آیات 35 تا 42 سوره مبارکه رعد
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ (٣٥)
35. the parable of the Garden which the righteous are promised!- beneath it flow rivers: perpetual is the enjoyment thereof and the shade therein: such is the end of the righteous; and the end of unbelievers In the Fire.
35* وصف آن بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده [این است که] از زیر آن جویها روان است، میوه ها و سایه اش همیشگی است .این است سرانجام کسانی که پرهیزگاری کردند ، و سرانجام کافران آتش است.
35. tel est le Paradis qui a été promis aux pieux: sous lequel coulent les ruisseaux; ses fruits perpétuels, Ainsi que son ombrage. voilà la fin de ceux qui pratiquent la piété, tandis que la fin des mécréants sera le Feu.
- از جمله شیوه های تعلیم و تربیت در قرآن ،مقایسه و سنجش میان افراد ، حالات و سرانجام حق و باطل است . از این جهت چون در آیه قبل ، آینده مشرکان بیان شده بود ، لذا در این آیه به عاقبت افراد با تقوا اشاره می فرماید تا انسانها با مقایسه این دو سرنوشت ، با درک و آگاهی بیشتر و بهتری بتوانند راه خود را انتخاب نمایند.
-سایه های بهشت دائمی است . در بهشت نیز ، خورشید و درخت و سایه هست ولی نه مثل دنیا که سایه ها در اوقات مشخصی مثل صبح یا عصر باشد و در شب یا ظهر محو یا کم شود ، بلکه همیشه و به یک میزان وجود دارد.
- سوال : در آیه 13 دهر می خوانیم : (لا یرون فیما شمسا و لا زمهریرا) مومنان در بهشت نه خورشید و آفتابی میبینند و نه سرمای گزنده ای . پس چگونه در آیه فوق سخن از سایه به میان آمده است . جواب : مراد از ندیدن خورشید ، نبود حرارت آزار دهنده و سوزندگی آن است وگرنه خورشید به عنوان یک موجود نورانی و نورافشان وجود دارد ، و وقتی نور بود، طبیعتا بدنبال آن سایه هم وجود خواهد داشت.
- آنچه را که میتوان از بهشت درک کرد، شبیه و مثل آن است ، (مثل الجنه ) و گرنه بهشت برای وجود محدودی مانند ما ، به درستی قابل درک نیست .
- نعمت های بهشتی ، موسمی ، موضعی و فاسد شدنی نیست و قطع و وصل و آفت در آن راه ندارد .
- بهشت ، بهای تقواست و بی جهت به کسی داده نمی شود . پاداش پرهیز موقت دنیوی ، کامیابی دائم اخروی است .
-به ظاهر افراد نگاه نکنید زیرا که پایان کار مهم است .
- مومن باید با تقوا باشد . در مقابل (المتقون)، (الکافرین) آمده است.
وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الأحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ (٣٦)
36. those to whom we have given the Book rejoice at what hath been revealed unto thee: but there are among the clans those who reject a part thereof. say: "I am commanded to worship Allah, and not to join partners with Him. unto Him do I call, and unto Him is My return."
36* و کسانی که به آنان کتاب داده ایم-یهود و نصاری- بدانچه به تو فرو فرستاده شده شادمانند، و از گروهها [ی اهل کتاب] کسانی هستند که برخی از آن را انکار می کنند. بگو : جز این نیست که فرمان یافته ام که خدای را بپرستم و به او شرک نیازم .
36. et ceux à qui nous avons déjà donné le Livre se réjouissent de ce qu'on a fait descendre vers Toi. tandis que certaines factions en rejettent une partie. Dis: ‹Il m'a seulement été commandé d'adorer Allah et de ne rien Lui associer. C'est à Lui que j'appelle [les gens], et C'est vers Lui que sera Mon retour›.
- آیه 36 همچون آیات دیگر از افراد سالم ، خوش قلب و پذیرای حق اهل کتاب ستایش کرده و میفرماید : اهل کتاب واقعی ، روحیه حق گرا دارند، از تعصبات نابجا می پرهیزند و چون با اسلام برخورد کنند، شاد شده و ایمان می آورند.
- گرچه پذیرفتن آیات مهم است ، ولی پذیرفتن شادمانه مهمتر است .
-ایمان به تمام دستورات الهی لازم است ، نه بخشی از آن.
-حزب گرایی کورکورانه ، یک آفت و خطر در برابر حق گرایی است .
- باید در برابر انکار حق ، قاطعیت نشان داد.
-دلیل بندگی خالصانه ، آن است که سرنوشت و آینده ما به دست اوست .
-توحید، نبوت ، معاد اصول مشترک همه ادیان است . توحید (اعبدالله و لا اشرک به ) ، نبوت (الیه ادعوا) ، معاد (الیه مآب )
وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا وَاقٍ (٣٧)
37. Thus have we revealed it to be a Judgment of authority In Arabic. Wert Thou to follow their (vain) desires after the knowledge which hath reached thee, then wouldst Thou find neither Protector nor defender against Allah.
37* و اینچنین آن (قرآن) را حکمی- حکمتی- به زبان تازی فرو فرستادیم . و اگر پس از آن دانشی که به تو آمده از هوسها و آرزوهای آنان پیروی کنی ، تو را هیچ سرپرست و نگهدارنده ای از [عذاب] خدا نخواهد بود.
37. Ainsi l'avons-Nous fait descendre (le Coran) [sous forme] de Loi en arabe. et Si Tu suis leurs passions après ce que Tu as reçu comme savoir, il n'y aura pour toi, contre Allah, ni allié ni protecteur.
-کلمه «حکم» در آیه به یکی از سه معناست : حاکم و فاصل میان حق و باطل ، احکام الهی ، حکمت .
- بعثت انبیا و نزول کتب آسمانی ، سنت حکیمانه الهی است .
- پیام وحی باید به زبان مردم باشد.
- دستورات الهی ، روشن و بدون ابهام و اعوجاج است .
- پست تر از هواپرستی و هوسرانی ، تامین هوسهای دیگران است .
- علم به تنهایی سعادت آفرین نیست، چه بسا که انسان با وجود علم ، باز هم به دنبال خرافات و هوسهای مردم برود.
- انسان های آگاه ، مسئولیت بیشتری دارند.
- علم واقعی قرآن است .
- خداوند با هیچکس خویشاوندی ندارد ، حتی اگر انبیا هم کج بروند ، مورد تنبیه الهی واقع میشوند.
- جلب رضایت منحرفان همان، و از دست دادن امدادهای الهی ، همان.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ (٣٨)
38. we did send apostles before thee, and appointed for them wives and children: and it was never the part of an apostle to bring a Sign except As Allah Permitted (or commanded). for Each period is a Book (revealed).
38* و هر آینه پیش از تو پیامبرانی را فرستادیم و ایشان را همسران و فرزندانی قرار دادیم . و هیچ پیامبری را نشاید که جز به درخواست و فرمان خدا نشانه ای – معجزه ای- بیارد. برای [مردم] هر زمانی نوشته ای –حکمی- است – به اقتضای صلاح امرشان-.
38. et nous avons certes envoyé avant Toi des messagers, et leur avons donné des épouses et des descendants. et il n'appartient pas à un Messager d'apporter un miracle, Si ce n'est qu'avec la permission d'Allah. chaque échéance a son terme prescrit.
- بعثت انبیا یکی از سنت های الهی است .
- پیامبر اسلام (ع) خاتم پیامبران است .
- انبیا نیز مثل سایر مردم زندگی میکرده و دارای همسر و فرزند بوده اند.
- معجزه پیامبران بر اساس خواست آنها یا در خواست و هوس مردم نیست، بلکه با اذن و اراده ی الهی است .
- زمان، در نزول قانون الهی نقش دارد .
يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ (٣٩)
39. Allah doth Blot out or confirm what He pleaseth: with Him is the mother of the Book.
39* خدای آنچه را خواهد محو می کند و ازمیان می برد و [یا] بر جای و استوار می دارد ، و اصل کتاب – لوح محفوظ- نزد اوست .
39. Allah efface ou confirme ce qu'il veut en l'Ecriture primordiale est auprès de Lui.
-بحثی پیرامون مقدرات الهی
- مطابق آنچه از آیات و روایات بدست میآید مقدرات الهی بر دو نوع است :
1-اموری که مصلحت دائمی دارد و لذا قانونش هم دائمی است .
2-اموری که غیر حتمی و مصالح آنها تابع اعمال و رفتار مردم است ، مثل توبه کردن مردم از گناه که مصلحت عقو را در پی دارد، یا دادن صدقه که مصلحت دفع بلا را به همراه می آورد و یا ظلم و ستم که بخاطر مفسده اش قهر الهی را به دنبال دارد . یعنی خداوند در اداره ی نظام آفرینش دست بسته نیست و با حکمت و علم بی نهایت که دارد، می تواند با تغییر شرایط ، تغییراتی در آفرینش و قوانین آن بدهد . بدیهی است که این تغییرات، نشانه جهل خداوند و یا تجدید نظر و پشیمانی او نیست ، بکله بر اساس حکمت و تغییر شرایط و یا پایان دوره آن امر است .
قرآن مجید در این زمینه نمونه های زیادی دارد که به چند نمونه اشاره میکنیم : الف : ( ادعونی استجب لکم ) دعا کنید تا من بار شما مستجاب کنم . انسان با تضرع و دعا می تواند مصالح خود را بدست آورد و سرنوشت خود را تغییر دهد. ب : (لعل الله یحدث بعد ذلک امرا) قانون الهی در همه جا ثابت نیست ، شاید خداوند با پدید آمدن شرایط لازم ، برنامه جدیدی را بوجود آورد .
- سوال : اگر علم خدا عین ذات اوست و قابل تغییر نیست ، پس هر چه در علم او گذشته باید به مرحله عمل برسد وگرنه جهل خواهد بود. جواب : علم خدا براساس نظام علل و اسباب است ، بدین صورت که او علم دارد که اگر از این وسیله استفاده شود، این نتیجه و اگر از دیگری بهره برداری شود ، آن سر انجام را در پی خواهد داشت و علم او جدای از علم بر اسباب و علل نیست .
-یکی از ایراداتی که اهل سنت بر شیعه وارد می کنند این است که می گویند: شیعه برای خداوند «بداء» قائل می شوند و به گمان آنها «بداء» یعنی تغییر در علم الهی و کشف خلاف برای خداوند، در حالی که منظور شیعه از بداء ظاهر شدن چیزی است که ما انسانها خلاف آنرا گمان می کردیم .
-نمونه ای از بداء
ما گمان می کردیم خداوند که به حضرت ابراهیم (ع) فرمان ذبح فرزندش را داده است ، میخواسته اسماعیل (ع) کشته و خونش بر زمین ریخته شود ، اما بعدا ظاهر شد که اراده ی الهی از این امر ، آزمایش پدر بوده است نه کشته شدن پسر.
- امام صادق (ع) فرمودند : خداوند از همه انبیاء همراه با توحید ، ایمان به بداء را نیز پیمان گرفته است . در حدیث دیگر می خوانیم : هرکس گمان کند برای خداوند مسئله جدیدی روشن شده که قبلا آنرا نمی دانسته از او تبری بجویید.
-دست خدا برای تغییر در نظام تکوین یا تشریع باز است.
-خداوند، آفرینش را به حال خود رها نکرده است .
- محو یا اثبات قوانین حاکم بر جهان هستی به دست خداست .
- جهان آفرینش دفتری دارد که تمام حوادث در آن ثبت است .
وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ (٤٠)
40. whether we shall Show Thee (within Thy life-time) part of what we promised them or take to ourselves Thy soul (before it is all accomplished),- Thy duty is to make (the message) reach them: it is Our part to call them to account.
40* و اگر برخی از آنچه به آنها وعده می کنیم به تو بنماییم ، یا تو را [پیش از کیفرشان، از میان آنها] برگیریم، جز این نیست که بر تو رساندن پیام است وبر ما حسابرسی .
40. que nous Te fassions voir une partie de ce dont nous les menaçons, ou que nous Te fassions mourir (avant cela), Ton devoir est seulement la communication du message, et le règlement de compte sera à nous.
- آنچه از لطف خداوند بر مسلمانان و یا قهر الهی بر کفار مشاهده میشود، تنها گوشه ای از تحقق وعده های الهی است .
-حتی مرگ افرادی چون رسول گرامی اسلام مانع از تحقق وعده های الهی نیست و در زمان پیش بینی شده محقق خواهد شد .
-گاهی آثار تبلیغ بعد از رفتن مبلغ پدیدار میشود، پس در انجام وظیفه منتظر نتیجه فوری نباشیم . زیرا که تاخیر نشانه تعطیل نیست.
- کیفرهای الهی بدون حساب ، نابجا و گزافه نیست.
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الأرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (٤١)
41. see They not that we gradually reduce the land (in their control) from its outlying borders? (Where) Allah commands, there is none to put back His Command: and He is swift In calling to account.
41* آیا ندیدند – ندانستند- که ما به زمین می پردازیم و از کناره های آن می کاهیم ؟ و خدا حکم می کند و حکم او را برگرداننده و رد کننده ای نیست و او زود حساب است .
41. ne voient-ils pas que nous frappons la terre et que nous la réduisons de tous cٍtés? C'est Allah qui juge et personne ne peut s'opposer à son jugement, et il est prompt à régler les comptes.
-در روایات متعدد می خوانیم که مراد از کم شدن اطراف زمین ، مرگ و فقدان علمای بزرگ است .
- از تاریخ و عاقبت گذشتگان درس عبرت بگیرید. و در وعده و وعید های الهی شک نکنید.
- پایان عمر حکومتها و شخصیت ها با خواست الهی است .حکومت و فرمان الهی شکست ناپذیر است .
- تمام افراد و قدرت ها به تدریج از زمین بچیده میشوند ولی قدرت الهی ثابت و پابرجاست.
وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ (٤٢)
42. those before them did (also) devise plots; but In all things the master- planning is Allah.s He knoweth the doings of every soul: and soon will the unbelievers know who gets home In the end.
42* و همانا کسانی که پیش از آنها بودند نیرنگ ساختند [ولی برای آنها سودی نکرد] و همه تدبیرها از آن خداست . می داند که هر کسی چه می کند، و بزودی کافران بدانند که سرانجام آن سرای برای کیست.
42. certes ceux d'avant eux ont manigancé (contre leur Messager); le stratagème Tout entier appartient à Allah. il sait ce que chaque âme acquiert. et les mécréants sauront bientٍt à qui appartient la bonne demeure finale.
- قرآن برای اینکه تمام توجه انسان به خدا معطوف شود و از غیر او مایوس گردد، همه راههایی را که ممکن است باعث گرایش انسان به غیر خدا شود می بندد
-یکی از بهترین نمونه های مکر خداوند، مهلت دادن به منحرفان است ، بنحوی که آنها گمان می کردند راهشان درست است ، اما خداوند بارها در قرآن فرموده است که کفار گمان نکنند مهلت دادن، نشانه محبت ما نسبت به آنهاست ، بلکه ما مهلت می دهیم تا پیمانه پر شود.
- رهبران دینی نگران مکر مخالفان نباشند، زیرا در طول تاریخ این حیله ها برای انبیا نیز بوده است .
- از تاریخ درس عبرت بگیرید که عاقبت از آن کیست.
- تمام تدبیرها و اثرات آن به دست خداوند متعال است ، به سراغ دیگران نروید.
-مکر انسان نسبت به خدا معنی ندارد، چون مکر و حیله در جایی اثر میکند که طرف مورد مکر غافل باشد .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون