آیات 11 تا 18 سوره مبارکه ابراهیم
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (١١)
11. their apostles said to them: "True, we are human like yourselves, but Allah doth grant His Grace to such of His servants As He pleases. it is not for us to bring you an authority except As Allah permits. and on Allah let all men of Faith put their trust.
11* پیامبرانشان به آنها گفتند : ما جز آدمیانی مانند شما نیستیم ولیکن خدا بر هر که از بندگان خویش بخواهد [به نعمت نبوت] منت می نهد . و ما را نسزد که شما را حجتی آریم جز به خواست و فرمان خدا ، پس مومنان باید بر خدا توکل کنند و بس .
11. leurs messagers leur dirent: ‹Certes, nous ne sommes que des humains comme vous. mais Allah favorise qui il veut Parmi ses serviteurs. il ne nous appartient de vous apporter quelque preuve, que par la permission d'Allah. et C'est en Allah que les croyants doivent placer leur confiance.
- گرچه در آیه 11 می فرماید : خداوند بر هر کس بخواهد منت گذاشته ، او را پیامبر قرار میدهد ، ولی خدای حکیم میداند که چه کسی ظرفیت و لیاقت این مسئولیت بزرگ را دارد . خداوند بهتر میداند که رسالت خود را در کجا قرار دهد .
- کفار و مشرکان با انبیا دو حرف داشتند :
1- شما انسانهایی مثل ما هستید .
2- معجزه ای را که ما پیشنهاد میکنیم برای ما بیاورید .
- آیه 11 ، پاسخ این دو حرف آمده است : اما این که ما انسانی همانند شما هستیم قبول داریم، ولی خداوند بر ما منت گذاشته و به ما وحی کرده است . اما اینکه معجزه ی ما به دلخواه شما باشد ، این نمی شود زیرا ما حق نداریم بدون اذن خداوند معجزه ای بیاوریم .
- گرچه انسان ها همه در شکل و ظاهر یکسانند، اما دلیل بر این نیست که در باطن و معنویت نیز یکسانند.
-الگو ها و مربیان باید با تربیت پذیران ، در شرایط همسان باشند . ( آنچه نقطه ی قوت انبیا است ، در نظر بعضی نقطه ی ضعف بود . اگر پیامبران از خود انسان ها و دارای نیازها و غرایز و مشکلات انسان نبودند نمی توانستند مربی و الگوی انسان ها واقع شوند . )
- پیامبران ، درباره خود غلو نمی کردند و می گفتند : ما انسانی مثل شما هستیم .
- مقام نبوت ، هدیه و منت الهی است .
- معجزه به امر خداست ، نه خواست مردم .
- توکل ، لازمه ایمان است.
- مومن ، از عناد و انکار مخالفان خسته نمی شود و با توکل بر خداوند راهش را ادامه می دهد.
وَمَا لَنَا أَلا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (١٢)
12. "No reason have we why we should not put Our trust on Allah. indeed He has guided us to the ways we (follow). we shall certainly bear with patience all the hurt you may cause us. for those who put their trust should put their trust on Allah."
12* و ما را چه شده که بر خدا توکل نکنیم و حال آنکه او راههای ما را به ما بنموده است ؟! و ما بیگمان بر آزاری که به ما میکنید شکیبایی خواهیم کرد . پس توکل کنندگان باید بر خدا توکل کنند و بس .
12. et qu'aurions-nous à ne pas placer Notre confiance en Allah, alors qu'il nous guidés sur les sentiers [que nous devions suivre]? nous endurerons sûrement la persécution que vous nous infligez. et ceux qui ont confiance en Allah s'en remettent entièrement à Lui.›
- توکل یعنی وکیل گرفتن . وکیل باید چهار شرط داشته باشد : درایت ، امانت ، قدرت و محبت . و کسی جز خدا این شروط را به نحو کامل ندارد ، پس بر او توکل کنیم .
- امام رضا (ع) فرمود : مرز توکل آن است که با ایمان به خدا ، از هیچ کس نترسی .
- خدایی که هدایت کرد، حمایت هم میکند . پس تنها بر او توکل کنیم .
- راه انبیا همان راه خداست .
- لازمه پیمودن راه خدا، تحمل سختی هاست .
- هم باید بر خدا توکل کرد ، هم باید در برابر مخالفان صبر و مقاومت نمود.
- مومن با آزار وشکنجه ، از عقیده و عملش دست بر نمیدارد.
- کسی میتواند صبر کند که تکیه گاهی داشته باشد .
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ (١٣)
13. and the unbelievers said to their apostles: "Be sure we shall drive you out of Our land, or ye shall return to Our religion." but their Lord inspired (this message) to them: "Verily we shall cause the wrong-doers to perish!
13* و کسانی که کافر شدند به پیامبرانشان گفتند: هر آینه شما را از سرزمینمان بیرون می کنیم یا به کیش ما بازگردید . پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که البته ستمکاران را هلاک می کنیم.
13. et ceux qui ont mécru dirent à leurs messagers: ‹Nous vous expulserons certainement de Notre territoire, à moins que vous ne réintégriez Notre religion!› Alors, leur Seigneur leur révéla: ‹Assurément nous anéantirons les injustes,
-سوال : مگر انبیا قبل از بعثت ، مشرک بودند که کفار از آنان تقاضا میکردند به آیین ما بازگردید ؟ پاسخ : اولا ممکن است مراد کفار ، برگشت پیامبران در سلطه آنان باشد . یعنی میگفتند : بر فرض که شما ایمان دارید ، ولی نباید در برابر ما قیام کنید و خود و یارانتان از راه ما سرپیچی نمایید.
- ثانیا کلمه «عود» اگر با حرف «الی» همراه بود به معنای بازگشت به حالت اول است ، ولی حال که با کلمه «فی» همراه است ، مراد از آن تغییر و تحول است نه بازگشت به حالت اول ، یعنی عقیده دهید و آیین ما را بپذیرید .
- ثالثا شاید مراد از بازگشت به شرک، برگشتن یاران پیامبر باشد نه خود آنان .
- همه انبیا ، گرفتار مخالفان بودند.
- تهدید و تبعید ، سیاست زورگویان بی منطق است .
- کفار نمیخواهند مومنان هویت مستقلی داشته باشند.
- تهدید را بایدبا تهدید پاسخ داد.
- دلیل هلاکت است ، نه ظلم نه کفر
- ظلم ، دوام ندارد و ظالم ، عاقبت نابود میشود.
وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ (١٤)
14. "And Verily we shall cause you to abide In the land, and succeed them. This for such As fear the time when They shall stand before My tribunal,- such As fear the punishment denounced."
14* و هر آینه شما را از پس آنها در آن سرزمین جای خواهیم داد . این برای آن کس است که از ایستادن در برابر من [برای حسابرسی] بترسد و از بیم کردنم بهراسد .
14. et vous établirons dans le pays après eux. cela est pour celui qui craint ma présence et craint ma menace›.
- خداوند متعال وعده داده است که ستمگران نابود و اولیای او حاکم شوندو چون تاکنون این وعده به صورت گسترده محقق نشده است، درزمان ظهور امام زمان (عج) عملی خواهد شد .
- قرآن کریم بارها وعده داده است که « اولیای خدا بر زمین حاکم خواهند شد و دشمنان آنان به هلاکت خواهند رسید . » در اینجا سه مورد از آیات مربوط به این وعده الهی را ذکر میکنیم.
الف : « ان جندنا لهم لغالبون » همانا لشکر ما قطعا پیروز است .
ب : « و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین انهم لهم المنصورون» حرف ما نسبت به انبیا قطعی است که آن ها پیروزند.
- ج : « ان الارض یرثها عبادی الصالحون » وارث زمنی بندگان شایسته من خواهند بود . به هر حال ، پیروزی حق بر باطل و تشکیل حکومت الهی به دست مردان خدا از وعده های قطعی و مکرر قرآن است.
- ذات الهی ، سرچشمه خیرات و خوبی هاست و دوست داشتنی است . مومن بیشترین علاقه را به خدا دارد . آنچه سبب پروست ، مقام خداست .
- آری ! اگر دوست شما قاضی باشد و کار شما به دادگاه بکشد و پای حساب به میان آید ، شما از دادگاه و مقام عدل او می ترسید با اینکه او دوست شماست .
-کفار زمین را منطقه ی قدرت نمایی خود میدانند ، غافل از آن که حکومت زمین به دست انبیا و مومنان میرسد .
- خداوند به اولیای خود وعده ی پیروزی داده است .
- شرط پیروزی بر ستمگران ، داشتن تقواست .
- از تهدید کفار نترسید که میگویند : ( لنخرجنکم) از تهدید خدا بترسید که میفرماید :(خاف وعید)
وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ (١٥)
15. but They sought victory and decision (there and then), and frustration was the lot of every powerful obstinate transgressor.
15* و [پیامبران] گشایش و پیروزی خواستند ، و هر گردنکش ستیزه گری نومید و زیانکار شد .
15. et ils demandèrent [à Allah] la victoire. et Tout tyran insolent fut déçu.
مِنْ وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِنْ مَاءٍ صَدِيدٍ (١٦)
16. In front of such a one is Hell, and He is given, for drink, boiling fetid water.
16* فراروی او دوزخ است و او را زردابی از چرک خون آلود بنوشانند.
16. l'Enfer est Sa destination et il sera abreuvé d'une eau purulente
- کلمه « وراء » به معنای عاقبت و پایان است ، چنانکه در فارسی نیز میگوییم: پشت سر این غذا مریضی است .
- همه انبیا در انتظار پیروزی بودند . نوح میگوید : خداوندا ! من مغلوبم ، کمکی برسان . سایر انبیا نیز از خداوند فتح و پیروزی میخواستند .
- آشامیدنی های دوزخ سه نوع است :
1- صدید : چرک وخونی که از زخم و جراحت بیرون می آید .
2-غساق : چیزی که از پوست اهل دوزخ جاری میشود.
3-حمیم : مس آب شده .
- نوشیدنی های دوزخیان در قیامت سوزنده است نه سیراب کننده :
الف : (سقوا ماء فقطع امعاء هم ) از آب جوشانی نوشانده میشوند که درون آن ها را قطعه قطعه میکند.
ب : ( یغاثوا بماء کالمهل یشوی الوجوه ) از آبی همچون مس گداخته پذیرایی می شوند ، که حرارت آن صورت ها را کباب می کند.
- اما اهل بهشت در کنار نهرهایی از آب گوارا زندگی میکنند و از شیر و عسل مصفا که از طرف خداوند برای آنان آماده شده است استفاده میکنند و از همه ی نعمتهای الهی بهره مندند.
- در تاریخ آمده است : یکی از ستمگران بنی امیه به نام « ولید بن زید بن عبد الملک » روزی برای آگاه شدن ازآینده اش ، قرآن را باز کرد و چشمش به این آیه ( واستفتحوا... ) افتاد ، عصبانی شد و قرآن را پاره کرد و شعری به این مضمون سرود : ای قرآن ! تو مرا جبار عنید می دانی و تهدیدم می کنی ؟ آری ، من همان جبار عنیدم . من امروز تو را پاره میکنم ، تا در قیامت گواهی دهی که ولید مرا پاره پاره کرد .
يَتَجَرَّعُهُ وَلا يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ (١٧)
17. In gulps will He sip it, but never will He be near swallowing it down His throat: death will come to Him from every quarter, yet will He not die: and In front of Him will be a chastisement unrelenting.
17* که آن را جرعه جرعه می آشامد و او را فروبردن آن آسان و گوارا نیست – از گندی و تلخی نمی تواند آن را فرو برد تا رهایی یابد- و مرگ از هر جا به او روی می آورد اما او مردنی نیست ، و فراروی او عذابی سخت و سهمگین است.
17. qu'il tentera d'avaler à petites gorgées. mais C'est à peine s'il peut l'avaler. la mort Lui viendra de toutes parts, mais il ne mourra pas; et il aura un châtiment terrible.
- در آیه 17 سیمایی از عذاب دوزخیان مطرح شده است :
الف: عذاب اهل دوزخ ذره ذره است ، تا شکنجه ی آنان بیشتر باشد .
ب: عذابهای گوناگون ، دوزخیان را تا مرز مرگ پیش می برند، ولی آنان نمی میرند.
ج: عذاب ها، عقبه های سخت تری دارد و رو به افزایش است .
- قرآن در وصف عذاب قیامت، چندین تعبیر دارد : «الیم»،«شدید»،«غلیظ»،«عظیم» که همه اشاره به شدت و عظمت عذاب دارد .
- «اساغه» به معنای آشامیدن آب است با میل و رغبت . جمله (لایکاد یسیغه) یعنی هرگز با میل خود آن را نمی آشامد.
- رسول اکرم (ص) فرمود: هرکس شراب بنوشد، تا چهل روز نمازش قبول نمی شود و سزاوار است که خداوند از آب بد بوی متعفن دورخ ، به او بنوشاند .
- عذاب دوزخ تدریجی و دائمی است .
-دوزخیان مرگ ندارند و عذاب دوزخ سبب مرگ نمی شود.
- عذاب دوزخ رو به افزایش است.
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ (١٨)
18. the parable of those who reject their Lord is that their works are As ashes, on which the wind blows furiously on a tempestuous Day: no power have They over aught that They have earned: that is the straying far, far (from the goal).
18* داستان آنان که به پروردگارشان کافر شدند [این است که] کردارشان چون خاکستری است که بادی سخت در روزی تند باد برآن بوزد، که بر هیچ چیزی از آنچه کرده اند دست نتوان یافت . این است آن گمراهی دور [ازحق].
18. les oeuvres de ceux qui ont mécru en leur Seigneur sont comparables à de la cendre violemment frappée par le vent, dans un Jour de tempête. ils ne tireront aucun profit de ce qu'ils ont acquis. C'est cela l'égarement profond.
-خداوند بدی های مومنان را در صورت توبه به نیکی ها و حسنات تبدیل می کند ، ولی اعمال بدکفار ، حسناتشان را نابود میکند ، و اعمالشان محو میشود.
-قرآن در آیات زیادی مساله ی پوچ شدن و بی ثمر بودن اعمال کفار را مطرح کرده است
-اعمال کفار ، آتشی است که جز خاکستر چیزی به جای نمی گذارد.
- اعمال کفار ، شما را خیره و دلباخته نکند که پوچ و بی ثمر است .
- کافر سرمست ، از توبه و نجات دور است .
- کفر اعمال نیک را هم به باد می دهد .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون