ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      در طول تاريخ ، اغنيا و ثروتمندان كافر، پيوسته شرط ايمان آوردن خود را طرد فقرا وبينوايان مى دانستند

v      امام صادق و امام باقر عليهما السلام فرمودند: مراد از خواندن خداوند در صبحگاه وشامگاه ، اقامه ى نماز است

v      گرچه مردم در انتخاب ايمان و كفر مختارند، ولى بايد بدانند كه سرانجام كفر، عذابسوزان قيامت است

v      "سُرادِق " يعنى سراپرده، وتنها يك بار در قرآن آمده است ، آن هم درباره دوزخيان

v   امام رضا عليه السلام به يكى از كارمندان طاغوت فرمود: اگر از كوه بيفتم و قطعهقطعه شوم ، بهتر از آن است كه كارگزار طاغوت باشم ، مگر آنكه مشكلى از مؤ منانبگشايم . سپس فرمود: خداوند، كارگزاران طاغوت را در سرادقى از آتش قرار مى دهد تااز حساب خلايق ، فارغ شود

v      خداوند عمل هاى صالح ما را تباه نمى كند، بلكه اين خصلت ها و عمل هاى بد ماست كهموجب حبط و نابودى كارهاى نيك مى شود

v   هر عمل صالح را مى توان به چند روش انجام داد: به روش عادّى ، خوب و عالى . اين آيه، عالى ترين وجه را تشويق مى كند. آرى ، گاهى مواد غذايى خوب است ، ولى شيوه ى پختآن خوب يا متوسط است

v   "عَدن " يعنى اقامت وجايگاه . "اءساور" جمع "اءسوره " به دستبند، "سُندس " به ابريشم نازك و "اِستبرق " به حرير ضخيمگفته مى شود و "اءرائك " جمع "اءريكه " به تختسلطنتى كه با تور پوشانده باشند، گفته مى شود

v   با توجّه به اينكه در بهشت هر لباس با هر نوع جنس و رنگى در اختيار بهشتيان قراردارد، امّا اختصاص لباس سبز شايد اشاره به لباس رسمى و عمومى آنان باشد كه هنگامتكيه بر تخت ها خود را به آن تزيين مى نمايند

v      "اُكل " به معناى محصول و ميوه ى قابل مصرف وخوردنى است

v   "ثَمر" به انواع ميوه وبه انواع مال و دارايى و حتّى به درخت نيز گفته مى شود. چنانكه در آيه ى 42 مىخوانيم : (اُحيط بثمره ( كه قهر خدا تمام باغ و درختانرا احاطه كرد، نه تنها ميوه ى آن را

v      "صاحب " يعنى همراه و همسخن ، چه مؤ من باشد چه كافر

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      همدلى با تهى دستان سخت است ، ولى بايد تحمّل كرد

v      دعاى دائمى وخالصانه ، ارزشمند است

v      زشت ترين كار آن است كه مردم به خدا توجّه كنند، ولى رهبر، به دنيا

v      كيفر دنياگرايى ، غفلت از ياد خداوند است

v      ارزش ياد خدا، به ريشه دار بودن آن در قلب وروح است

v      تنها سرچشمه ى حقّ خداوند است

v      تقاضاى طرد فقراى مؤ من حقّ نيست ، بلكه حقّ آن است كه از طرف خدا باشد

v      گرايش و عدم گرايش مردم ، در حقّانيّت دين تاءثيرى ندارد

v      پيامبر مسئول ابلاغ است وانسان ها در پذيرش ايمان و كفر آزادند

v      دوزخ از هم اكنون آماده است

v      توجّه به فرجام شوم كافران ، نقش مهمى در تربيت انسان دارد

v      معاد، جسمانى است

v      فكر وفرهنگ الهى ، بر عمل صالح مقدّم است

v      در بينش اسلامى ، نه چيزى از حساب الهى مخفى مى ماند و نه اجر عملى ضايع مى گردد

v      بهره مندى بهشتيان از زيورآلات ، نشان مى دهد كه انسان فطرتا زيور و آرايش را دوستدارد

v      دورى از تجمّلات حرام در دنيا، رمز رسيدن به تجمّلات ابدى در آخرت است

v      معاد، روحانى و جسمانى است ، چون اگر روحانى بود، نيازى به طلا و حرير و تخت نبود

v      رنگ سبز، رنگ بهشتى است

v      تفاوت فقر و غناى انسان ، از جانب خداوند حكيم است

v      دلبستگى وغرور به مال و قبيله ، زمينه ى طغيان است

v      نه فقر نشانه ى ذلّت است ، نه ثروت دليل عزّت ، پس بر فقرا فخر نفروشيم