آیات 8 تا 17 سوره مبارکه اسراء
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v آيه ، ضمن اينكه هشدار به غافلان و عبرت براى مردم است ، مايه ى تسكين و آرامشپيامبر صلى الله عليه و آله است ، كه اگر كافران از آزارشان دست برندارند، گرفتارقهر الهى خواهند شد
v پس از قوم نوح ، قوم عاد، ثمود، لوط، اصحاب مدين ، فرعون ، هامان ، قارون و اصحابفيل هم ، گرفتار قهر الهى شدند
v "حَصير" ، از"حَصر" به معناى در تنگنا ومحاصره افتادن است . به فرش حصيرى نيز از آن جهت حصير مى گويند كه در هم بافته شدهاست
v جمله ى "يهدى للّتى هى اقوم " را دو گونه مى توان معنا كرد: الف) قرآن به پايدارترين شيوه هدايت مى كند ب) قرآن استوارترين ملّت ها و امّت ها را هدايت مى كند
v شايد دليل اينكه در قرآن معمولا كلمه ى شب مقدّم بر روز آمده است ، اين باشد كهتاريكى زمين از خودش است و روشنايى آن از خورشيد
v كلمه "طائر" در آيه كنايهاز عمل انسان است ، زيرا اعمال انسان همچون پرنده پرواز دارد تا به صاحبش برسد وپرونده عمل هر كس ، از خير و شرّ، به گردنش آويخته مى شود
v در قرآن بارها به مساءله نامه ى عمل اشاره شده و در آيات مختلف نكاتى مطرح گرديدهاست ، از جمله: 1- نامه ى عمل براى همه است 2- در آن نامه چيزى فروگذار نشده است 3- مجرمان از آن مى ترسند 4- خود انسان با خواندن نامه ى عملش ، حاكم و داور است 5- رستگاران ، كتابشان به دست راست داده مى شود و دوزخيان به دست چپ
v امام صادق عليه السلام مى فرمايد: انسان ، اعمال خويش را در پرونده ى خود چنان واضحمى بيند كه گويى همان ساعت آن را مرتكب شده است
v فخر رازى مى گويد: مراد از كتاب ، صفحه ى روح است كه اعمالانسان در آن اثر مى گذارد و مراد از خواندن ، درك و فهم آن است . در تفسير الميزان ، از كتاب ، به نفس اعمال تفسيرشده است
v با توجّه به آيات 25 انعام و 13 عنكبوت و روايات ، پيشوايان كفر و گمراهى ، علاوهبر بار گناهان خود، بار گناهِ پيروان خود را نيز بر دوش مى كشند، بدون آنكه از گناهپيروان ، چيزى برداشته شود. زيرا اسباب گ مراهى آنان را فراهم كرده اند
v " اَمَرنا مُترفيها" ، يعنىبزرگان قوم را فرمان به اطاعت مى دهيم ، زيرا خداوند به فسق و گناه دستور نمى دهد،بلكه به عدل و احسان فرمان مى دهد. شيوه ى هلاك كردن خدا به اين نحواست كه به اطاعتدستور مى دهد، مرفّهان بى درد مخالفت مى كنند و افراد عادّى هم از آنان پيروى مىكنند، آنگاه قهر الهى بر همگان حتمى و محقق مى شود، و عذاب و غضب الهى فرا مى رسد
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v ملّت هايى كه در طول تاريخ ، به دليل نافرمانى ، گرفتار قهر و غضب خدا شده اندبسيارند
v قهر الهى مخصوص قيامت نيست ، در دنيا هم هلاك مى كند
v توجّه به علم و آگاهى خدا به گناهان ، براى تربيت ما كافى است
v خداوند، به باطن ما خبير و به ظاهر ما بصير است
v يكى از شيوه هاى قهر و كيفر الهى ، رفاه زدگى و فرورفتن در نعمت هاست
v سقوط اخلاقى و اجتماعى جامعه ، به دست رؤ ساى مرفّه آنان است
v مرفّهان بى درد، پيش از ديگران در برابر دعوت انبيا مى ايستند، چون رفاه ، معمولاسرچشمه ى فساد است
v مهلت دادن به نافرمانان ، سنّت الهى است
v تهديدهاى الهى را جدّى بگيريم و خود را اصلاح كنيم ، چون عامل اجراى تهديدهاى الهىعملكرد خودماست
v بدون اتمام حجّت ، عذاب الهى نازل نمى شود
v هدايت پذيرى به سود خود انسان و كفر واعراض ، به زيان خود اوست ؛ سود و زيانى بهخدا نمى رسد
v سنّت خدا بر آن است كه كسى يا امّتى را بدون بيان و اتمام حجّت ، عذاب نكند
v عقل ، به تنهايى براى سعادت بشر كافى نيست ، هدايت انبيا لازم است
v لازمه ى آخرت ، آمدن انبياست ، چون براى بازخواست شدن انسان ، قبلاً بايد شرحوظايفش را از طريق پيامبران دريافت كند
v در قيامت ، همه ى مردم قادر به خواندن نامه ى اعمال خود مى شوند
v قيامت ، تنها دادگاهى است كه مجرم عليه خودش حكم مى كند
v حساب و كتاب ، براى همه است واستثنا ندارد
v همه ى انسان ها با كارت شناسايىِ اعمال ، در محشر حضور پيدا مى كنند
v براى خدا همه ى عمل ها روشن است ، به گردن آويختن نامه ى اعمال ، براى فهميدن خودانسان است
v گرچه ثبت اعمال در دنيا براى انسان محسوس نيست ، ولى در قيامت ، آن را خواهد ديد
v گردش زمين به دور خود و پيدايش روز و شب و تغييرات آن ، طبق اراده ى حكيمانه ى الهىاست ، نه تصادفى
v با آنكه فضل و رحمت از خداست ، ولى ما نيز بايد تلاش كنيم
v آماده سازى زمينه هاى كسب روزى ، از شئون ربوبيّت الهى است
v روزى ، از سوى خداست ، به زرنگى خود مغرور نشويم
v تدبير نظام آفرينش ، بى هدف نيست و در اين تدبير، محور هدف ها انسان است
v شب و روز، تقويمى طبيعى ، دائمى ، همگانى ، آسان و قابل فهم ، و وسيله اى براى نظمو برنامه ريزى مى باشد
v در نظام هستى ، همه چيز منظّم ، قانون مند و تفكيك شده است تا اصطكاك و تداخل وفروپاشى پيش نيايد
v عجله و شتاب از آفات فكر و عمل بشر است
v خرافات و اوهام در منطق استوار قرآن راه ندارد
v قرآن تنها كتابى است كه قوانين ابدى و ثابت دارد
v دريافت اجر به ايمان و عمل نياز دارد، )المؤ منين الذين يعملونالصالحات ( ولى براى دوزخى شدن ، كفر به تنهايى كافى است
v عذاب الهى از هم اكنون آماده است
v بيم واميد در كنار هم بايد باشد
v ياءس و نااميدى از رحمت الهى روا نيست . خداوند، براى مفسدان نيز راه بازگشت را بازگذارده است
v محور كار مربى بايد رحمت و محبّت باشد
v در شيوه ى هدايت ، ابتدا از رحم ومهربانى بگوييم ، سپس از هشدار و تهديد استفادهكنيم
v قهر الهى وابسته به عملكرد خود ماست
v فسادى كه توبه در پى نداشته باشد، به كفر مى انجامد
v دوزخيان هيچ راه فرارى ندارند
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون