آیات 32 تا 61 سوره مبارکه حجر
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ (٣٢)
قَالَ لَمْ أَكُنْ لأسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (٣٣)
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (٣٤)
وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ (٣٥)
32. ((Allah)) said: "O Iblis! what is your reason for not being among those who prostrated themselves?"
33. (Iblis) said: "I am not one to prostrate Myself to man, whom Thou Didst create from sounding clay, from mud moulded into shape."
34. ((Allah)) said: "Then get Thee out from here; for Thou art rejected, accursed.
35. "And the curse shall be on Thee till the Day of Judgment."
32* [خدای] گفت : ای ابلیس ، تو را چیست که با سجده کنندگان نباشی؟
33* گفت : من نه آنم که برای بشری که او را از گلی خشک بر آمده از لجنی بویناک آفریده ای سجده کنم.
34* گفت : پس از آنجا بیرون رو که تو رانده ای .
35* و همانا تا روز پاداش و کیفر بر تو لعنت است.
32. excepté Iblis qui refusa d'être avec les prosternés.
33. alors [Allah] dit: ‹ Iblis, pourquoi n'es-tu pas Au nombre des prosternés?›
34. il dit: ‹Je ne puis me prosterner devant un homme que Tu as créé d'argile crissante, extraite d'une boue malléable›.
35. - et [Allah] dit: ‹Sors de là [du Paradis], car Te voilà banni!
-در قضاوت تنها به علم خود تکیه نکنید، بلکه از مجرم نیز اقرار بگیرید و با سوال و جواب ، منشا جرم و روحیات مجرم را برای همه روشن کنید.
-اگر روحیه تکبر در شخصی پیدا شد، محیط و عوامل دیگر ، در هدایت او کارساز نیست . (بلکه در لابلای فرشتگان و در محیط ملکوتی بود لکن بخاطر لجاجت و تکبر آنگونه شد.)
-برتری نژادی ، یک فکر ابلیسی است .
-بدتر از سجده نکردن ، غرور و تکبر در برابر فرمان خداست .
-بدتر از گناه، توجیه گناه است .
-غرور و تکبر که آمد ، نور و روح الهی را در انسان نمی بیند. شیطان جسم خاکی بشر را دید و حاضر به سجده نشد ، در حالی که دستور خداوند به سجده ، بخاطر روح الهی او بود.
-دستور و فرمان های الهی سبب اجبار نیست .
-تکبر، بزرگی نمی آورد ، بلکه سبب تحقیر می شود . سبب نابودی و محو عبادات قبل می شود.
-اجتهاد و اظهار نظر در برابر فرمان و دستور روشن الهی ، جایز نیست . در مقابل فرمان:( فقعوا له ساجدین) جایی برای گفتار (خلقته من صلصال)نیست.
-یک لحظه نافرمانی و تکبر ، سبب خروج ابدی شد.
- متکبر همواره مورد لعنت الهی است .
قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ (٣٦)
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (٣٧)
إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (٣٨)
36. (Iblis) said: "O My Lord! give me then respite till the Day the (dead) are raised."
37. ((Allah)) said: "Respite is granted Thee
38. "Till the Day of the time appointed."
36* گفت : خداوندا، پس مرا تا روزی که برانگیخته میشوند مهلت ده.
37* گفت : تو از مهلت یافتگانی ،
38* تا روز آن هنگام دانسته
36. et malédiction sur toi, jusqu'au Jour de la rétribution!›
37. - il dit: ‹ Mon Seigneur, donne-moi donc un délai jusqu'au Jour où ils (les gens) seront ressuscités›.
38. [Allah] dit: Tu es de ceux à qui ce délai est accordé,
-وقتی شیطان فهمید تا روز قیامت مورد لعن است، از خداوند خواست تا آن روز سنت خداوند بر مهلت دادن است ، لذا به او مهلت داده شد ، اما نه تا روز قیامت که او درخواست کرد، بلکه تا روزی که زمان آن نزد خدا مشخص است . و به گفته برخی از مفسران، تا روزی که بشر باشد و تکلیف باشد .
- سنت خداوند بر مهلت دادن به گناهکاران است.
- دعا و درخواست گنهکاران نیز اگر مصلحت باشد، مستجاب می شود.
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأرْضِ وَلأغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (٣٩)
إِلا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (٤٠)
39. (Iblis) said: "O My Lord! because Thou hast put me In the wrong, I will make (wrong) fair-seeming to them on the earth, and I will put them all In the wrong,-
40. "Except Thy servants among them, sincere and purified (by Thy Grace)."
39* گفت : خداوندا ، به سبب آنکه مرا به راه هلاکت افکندی هر آینه در زمین [باطل را] در نظرشان می آرایم و همگیشان را گمراه میکنم.-به هلاکت میبرم-.
40* مگر آن بندگانت، از میان آنان ، که پاک و ویژه و برگزیده تو باشند.
39. jusqu'au Jour de l'instant connu› [d'Allah].
40. - il dit: ‹ Mon Seigneur, parce que Tu m'as induit en erreur, Eh bien Je leur enjoliverai la vie sur terre et les égarerai tous,
-خداوند کسی را گمراه نمی کند، لکن اگر کسی با اراده خود راه انحراف را برگزیند، خدا او را به حال خود رها می سازد . و این رها کردن بزرگترین کیفر و قهر الهی است . ابلیس نیز چون با اراده خود تکبر و لجاجت کرد، خداوند او را به حال خود رها کرد و مراد از جمله «اغویتنی» نیز همین معناست ، یعنی اکنون که به خاطر لجاجتم مرا از مدار لطف خود خارج کرد و به حال خودم واگذاردی من چنین و چنان خواهم کرد .
-ابلیس میداند که گروهی از مردم، از برگزیدگان الهی خواهند بود ، (یعنی او نبوت و امامت را نیز پذیرفته است و از دعایش که مرا تا قیامت مهلت بده ، روشن میشود معاد را نیز قبول داشته است . بنابراین ابلیس اصول و عقائدش درست بود ، لکن عیب او تکبر و نداشتن روحیه ی تسلیم و عبودیت بود . پس علم و ایمان به تنهایی کافی نیست، علم و تسلیم و عبودیت لازم است .
-ابلیس و ابلیس صفتان عیب خود را به خدا نسبت می دهند.
-ابزار انحراف شیطان ، زیبا جلوه دادن زشتی هاست .
-پاکان و مخلصان از دام شیطان در امانند .( البته اخلاص داشتن کافی نیست، عنایت خداوند لازم است . زیرا کلمه «مخلص» به معنای برگزیده الهی است.)
قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ (٤١)
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ (٤٢)
41. ((Allah)) said: "This (way of My sincere servants) is indeed a way that leads straight to Me.
42. "For over My servants no authority shalt Thou have, except such As put themselves In the wrong and follow thee."
41* [خدای] گفت : این راهی است راست که [نگهداشت آن] برمن است .
42* همانا تو را بر بندگان [ویژه] من دستیابی و چیرگی نیست ، مگر گمراهان – روندگان راه شر و فساد و هلاکت- که تو را پیروی کنند.
41. à l'exception, Parmi eux, de Tes serviteurs élus.›
42. - ‹[Allah] dit: Voici une voie droite [qui mène] vers Moi.
-در آیه 41 ، ابلیس گفت : من همه را گمراه می کنم جز افراد برگزیده و مخلص را .خداوند در ایه 42 می فرماید : این که تو حریف بندگان برگزیده ام نمی شوی ، راه مستقیم و سنت من است ، یعنی سنت من آن است که خودم ضامن حفظ آنان باشم ، نه آنکه تو به آنان کاری نداری ، بلکه نمی توانی به آنان کاری داشته باشی .
-سوال : اگر ابلیس حریف بندگان برگزیده نمی شود ، پس وسوسه آدم بر خوردن از درخت ممنوعه چه بود ؟ پاسخ : ابلیس در آنان طمع دارد و وسوسه هم می کند و گاهی به ترک اولی نیز وادار می کند لکن آنان را گمراه و منحرف نمی کند.
-شیطان بر آنان که بنده خدا و تسلیم او هستند، سلطه ای ندارد .
-انسان به اختیار خود ، ابلیس را پیروی میکند.
-اگر با عبادت و تقوی در مدار بندگی خدا در آمدیم بیمه میشویم.
-کار شیطان وسوسه است نه سلطه . (در قیامت نیز ابلیس در پاسخ اعتراض مردم میگوید من تنها شما را دعوت کردم ولی تسلط و اجباری بر شما نداشتم.)
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ (٤٣)
لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (٤٤)
43. and Verily, Hell is the promised abode for them all!
44. to it are seven gates: for Each of those gates is a (special) class (of sinners) assigned.
43* و همانا دوزخ وعده گاه همه آنهاست .
44* آن را هفت در است که هر دری را بخشی جداگانه از آنان (گمراهان)است .
43. sur Mes serviteurs Tu n'auras aucune autorité, excepté sur celui qui Te suivra Parmi les dévoyés.
44. et l'Enfer sera sûrement leur lieu de rendez-vous à tous.
-هفت درب دوزخ ، شاید اشاره به تعداد زیاد آن باشد . یعنی عوامل بسیاری سبب جهنمی شدن انسان میشود . نظیر ایه 27 لقمان که می فرماید : اگر درختان قلم و هفت دریا مرکب شوند، نمی توانند کلمات خدا را بنویسند . کنایه از اینکه مخلوقات الهی به قدری زیادند که قابل شماره و حساب نیستند.
-هر یک از بهشت و دوزخ راه هائی دارد . ( در نهج البلاغه می خوانیم که مجاهدین درب خاصی برای بهشت دارند)
- دوزخ همچون بهشت، طبقات و مراتبی دارد و هر کس مطابق جرمش کیفر می شود .
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٤٥)
ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ آمِنِينَ (٤٦)
وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ (٤٧)
لا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُمْ مِنْهَا بِمُخْرَجِينَ (٤٨)
45. the righteous (will be) amid Gardens and fountains (of clear-flowing water).
46. (Their greeting will be): "Enter ye here In peace and security."
47. and we shall remove from their hearts any lurking sense of injury: (They will be) brothers (joyfully) facing Each other on thrones (of dignity).
48. there no sense of fatigue shall touch them, nor shall They (ever) be asked to leave.
45* همانا پرهیزگاران در بوستانها و چشمه سارهایند.
46* [گویندشان:] به سلامتی و ایمنی در آیید.
47* و هر بدخواهی و کینه ای که در سینه شان بود برکندیم ، برادرانی بر تختهایی رویاروی هم اند.
48* در آنجا رنجی بدیشان نرسد و از آنجا بیرونشان نکنند .
45. Certes, les pieux seront dans des jardins avec des sources.
46. ‹Entrez-y en paix et en sécurité›.
47. et nous aurons arraché toute rancune de leurs poitrines: et ils se sentiront frères, faisant Face les uns aux autres sur des lits.
48. nulle fatigue ne les y touchera. et on ne les en fera pas sortir.
-کلمه «غل» به معنای نفوذ مخفیانه است . بنابراین صفات بد در انسان به طور مرموز و مخفیانه ریشه پیدا میکند . «سریر» از واژه سرور به معنای تخت است، و استفاده می شود که تکیه بر تخت سبب سرور است .
-خداوند در این آیات هشت پاداش بهشتی برای اهل تقوی بیان می فرماید : باغ ها ، چشمه ها ، سلامتی ، امنیت ، کدورت زدایی ، اخوت، تختهای روبرو، دوری از هر گونه رنج و جاودانگی
-در آیه ی قبل خواندیم که جز برگزیدگان الهی ، همه مردم مورد تهاجم وسوسه های ابلیس قرار می گیرند ، در این آیات می فرماید که اگر انسان به مرحله مخلصین و برگزیدگان نرسید ، ولی به مرحله تقوی گام نهد باز هم مشمول انواع نعمت های الهی می شود.
-آنچه مهم است جمع شدن همه ی نعمت ها در یکجاست ، زیرا در دنیا یکجا باغ یکجا باغ هست ، چشمه نیست و گاهی چشمه هست ، باغ نیست و گاهی هر دو هست ، سلامتی نیست و گاهی هر سه هست ، امنیت نیست و گاهی همه هست ولی صفا و صمیمیت نیست و گاهی همراه با انواع سختی ها و رنج هاست وگاهی که انواع نعمت ها یکجا جمع می شود باید همه را رها کرد و رفت . لکن در قیامت انواع نعمت های مادی و معنوی و اجتماعی و روانی همراه با ابدیت است .
- بشارت، در کنار آیات تهدید کننده ی قبل ، یک ضرورت تربیتی است .
-دوری از گناه در این چند روز دنیا ، کامیابی ابدی را به همراه دارد .
-در نعمت های بهشتی ، متنوع و متعدد است .
-نعمت های بهشتی ، بی نقص است . باغ با چشمه ، سلامتی با امنیت ، برادری با صمیمیت ، راحتی با دوام است .
-نعمت های بهشت جامعیت دارد . هم مادی است مثل باغ و چشمه ، هم روحی است مثل امنیت و صفا ، هم اجتماعی است مثل اخوت و برادری و از همه بالاتر همراه با رضای الهی و تبریک و تهنیت است .
-کینه توزی با برادری سازگار نیست. اول باید کینه ها برطرف شود بعد برادری محقق می شود .
-قهر و نارضایتی وعدم تحمل یکدیگر، همه جا نشانه حق بودن یکی و باطل بودن دیگری نیست .
-برای کدورت زدایی، باید از خداوند کمک گرفت .
-صفات بد همچون غل و زنجیر، انسان را اسیر می کند .
-بهشتیان نسبت به تفاوت درجات خود ، مسئله ای ندارند .
نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (٤٩)
وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الألِيمُ (٥٠)
49. Tell My servants that I am indeed the Oft-forgiving, Most Merciful;
50. and that My penalty will be indeed the Most grievous penalty.
49* بندگانم را خبر ده که من آمرزگار و مهربانم.
50* و اینکه عذاب من عذاب دردناک است .
49. Informe Mes serviteurs que C'est Moi le Pardonneur, le Très Miséricordieux.
50. et que Mon châtiment est certes le châtiment douloureux.
-رحمت الهی ، بزرگترین و بهترین پیام است .
-گنهکاران نیز بنده خدا هستند .
-در لطف او شک و تردیدی به خود راه ندهید .
-بخشندگی او همراه با لطف و مهربانی است ، نه تنها می بخشد لطف هم می کند.
-بخشش و لطف الهی ، عمیق و پی در پی است .
-لطف و رحمت الهی بر غضبش مقدم است .
-به رحمت الهی مغرور نشویم ، چرا که عذابش دردناک است .
وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ (٥١)
51. Tell them about the guests of Abraham.
51* و آنان را از مهمانان ابراهیم خبر ده.
51. et informe-les Au sujet des hٍtes d'Abraham
-قرآن در این آیات مردم را به چهار دسته تقسیم کرد : 1- مخلصین (انبیا واولیا) که ابلیس برآنان سلطه ندارد . 2 متقین که اهل بهشت هستند . 3- گناهکاران توبه کننده که در این آیه پیامبر خبر از عفور آنان میدهد. 4- گناهکاران یاغی که به عذاب دردناک هشدار داده شده اند.

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون