ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v    كفّارِ بهانه جوى مكّه ، از پيامبر تقاضاى معجزات متعدّدى داشتند، از جمله مىخواستند بعضى از كوههاى مكّه (كوه صفا) را به طلا تبديل كند، يا كوهها جابه جا شدهو زمين براى كشاورزى به وجود آيد. خداوند مى فرمايد: به تجربه ى تاريخ ، كفّار لجوجبا ديدن اين نشانه ها نيز ايمان نمى آورند و نظام آفرينش ، دستخوش هوسهاى افرادلجوج نمى شود. و اگر معجزه به پيشنهاد مردم ارائه شود و به آن كفر ورزند، عقوبتدنيوى آنان حتمى است

v    در آيه ى قبل سخن از كشتن ناقه ى صالح بود و در اين آيه ، سخن از شجره ى ملعونه كهقاتل اهل بيت پيامبر عليهم السلام بودند. در روايات مى خوانيم كه اهل بيت فرمودند: ما كمتر از ناقه ى صالح نيستيم ، جسارت به ما هلاكت را به دنبال دارد

v    "شَجرة "، هم به معناىدرخت است ، هم هر اصلى كه شاخه ها و فروعى داشته باشد. لذا به قبيله هم شجره گفتهمى شود. پيامبر نيز فرمود: من و على از يك شجره ايم

v    در آخر اين آيه آمده است كه هشدارهاى الهى نسبت به شجره ى ملعونه ، نتيجه اى جزافزايش طغيان بزرگ اينان ندارد. و "طغيان كبير"  تنها يكبار و در همين آيه به كار رفته است . پس بايد درقرآن از يك شجره ملعونه واز قوم و قبيله اى سراغ گرفت كه به ظاهر مسلمان ، ولى درباطن داراى نفاق وسبب فتنه ى مردم اند

v    بعضى پنداشته اند شجره ى ملعونه ، همان "درخت زقّوم " است كه وسيله ى عذاب الهى است ، ولى چيزهاى ديگرى هموسيله ى عذاب الهى بوده است كه اين نشانه ى لعنت شدن آن وسيله نيست ، مثل رود نيلكه فرعون را غرق كرد، يا فرشتگان كه بر اقوامى عذاب نازل كردند، يا مؤ منان كه درجنگ ها بازوى خدا در عذاب و نابودى كفّار بودند

v        در قرآن بارها به مساءله ى سجود فرشتگان و سرپيچى ابليس اشاره شده است

v    "اءراءيت " به معناى "اخْبرنى "، به من خبر دهمى باشد. "اَحتنكنّ"  از "حَنك  "، طنابى است كه بهگردن حيوان انداخته و او را مى كشند. "اِحتناك "، به معناى از ريشه درآوردن و سلطه ى كامل يافتن نيز مىباشد

v        " اِستفزاز" به معناىلغزاندن با سرعت و تردستى و هُل دادن است

v    ابليس براى فريب انسان از يك راه وارد نمى شود، بلكه با تبليغات ، وعده ها، آرزوها،وسوسه ها، همراهى و مشاركت ، پياده و سواره ، انسان را محاصره مى كند و در اين ميانعدّه اى همراه او مى شوند

v    در روايات مى خوانيم : كسى كه باكى ندارد كه چه مى گويد و يا درباره او چه گفته مىشود ودست به هر كارى مى زند وعلنا گناه يا غيبت مى كند، شريك شيطان است

v    توليد و مصرف ناسالم ، كنزاندوزى ، وسرمايه گذارى شركت ها وكارخانجات خارجى ،وايجاد مراكز علمى ، فرهنگى ، هنرى ومسابقات بين المللى استعمارى نوعى مشاركت شيطاناست

v    با آنكه همه ى مردم بندگان خدايند، ولى خداوند بعضى را از روى احترام و تكريم بهخود نسبت داده است . (عبادى ( همانگونه كه در مورد اشياو جامدات نيز چنين نسبتى داده شده است

v        عِباد خدا، در آيه ديگرى با ويژگى هاى ايمان وتوكّل ، معرّفى شده اند كه شيطان رابر آنان تسلّطى نيست

v        در حديث آمده است : اذان و نماز، عامل طرد شيطان است

v    راههاى دريايى از نظرِ ارزانى ، هميشگى و عمومى بودن ، نقش خوبى در نقل و انتقالاشخاص و اجناس دارد و بركات كشتيرانى در حمل و نقل بار و مسافر و ماهيگيرى ، فراواناست . سهم دريا در اكسيژن سازى ، توليد بخار و ابر و باران ، پرورش ماهى و شگفتىهاى جمادى و گياهى و حيوانى آن بسيار است

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v        پيامبران با داشتن معجزه هاى گوناگون ، پيوسته گرفتار افراد لجوج بودند

v        خداوند بر هر كارى تواناست ، امّا كارش براساس حكمت است ، نه ارضاى هوسهاى مردم

v        توهين به مقدّسات و تكذيب معجزات ، قهر و عذاب الهى را به دنبال دارد

v        آنچه از سوى خداست ورنگ خدايى دارد، حسابش از امور عادّى جداست

v        خداوند، گاهى از طريق خواب ، بعضى حقايق را به پيامبر و ديگران الهام مى كند

v        هر حادثه اى ، حتّى تعبير خواب ، مى تواند وسيله ى آزمايش مردم قرار گيرد

v        قبايل و گروه هايى كه عامل انحراف شوند،"شجره ىملعونه "اند

v        هشدار به مردم ، حتّى به قبايل و دودمان هاى ملعون ، از سنّت هاى الهى است

v        در دل لجوجان متعصّب ، هشدارها اثر ندارد

v        سجده براى غير خدا، اما به فرمان خداوند، مانعى ندارد

v        انسان گل سرسبد موجودات است ، چرا كه فرشتگان معصوم در برابر او سجده كردند

v        اعتقاد به برترى هاى موهوم ، شيطانى است ، زيرا شيطان ، به برترى نوع خود عقيدهداشت

v        ابليس ملاك ارزش را عناصر مادّى مى پندارد

v        خودپرستى ، انسان را به طغيان در برابر خدا مى كشد

v        دل كندن از جاه و مقام ، يكى از سخت ترين امتحانات است

v        حسادت ، به تدريج به كينه تبديل مى شود

v        ابليس هم از قيامت آگاه بود و هم به آن ايمان داشت

v        خداوند تقاضاى مهلت خواهى ابليس را پذيرفت

v        جايگاه ابليس و پيروانش دوزخ است

v        قدرت ابليس محدود است

v        شركت ابليس در مال و فرزند انسان ، از آغاز آن شروع مى شود و تا لقمه ى حرام ومشتبه و زنا ادامه مى يابد

v        بندگى خدا، انسان را در برابر تبليغات و لشكركشى هاى ابليسى بيمه مى كند

v        انسان آزاد است و در برابر هجوم ابليس مى تواند با پناه بردن به ايمان و عبوديّت ،مقاومت كند

v        پيامبر تحت حفاظت خاصّ الهى است واز نفوذ شيطان درامان است

v        تاءمين نيازهاى مادّى انسان ، نشانه ى قدرت خداوند بر كفايت انسان است

v        امكانات وفضل از سوى خداست و كار و تلاش از ما

v        آنچه از نعمت هاى دريا به دست مى آوريم ، تفضّل اوست

v        ربوبيّت خداوند همراه رحمتِ دائمى اوست