for All the time that the heavens and the earth endure, except as Your Lord will, a gift without an end.

108* و امّا كسانى كه خوشبخت و سعادتمند شده اند، پس تا آسمان هاو زمين پابرجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، اين عطايى قطعناشدنى است .

108. et quant aux bienheureux, ils seront Au Paradis, pour y demeurer éternellement tant que dureront les cieux et la terre - à moins que Ton Seigneur n'en décide autrement - C'est là un don qui n'est jamais interrompu.

 

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎