آيات 46 تا 53 سوره مباركه كهف
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v در روايات، براى "باقيات الصالحات"نمونه هايى همچون، نمازهاى پنجگانه،ذكر خداو محبّت اهل بيتعليهم السلام بيان شده است،ولى اينها مصاديقىاست كه مفاهيم قرآن را مخصوص به خود نمى سازد.
همه ى نعمت هاى مادّى، زينت دنيا هستند، ولى مال و فرزند جلوه ى بيشترى دارد و بههمين دليل نام اين دو از ميان نعمت هاى بى شمار الهى مطرح شده است و چون غالباپسران نيروى فعّال اقتصادى هستند، نه دختران، لذا در كنار "مال"، "بنون" آمده است، نه "بنات".
v قرآن وضعيّت كوهها را در آستانه ى برپايى رستاخيز، به صورت هاى گوناگونى بيان كردهاست، از قبيل :
1- زلزله و لرزش زمين وكوهها.2- حركت و جابجايى .3- تكّه تكّه شدن وبه صورت ريگ درآمدن .
v "صف"نشانه ى نظم و ساماندهى و رمز ادب و تواضع است . در قرآن، براى بيان اوصاف مجاهدان و همچنين فرشتگان، تعبير "صف" آمده است و دو سوره ى ازقرآن نيز به نام"صف" و "صافّات"مى باشد.
v بارها قرآن از مسئله ى كتاب و پرونده و نامه ى عمل در قيامت سخن به ميان آورده استو مى فرمايد: فرستادگان ما مى نويسند: "انّ رسلنا يكتبون"، آثار كارها را هم مى نويسيم: "نكتب ما قدّموا و آثارهم، نامه عمل آنان برگردنشان آويخته مى شود: (الزمناه طائره فى عنقه"، پرونده ها در قيامت گشوده مى شود: "و اذ الصُّحف نُشرت"، نامه ها به دست خود افراد داده مى شود؛ نامه ىخوبان به دست راست و نامه بدكاران به دست چپ آنان داده مى شود. همان گونه كه هرفردى پرونده اى دارد، هر امّتى نيز كتاب و پرونده اى دارد".كلامّة تُدعى الى كتابها".
آنان كه در دنيا بى خيال و بى تفاوت بوده و به هر كارى دست مى زنند، در آخرت هراس ودلهره خواهند داشت،"مشفقين"ولى مؤ منان كه در دنيااهل تعهّد و خداترسى بودند در آنجا آسوده اند "انّا كنّا قبلفى اهلنا مشفقين".
v سجده سه نوع است :
1- سجده ى عبادت كه مخصوص خداست مثل سجده ى نماز.2- سجده ى اطاعت، مثل سجده ى فرشتگان بر آدم، كه براى اطاعت فرمان خداوند بود.3- سجده ى تحيّت و تكريم، مثل سجده ى يعقوب بر يوسف .
v خداوند، بى نياز مطلق است وبه هيچ ياورى حتّى در آفرينش نياز ندارد و اگر امورى رابه ديگران مى سپارد، مانند واگذارى تدبير به فرشتگان،"والمدبّرات امرا"از روى عجز وناتوانى نيست، بلكه از روى حكمت ودر مسير تربيت و رشد انسان است .
v آنان كه از خدا جدا شوند سرگردانند و به هر چيز روى مى آورند، از انسان تا جماد وحيوانات، از خورشيد و ماه در آسمان تا گاو وگوساله در زمين، از فرشتگان معصوم تاشياطين فاسق، ولى هرچه بخوانند جوابى نمى شنوند،"فلميستجيبوا لهم"امّا اگر خدا را بخوانند، حتما پاسخشان داده مى شود "ادعونى استجب لكم".
v مجرمان در قيامت راه فرار ندارند، زيرا نجات يا در سايه ى ايمان است، يا به خاطرعفو الهى براساس توبه وعمل صالح ، كه دستشان از اين موارد تهى است و يا شفاعت،كه از بت ها كارى ساخته نيست، پس دوزخ برايشان حتمى است .
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v جلوه ى مال وفرزند تنها در دنياست، در آخرت، ثروت وفرزند، سودى نمى بخشد.
v آنان كه امكانات مادى دارند مغرور نشوند. آنان هم كه ندارند، ماءيوس نباشند.
v مال و فرزند، ماندگار نيست، به چيزى بينديشيم و دل ببنديم كه باقى است .
v براى دل نبستن به زندگى دنيا، يادآورى قيامت لازم است .
v حشر و رستاخيز، حتمى است .
v قيامت براى همه است و هيچ استثنايى در كار نيست .
v طبقات دنيوى در قيامت از بين مى رود و همه ى مردم، توانگر و فقير در يك صف قرار مىگيرند.
v نظم، ارزشى است كه هم در دنيا مطرح است، هم در آخرت، هم در جامعه و هم در عبادت .
v نحوه ى حضور در قيامت، مانند هنگام تولّد و حضور در دنياست؛ عاجز، گريان و عريان .
v قيامت، هم نامه ى عمل هر فرد به دستش داده مى شود، هم كتابى در برابر همه قرارداده مى شود.
v قيامت، صحنه ى تجسّم عمل هاى انسان است .
v نبايد به سابقه ى خود مغرور شد. ابليس با سابقه ى طولانى عبادت، فاسق شد.
v آنان كه به جاى خدا پيرو شيطان مى شوند، ستمگرند.
v ديدن آتش، عذاب است وسوختن در آن عذابى ديگر.
v در قيامت، گرچه مجرمان آتش را از دور دست مى بينند، ولى چنان با صدا و نفير است كه مى پندارند الا ن در آن مى افتند.
v شرك، عذابى ابدى دارد. مجرم در قيامت اميدى به نجات و راه فرار ندارد.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون