آيات 39 تا 49 سوره مباركه اسراء
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vبرخى مفسّران مى گويند: مراد از "حكمت"، احكام ثابتى است كه در آيات قبل گفته شده و در اديان ديگرهم بوده و نسخ شدنى نيست .
گاهى خداوند، با خطابى تند به پيامبرش، در واقع به كفّار هشدار مى دهد كه اميد خودرا از پيامبر قطع كنند، مثل اينكه مى فرمايد: اگر سراغ غير خدا بروى، به جهنّمافكنده مى شوى .
v از جمله عقايد انحرافى مشركان اين بود كه فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند و قرآنبارها با اين مساءله برخورد كرده و آن را دروغ و تهمتى بزرگ شمرده است، از جمله:" اءم له البنات و لكم البنون "،"اءلكم الذَّكَر و لهالاُنثى "البتّه عقيده به فرزند داشتن خدا، نزد يهود ونصارا هم بوده است، ولى اعتقاد به دختر داشتن، مخصوص بت پرستان است
v "صَرّفنا"، بيان گوناگون و متنوّع و تكرارهاى مختلفگفتار در جهت روشن تر شدن موضوع بحث است .
انسان فطرتا تنوّع طلب است، خواه در طبيعت باشد، يا كتاب الهى و اين رمز برخىتكرارها و تنوّع بيان ها در قرآن است .
v نطق داشتن اشيا محالنيست، چون در قيامت تحقّق مى يابد. "انطق كلّ شى"حتّى سنگ هم علم و خشيت دارد و از خوف خدا ازكوه سقوط مى كند. "و ان منها لما يهبط من خشية اللّه" حضرت سليمان سخن مورچه را مى فهميد و منطق الطيرمى دانست. هدهد انحراف مردم را تشخيص مى داد كه نزد سليمان آمد و گزارش داد. خداوند كوهها را مخاطب قرار داده: "يا جبال اوّبى معه"اى كوهها! همراه با داود نيايش كنيد.
تسبيح گويى حيوانات و موجودات، در روايات هم آمده است، از جمله :
1- به چهره ى حيوانات سيلى نزنيد، كه تسبيح خدا مى گويند.2- هرگاه صيد تسبيح نگويد، شكارِ صيّاد مى شود.3- هيچ درختى قطع نمى شود، مگر به خاطر ترك تسبيح او.4- سنگريزه در دست پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به نبوّت او گواهى داد.5- زنبور عسل تسبيح مى گويد.6- صداى گنجشك ها تسبيح آنهاست . همه ى اين روايات، گوياى تسبيح واقعى است، نه زبان حال .
v قرآن وسيله ى هدايت متّقين است،"هدىً للمتّقين"و از نشانه هاى متّقين، يقين به آخرت است،"و بالاخره هم يوقنون"پس قرآن براى آنان كه به قيامت ايمان ندارند،هدايت گر نيست. اين همان حجاب پنهانى است كه سبب مى شود انسان از فهم وحى و لذّتدرك معارف الهى محروم بماند، گرچه از زبان خود پيامبر صلى الله عليه و آله نيز وحىرا بشنود.
v "اَكِنّة"جمع "كنان"، يا "كنّ"، به معناى وسيله ى پوشاندن است. "وَقر"، به معناى سنگينى در گوشاست .
"كانّهم حمرٌ مستنفرةٌ فَرّت من قَسورة".
v "رُفات"به معناىِ گِل خورد شده است .
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
vغير از مكتب وحى و قانون خدا، راهها و مكاتب ديگر بيراهه است و محروميّت وملامتودوزخ را درپى دارد.
v پايان شرك، دوزخ ومشرك مستحقّ دورى از رحمت خداست .
v برترى پسر بر دختر، پندارى بى اساس است .
v عقيده به فرزند داشتن خداوند، هم محكوم است و هم بى انصافى . پندار اينكه فرشتگان دخترند، غلط است.
v انسان نبايد آنچه را خود نمى پسندد، براى ديگران بپسندد، چه رسد آنكه براى خداباشد!
v انسان پيوسته نيازمند تذكّر است وچه بسا در هربار تكرار، گروهى جذب شوند.
v نظام هستى، بهترين دليل بريكتايى خداست. (اگر خدايان ديگر بودند، رقابت مى شدواگر رقابت بود نظام بهم مى خورد).
v خداوند از هرگونه شريك پاك است و ميان ذات مقدّس او و خرافاتى كه مى گويند، فاصله وبرترى بسيارى است .
v همه ى هستى خدا را تسبيح مى گويند، پس چرا انسان از اين كاروان عقب بماند. در آسمان ها نيز موجودات زنده و با شعور هست . بعضى صداها را ممكن است بشنويم، امّا نمى فهميم كه تسبيح است .
v اگر انسان، قابليّت هدايت نداشته باشد، تلاوت قرآن، توسّط رسول اللّه هم بى اثراست . تلاوت قرآن مى تواند انسان را از شرّ كفّار، ايمن كند. تلاوت قرآن، روح تبرّى از مشركان را در انسان تقويت مى كند.
v روحِ بسته و دلِ مرده، معارف ناب قرآن را نمى پذيرد. شنيدن و فهميدن ساده، غير از فهم عميق و لذّت بردن از آن است . محروم ماندن از درك معنويّات، نوعى قهر الهى است .
v خداوند، از اهداف و اغراض مردم نيز آگاه است .
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون