آيات 44 تا 52 سوره مباركه يوسف
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأحْلامِ بِعَالِمِينَ (٤٤)
44. they said: "Mixed up false dreams and we are not skilled In the interpretation of dreams."
44* اطرافيان پادشاه گفتند: خواب هايى پريشان است و ما به تعبير خواب هاى آشفته دانانيستيم .
44. ils dirent: ‹C'est un amas de rêves! et nous ne savons pas interpréter les rêves!›
- كلمه ى "اضغاث"جمع "ضَغث" به معناى مخلوط كردن و "ضِغْث"به معناى دسته چوب مختلط است .كلمه ى "احلام"جمع "حلم"به معناى خواب پريشاناست. "اضغاث احلام"يعنى خواب هاى پراكنده ودرهمى كه معّبر نمى تواند سرنخى از آنرا به دست آورد.
- كار را بايد به كاردان سپرد. (كارشناس تعبير مى كند، ولى غير كارشناس مى گويد خوابپريشان و غير قابل تعبير است).
وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ (٤٥)
45. Then the man who was released (one of the two who were In prison), now at length remembered and said: "I will tell You its interpretation, so send Me forth."
45* و آن كس از آن دو زندانى كه نجات يافته بود، پس از مدتى يوسف را به خاطر آورد،و به عزيز مصر گفت: مرا به سراغ يوسف بفرستيد تا از تعبير خواب شما را باخبر كنم .
45. Or, celui des deux qui avait été délivré et qui, après quelque temps se rappela, dit: ‹Je vous en donnerai l'interprétation. Envoyez-moi donc›.
- "اُمّة"گرچه به معناى اجتماع مردم است، ولى در اينجا به اجتماعروزها (مدّتها) اطلاق شده است .
- آگاهان را به جامعه معرفى كنيد تا مردم از آنان بهره مند شوند. بعضى از كارشناسان در انزوا به سر مى برند، از آنان غافل نشويد.
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ (٤٦)
46. (He said): "O Yûsuf (Joseph), the man of truth! explain to us (the dream) of seven fat cows whom seven lean ones were devouring, and of seven green ears of corn, and (seven) others dry, that I may return to the people, and that they may know."
46* فرستاده شاه وارد زندان شد و گفت: اى يوسف، اى مرد راستگوى درباره ى اين خوابكه هفت گاو فربه هفت گاو لاغر مى خورند و هفت خوشه ى سبز و هفت خوشه ى خشكيدهديگر، به ما نظر بده تا به سوى مردم برگردم، شايد آنان از اسرار خواب آگاهشوند.
46. ‹ toi, Joseph, le véridiques! Eclaire-nous Au sujet de sept vaches grasses que mangent sept Très maigres, et sept épis verts et autant d'autres, secs, afin que Je retourne aux gens et qu'ils sachent [l'interprétation exacte du rêve]›.
- "صدّيق"به كسى گفته مى شود كه گفتار و رفتار و اعتقادش، همديگررا تصديق كنند. دوست يوسف چون رفتار و كلام يوسف را در زندان ديده بود و از سوىديگر، تعبيرهاى خواب او نسبت به خودش و دوستش را مطابق واقع ديده بود يوسف را صدّيقصدا زد.
- "صدّيق"از جمله القابى است كه پيامبر صلى الله عليه وآله به حضرت على عليه السلام داده است .
- جمله "لعلهم يعلمون"احتمال دارد به معنى واقف شدن مردم به وجود ارزشى يوسف باشد. يعنى؛ به سوى مردمبرگردم تا آنها بدانند كه تو چه گوهرى هستى .
- سؤ الات و مشكلات خود را از افراد خوش سابقه و صدّيق بپرسيد.
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلا قَلِيلا مِمَّا تَأْكُلُونَ (٤٧)
47. [(Yûsuf (Joseph)] said: "For seven consecutive years, You shall sow as usual and that (the harvest) which You reap You shall leave In ears, (all) - except a little of it which You may eat.
47* يوسف در جواب گفت: هفت سال پى درپى كشت كنيد و آنچه را درو كرديد، جز اندكى راكه مى خوريد، در خوشه اش كنار بگذاريد.
47. alors [Joseph dit]: ‹Vous sèmerez pendant sept années consécutives. Tout ce que vous aurez moissonné, laissez-le en épi, sauf le Peu que vous consommerez.
- يوسف عليه السلام بدون گلايه و شكوه از رفيق كه چرا او را فراموش كرده و بدون آنكهقيد و شرطى براى تعبير خواب پادشاه تعيين كند، فورى به تعبير خواب پرداخت، زيراكتمان دانش به ويژه در هنگام نياز جامعه به آن، امرى به دور از شاءن انسان هاى پاكو نيكوكار است . يوسف به جاى تعبير خواب، راه مقابله با قحطى را با برنامه اى روشن بيان كرد تانشان دهد علاوه بر علم تعبير خواب، قدرت برنامه ريزى و مديريت دارد.
- مردان خدا بايد براى رفاه مردم، فكر كنند و طرح دراز مدت و كوتاه مدت داشته باشند.
- مى توان با برنامه ريزى، خود را براى مقابله با حوادث طبيعى همچون قحطى ، زلزله وسيل آماده كرد.
- برنامه ريزى و تدبير براى آينده، منافاتى با توكل و تسليم در برابر امر خدا ندارد.
- صرفه جويى امروز خودكفايى فردا و اسراف امروز نيازمند شدن فردا را به دنبال دارد.
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلا قَلِيلا مِمَّا تُحْصِنُونَ (٤٨)
48. "Then will come after that, seven hard (years), which will devour what You have laid by In advance for them, (all) except a little of that which You have guarded (stored).
48* سپس بعد از آن، هفت سال سخت مى آيد كه مردم آنچه را برايشان از پيش ذخيره كرده ايدخواهند خورد جز اندكى كه براى بذر حفظ مى كنيد.
48. viendront ensuite sept année de disette qui consommeront Tout ce que vous aurez amassé pour elles sauf le Peu que vous aurez réservé [comme semence].
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ (٤٩)
49. "Then thereafter will come a year In which people will have abundant rain and In which they will press (wine and oil)."
49* سپس بعد از آن سالى فرا مى رسد كه به مردم در آن سال باران مى رسد و مشكل قحطىتمام مى شود و در آن سال مردم بخاطر وسعت و فراوانى، از ميوه ها و دانه هاىروغنى عصاره مى گيرند.
49. puis, viendra après cela une année où les gens seront secourus [par la pluie] et iront Au pressoir.›
- "يغاث الناس"يا از "غوث"است يعنى مردم از جانب خداوند يارى مى شوند و مشكلات 14ساله تمام مى شود و يا از "غيث"است يعنى باران مى بارد و حوادث تلخ پايان مى پذيرد.
- هفت گاو فربه و لاغر و هفت خوشه سبز و خشك كه در خواب آمده بود، توسط يوسف به 14سال نعمت و قحطى تعبير شد، امّا سال پانزدهم كه سال نزول باران و فراوانى بود ودرخواب پادشاه نيامده بود، خبر از غيب است كه يوسف از جانب خداوند مطرح كرد، تا زمينهرا براى اعلام نبوتش فراهم نموده باشد "ثمّ ياتى من بعد ذلك عام".
شرايط يك مديريت كارآمد در جامعه :
1- اعتماد مردم . 2- صداقت .3- علم و دانايى . 4- پيش بينى صحيح .5- اطاعت مردم . زيرا مردم طرح يوسف را اجرا كردند.
- آينده نگرى و برنامه ريزى بلند مدت براى مقابله با مشكلات اقتصادى جامعه، لازمهمديريت كشور است . كنترل حكومت بر روند توليد و توزيع، در شرايط بحرانى امرى ضرورى است .
- پس انداز وبرنامه ريزى براى ايام ناتوانى ارزشمند است . در مصرف مقدارى را براى بذر وسرمايه ذخيره كنيد.
- رؤ ياها مى تواند بازگو كننده ى رخدادهاى آينده و رموز راهگشا براى انسان باشد.
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ (٥٠)
50. and the king said: "Bring Him to me." but when the Messenger came to him, [Yûsuf (Joseph)] said: "Return to Your Lord and ask him, 'What happened to the women who cut their hands? surely, My Lord (Allâh) is Well-Aware of their plot.'"
50* و پادشاه گفت: او را نزد من آوريد، پس چون فرستاده ى شاه نزد وى آمد يوسف گفت : نزد آقاى خود برگرد و از او بپرس كه ماجراى آن زنانى كه دستانشان را بريدند چه بود؟همانا پرودگار من به حيله آنان آگاه است .
50. et le roi dit: ‹Amenez-le moi›. puis, Lorsque l'émissaire arriva auprès de Lui, [Joseph] dit: ‹Retourne auprès de Ton Maître et demande-lui : ‹Quelle était la raison qui poussa les femmes à se couper les mains? Mon Seigneur connaît bien leur ruse›.
- مغزهايى كه كشور بدانها احتياج دارد و زندانى هستند، اگر مرتكب جنايتى نشده اند،بايد با كمك دولت آزاد شوند.
- دفاع از آبرو و حيثيت، واجب است . همراه با تلخى ها شيرينى هاست . حق براى هميشه، مخفى نمى ماند.
قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ (٥١)
51. (the King) said (to the women): "What was Your affair when You did seek to seduce Yûsuf (Joseph)?" the women said: "Allâh forbid! no evil know we against him!" the wife of Al-'Azîz said: "Now the Truth is manifest (to all), it was I who sought to seduce him, and He is surely of the truthful."
51* پادشاه به زنان گفت: وقتى از يوسف كام مى خواستيد چه منظور داشتيد؟ زنان گفتند: منزه است خدا، ما هيچ بدى از او نمى دانيم. همسر عزيز گفت: اكنون حقيقت آشكار شدمن بودم كه از او كام خواستم وبى شك او از راستگويان است .
51. Alors, [le roi leur] dit: ‹Qu'est-ce donc qui vous a poussées à essayer de séduire Joseph?› elles dirent: ‹A Allah ne plaise! nous ne connaissons rien de mauvais contre Lui›. et la femme d'Al-Azize dit: ‹Maintenant la vérité s'est manifestée. C'est Moi qui ai voulu le séduire. et C'est Lui, vraiment, qui est du nombre des véridiques!›
- كلمه ى"خطب"دعوت شدن براى امر مهم را گويند. "خطيب"كسى است كه مردم را بههدفى بزرگ دعوت مى كند. كلمه ى "حصحص"از "حصّه"يعنى جدا شدن حق از باطل است .
- وجدان ها روزى بيدار شده و اعتراف مى كنند. (چنانكه فشار جامعه و محيط، گردنكشان را به اعتراف وادار مى كند).
ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ (٥٢)
52. [Then Yûsuf (Joseph) said: "I asked for This enquiry] In order that He (Al-'Azîz) may know that I betrayed Him not In secret. and, Verily! Allâh guides not the plot of the betrayers.
52* يوسف گفت: اين اعاده حيثيت براى آن بود كه عزيز بداند من در نهان به اوخيانت نكرده ام و قطعاً خداوند نيرنگ خائنان را به جايى نمى رساند.
52. ‹Cela afin qu'il sache que Je ne l'ai pas trahi en son absence, et qu'en vérité Allah ne guide pas la ruse des traîtres.
- در اينكه اين آيه كلام يوسف عليه السلام است و يا ادامه كلام همسر عزيز مصر، دو نظروجود دارد؛ برخى از مفسرانآن را ادامه سخن يوسفمى دانند و برخى ديگر،ادامه سخنان همسر عزيز مصر مى شمارند. ولى باتوجه به محتواى آيه 52، نظر اوّل درست است و نمى تواند كلام همسر عزيز مصر باشد. زيراچه خيانتى بالاتر از اينكه يك نفر بى گناه، سالها در زندان بماند.
- نشان ايمان واقعى، خيانت نكردن در پنهانى وخفاست . سوء قصد به همسر مردم، خيانت به مرد است .
- خائن به نتيجه نمى رسد و خوش عاقبت نيست. آرى! اگر ما پاك باشيم؛خداوند اجازه نمى دهد، ناپاكان آبروى ما رابرباد دهند.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون