آیات 50 تا 58 سوره مبارکه اسراء
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v گرچه انسان پس از مرگ ، متلاشى و خاك مى شود، ولى خاك ، سرچشمه و دروازه ى حيات وزندگى است . گياهان از خاك مى رويند و موجودات زنده در خاك پرورش مى يابند. پس زندهكردن مردگان از خاك ، نزد خداوند متعال مهم و دشوار نيست ، حتّى اگر شما سنگ و آهنو سخت تر از اينها هم باشيد، كه فاصله شان با حيات ، دورتر است ، باز هم خداوند،شما را زنده خواهد كرد
v منكران ، دليلى بر انكار معاد ندارند، تنها سؤ ال دارند كه چه كسى و چه زمانى وچگونه ما را زنده مى كند؟ پاسخ قرآن اين است كه همان خدا كه اوّلين بار شما راآفريد، قدرت بازآفرينى شما را دارد، زمان آن نيز خيلى دور نيست ، شايد نزديك باشد
v خداوند، آفريدگار بهترين هاست
v گويا مسلمانان در نحوه ى برخورد با كفّار ونيشخندهاى آنان و نحوه ى مقابله به مثل ،سؤ الاتى داشتند كه آيه با "قل " پاسخ داده است ، چرا كه گاهى بدگويى به بت هاى كفّار، آنانرا گستاخ مى كرد كه آنان نيز به خداوند ناسزا گويند
v " كلام احسن " شامل هر نوعسخن شايسته است ، همچون : سلام ، دعا، ارشاد، اظهار محبّت ، امربه معروف و نهى ازمنكر، ذكر خدا، توبه و استغفار و امثال آن
v در آيه ى قبل ، تاءكيد بر خوب حرف زدن بود، در اين آيه نمونه هايى از آن بيان شدهاست : انسان خود را برتر از ديگران نداند، آنان را تحقير نكند و حتّى به كفّارنگويد: شما اهل دوزخيد و ما اهل بهشت ، چرا كه چنين روشى ، سبب فتنه مى شود. بهعلاوه ما چه مى دانيم عاقبت خوش با كيست ؟ خدا آگاه تر است ، اگر بخواهد مى بخشد ياعذاب مى كند
v در احاديث آمده است : پيامبران ، يكصد وبيست وچهار هزار نفر بوده اند؛ بعضى از آنانمبعوث بر همه ى مردم و داراى كتاب آسمانى بودند، برخى نيز در منطقه يا بر قوم خاصّىماءمور بودند وتحت فرمان پيامبر بزرگ ترى انجام وظيفه مى كردند
v آيه را چنين نيز ترجمه كرده اند: پيامبرانى كه مردم رابه حقّ دعوت مى كنند، خودشاننيز (در حركت معنوى ) به سوى پروردگارشان ، به سراغ وسيله مى روند، آن هم وسيله اىكه بيشتر و سريعتر آنان را به خدا نزديك كند. يا هر پيامبرى مقرّب تر است ، بيشترسراغ خدا مى رود
v در روايات بسيارى ذيل اين آيه آمده است كه دو كفه ى بيم و اميد در انسان بايد يكسانباشد، وگرنه يا ماءيوس مى شود، يا مغرور
v "قَرية " محلّ اجتماعمردم وآبادى است ، چه شهر باشد چه روستا. و مراد از "الكتاب "، يا لوح محفوظ است ،يا قرآن كه علل سقوط و هلاكت امّت ها در آن بيان شده است
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v زندگى براى هيچ كس ماندگار و پايدار نيست
v برچيده شدن بساط زندگى روى زمين ، نه يك تصادف ، بلكه براساس قانونى است كه خداوند،از پيش تعيين و ثبت كرده است
v سراغ وسيله رفتن و شفاعت طلبى ، نبايد انسان را از عذاب غافل كند
v بهترين وسيله آن است كه انسان را به خدا نزديكتر كند
v عذاب ، از شئون ربوبيّت خداوند است ، آن را شوخى نگيريم
v سراغ غير خدا رفتن و به آن اميد داشتن ، خيالى بيش نيست
v در شيوه ى تبليغ ، ضمن آنكه بايد حقيقت را بيان كرد، بايد مردم را در انتخاب بهحال خود گذاشت تا آن را با اختيار رد كرده يا بپذيرند
v غير خدا، نه مى تواند خطر را رفع كند و نه آن را به ديگرى برگرداند، آن را تبديلكند و يا تخفيف دهد
v عالم ، محضر خداست و او بر همه چيز آگاه است
v در آسمان ها نيز موجودات با شعور وجود دارند
v كتاب آسمانى ، از نشانه هاى برترى يك پيامبر است
v به ايمان خود مغرور نشويم
v كارهاى الهى ، بر اساس علم اوست
v انسان ها در انتخاب عقيده آزادند، حتّى پيامبران هم ماءمور اجبار مردم بر ايماننيستند
v در دعوت به كلام نيكو، بايد خود نيكو سخن بود
v لازمه ى عبوديّت ، خوش گفتارى با ديگران است
v القاى دشمنى ميان مردم ، كار شيطان است و كسى كه چنين كند، همكار شيطان است
v هنگام رستاخيز، همه ى مردگان ثناگوى خدايند
v مدّت دنيا و برزخ ، نسبت به قيامت ، بسيار كوتاه است
v پيامبر، ماءمور پاسخگويى به سؤ الات ، شبهات و ايرادهاست
v زنده ساختن مجدّد مردگان ، حتّى اگر سنگ و آهن هم شده باشند، بر خدا آسان است
v دليل انكار معاد، غفلت از قدرت الهى است
v عمر دنيا نسبت به آخرت ، كم و كوتاه است و هر كس بايد مرگ و قيامت را نزديك بداند
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون