*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*

وَأَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (١٥)

15. and He has affixed into the earth mountains standing firm, lest it should shake with you, and rivers and roads, that You may Guide yourselves.

15*وخداوند در زمين كوههايى استوار افكند تا زمين شما را نلرزاند ونهرهايى و راههايىقرار داد تا راه يابيد.

15. et il a implanté des montagnes immobiles dans la terre afin qu'elle ne branle pas en vous emportant avec elle de même que des rivières et des sentiers, pour que vous vous guidiez,

كوهها مايه تعادل و آرامش زمين هستند "مَيْد"به معناى حركت به راست وچپ و اضطراب است. جمله ى "اءن تميد بكم"  يعنى كوهها سبب آرامش شما و جلوگيرى از لرزش زمين هستند. چنانكه حضرت على عليه السلام درباره كوهها مى فرمايد: خداوند، جنبش زمين را با سنگهاى بزرگ و كوههاى استوار، پايدار نمود.بُن كوهها در جاىجاى آن فرو رفته و در سوراخهاى آن خزيده است .

كوهها، محصول يك تصادف كور نيست ، بلكه بر اساس تدبير حكيمانه است.

- كوهها هم مايه ى هدايت ظاهرى اند وهم معنوى .

 

وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ (١٦)

16. and landmarks (signposts, etc. during the day) and by the stars (during the night), they (mankind) Guide themselves.

16* ونشانه هاى ديگرى در زمين قرار داد وآنان به وسيله ستاره راه مى يابند.

16. Ainsi que des points de repère. et Au moyen des étoiles [les gens] se guident.

براى حركت در بيابان ها و پيدا كردن راهها، نياز به علائم داريم. علائم طبيعى درروز و ستارگان در شب، كه خداوند در اين آيه به اين دو امر اشاره مىنمايد.

آيا خدايى كه براى هدايت دنيوى مردم علائمى را قرار داده، از هدايتِ معنوى آنهاغافل بوده است؟

- علم هيئت و ستاره شناسى، مورد توجه اسلام است .

 

أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ (١٧)

17. is Then he, who creates as one who creates not? will You not Then remember?

17* پس آيا آنكه مى آفريند همانند كسى است كه نمى آفريند؟ پس آيا ياد نمى كنيد و پندنمى گيريد؟

17. celui qui crée est-il semblable à celui qui ne crée rien? ne vous Souvenez-vous pas?

از ابتداى سوره ى نحل تا اينجا در پانزده آيه، نعمت هاى الهى را برمى شمرد و دراين آيه، يك نتيجه كلّى گرفته و بصورت سؤ ال، اين مطلب را بيان مى دارد كه : آياكسى كه خلق مى كند، همانند بت ها يا طاغوت هايى است كه قدرت خلق ندارند؟ چرا بجاىخداوند متعال سراغ آنها مى رويد؟

 در شيوه ى تبليغ، وجدانِ مخاطب را به قضاوت بگيريد و عقل و فطرت او را بيدار كنيد

- خداشناسى وخداپرستى در نهاد تمام انسان ها هست، فقط تذكّر لازم دارد.

 

وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (١٨)

18. and if You would count the graces of Allâh, never could You be Able to count them. Truly! Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.

18* واگر بخواهيد نعمت هاى خدا را بشماريد، نمى توانيد شماره كنيد. همانا خداوندآمرزنده ى مهربان است .

18. et Si vous comptez les bienfaits d'Allah, vous ne saurez pas les dénombrer. car Allah est Pardonneur, et Miséricordieux.

 گرچه شمردنِ نعمت هاى الهى ممكننيست، امّا ذكر و ياد آنها لازم است. چنانكه در آيه 11 سوره ضُحى مى فرمايد: "و امّا بنعمة ربّك فحدّث" و در زيارت امين ال.. مىخوانيم:"ذاكرة لسوابغ آلائك"

نعمت هاى الهى قابل شمارش نيست.

- نسبت به آنچه مى دانيد شكر كنيد، نسبت به آنچه نمى دانيد، خداوند غفور و رحيم است .

 

وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ (١٩)

19. and Allâh knows what You conceal and what You reveal.

19* وخداوند آنچه را پنهان مى كنيد وآنچه را آشكار مى سازيد مى داند.

19. et Allah sait ce que vous cachez et ce que vous divulguez.

علم خداوند نسبت به همه امور، چه آشكار و چه پنهان يكسان است .

- اگر بدانيم كه خداوند بهكارهاى ما آگاه است تقوا پيشه مى كنيم .

- خداوند به نيّت ها و اهداف ما نيز آگاه است .

 

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ (٢٠)

20. those whom they (Al-Mushrikûn ) invoke besides Allâh have not created anything, but are themselves created.

20* وكسانى را كه بجاى خدا مى خوانند، هيچ چيز نمى آفرينند وخود نيز آفريده شدهاند.

20. et ceux qu'ils invoquent en dehors d'Allah ne créent rien, et ils sont eux-mêmes créés.

 

أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (٢١)

21. (They are) dead, lifeless, and they know not when they will be raised up.

21* آنها مرده گانند نه زنده گان ونمى دانند چه وقت برانگيخته خواهند شد.

21. ils sont morts, et non pas vivants, et ils ne savent pas quand ils seront ressuscités.

براى جاهل، تكرار مطلب لازم است. در كنارِ"لايخلقون"، "يخلقون"و در كنارِ"اموات"، "غير احياء"ذكر شده است، در حالى كه همانمعنى را مى رساند.

غير خدا هر چه باشد، مرده است. چه جماد باشد، چه انسان .

- در قيامت، حتى بُت ها مبعوث مى شوند.

 

إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (٢٢)

22. Your Ilâh (God) is one Ilâh (God Allâh, none has the Right to be worshipped but He). but for those who believe not In the Hereafter, their hearts deny (the faith In the Oneness of Allâh), and they are proud.

22* معبود شما معبودى است يگانه، پس كسانى كه به آخرت ايمان ندارند دل هايشان به انكارخو كرده و همانان مستكبرند.

22. votre Dieu est un Dieu unique. ceux qui ne croient pas en l'au-delà leurs coeurs nient (l'unicité d'Allah) et ils sont remplis d'orgueil.

"كبر" يعنى خود را بزرگ دانستن، "تكبّر" يعنى آثار كبر را عملكردن و "استكبار"يعنىآنكه خودش بزرگى ندارد ولى با انواع وسائل، مى خواهد بزرگى خود را ايجاد و اثباتكند.

انكار معاد در حقيقت انكار مبدء است. توحيد و معاد به هم پيوند دارند.

- منشاء كفركبر است، نه جهل. انكارِ حقيقت است، نه جهل به حقيقت.

- ايمان به آخرت، تكبر و استكبار رابرطرف مى كند.

 

لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ (٢٣)

23. Certainly, Allâh knows what they conceal and what they reveal. Truly, He likes not the proud.

23* البته وبى گمان، آنچه را پنهان مى كنند و آنچه را آشكارا مى نمايند، خداوند مىداند. همانا او مستكبران را دوست ندارد.

23. Nul doute qu'Allah sait ce qu'ils cachent et ce qu'ils divulguent. et assurèment il n'aime pas les orgueilleux.

كلمه ى  "جَرم" به معناىبريدن و چيدن ميوه از درخت است"لاجَرم" يعنى مساءله قابل بريدن و شك و شبهه نيست، بلكه قطعى وحتمى است .

 

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (٢٤)

24. and when it is said to them: "What is it that Your Lord has sent down (unto Muhammad )?" they say: "Tales of the men of old!"

24* وهرگاه به آنان گفته شد: پروردگارتان چه نازل كرده؟ گفتند افسانه هاى پيشينيان .

24. et lorsqu'on leur dit: ‹Qu'est-ce que votre Seigneur a fait descendre?› ils disent: ‹Des légendes anciennes!›

كلمه "اساطير"يا جمعِ "اُسطوره" به معناى حكايات و افسانه هاى خرافى است كه به صورت مكتوبدرآمده باشد و يا جمع "اَسطار"به معناى سطرهايى كه از روى كتب پيشين، نسخه بردارى شدهباشد. در قرآن اين كلمه، نُه بار از زبان كفّار نقل شده كه در همه ى موارد همراهكلمه ى "اوّلين"است،يعنى آنها مى گفتند: اين حرفها تازگى ندارد، بلكه همان بافته هاى پيشينيان است .

خوى افراد مستكبر، تحقير كردن است، گاهى تحقير مكتب، گاهى رهبر و گاهى امّت .

 

لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا سَاءَ مَا يَزِرُونَ (٢٥)

25. they will bear their own burdens In full on the Day of Resurrection, and also of the burdens of those whom they misled without knowledge. evil indeed is that which they shall bear!

25* آنان بايد در روز قيامت هم بار گناهان خود را به تمامى به دوش كشند و هم بخشى ازبار گناهانِ كسانى كه بدون علم آنان را گمراه مى نمايند بدانيد كه چه بد بارى رابرمى دارند.

25. qu'ils portent donc, Au Jour de la Résurrection, tous les fardeaux de leurs propres oeuvres Ainsi qu'une partie de fardeaux de ceux qu'ils égarent, sans le savoir; combien est mauvais [le fardeau] qu'ils portent!

اين آيه در مورد رهبران كفر است كه در دنيا با تبليغات دروغين خود سبب گمراهى مردممى شوند، لذا در قيامت، هم گناه كفر خود را به دوش مى كشند و هم گناه كسانى را كهباعث انحراف آنها شده اند. چنانكه در روايات مى خوانيم: هر كس ‍ راه كجى را ترسيمكند، در كيفر تمام منحرفان شريك است و هر كس راه خوبى را ترسيم كند، پاداش پويندگانآن راه را نيز به او مى دهند بدون آنكه از سهم او چيزى كم شود.

رهبران كفر و ضلالت، از هيچ تخفيفى در كيفر برخوردار نيستند.

- كسى كه ديگران را به گناه دعوت كند،در كيفر آنان نيز شريك است .

- رهبران كفر، سهم گناه خود را بطور كامل، اما سهم گناه پيروان را بهمقدارى كه در آن نقش داشته اند بر عهده دارند.

- ريشه ى بسيارى انحراف ها، جهل است و دشمن از جهل مردم براىانحراف آنها استفاده مى كند.

 

قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ (٢٦)

26. those before them indeed plotted, but Allâh struck at the foundation of their building, and Then the roof fell down upon them, from above them, and the torment overtook them from directions they did not perceive.

 

26* همانا كسانى كه قبل از ايشان بودند نيز مكر ورزيدند، پس قهر خداوند به سراغ پايههاى بناى آنان آمد، پس سقف از بالاى سرشان بر آنان فرو ريخت و از آنجا كه انديشه اشرا نمى كردند، عذاب الهى آمد.

 26. ceux qui ont vécu avant eux, Certes, ont comploté, mais Allah attaqua les bases mêmes de leur bâtisse. le toit s'écroula au-dessus d'eux et le châtiment les surprit d'où ils ne l'avaient pas pas senti.

 آنجا كهاساس دين در خطر باشد، خداوند خود وارد عمل مى شود.

- مخالفان دين و مكتب بدانند كه خداوند طرفِ آنهاست .

- گاهى بناىمحكم، بجاى حفاظت از جان انسان ، گور خود انسان مى شود.

- زمان و مكان قهر خدا، قابل پيش بينى نيست .

    التماس دعا