آيات 28 تا 34 سوره مباركه كهف
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v در طول تاريخ ، اغنيا و ثروتمندان كافر، پيوسته شرط ايمان آوردن خود را طرد فقرا وبينوايان مى دانستند
v امام صادق و امام باقر عليهما السلام فرمودند: مراد از خواندن خداوند در صبحگاه وشامگاه ، اقامه ى نماز است
v گرچه مردم در انتخاب ايمان و كفر مختارند، ولى بايد بدانند كه سرانجام كفر، عذابسوزان قيامت است
v "سُرادِق " يعنى سراپرده، وتنها يك بار در قرآن آمده است ، آن هم درباره دوزخيان
v امام رضا عليه السلام به يكى از كارمندان طاغوت فرمود: اگر از كوه بيفتم و قطعهقطعه شوم ، بهتر از آن است كه كارگزار طاغوت باشم ، مگر آنكه مشكلى از مؤ منانبگشايم . سپس فرمود: خداوند، كارگزاران طاغوت را در سرادقى از آتش قرار مى دهد تااز حساب خلايق ، فارغ شود
v خداوند عمل هاى صالح ما را تباه نمى كند، بلكه اين خصلت ها و عمل هاى بد ماست كهموجب حبط و نابودى كارهاى نيك مى شود
v هر عمل صالح را مى توان به چند روش انجام داد: به روش عادّى ، خوب و عالى . اين آيه، عالى ترين وجه را تشويق مى كند. آرى ، گاهى مواد غذايى خوب است ، ولى شيوه ى پختآن خوب يا متوسط است
v "عَدن " يعنى اقامت وجايگاه . "اءساور" جمع "اءسوره " به دستبند، "سُندس " به ابريشم نازك و "اِستبرق " به حرير ضخيمگفته مى شود و "اءرائك " جمع "اءريكه " به تختسلطنتى كه با تور پوشانده باشند، گفته مى شود
v با توجّه به اينكه در بهشت هر لباس با هر نوع جنس و رنگى در اختيار بهشتيان قراردارد، امّا اختصاص لباس سبز شايد اشاره به لباس رسمى و عمومى آنان باشد كه هنگامتكيه بر تخت ها خود را به آن تزيين مى نمايند
v "اُكل " به معناى محصول و ميوه ى قابل مصرف وخوردنى است
v "ثَمر" به انواع ميوه وبه انواع مال و دارايى و حتّى به درخت نيز گفته مى شود. چنانكه در آيه ى 42 مىخوانيم : (اُحيط بثمره ( كه قهر خدا تمام باغ و درختانرا احاطه كرد، نه تنها ميوه ى آن را
v "صاحب " يعنى همراه و همسخن ، چه مؤ من باشد چه كافر
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v همدلى با تهى دستان سخت است ، ولى بايد تحمّل كرد
v دعاى دائمى وخالصانه ، ارزشمند است
v زشت ترين كار آن است كه مردم به خدا توجّه كنند، ولى رهبر، به دنيا
v كيفر دنياگرايى ، غفلت از ياد خداوند است
v ارزش ياد خدا، به ريشه دار بودن آن در قلب وروح است
v تنها سرچشمه ى حقّ خداوند است
v تقاضاى طرد فقراى مؤ من حقّ نيست ، بلكه حقّ آن است كه از طرف خدا باشد
v گرايش و عدم گرايش مردم ، در حقّانيّت دين تاءثيرى ندارد
v پيامبر مسئول ابلاغ است وانسان ها در پذيرش ايمان و كفر آزادند
v دوزخ از هم اكنون آماده است
v توجّه به فرجام شوم كافران ، نقش مهمى در تربيت انسان دارد
v معاد، جسمانى است
v فكر وفرهنگ الهى ، بر عمل صالح مقدّم است
v در بينش اسلامى ، نه چيزى از حساب الهى مخفى مى ماند و نه اجر عملى ضايع مى گردد
v بهره مندى بهشتيان از زيورآلات ، نشان مى دهد كه انسان فطرتا زيور و آرايش را دوستدارد
v دورى از تجمّلات حرام در دنيا، رمز رسيدن به تجمّلات ابدى در آخرت است
v معاد، روحانى و جسمانى است ، چون اگر روحانى بود، نيازى به طلا و حرير و تخت نبود
v رنگ سبز، رنگ بهشتى است
v تفاوت فقر و غناى انسان ، از جانب خداوند حكيم است
v دلبستگى وغرور به مال و قبيله ، زمينه ى طغيان است
v نه فقر نشانه ى ذلّت است ، نه ثروت دليل عزّت ، پس بر فقرا فخر نفروشيم
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون