*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ (٦)

6. Remember! Moses said to His people: "Call to mind the favour of Allah to you when He delivered you from the people of Pharaoh: They set you hard tasks and punishments, slaughtered your sons, and let your women-folk live: therein was a tremendous trial from your Lord."

6* و [یادکن] آنگاه که موسی قوم خود را گفت : نعمت خدای را بر خودتان یاد کنید هنگامی که شما را از فرعونیان رهانید ، که شکنجه سختی به شما میرسانیدند و پسرانتان را سر می بریدند و زنانتان را [برای خدمت] زنده نگه می داشتند ، و شما را در این کار آزمونی بزرگ از پروردگارتان بود.

6. (Rappelle-toi) quand Moïse dit à son peuple: ‹Rappelez- vous le bienfait d'Allah sur vous quand il vous sauva des gens de Pharaon qui vous infligeaient le pire châtiment. ils massacraient vos fils et laissaient en vie vos filles. il y avait là une dure épreuve de la part de votre Seigneur›,

- با مقایسه ی حوادث تلخ و شیرین و زمان آزادی ها و شکنجه ها ، قدر نعمت های خدا را بشناسیم .

- پیروزی را از خدا بدانیم نه از خود.

- آزادی ، از مهمترین نعمت های الهی است .

- مهم ترین کار انبیاء ، مبارزه با طاغوتها و نجات محرومان و مستضعفان است .

- درباریان و اطرافیان، نقش مهمی در حفظ نظام طاغوتی دارند.

- آزمایش و بلا در راستای تربیت انسان و از شئون ربوبیت الهی است .

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ (٧)

7. and Remember! your Lord caused to be declared (publicly): "If ye are grateful, I will add more (favours) unto you; but if ye Show ingratitude, truly My punishment is terrible indeed."

7* و هنگامی که پروردگارتان به شما آگاهی داد که اگر سپاس گزارید همانا شب را [نعمت] بیفزاییم ، و اگر ناسپاسی کنید هر آینه عذاب من سخت است .

7. et Lorsque votre Seigneur proclama: ‹Si vous êtes reconnaissants, Très certainement J'augmenterai [Mes bienfaits] pour vous. mais Si vous êtes ingrats, Mon châtiment sera terrible›.

- آیه 7 سوره ابراهیم ، مهم ترین و صریح ترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت یا کفران آن است ، که بعد از آیه ی مربوط به نعمت آزادی و تشکیل حکومت الهی ، به رهبری حضرت موسی مطرح شده است و این، رمز آن است که حکومت الهی و رهبر آسمانی مهم ترین نعمت هاست ، و اگر شکرگزاری نشود خداوند مردم ناسپاس را به عذاب شدیدی گرفتار میکند.

-شکر نعمت مراحلی دارد :

الف : شکر قلبی ، که انسان همه ی نعمت ها را از خداوند بداند.

ب : شکر زبانی ، نظیر گفتن « الحمد لله »

ج : شکر عملی ، که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضای خدا و خدمت به مردم به دست می آید .

-امام صادق (ع) فرمود : شکر نعمت ، دوری از گناه است . و نیز فرمود : شکر آن است که انسان نعمت را از خدا بداند (نه زیرکی و علم و عقل و تلاش خود یا دیگران) و به آنچه خدا به او داده راضی باشد و نعمتهای الهی را وسیله ی گناه قرار ندهد ، شکر واقعی آن است که انسان نعمت خدا را در مسیر خدا قرار دهد .

شکر در برابر نعمت های الهی بسیار ناچیز و ناقابل ذکر است ، به قول سعدی :

بنده همان به که ز تقصیر خویش         عذر به درگاه خدا آورد

ورنه سزاوار خداوندیش                    کس نتواند که بجا آورد

- در حدیث می خوانیم که خداوند به موسی وحی کرد : حق شکر مرا به جای آور . موسی گفت : این کار امکان ندارد . وحی آمد : همین اقرار تو و این که می دانی هر چه هست از من است ، بهترین شکر من است .

- به گفته روایات ، کسی که از مردم تشکر نکند از خدا نیز تشکر نکرده است .

- اگر نعمت خدا را در مسیر غیر حق مصرف کنیم ، کفران نعمت و زمینه کفر است.

- سنت خداوند بر آن است که شکر را وسیله ازدیاد نعمت قرار داده و این سنت را قاطعانه اعلام کرده است .

- خدا برای تربیت ما ، شکر را لازم کرد نه آنکه خود محتاج شکر باشد .

-با شکر نه تنها نعمت های خدا بر ما زیاد میشود ، بلکه خود ما نیز رشد پیدا میکنیم ، زیاد میشویم و بالا میرویم .

- کیفر کفران نعمت ، تنها گرفتن نعمت نیست ، بلکه حتی گاهی نعمت سلب نمیشود ولی به صورت نقمت و استدراج در می آید تا شخص ، کم کم سقوط کند.

وَقَالَ مُوسَى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الأرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ (٨)

8. and Moses said: "If ye Show ingratitude, ye and all on earth together, yet is Allah free of all wants, worthy of all praise.

8* و موسی گفت : اگر شما و هر که در زمین است همگی کافر شوید، همان خداوند بی نیاز و ستوده است .

8. et Moïse dit: ‹Si vous êtes ingrats, vous Ainsi que tous ceux qui sont sur terre, [sachez] qu'Allah se suffit à lui-même et qu'il est digne de louange›.

- در شیوه دعوت و تبلیغ ، نباید کار به خواهش از مردم برسد .

- ایمان و کفر، یا شکر و کفران ما در ذات او اثری ندارد .

-  گرجمله ی کائنات کافر گردند                 بردامن کبریائیش ننشیند گرد

- با ایمان و عمل خود ، بر خداوند هیچ منتی نگذاریم که او نیازی به اعمال ما ندارد.

أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ (٩)

9. has not the story reached you, (o people!), of those who (went) before you? - of the people of Noah, and 'Ad, and Thamud? - and of those who (came) after them? none knows them but Allah. to them came apostles with Clear (Signs); but They put their hands up to their mouths, and said: "We do deny (the mission) on which ye have been sent, and we are really In suspicious (disquieting) doubt As to that to which ye invite us."

9* آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند ، قوم نوح و عاد و ثمود، و کسانی که پس از آنها آمدند [وتفصیل احوال] آنان را کسی جز خدا نمی داند، به شما نرسیده است ، پیامبرانشان با دلایل روشن بدیشان آمدند، پس دستهاشان را در دهانهاشان بازگرداندند و گفتند : ما به آنچه بدان فرستاده شده اید کافریم ، و ما از آنچه ما را به آن می خوانید سخت در شکیم.

9. ne vous est-il pas parvenu le récit de ceux d'avant vous, du peuple de Noé, des Aad, des Tamud et de ceux qui vécurent après eux, et que seul Allah connaît? leurs messagers vinrent à eux avec des épreuves, mais il dirent, ramenant leurs mains à leurs bouches: ‹Nous ne croyons pas [au message] avec lequel vous avez été envoyés et nous sommes, Au sujets de ce à quoi vous nous appelez, dans un doute vraiment troublant›.

-  آیه 9 یکی از مصادیق تذکر و توجه به « ایام الله » است که در آیه ی پنجم این سوره مطرح شد .

- به گفته شیخ طوسی در تفسیر تبیان ، شک با ریب فرق دارد . شک، تردید طبیعی است ولی ریب ، شکی است که با سوء ظن و تهمت همراه باشد .

- شکی که زمینه تحقیق و قبول حقیقت شود ، شک سازنده و مفید است ، ولی شکی که در برابر بینات و معجزات مطرح است، همان لجاجت و شک مخرب و بازدانده ی انسان از پذیرش حق است .

- جمله « فردوا ایدیهم فی افواههم » را می توان به چند صورت معنا کرد :

الف: مخالفان با گذاشتن دست بر دهان حقگویان، صدای آنان را در گلو خفه می کردند.

ب: معجزات و دلایل انبیا به قدری محکم بود که گویا دست مردم را دهانشان گذاشتند ، کنایه از اینکه زبان مردم در برابر حق ، بسته شد و حرفی برای گفتن نداشتند.

ج: مخالفان انبیا از شدت خشم ، انگشتان خود را گاز میگرفتند .

د: مخالفان انبیا، در حضور پیامبر دستان خود را بر دهانشان قرار می دادند . کنایه از اینکه ساکت شوند و موعظه ای نکنند.

- از سوی خداوند سنت ها و قوانین ثابتی بر تاریخ و جامعه حاکم است ، که آشنایی با قسمتی از تاریخ می تواند درس عبرتی برای قسمت دیگر باشد .

-  کفار تنها مخالف شخص انبیا نبودند، بلکه با مکتب آنان مخالف بودند.

-  شک کفار در حقانیت دین ، ناشی از مقام تحقیق نیست ، بلکه منشا آن بدبینی و لجبازی است .

قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ (١٠)

10. their apostles said: "Is there a doubt about Allah, the Creator of the heavens and the earth? it is He who invites you, In order that He may forgive you your sins and give you respite for a term appointed!" They said: "Ah! ye are no more than human, like ourselves! ye wish to turn us away from the (gods) Our fathers used to worship: then bring us some Clear authority."

10* پیامبرانشان گفتند : آیا درباره خدا، پدید آرنده آسمانها و زمین، شکی هست ؟ شما را می خواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و تا سرآمدی معین شما را واپس بدارد – زنده بدارد- . گفتند : شما جز آدمیانی مانند ما نیستید که میخواهید ما را از آنچه پدرانمان می پرستیدند بازدارید و بگردانید، پس برای ما حجتی روشن و آشکار بیارید.

10. leurs messagers dirent: ‹Y a-t-il un doute Au sujet d'Allah, Créateur des cieux et de la terre, qui vous appelle pour vous pardonner une partie de vos péchés et vous donner un délai jusqu'à un terme fixé?› [les mécréants] répondirent: ‹Vous n'êtes que des hommes comme nous. vous voulez nous empêcher de ce que nos ancêtres adoraient. Apportez-nous donc une preuve évidente›.

 

- در آیه 9 کفار به انبیا گفتند : (تدعوننا) شما ما را به راه خدا می خوانید . ولی درآیه 10 پیامبران به آنان گفتند : (یدعوکم) خدا شما را میخواند . یعنی دعوت ما از جانب خود و به سوی خود نیست، بلکه از سوی خدا و به سوی خداست .

-به گفته زمخشری و مراغی ، وعده های قرآن نسبت به مومنین بخشش تمام گناهان است . ولی نسبت به دیگران، بخشش بعضی از گناهان است .

- اعتقاد به خدا ، فطری و بدیهی است و سزاوار شک نیست.

- در کنار عقل و فطرت ، محبت و دعوت لازم است .

-دین انسان را به پاکی از آلودگی ها دعوت میکند.

- خداوند طالب غفران و آمرزش گناهان انسان است.

- توبه و اطاعت از خداوند باعث تاخیر اجل انسان میشود.

- خداوند از روی مهر، به هدایت دعوت میکند و از روی لطف ، تا پایان عمر مهلت انتخاب می دهد .

- عمر هر انسانی ، از پیش اندازه گیری و تعیین شده است .

-تعصبات قومی و نژادی ، مانع پذیرفتن حق است .

-خانواده در عقاید و باورهای انسان، نقش مهمی دارد .

- عناد و گردنکشی در برابر حق ، درد بی درمان است . تمام انبیا با معجزه به سراغ مردم می رفتند ، ولی لجاجت برخی مردم سبب میشد که همواره معجزه ی تازه ای که طبق هوس آن ها باشد از پیامبران درخواست کنند.

‎ ‎‎التماس دعا‎

‎ ‎

 

‎ ‎