آيات 84 تا 97 سوره مباركه كهف
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v ذوالقرنين و سليمان، دو مؤ من بودند كه حاكم زمين شدند و بخت النصر و نمرود دوكافر كه حاكم زمين شدند.
v "حَمِئة"، به گل سياه بدبو، لجن و گل داغ گفته مىشود.
v مراد از اينكه جز خورشيد، سايه بانى نداشتند(در آيه 90)، زندگى ابتدايى وبدون امكانات است. بهفرموده امام صادق عليه السلام: نه خانه سازى مى دانستند، نه خيّاطى. خورشيد، بىمانع بر آنان مى تابيد به گونه اى كه صورت هاى آنان سياه شده بود.
v توجّه به آيه بعد (94) كه مردم، ذوالقرنين را به كمال، قدرت، دلسوزى و لياقت شناختندو ناامنى را مهم ترين مسئله تشخيص داده و حلّ آن را به دست ذوالقرنين دانستند و بااو گفتگو كردند. بنابراين مراد از جمله "لايكادونيفقهون قولا"اين است كه فرهنگشان پايين بود.
در اين سوره، سه ماجرا نقل شده است كه در هر سه، حركت و هجرت وجود دارد: هجرتاصحاب كهف، هجرت موسى براى ديدار خضر، هجرت ذوالقرنين؛ اوّلى هجرت براى حفظ ايماناست، دوّمى براى تحصيل دانش و سوّمى براى نجات محرومان مى باشد.
v "خراج"چيزى است كه از زمين خارج مى شود، و "خَرج"به آنچه از مال خارج مىگردد گفته مى شود.
مفسّران و مورّخان، با استفاده از قرائن موجود مى گويند: مراد از ياءجوج و ماءجوجهمان قبايل مغول و تاتار مى باشند.
v "رَدم"به بستن شكاف، "صَدف"به كناره وجانب، "قِطر"به مس گداخته و "زُبَر"به قطعه هاى بزرگ آهنىگفته مى شود.
امام صادق عليه السلام فرمود: تقيّه، سدّى ميان شما و مخالفان است كه قابل بالارفتن از آن و سوراخ كردن نيست .
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v نظام طبيعى، نظام سبب و مسبّب است و هر چيزى سببى دارد كه بايد آن را شناخت ودر پىآن رفت .
v مهم تر از داشتن امكانات و قدرت، خوب استفاده كردن است .
v جهانگردىِ با شناخت وهدف، مورد تاءييد است .
v كفر و شرك، ظلم است . حكومت اسلامى حقّ دارد با مشركان برخوردى تند داشته باشد.
v عذاب دنيا، مانع كيفر آخرت نيست . كيفر دنيوى، شناخته شده و معلوم است، ولى عذاب آخرت ناشناخته است .
v نيكان و بدان نبايد يكسان برخورد كرد، چه از موضع فرد، چه حكومت .
v وظيفه رهبر و حاكم الهى، اجراى عدالت ومبارزه با ظلم و آسان كردن مقرّرات اجتماعىاست .
v افراد صالح و متعهّد، پيگيرى و پشتكار دارند. مردان خدا، با داشتن همه نوع امكانات رفاهى، براى نجات محرومان و گسترش عدالت حركتمى كنند.
v آنچه مهم است؛ هدايت و خدمت به مردم است، چه درشرق باشد چه در غرب .
v پيشواى مردم بايد به همه ى مناطق سركشى كند و در جريان اوضاع قرار گيرد.
v خدمت به محرومان يك ارزش است، چه با فرهنگ باشند يا نباشند.
v نياز به امنيّت بيش از مسكن ولباس است . در جوامع انسانى =، امنيّت وآسايش از اهميّت ويژه اى برخوردار است . لذا سخت ترين كيفرها نيز براى برهم زنندگان امنيّت است .
v امكانات مردمى را در راه مصالح آنان بايد به كار گرفت . براى رسيدن به هدف، علاوه بر طرح وتقاضا وبودجه، همّت و مشاركت مردمى نيز لازماست .
v محكم كارى و بى نقص انجام دادن كارها، شيوه ى انبياست .
v رهبران لايق، به كمك علم، هنر، سوز و تعاون، از ساده ترين افراد و ابزار، بهترينكارها را توليد مى كنند، بنابراين اگر مدير لايق باشد، كارگران ساده مهم ترين پروژهها را انجام دهند.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون