*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

 

 

وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ (٦)

6. They ask Thee to hasten on the evil In preference to the good: yet have come to pass, before them, (many) exemplary punishments! but Verily Thy Lord is full of forgiveness for Mankind for their wrong-doing, and Verily Thy Lord is (also) strict In punishment.

6*و از تو  پیش از نیکی – سلامت و رستگاری – بدی – عذاب و هلاکت – را به شتاب می خواهند و حال آنکه پیش از آنان عقوبتهای عبرت آموز رفته است و براستی پروردگار تو برای مردم بر ستمکاریشان خداوند آمرزش است و همانا پروردگار تو سخت کیفر است.

6. et ils Te demandent de hâter [la venue] du Malheur plutٍt que celle du bonheur. Certes, il s'est produit avant eux des châtiments exemplaires. Ton Seigneur est Détenteur du pardon pour les gens, Malgré leurs méfaits. et Ton Seigneur est assurément dur en punition.

نکته ها"مَثلات" جمع "مثله" عذاب و عقوبتی است که به انسان روی می آورد.

- گاهی عناد و لجاجت به جایی می رسد که انسان حاضر است آرزوی هلاکت کند، ولی حق را نپذیرد. در قرآن نمونه هایی از این نوع روحیه ها اشاره شده است، از جمله: کافران می گفتند: خدایا اگر این قرآن، حق و از جانب توست، پس یا از آسمان بر ما سنگ ببار و یا ما را به عذابی دردناک مبتلا نما (که ما آنرا نمی پذیریم). در جایی دیگر آمده است: اگر ما این قرآن را بر غیر عرب (عجم) نازل می کردیم و پیامبر آن را بر مردم قرائت می فرمود: ایمان نمی آوردند و آنرا نمی پذیرفتند یا اینکه اهل کتاب به کفار و بت پرستان می گفتند: که راه شما از راه اسلام بهتر است. در صورتیکه اهل کتاب از مشرکین به اسلام نزدیکترند ولی لجاجت، آنها را از ابراز حق دور می داشت.

- تعجیل عده ای از مردم به نزول قهر الهی، می تواند به واسطه این دلایل باشد:

الف: غفلت و فراموشی تاریخ گذشتگان و باور نکردن و بعید دانستن قهر الهی. ب: حسادت به داشته های دیگران. چنانکه در تاریخ آمده است چون امیر مومنان علی (ع) به امامت رسید، شخصی که تحمل این موضوع را نداشت آرزوی مرگ کرد، که در شان نزول سوره معارج بدان اشاره شده است. ج: احساس بریدگی و یاس به بن بست کامل رسیدن. د: استهزا و عدم قبول و پذیرش، حتی به قیمت جان دادن.

پیام هاانسان در اثر لجاجت، چنان سقوط می کند که حاضر است نابود شود ولی حق را نپذیرد.

- قهر الهی را شوخی نپندارید و به نمونه های گذشته توجه کنید .

- سنت الهی مهلت دادن است و کاری به عجله مردم ندارد.

- راه توبه و بازگشت ، برای افراد لجوج نیز باز است .

- خداوند، انسانها را با همه ی بدیهایی که از آنها سر میزند باز دوست دارد.

- خوف و رجا و بیم و امید، در کنار هم عامل رشد است .

- قهر و لطف الهی از مقام ربوبیت اوست .

 

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (٧)

7. and the unbelievers say: "Why is not a Sign sent down to Him from His Lord?" but Thou art truly a warner, and to every people a guide.

7* و کسانی که کافر شدند گویند: چرا بر او از پروردگارش نشانه ای [به دلخواه ما ] فرو نمی آید؟! تو فقط بیم دهنده ای و هر گروهی را راهنمایی است.

7. et ceux qui ont mécru disent: ‹Pourquoi n'a-t-on pas fait descendre sur celui-ci (Muhammad) un miracle venant de son Seigneur?› Tu n'est qu'un avertisseur, et à chaque peuple un guide.

نکته هااز ابن عباس نقل شده که پیامبر اکرم (ص) دست مبارکشان را بر روی سینه گذاشتند و فرمودند: "انا المنذر" و آنگاه به علی بن ابی طالب (ع) اشاره کردند و فرمودند: "انت الهادی، بک یهتدی المهتدون بعدی".

پیام هاکافران، توقعات نابجا از خدا و پیامبرش دارند .

- انسان بهانه جو، لایق خطاب الهی نیست.

- تربیت، هم به تهدید نیاز دارد و هم به ارشاد.

- برای جامعه ی جاهل غافل، هشدار بیش از بشارت ضرورت دارد .

- کار اصلی پیامبران، ارشاد و انذار است، نه بر آوردن خواسته های بی ربط مردم و عرضه معجزه در هر لحظه و برای هر کس.

- با آنکه دیگر پیامبری مبعوث نمیشود اما خداوند حجت خود را بر همه ی مردم تمام می کند و هرگز زمین از حجت خالی نمی ماند.

- انبیا تنها به مشرق زمین اختصاص نداشته اند.

- در عصر حاضر نیز ما باید امام یا هادی زنده داشته باشیم.

 

اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَى وَمَا تَغِيضُ الأرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ (٨)

8. Allah doth know what every female (womb) doth bear, by How much the wombs fall short (of their time or number) or do exceed. every single thing is before His sight, In (due) proportion.

8* خدا می داند که هر مادینه ای چه بار دارد و زهدانها چه می کاهد و چه می افزاید و هر چیزی نزد او به اندازه است.

8. Allah sait ce que porte chaque femelle, et de combien la période de gestation dans la matrice est écourtée ou prolongée. et toute chose a auprès de Lui Sa mesure.

نکته هادر این آیه، ابتدا از علم خداوند نسبت به حمل هر ماده ای، (چه دارای رحم باشد مثل انسان و حیوان و چه دارای رحم نباشد مثل نبات و جماد) سخن به میان آمده و سپس به موجودات دارای رحم اشاره شده است .

"غیض" به معنای فرو بردن (نطفه) است. یعنی خداوند، به آبی که رحم به خود جذب می کند و در آن تغییراتی می دهد و رو به رشد و زیادی می برد، آگاه است .

پیام هاخداوند حالات باروری تمام موجودات را می داند.

- علم خداوند، به جزئیات هم تعلق دارد.

- در تکامل یا نقص نوزاد، رحم نقش مهمی دارد.

- نظام آفرینش موجودات بر اساس مقدار و میزان دقیق است.(یعنی اگر مدت حمل کم یا زیاد شود، اگر حمل سقط شود یا چند قول گردد، اگر حمل، ناقص الخلقه یا دارای عضو زیادی شود، این کم و زیادی « تغیض و تزداد» بر اساس یک فرمول حساب شده است.)

 

عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ (٩)

9. He knoweth the unseen and that which is open: He is the great, the Most High.

9* دانای نهان و آشکار  و بزرگ و برتر است – از همه چیز و از هر نسبت ناروا -.

9. le Connaisseur de ce qui est caché et de ce qui est apparent, le Grand, le Sublime.

نکته هاآشکار و نهان، برای انسان محدودی که حواس پنجگانه او حتی از بسیاری از حیوانات محدود تر است، مطرح است. اما برای خدای خالق غیب و شهود، چنین چیزی معنا ندارد.

پیام هاخداوند نسبت به هر کمالی، بزرگ و نسبت به هر نقص و عیبی، پاک و منزه است .

 

سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ (١٠)

10. it is the same (to him) whether any of you conceal His speech or declare it openly; whether He lie hid by night or walk forth freely by Day.

10* [برای او] یکسان است از شما هر که سخن نهان دارد و هر که آن را هویدا کند و هر که به شب پنهان شود یا به روز آشکارا رونده باشد.

10. sont égaux pour Lui, celui Parmi vous qui tient secrète Sa parole, et celui qui se montre Au grand jour.

نکته هااین آیه که ظاهرا توضیح و تکمیل آیه سابق است، یکی از بسیار آیاتی است که در رابطه با علم خداوند، به اعمال کوچک و بزرگ و ظاهر و باطن و حتی افکار و نیات انسانها، در قرآن مجید آمده است و اگر انسانها به چنین علمی از طرف پروردگار ایمان داشته باشند، می تواند بهترین عامل حیا و تقوی و بزرگترین وسیله تربیت آنها باشد. زیرا سبب تشویق نیکوکاران و تهدید بدکاران می گردد. جالب آنکه خداوند در این  آیه، علم خود را به حرف های سری و کارهای مخفی و شبانه، قبل از کلامهای علنی و کارهای آشکار روزانه ذکر می کند.

- کلمه "سارب" از "سَرب" در اصل به معنای آب جاری است، ولی به کسی که در روز به سراغ کاری می رود نیز گفته میشود.

پیام هاعلم خداوند نسبت به همه چیز یکسان است. (نه مثل علم و آگاهی ما که نسبت به بعضی چیزها بیشتر و نسبت به بعضی دیگر کمتر و یا در حد هیچ است.)

 

لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ (١١)

11. for Each (Such person) there are (angels) In succession, before and behind him: They guard Him by command of Allah. Verily never will Allah change the condition of a people until They change it themselves (with their own souls). but when (once) Allah willeth a people's punishment, there can be no turning it back, nor will They find, besides him, any to protect.

11* او – آدمی – را فرشتگانی در پی است از پیش روی و از پس وی که او را به فرمان خدا نگاه می دارند. همانا خداوند آنچه را گروهی دارند [از نعمتها]، دگرگون نمی کند تا آنگاه که آنچه رادر خودشان است – یعنی صفات و اعمال خود را – دگرگون کنند. و چون خدا برای گروهی بدی بخواهد، آن را برگشتی نباشد و آنان را جز هیچ دوست و کار سازی نیست.

 

11. il [l'homme] a par devant Lui et derrière Lui des Anges qui se relaient et qui veillent sur Lui par ordre d'Allah. en vérité, Allah ne modifie point l'état d'un peuple, tant que les [individus qui le composent] ne modifient pas ce que est en eux-mêmes. et lorsqu'Allah veut [infliger] un mal à un peuple, Nul ne peut le repousser: ils n'ont en dehors de Lui aucun protecteur.

نکته ها"معقبات" جمع "معقبه" است و حرف تاء آن برای تانیث نیست، بلکه برای مبالغه است. مثل علامه، لذا فاعل "یحفظونه" مذکر آمده است.

البته مراد از "معقبات" تعقیب انسان نیست تا با کلمه "بین یدیه" منافات داشته باشد، بلکه منظور، تعاقب و پی در پی آمدن ملائکه شب و روز است .

- مراد از "امر الله" در این آیه قهر و عذاب الهی نیست، زیرا معنا ندارد که فرشتگان انسان را در برابر کیفر الهی حفاظت کنند، بلکه مراد خطرات و حوادث طبیعی است. چون طبیعت مخلوق خداست و آنچه در آن بگذرد نیز به خواست و اراده ی او می باشد.

- در آیات و روایات متعدد از فرشتگانی یاد شده که مامور حفظ جان انسان و ثبت کارهای او هستند و از آنان در برابر خطراتی که مورد اراده ی حتمی خداوند نیست محافظت می نمایند. البته بنابر مستفاد از روایات، همینکه اراده قطعی خداوند رسید، فرشتگان محافظ، ماموریت حفاظت را رها و انسان را به دست اجل حتمی الهی میسپارند.

- حفاظت فرشتگان هم از جان انسانهاست و هم از اعمال و رفتار آنها و هم از ایمان و فکر آنها در برابر انحرافات و وساوس شیطانی، زیرا "یخفظونه" هم شامل روح می شود هم شامل جسم .

- امام سجاد (ع) با اشاره به آیه 11 فرمودند: گناهانی که نعمت را تغییر می دهند عبارتند از: ظلم به مردم، ناسپاسی خداوند و رها کردن کارهای خیری که انسان به آن عادت کرده است.

پیام هاخداوند انسان را رها نمی گذارد .

- گروهی از فرشتگان الهی ، محافظ انسانها هستند.

- خداوند انسان را از حوادث غیر مترقبه حفظ میکند، نه از حوادثی که با علم و عمد برای خود بوجود می آورند.

- خطرات و حوادث گوناگون، انسان را احاطه کرده است.

- خداوند نعمتی را که عطا می فرماید پس نمی گیرد، مگر آنکه مردم آن نعمت را ناسپاسی کنند.

- به سراغ شانس و بخت اقبال و فال و نجوم نروید، سرنوشت شما به دست خودتان است .

- حفاظت خداوند تا زمانی است که انسان، کفران نعمت نکند و گرنه از لطف الهی محروم و به حال خود رها خواهد شد.

- برخورداری از نعمتهای ظاهری و بیرونی ، وابسته به کمالات نفسانی و حالات درونی است .

- اراده ی خداوند بالاتر از همه ی اراده هاست .

 

هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ (١٢)

12. it is He who doth Show you the lightning, by way both of fear and of hope: it is He who doth raise up the clouds, heavy with (fertilising) rain!

12* اوست که برق – آذرخش – را برای بیم و امید – بیم مسافران و امید کشاورزان- به شما می نمایاند و ابرهای گرانبار را پدید می آورد.

12. C'est Lui qui vous fait voir L'éclair (qui vous inspire) crainte et espoir; et il crée les nuages lourds.

پیام هابرق و صاعقه ی آسمان از یک جهت مایه ترس و وحشت مردم است، به خاطر باریدن بی موقع، جریان سیل، خرابی ها و آتش سوزی ها و از جهت دیگر سبب شادی و نشاط و امید است، زیرا سبب ریزش باران، سیرابی درختان و زراعت ها، طراوت و شادابی هوا و پاکی ونظافت است.

پیام هاگرچه ظاهر، عوامل طبیعی زمینه پیدایش رعد و برق و باران است، ولی مبدا و موجد همه عوامل خداوند است .

- کشف قوانین فیزیکی وشیمیایی طبیعت، نباید از ایمان ما به خدا بکاهد، زیرا طبیعت و قوانینش مخلوق خدا هستند.

 

وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ (١٣)

13. Nay, thunder repeateth His praises, and so do the angels, with awe: He flingeth the loud-voiced thunder-bolts, and therewith He striketh whomsoever He will..yet these (are the men) who (dare to) dispute about Allah, with the strength of His power (supreme)!

13* و رعد – تندر – با ستایش او و فرشتگان از بیمش او را به پاکی یاد می کنند و صاعقه ها – آتشهای آسمانی – را می فرستد، پس آن را به هر که خواهد می رساند در حالی که آنان – کافران – درباره خدا جدل و ستیزه می کنند و او سخت کیفر – یا سختگیرنده یا سخت نیرو – است.

13. le tonnerre le glorifie par Sa louange, et aussi les anges, sous l'effet de Sa crainte. et il lance les foudres dont il atteint qui il veut. Or ils disputent Au sujet d'Allah alors qu'il est redoutable en Sa force.

نکته هادر فرهنگ قرآن، کل هستی در حال تسبیح خداوند، آنهم تسبیحی بر اساس علم و شعور و انتخاب. جالب آنکه قرآن به گونه ای این مطلب را طرح و بیان می کند که اذهان را به خود متوجه سازد و ردی بر ناباوری ها باشد. از جمله:

1- آوردن الفاظی مانند "سبح" و "یسبح" که صراحت در این معنا دارد.

2- تکرار این مطلب در سوره های متعدد.

3- آوردن مساله تسبیح موجودات در ابتدای سوره و بلافاصله بعد از بسم الله.

4- آوردن کلماتی از قبیل: قنوت و خضوع همه هستی، سجده ستارگان و گیاهان، اطاعت آسمانها وز مین، آگاهی موجودات در نماز و تسبیح .

5- خطاب انسان به اینکه شما تسبیح آنان را درک نمی کنید.

- "محال" از "حیله" به معنی هر نوع چاره اندیشی پنهانی است و چون چاره اندیشی ملازم علم و قدرت است، لذا مفسران "شدید المحال" را "شدید القوه والعذاب" معنی کرده اند.

- دربرخی آیات قرآن تسبیح و حمد الهی در کنار هم قرار گرفته اند، چنانکه در ذکر رکوع و سجود نیز چنین می گوییم .

- در روایات متعددی از اهل سنت آمده است که پیامبر اکرم (ص) به هنگام شنیدن صدای رعد سخن خود را قطع کرده و به دعا مشغول میشدند و دیگران را نیز به اینکار ارشاد می فرمودند.

پیام هارعد نیز مثل فرشته، تسبیحی آگاهانه و از روی شعور دارد. زیرا کلمه رعد و فرشته در کنار هم آمده اند.

- تسبیح فرشتگان بر اساس خداترسی و خشیت است .

- صاعقه و صاعقه گرفتگی یک امر تصادفی نیست ، بلکه با خواست خدا و مطابق قوانین الهی است .

- برای انسان لجوج ، چیز خطرناکی مثل صاعقه هم بازدارنده نیست .

- در فکر حیله و خدعه و جدال با خدا نباشید که با او نمی توان در افتاد.

- هرگونه تدبیر و حیله ای بد نیست ، چه بسا که باید در برابر افرادی ، سخت ترین تدبیرها و برنامه ریزی ها را به کار برد.

            التماس دعا